جدید به قدیم
…که با مدل تعرفهگذاری پلکانی اعمال میشود، خنجری است بر پیکر نحیف معیشت مردمی که پیش از این هزینههای گزاف تورم و ناامنی اقتصادی را پرداختهاند. برای کارگری که سقف درآمدش ثابت مانده، یا درگیر دریافت بیمه بیکاری است، برای دریاورزی که حدود سه ماه است به دلیل جنگ و پساجنگ از رزق دریا کمتر بهرهمند شده، برای کارمندانی که همیشه حقوقشان کفاف نیمی از ایام ماه را هم نمیدهد، برای اقشار آسیبپذیر جامعه که همیشه هشت آنها گروی نهشان است، قبض برقی که بوی «بحران» میدهد، معنایی جز کوچکتر شدن سفره ندارد.تناقض ماجرا دقیقا همینجاست: هرمزگان قلب تپنده انرژی و قطب پالایشگاهی ایران است، اما خود در صف اول تهدید خاموشی ایستاده است. به عقیده صاحبنظران، ما با یک «شکست بازار» و «ضعف در سرمایهگذاری زیرساختی» مواجهیم که با ریسکهای ژئوپلیتیک ترکیب شده است. ناترازی برق در این استان، صرفاً یک مسئله فنی نیست؛ بلکه بازتابی از عدم قطعیتهایی است که مانع از ورود سرمایه به نیروگاههای تجدیدپذیر و نوسازی شبکه شده است.مسئولان دولت مرکزی در پایتخت به ویژه وزارت نیرو و شرکت توانیر باید درک کنند که هرمزگان «مخزن صبوری» بیانتها نیست. در شرایطی که تهدیدات خارجی و فشارهای اقتصادی، تابآوری جامعه را به چالش کشیده…
…که کودکش از بیتابی میگرید و خودرویشان در میانه صفِ طولانی از کار افتاده، اشک میریزد، تنها یک صحنه نیست؛ این تابلوی تمامنمای «نظارت ضعیف» در هرمزگان است.آنچه نمک بر این زخم میپاشد، حضور بیمحابای دلالانی است که گویی صاحباختیار جایگاهها شدهاند. در حالی که مردم عادی باید ساعتها در صف منتظر بمانند، برخی افراد با پلاکهای غیربومی و در دست داشتن چندین کارت سوخت، آزادانه به خرید و فروش و سوختگیری مشغولند. این در حالی است که در استانهای همجوار مانند کرمان، طرح «کدینگ» بهخوبی اجرا شده و دست متخلفان کوتاه گشته است؛ اما در بندرعباس، گویی ارادهای برای ساماندهی این وضعیت وجود ندارد.پرسش اصلی مردم از مسئولان استان هرمزگان و شرکت پخش فرآوردههای نفتی این است: تا کی قرار است مردم نجیب این خطه، تاوان بیبرنامگی و ضعف مدیریتی را با جان و مال خود بپردازند؟ چرا سیستمهای نظارتی، برخلاف استانهای همجوار، در برابر جولان دلالان فلج شدهاند؟ادامه این روند نه تنها باعث فرسودگی خودروها و اتلاف عمر مردم میشود، بلکه فشار روانی طاقتفرسایی را به شهروندان تحمیل کرده است. صفهای بنزین در بندرعباس اکنون بیش از آنکه محلی برای تأمین سوخت باشند، نمادی از ناکارآمدی در مدیریت منابع و بیتوجهی به حقوق شهروندی هستند…
…در مطالعات تاریخی و باستانشناسی دارد. این پهنه آبی از دیرباز یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری شبکههای ارتباطی و مبادلات فرهنگی در جهان باستان بوده است. موقعیت جغرافیایی خلیج فارس در پیوند میان فلات ایران، میانرودان، شبهجزیره عربستان و حوزه اقیانوس هند، آن را به گذرگاهی راهبردی برای تعاملات انسانی، تجاری و فرهنگی تبدیل کرده است؛ گذرگاهی که آثار آن را میتوان در مجموعه گستردهای از دادههای باستانشناسی به دست آمده از سواحل و جزایر این منطقه مشاهده کرد.کاوشها و بررسیهای باستانشناسی در سواحل شمالی خلیج فارس، بهویژه در محدوده استان هرمزگان، طی دهههای اخیر چشماندازهای تازهای از تاریخ دریانوردی، تجارت و سکونتهای انسانی در این منطقه گشوده است. کشف محوطههای بندری، استقرارگاههای ساحلی، بقایای معماری مرتبط با فعالیتهای تجاری، و نیز مجموعهای از سفالینهها، اشیای فلزی، مهرها، سکهها و آثار مرتبط با مبادلات دریایی، نشان میدهد که این منطقه از هزارههای پیش از میلاد بخشی فعال از شبکههای گسترده دادوستد بوده است. شواهد باستانشناسی حاکی از آن است که خلیج فارس نه تنها مسیر عبور کالا، بلکه بستر انتقال اندیشهها، فناوریها و الگوهای فرهنگی میان تمدنهای مختلف بوده است.از منظر باستانشناسی دریایی، خلیج فارس یکی از حوزههای مهم مطالعه در زمینه تعامل انسان و دریا به…
…بندر شهید رجایی در بخش دیگری، یکی دیگر از اقدامات ادارهکل بنادر و دریانوردی استان در این مدت به ارائه خدمات عمومی دریایی اشاره کرد و بیان داشت: این اقدام در راستای پیام سازمان بنادر مبنی بر بهره مندی عمومی کشتیهای مستقر در منطقه و تنگه هرمز با مشارکت بخشی از نیازمندیهای عمومی شامل آذوقه، سوخت و سایر پیشتیبانیهای فنی و خدماتی، بهداشتی و پزشکی با مشارکت فعال جامعه محلی استان درحال انجام است.عباسنژاد همچنین به ارائه خدمات مالی به کشتیها و شناورها برای تسهیل ورود و خروج آنان اشاره کرد و یادآور شد: این خدمات بهویژه برای کشتیهای مستقر در تنگه هرمز و شناورهای فعال در آبهای منطقه اهمیت زیادی داشته است.مدیرکل بنادر و دریانوردی هرمزگان تصریح کرد: در حوزه فعالیتهای بندری نیز تخلیه مستمر کالاهای اساسی از بنادر استان و همچنین تخلیه مواد اولیه کارخانجات با استفاده از ظرفیت حملونقل ریلی برای ارسال به شهرستانها ادامه یافت تا زنجیره تأمین کشور با اختلال مواجه نشود.وی در پایان با اشاره به جابهجایی مسافر و خودروها از جزایر اضافه کرد: در این ایام با همکاری مجموعههای مرتبط عملیات جابهجایی هموطنان از جزایر کیش، سیری و لاوان به بنادر چارک و آفتاب و همچنین جزایر بوموسی، قشم و…
…که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت مؤثر و اخلاقگرایی اجتماعی است. اگر هر بخش از جامعه نقش خود را بهدرستی ایفا کند، فشارها کاهش یافته و مسیر آرامش اقتصادی…
… ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند. سؤال مهم اینجاست؛ آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟ تجربه تاریخی؛ کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند.در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در…
…اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی در تحکیم اصل حاکمیت قانون در سطح بینالمللی بر عهده دارد. این دیوان با رسیدگی به اختلافات حقوقی میان دولتها، امکان جایگزینی گفتوگوی حقوقی به جای مواجهه نظامی را فراهم میکند و با ارائه نظریات مشورتی خود به نهادهای بینالمللی، به تبیین اصول بنیادین حقوق بینالملل یاری میرساند. رویه قضایی دیوان، به تدریج مرزهای مفاهیمی مانند منع توسل به زور، مسئولیت بینالمللی دولتها، حق بر توسعه و حمایت از افراد در برابر نقضهای فاحش را روشنتر کرده است. از این منظر، دیوان را میتوان بخشی از سازوکار جهانی برای تحقق عدالت و صلح عادلانه دانست؛ صلحی که بر…
… ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند.سؤال مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در…
…نه فقط یک اثر ادبی، بلکه سندی از پاسداشت هویت در برابر تهاجم است. همین حافظه تاریخی، نوعی «حس مسئولیت بیننسلی» ایجاد کرده است؛ گویی هر نسل خود را امانتدار سرزمینی میداند که از پیشینیان به ارث برده است.در دوران هشت سال دفاع مقدس دهه شصت نیز، علیرغم شرایط دشوار اقتصادی و نظامی، موج گستردهای از مشارکت داوطلبانه شکل گرفت. این تجربه تاریخی، در ناخودآگاه جمعی ایرانیان، تصویری از «ایستادگی ممکن» ثبت کرده است. شجاعتِ ماندن؛ فراتر از شعارشجاعت در جامعهشناسی صرفاً به معنای کنش نظامی نیست. گاه شجاعت یعنی ادامه دادن زندگی عادی در شرایط تهدید، حفظ تولید، آموزش، درمان و خدمات عمومی. ماندن در شهر، مراقبت از خانواده و کمک به همسایگان نیز شکلی از مقاومت مدنی است.در روزهای اخیر، بسیاری از شهروندان، با وجود نگرانیها، فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی خود را ادامه دادهاند. برخی ایرانیان مقیم خارج نیز، با وجود امکان ماندن در کشورهای امنتر، تصمیم به بازگشت گرفتهاند. این رفتار، اگرچه ممکن است از نظر آماری گسترده یا محدود باشد، اما از نظر نمادین، حامل پیامی روشن است: پیوند با وطن، صرفاً قراردادی نیست. نجابتِ بازگشت؛ اخلاق مسئولیتدر فرهنگ ایرانی، مفاهیمی چون «غیرت»، «تعهد» و «مسئولیت» جایگاهی ریشهدار دارند. بازگشت در روزهای سخت را…
…که دو پاره تنش، "هانی" و "حامد" را در نیمروز تلخِ نهم اسفندماه، در همان نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب، به آغوش خاک سپرد. امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد