جدید به قدیم
اینکه آموزش پیشدبستانی برای همه کودکان رایگان شود و شکاف طبقاتی در دسترسی به این فرصت مهم از میان برود، بیتردید هدفی ارزشمند است. اما پرسش جدی اینجاست: آیا چنین تصمیم بزرگی بدون پشتوانه کارشناسی کافی، بدون آمادهسازی زیرساختها و بدون توجه به ملاحظات فرهنگی و روانشناختی، واقعاً میتواند آینده آموزش در ایران را روشنتر کند؟نخست، باید به بُعد روانشناختی ماجرا نگاه کرد. بر اساس آموزههای تربیتی در فرهنگ اسلامی و نیز یافتههای جدید روانشناسی رشد، کودکان تا حدود هفتسالگی نیازمند آزادی، بازی و تجربههای غیررسمی برای رشد خلاقیت و شخصیتاند. ورود به آموزش رسمی از پنجسالگی، اگر با تکالیف ساختارمند و کلاسمحور همراه شود، ممکن است بیش از آنکه به شکوفایی کمک کند، بار اضافی روانی بر کودک تحمیل کند و حتی میل به یادگیری را در سالهای بعد کاهش دهد. به بیان دیگر، خطر تبدیل پیشدبستانی به «کلاس اول زودرس» بسیار جدی است.دوم، موضوع زیرساختهاست. امروز مدارس ما با کمبود معلم متخصص، کلاسهای پرجمعیت، و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه…
…از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار توجیه وضع موجود بدل خواهند شد.سلام به متخصصین عملگرا تنها زمانی معنا مییابد که قدرت حاکم به ضرورت عقلانیت و کارآمدی تن دهد، میدان را از چنبره بوروکراسی امنیتی و جناحی آزاد کند و بپذیرد که اداره کشور با روشهای کهنه دیگر ممکن نیست.به بیان روشن؛ نجات ایران در گرو تغییر ساختار حکمرانی و میدان دادن به عملگرایان متخصص است، نه بازی تکراری اصلاحطلب و اصولگرا.روزنامه صبح ساحل
نشست شورای اسلامی استان هرمزگان با حضور رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان، معاونان حوزه بهداشت و درمان برگزار شد. هدف از این جلسه بررسی وضعیت موجود و اولویتهای بهداشت و درمان استان و همچنین تبادل نظر درباره راهکارهای ارتقای خدمات درمانی در مناطق مختلف هرمزگان بود.
در هفته نیروی انتظامی، ۲۰ تیم تخصصی متشکل از نیروی انتظامی، دستگاه قضایی، تعزیرات و نهادهای نظارتی در قالب رزمایش سراسری مقابله با احتکار در هرمزگان ، بازار کالاهای اساسی را رصد میکنند. هدف این رزمایش جلوگیری از احتکار، گرانفروشی و سوءاستفادههای اقتصادی است.
براساس پیشبینیها، سه ماه آخر سال بارشها در استان گسترده خواهد بود. سال زراعی 1403-1404 برای استان هرمزگان یکی از بدترین دورههای بارشی نیمقرن اخیر بود. پنج ایستگاه هواشناسی استان کمترین میزان بارش تاریخ خود را ثبت کردند؛ ابوموسی تنها 3 میلیمتر باران در 12 ماه دریافت کرد و بندرعباس نیز با 9.5 میلیمتر در وضعیتی بسیار بحرانی قرار گرفت. این اعداد تنها بخشی از واقعیت اقلیمی است که جنوب کشور را بهشدت تحت فشار قرار داده. در گفتوگوی مفصل با «مرضیه سیسیپور»، کارشناس ادارهکل هواشناسی هرمزگان، از چرایی این تغییرات، نقش بادها و دریا، امید به بارشهای زمستانی و خطرهای تغییر اقلیم سخن گفتیم؛ روایتی که نشان میدهد پیشبینی آبوهوا در هرمزگان نه یک محاسبه ساده، بلکه علمی پیچیده و سرشار از ناشناختههاست.
کشف بیش از یکهزار تُن برنج در بندر شهید رجاییانباری حاوی یکهزار و 113 تن برنج هندی در بندر شهید رجایی شناسایی شد. ارزش این محموله بیش از 630 میلیارد ریال برآورد شده و متعلق به یکی از فروشگاههای زنجیرهای کشور است.به گفته سردار علیاکبر جاویدان، فرمانده انتظامی استان هرمزگان،این برنج ماهها در انبار نگهداری شده بود در حالی که باید در اختیار مردم قرار میگرفت.کیومرث حسن پور مدیرکل تعزیرات هرمزگان، نیز اعلام کرد که حداکثر جریمه محتکر میتواند تا 2 هزار و 200 میلیارد ریال برسد و پرونده برای پیگیری قضایی در حال بررسی است.این کشف در شرایطی رخ داده که بازار با کاهش عرضه برنج مواجه بوده و اهمیت برخورد قاطع با محتکران بیش از پیش نمایان شد.
