جدید به قدیم
توسعه گردشگری با هزینه تخریب محیط زیست جزیره هنگام که در سالهای اخیر به یکی از مقاصد محبوب گردشگران تبدیل شده، شاهد رشد چشمگیر ساختوسازهایی بوده که حریم 60 متری دریا را نادیده گرفتهاند. این ساختوسازها، چشمانداز طبیعی دریا را که زمانی در اختیار مردم جزیره بود، از آنان گرفته است. رهاسازی نخالههای ساختمانی در ساحل نبود سیستم جمعآوری زباله در جزیره باعث شده بسیاری از پیمانکاران نخالههای ساختمانی خود را در سواحل جزیره رها کنند. این اقدام نهتنها به زیبایی طبیعی ساحل لطمه میزند، بلکه آسیب جدی به محیط زیست جزیره وارد میکند. استفاده از منابع محلی برای ساختوساز به دلیل سختی وارد کردن مصالح ساختمانی به جزیره، برخی سازندگان از شنهای ساحلی و سنگهای جزیره برای تولید بلوکهای ساختمانی استفاده میکنند. این موضوع، آسیبهای جبرانناپذیری به اکوسیستم جزیره وارد کرده است. جزیره هنگام بهعنوان یکی از زیباترین مناطق جنوب کشور، نیازمند مدیریت صحیح در حوزه گردشگری و ساختوساز است تا ضمن حفظ جذابیتهای طبیعی، از تخریب محیط زیست آن جلوگیری شود.
…که برخی مواقع برای فریاد زدن سکوت خود از همه ی ارزش ها تهی شویم! اما این یک مجادله موزاییکی خطرناک است که گاهی گریبان اندیشه ایدئولوژیک ما را می گیرد؛ ولی ما مردمی غیور هستیم. دل داده در پرتو خورشید بر آمده از خاکریزهای طلاییه ، دل سپرده به موج های مجنون و فاو ، دل شکسته از همخوانی کانال کمیل با خوش نامان بدون پلاک.و امروز به مهمانی ما آمده اند. به سان درخت تنومند صنوبر رفته اند و امروز به اندازه یک گل پرپر برگشته اند. از گهواره ی ناز شهادت بر خواسته اند و بر آغوش شانه های ما آرام می گیرند. به تماشای مردانگی و مهمان نوازی مردمان بندرعباس خواهند نشست؛ درختان پارک شهید دباغیان و راز غریبی است میان عاشق و معشوق؛ که چطور ما نبودیم و در دل آنها نشستیم. برادر شهیدم؛ شما ترانه سرودید و نام بر آوردید و برخی به نام شما نان در آوردند! حالا که سال ها از دور نگاهمان کرده اند، می آییم تا از نزدیک تماشایشان کنیم. روز عجیبی است ، در کوچه های شهر بوی درختان یاس پیچیده است. ایام یادبود بانوی یاس و آفتاب و بندرعباس میزبان شیشه عطر های شکسته با رایحه ی گلاب و یاس.
… بهداشت و محیطزیست، باعث شده تا مشکلات مختلفی در این منطقه ایجاد شود تا آنگونه که شایسته و لیاقت مردمان جنوب است شهروندان نتوانند به رفاهی ایده آل دست پیدا کنند. استانی که به دلیل نداشتن مرکز ام آی آر یا بیمارستانی پیشرفته، مردمانش راهی این شهر و آن شهر میشوند، قطع به یقین لیاقت یدک کشیدن نام «کلان شهر» را ندارد. به گفته شهروندان، این روزها بلیط قطار برای مسافرت به تهران و شهرستانها به سختی پیدا میشود. اکثر افراد برای درمان و اتفاقات ضروری زندگی اقدام به سفر میکنند و نمیتوانند یکماه قبل از سفر در زمان اعلامی شرکت راه آهن برای پیشفروش قطارها به سایتها مراجعه و در ماراتن خرید بلیت شرکت کنند یا در موارد محدودی کنسلی وجود داشته باشد تا بتوانند شانس خود را برای سوار شدن به قطار امتحان کنند. بنا بر گفته مدیر روابط عمومی شرکت راهآهن، کمتر از هزار واگن فعال مسافری در شبکه ریلی وجود دارد که با توجه به تقاضای بالای مردم، این رقم باید به 3هزار واگن افزایش یابد. امید است با مساعدت دولت، مجلس و همچنین دریافت تسهیلات لازم برای جذاب شدن سرمایهگذاری بیشتر بخش خصوصی در صنعت ریلی، خدماتی در خور شان و باکیفیت در…
جزئیات حادثهبر اساس گزارشهای اولیه، آتشسوزی از انبار ضایعات آغاز شده و به دلیل تراکم مواد قابل اشتعال و شرایط نامساعد محیطی، شعلهها به سرعت گسترش یافتند. این آتش نه تنها خسارات زیادی به انبار وارد کرده بلکه موجب سوختن تعدادی از درختان اطراف و آسیب به اراضی همجوار شده است.اقدامات انجام شدهبا اعلام این حادثه، تیمهای امداد و آتشنشانی به سرعت به محل اعزام شدهاند. عملیات اطفای حریق همچنان ادامه دارد و تلاشها برای جلوگیری از گسترش آتش به مناطق دیگر در جریان است. تاکنون گزارشی از تلفات انسانی منتشر نشده، اما خسارات مالی در حال ارزیابی است.پیامدها و نگرانیهااین آتشسوزی باعث نگرانی شهروندان منطقه و حامیان محیطزیست شده است. سرایت آتش به درختان نه تنها به تخریب محیطزیست منجر میشود، بلکه احتمال گسترش بیشتر حریق را نیز افزایش میدهد. همچنین، تجمع ضایعات قابل اشتعال در مناطق مسکونی یا نزدیک به اراضی طبیعی، خطر بروز چنین حوادثی را چندین برابر میکند.
محلهای که میتوانست کوچههایش با درختان رنگارنگ کاغذی تا ورودی دریا آذین شود، امروز کوچههایش بدون آسفالت و با فاضلابی که بر آن جاری است مانند متهای روزانه ذهن و اعصاب ساکنین را میخراشد.
دغدغهی این روزهای مردم هرمزگان حکایت غریبی است.سرزمینی که روزگاری عدهای آن را پایتخت اقتصادی کشور و سیاستمداران دیگری آن را سرزمین فرصت ها می نامیدند، در تامین اساسیترین و بدیهیترین نیاز بهداشت و درمان خود درمانده و وامانده بدنبال ناجی و مسئولی مسئولیتپذیر میگردد.دستگاه MRI،آنچه که در دیگر استانها به کفایت موجود و در حال سرویسدهی به هموطنان عزیز است در هرمزگان موجبات حسرت و اندوه ماست.در تعجبیم سازمان عریض و طویل علوم پزشکی استان که ظاهرا در گرداب سیاست بیشتر غوطهور است تا سراب طبابت و بیش از آنکه هر روز شاهد بهبود تجهیزات و امکانات باشیم،شاهد تغییرات مدیریتی هستیم هر چند آن را به فال نیک میگیریم چرا همچنان با چنین مشکلی دست و پنجه نرم میکند؟این مردم مظلوم نیز با هزینههای چند برابری آواره این استان و آن استانند تا دردی از خود درمان کنند و زیر لب اندوه و غم خود را به آسمان ها حواله نمایند.واقعا چه پاسخی به این سوال مردم داریم؟استان هرمزگان دارای ۷ دستگاه ام آر آی در بیمارستانهای شهید محمدی، صاحب زمان و خلیج فارس بندرعباس و در بیمارستانهای میناب، قشم، پارسیان و بندرلنگه هست که جوابگوی جمعیت بیش از دو میلیونی…
…در جادههای هرمزگان ریخته شده، حرکات خطرناکشان، سرعت بالا و... این انگاره را در ذهن ایجاد کرده که تنها چیزی که برایشان اهمیتی ندارد جان انسانها ست. به تازگی مکالمه راننده یک پژو سوختبر با پدری بازنشسته را شاهد بودم. پدر بازنشسته ۵۸ سال سن دارد و ۳۰-35 سال از بهترین روزهای زندگیاش را در یکی از ادارات دولتی مشغول بوده؛ حال، حقوق 10 میلیون تومان بازنشستگی کفاف زندگیاش را نمیدهد و مجبور است دوباره سرکار برود. در شغل جدید هم درآمد ماهیانه 15 میلیون تومانی دارد. راننده پژو سوختبر که حدودا ۴۰ سال دارد از شنیدن رقم دریافتی پدر بازنشسته گوشش سوت میکشد و میگوید که روزی سه بار مشکهای سوخت را جا به جا میکند و بیش از 12 میلیون تومان روزانه در میآورد. این یعنی نظریه فقر و بیپولی سوختبران دیگر دارد رنگ میبازد. نیسانهای آبی و پژوهای ۴۰۵ سوختبر، نماد ناامنی جادههای شرق هرمزگان و دستاویز دولتمردان برای اعمال قوانین مقابله با قاچاق هستند. قوانینی که به نظر میرسد دوداش تنها به چشم مردم میرود. دولت علاوه بر اینکه مسئول خونهایی است که در تصادفات جادهای با سوختبرها ریخته میشود، باید پاسخگوی معطلی مردم هرمزگان در صفهای بنزین نیز باشد. واضح است که کارگزاران پشت…
…بخوابند تا سریعتر روند تشخیص و درمان بیماری آنها پیگیری شود؛ چون اینجا دستگاه MRI سالم نداریم یا کم داریم. ننگ بر عالمان و سرآمدان اجتماعی که محرومیتهای مردم خود را با گوشهی چشم کتمان؛ نظاره کند و در سفر مسئولان کشوری به استان، همه چیز را در حالت کفایت و ایده آل بیان کند. اگر با فوت اولین کودک بشکردی در اثر عقرب گزیدگی به واسطه عدم زیر ساختهای عمرانی و بهداشتی همگی از صندلی خود دل میکندید یا پای مطالبه استیضاح وزرای مربوطه بست مینشستید؛ حداقل شاخصهای درمانی در تراز بالاتری قرار داشت.مصلحان؛ مصلحت اندیشی نمیکنند. آقای رییس جمهور به این برزخ مدیریتی بیدرد در هرمزگان پایان دهید. هرمزگان آوردگاه تجربهاندوزی و چیز اندوزی مدیرکانی نو پا نیست که میلی با همسفره شدن با غم و درد و مهجوریت این مردم ندارند. ما چمنزار نشخوار پایتخت نشینان بودهایم. یک روز کیش و قشم و حالا مکران. ما مردمی پر توقع نیستیم ولی شما به پایانههای مسافری میناب، بندرعباس و جاسک سر بزنید و ببینید چه حجمی از سفرها؛ صرفا برای درمان است. زیر ساختهای درمانی هرمزگان نیاز به تحول عظیم دارد. اگر غمخواری بود که نباید کسانی از انتهای کرانه شرقی مرز استان تا ساعت 2…
…اقدامات غیر کارشناسی ایشان در حوزههای مختلف مسئولیتی گویای این واقعیت است و صرفاً با آمار سازی غیرواقعی، عملکرد خود را مثبت ارائه و توجیه مینمایند، {مخالف هستند} مردم دچار یاس و ناامیدی شده و خواستار تغییر بدون تأخیر ایشان و تیم مدیریتیشان میباشند».از طرفی «اسکندر مؤمنی»، وزیر کشور بهتازگی درباره تغییر استانداران گفته است که «چند استاندار ابقا و یا در سایر مناطق فعالیت خواهند کرد»؛ در صورت اجرای سناریوی اولِ وزیر کشور در هرمزگان احتمالاً موجی از نارضایتی اصلاحطلبان استان را شاهد باشیم. باید دید مؤمنی قصد دارد حامیان دولت در هرمزگان را راضی نگه دارد یا بر تصمیم خود مصمم است. با ایده مذکور سرنوشت مدیریتی دوستی یا در هرمزگان ادامه مییابد یا به گفته برخیها دولت چهاردهم برای این استاندار اصولگرا سِمت جدیدی را در نظر گرفته است.حقیقتاً آنچه دنبال کنندگان فضای سیاسی استان را به تنگ آورده مطرحشدن گزینهها و سناریوهای مختلف برای آتیه عمارت سفید استانداری است. دولت چهاردهم در تعدادی از استانها با انتخاب استاندار بومی، اولین گام جلب رضایت مردم را برداشت اما اینکه اجرای همین رویکرد در هرمزگان به کلاف پیچیدهای تبدیلشده است حُکما جای سؤال دارد و منطقی نیست که همهچیز را پای بلبشوی سیاسی درون استان نوشت…
…همزمان به تمام پایهها در یک کلاس درس بیاموزد.در این منطقه چیزی به نام مقطع متوسطه دوم وجود ندارد و صرفا دانش آموزان به زحمت میتوانند خود را به مدرسه مقطع راهنمایی برسانند، که با وجود بعد مسافت، شرایط برای همه دانش آموزان یکسان نبوده و خیلی از آنها در حسرت پیشرفت تحصیلی از مقطع ابتدایی به مقاطع بالاتر باز میمانند، و به شغل زراعت و دامداری مشغول میشوند.لازم به ذکر است که بسیاری از مردم، مخصوصا بانوان، برای کسب درآمد و امرار معاش، مجبورند کیلومترها به روستاهای مجاور بروند تا بتوانند با کار کردن در مزارع آنها روزگار خود را بگذرانند.روستای پشتکوه از جاذبههای گردشگری بسیار زیبایی برخوردار است که نظر هر شخصی را به خود جلب میکند، مانند چشمههای گوارا، باغهای مرکبات و نخلستانهای زیبا، و انواع میوههای مناطق معتدل و گرمسیری که معرفی آنها به مردم خالی از لطف نیست و مردم روستا میتوانند با فروش محصولات خود به صورت درست و سازمان یافته امرار معاش کنند، که متاسفانه این باغات، هر ساله دچار آتش سوزی میشود و نبود مرکز آتشنشانی باعث به خطر افتادن جان و مال مردم و همچنین جاذبههای گردشگری میشود.جمعیت این روستا به دلیل نبود شغل و امکانات رفاهی…