…توزیع متوازن جمعیت کمک کند.مسئله اشتغال نیز از مهمترین عوامل مهاجرت به هرمزگان است. این استان به دلیل وجود مناطق آزاد، بنادر مهمی همچون بندرعباس و صنایع نفتی و معدنی، مقصد جذابی برای جویندگان کار شده است. با این حال، اگر ظرفیت ایجاد شغل در بخشهای رسمی اقتصاد افزایش نیابد، بخش بزرگی از مهاجران در مشاغل غیررسمی یا کمدرآمد فعالیت خواهند کرد که این امر به نابرابری اجتماعی و کاهش امنیت شغلی دامن میزند. به همین دلیل، دولت باید نقش خود را در ایجاد بسترهای شفاف برای سرمایهگذاری بخش خصوصی ایفا کند و با کاهش موانع اداری، بازار کار را برای ورود نیروهای انسانی تازهوارد بازتر سازد.از نظر اجتماعی، مهمترین گام در مدیریت مهاجرت، ارتقای سطح آگاهی عمومی و ایجاد فرهنگ همزیستی است. آموزش شهروندی باید نه تنها در مدارس، بلکه در سطح محلات، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد بهصورت مستمر انجام شود. این آموزشها میتواند به بومیان کمک کند تا درک بهتری از شرایط و نیازهای مهاجران داشته باشند و در عین حال به مهاجران بیاموزد چگونه با احترام به فرهنگ محلی، نقش فعالی در اجتماع جدید ایفا کنند.با توجه به اقلیم و شرایط خاص هرمزگان، استفاده از ظرفیتهای مهاجران در بخشهایی مانند کشاورزی مدرن، صنایع دریایی…
در این مورد ذکر چند نکته ضروریست ابتدا آنکه با توجه به شدت بالای جنایت رژیم صهیونیستی در غزه و انعکاس آن در افکار عمومی جهانی، شاهد سیل عظیم محکومیت این اقدامات وحشیانه در دنیا هستیم و در حالی که این محکومیت و تنفر جهانی از جنایات اسرائیل فشار زیادی به دولتمردان غربی به ویژه در اروپا وارد کرده، این دولتمردان را وادار نموده تا برای مهار بحران به وجود آمده و دادن تنفسی برای اسرائیل (بخوانیم ماشین جنگی نیابتی غرب در منطقه) سخن به رسمیت شناختن کشور فلسطینی را به میان آرند، در همین راستا ترامپ هم طرح صلحی پیشنهاد داده که با توجه از بین رفتن زیر ساختها در غزه و کشته شدن عدهای بیشمار از اهالی آنجا و طولانی شدنش به مدت دوسال و اینکه جریان اصلی ثروت-قدرت جهانی حامی اسرائیل را خسته کرده، در این بحبوحه در صورت عملی شدن طرح صلحش، این پیرمرد شیفتهی تملق را هم به سودای دریافت جایزه صلح نوبل به زعم خودش نزدیکتر میکند. بنابراین در حالی که ترک مخاصمه در غزه نه از روی حس صلحطلبی که بنابر ضرورت، امکان بالقوه برای عملی شدنش جدیتر شده اما در صورت وقوع این اتفاق به هیچ وجه شاهد کاهش پویاییها و…
… خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی ایمن یا وجود پله برقی در پل های عابر پیاده، دسترسی آسان به معابر ، وسایل حمل و نقل و عبور ایمن و مناسب از خیابان را تضمین میکند.تدارک تسهیلات و نیمکت: یک نیمکت ساده در هر چند متر از پیادهروها، میتواند تفاوت بین یک روز اجتماعی و یک روز انزوا باشد. این نیمکتها فقط یک وسیله برای استراحت نیستند؛ آنها امکان حضور در اجتماع و حفظ استقلال سالمند را فراهم میکنند.ارتقاء روحیه و مقابله با فراموشی: وظیفه ما تنها به تأمین نیازهای فیزیکی محدود نمیشود؛ باید تلاش کنیم تا سالمندان از وضعیت فراموش شدگان اجتماع به جایگاه گنجینه فعال بازگردند.سلامت روان و ارتباط: ایجاد بسترهای…
دلایل طرح موضوع۱. تمرکززدایی از تهران: بار جمعیتی و مدیریتی تهران نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه امنیت ملی را نیز آسیبپذیر کرده است.۲. ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی: تهران در نزدیکی گسلهای فعال قرار دارد و خطر زلزله همواره تهدیدی جدی محسوب میشود.3. توزیع عادلانه توسعه: تمرکز بیش از حد امکانات در تهران، موجب عقبماندگی بخشهای وسیعی از کشور، بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت…