جدید به قدیم
…خشونت خانگی، آزار جنسی یا بی ثباتی عاطفی داشتهاند. اعتیاد برای آنان، اغلب نه از سر تفریح، بلکه به عنوان مکانیزمی برای رهایی موقت از درد روانی آغاز میشود. یکی از روانپزشکان بالینی در تهران در مصاحبهای اشاره کرده بود که حدود ۶۰ درصد بیماران زن وابسته به مواد سابقه مستقیم یا غیرمستقیم خشونت خانگی داشتهاند. این موضوع نشان میدهد اعتیاد زنان را نمیتوان صرفا یک «انتخاب شخصی» دانست، بلکه باید آن را در زمینه روانی-اجتماعی وسیعتری فهمید.از نظر درمانی، کار با زنان معتاد نیازمند حساسیت بالینی بیشتری است. برای مثال، وقتی زنی با سابقه سوءاستفاده جنسی وارد مرکز ترک اعتیاد میشود، احتمال بازتروما (بازفعالشدن خاطرات آسیبزا) در طول فرآیند درمان بسیار بالاست. این یعنی درمانگران باید همزمان رویکردی دوگانه داشته باشند: درمان اعتیاد و مداخلات رواندرمانی برای ترومای گذشته. نادیده گرفتن این وجه، احتمال عود مصرف را بهطور چشمگیری بالا میبرد. انگ اجتماعی و تابوی جنسیتیاگر مردی معتاد باشد، جامعه هرچند او را نکوهش میکند، اما اغلب درک میکند که: مرد است و لغزیده. اما برای زن، ماجرا متفاوت است. جامعه مصرف مواد را نه تنها خطای فردی، بلکه «شکست نقش جنسیتی» میداند. زن قرار است مادر، همسر یا مراقب باشد وقتی از این نقش فاصله میگیرد،…
…است که شخصیت اصلی دوباره مجال ظهور یافته است. البته مانند هر داروی دیگری، ضدافسردگیها هم ممکن است عوارض جانبی موقتی ایجاد کنند.از تغییر در اشتها و خواب گرفته تا کاهش میل جنسی. اما این عوارض با تنظیم دوز و انتخاب داروی مناسب اغلب برطرف میشوند. آنچه باقی میماند، همان فردی است که افسردگی پیش تر او را خاموش کرده بود. بنابراین، باید دیدگاه رایج را اصلاح کرد: دارو شخصیت را تغییر نمی دهد، بلکه شخصیت را از زیر آوار افسردگی بیرون میکشد. دارو و رواندرمانی هرچند داروهای ضدافسردگی میتوانند علائم بیماری را کاهش دهند، اما بهترین نتایج زمانی بهدست میآید که دارودرمانی با رواندرمانی همراه شود. دلیل این امر روشن است: افسردگی نهفقط تعادل شیمیایی مغز، بلکه الگوهای فکری و روابط فرد را نیز درگیر میکند. دارو میتواند سطح انرژی و توان ذهنی را بازگرداند، اما تغییر پایدار در سبک زندگی و شیوهی اندیشیدن نیازمند رواندرمانی است. بسیاری رواندرمانگران تاکید میکنند که بیماران در اوج افسردگی توانایی کافی برای کار روی خود ندارند. جلسات درمانی وقتی کارآمد است که فرد بتواند با درمانگر گفتگو کند، تکالیف درمانی را انجام دهد و در برابر چالشهای ذهنی مقاومت نشان دهد. دارو در اینجا بهمثابه پلی عمل میکند که…
…اما از سوی دیگر، در معرض فشارهای شدیدی نیز قرار گرفته است: مقایسه دائمی با دیگران در شبکههای اجتماعی، که میتواند احساس ناکافی بودن و خودکمبینی را تشدید کند. سرعت بالای تبادل اطلاعات، که تمرکز و تحمل فرایندهای طولانیمدت را کاهش داده است. مرز باریک میان «خود واقعی» و «خود نمایشی» در فضای مجازی، که هویت شخصی را متزلزل میکند. افزایش شیوع افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی در بازه زمانی همزمان با گسترش تلفنهای هوشمند. به همین دلیل، بحرانهای روانی در این نسل صرفا بازتاب مشکلات فردی نیستند بلکه نتیجه ساختارهایی هستند که زندگی دیجیتال روزمره آنان را شکل میدهد. چرا زبان سنتی رواندرمانی کافی نیست؟رواندرمانی سنتی، چه در قالبهای تحلیلی و چه در شکلهای شناختی-رفتاری، بر گفتگوهای رودررو، فرایندهای طولانیمدت و ساختاری منظم استوار است. این الگو زمانی کارآمد بود که ریتم زندگی کندتر و شیوه بیان احساسات خطیتر بود. اما امروز، مراجعانی از نسل زد وارد اتاق درمان میشوند که زیست روانی شان با ویدئوهای چندثانیهای، میمها و زبان تصویری شکل گرفته است. برای این نسل، مکالمهای یکساعته و جدی با درمانگر گاه خستهکننده و بیگانه جلوه میکند. فاصله زبانی و نسلی در اینجا برجسته میشود: جوانی که عواطف خود را با یک میم یا…
…باشد. تغییرات در رفتار روزمره، افکار مداوم درباره رابطه از دست رفته و مشکلاتی چون بیخوابی، کاهش انگیزه و احساس پوچی از جمله آثار رایج بودند. هرچند در برخی موارد، شرکتکنندگان به تجربههایی از رشد شخصی و یادگیری درباره روابط نیز اشاره داشتند.بر این اساس، شکست عاطفی تنها یک رویداد احساسی نیست، بلکه میتواند بر جنبههای گوناگون زندگی فرد سایه بیندازد. از سوی دیگر، این نتایج بر ضرورت حمایت روانشناختی و مشاوره برای افرادی که چنین تجربهای را پشت سر میگذارند، تأکید میکنند. بهویژه در فرهنگهایی که روابط عاطفی غیررسمی با فشارهای اجتماعی و خانوادگی همراه هستند، فقدان حمایت میتواند آسیبها را تشدید کند.پژوهشگران معتقدند که آگاهیبخشی به جوانان درباره شکلگیری روابط سالم، آموزش مهارتهای ارتباطی و فراهم کردن امکان گفتوگو درباره تجربههای عاطفی میتواند نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی شکستهای عاطفی داشته باشد. همچنین، سیاستگذاران آموزشی و نهادهای دانشگاهی میتوانند با ایجاد مراکز مشاوره تخصصی برای دانشجویان، از آسیبهای روانی و اجتماعی این قبیل تجربهها بکاهند.نتایج این پژوهش که در فصلنامه «فرهنگ مشاوره و رواندرمانی» وابسته به دانشگاه علامه طباطبائی منتشر شدهاند، همراستا با بسیاری از مطالعات بینالمللی و داخلی بوده و میتوانند مبنای اقدامهای پیشگیرانه و درمانی در حوزه سلامت روان جوانان قرار گیرند.
…شکاف میتواند به اضطراب اجتماعی و حتی افسردگی منجر شود.زبان بدن دیجیتال و فرهنگهای مختلفجالب است که استفاده از ایموجیها در فرهنگهای مختلف معنای متفاوتی پیدا میکند. برای مثال، در برخی کشورها ایموجی انگشت شست بالا نشانهی تایید است، در حالیکه در بعضی فرهنگها معنای منفی دارد. این تفاوتها نشان میدهد که زبان بدن دیجیتال نیز همانند زبان بدن واقعی، به زمینهی فرهنگی حساس است. این تنوع فرهنگی میتواند هم فرصت و هم تهدید باشد. فرصت از آن جهت که امکان ایجاد زبان مشترک جهانی فراهم میشود، تهدید از آن جهت که سوء برداشتهای بین فرهنگی میتواند روابط را مخدوش کند.کاربردهای درمانی زبان بدن دیجیتالدر رواندرمانی آنلاین، ایموجیها و استیکرها گاهی بهعنوان ابزاری کمکی برای بیان هیجان به کار میروند. برخی درمانگران به مراجعان نوجوان اجازه میدهند احساس خود را با ایموجی توصیف کنند، بهویژه وقتی هنوز توانایی بیان کلامی کافی ندارند. این کار میتواند نقطهی آغاز خوبی برای ورود به گفتگوی عمیقتر باشد.اما چالش اصلی این است که ایموجیها اغلب هیجان را سادهسازی میکنند. غم ممکن است در قالب شکلک ناراحت بیان شود، در حالیکه در رواشناسی بالینی می دانیم غم انواع مختلفی دارد: اندوه سوگ، غم ناشی از شکست، غم ناشی از تنهایی و… …
…برابر دیده نمیشود، بلکه به منزلهی ارائه دهنده یا دریافتکنندهی خدمت است. این جابهجایی، در درازمدت به احساس بیاعتمادی اجتماعی و روابط سطحی منجر میشود. به بیان دیگر، فرد شاید در ظاهر تنها نباشد، اما پیوندهای او بهقدری شکنندهاند که بهمحض قطع جریان پول یا منافع، از هم میپاشند. پیامدهای فردیانزوا و فقدان ارتباطهای معنادار یکی از مهمترین عوامل خطر برای افسردگی، اضطراب اجتماعی و حتی اختلالات روانتنی دانسته میشود. هنگامی که فرد ناگزیر است برای تجربهی ارتباط هزینه کند، بهتدریج احساس میکند که ارزش انسانی او به توانایی پرداختش وابسته است. بهعنوان مثال، فردی که برای درمان افسردگی به رواندرمانگر مراجعه میکند، در کنار تجربهی مثبتِ شنیده شدن، ممکن است به تدریج با این سوال مواجه شود که «اگر توان مالیام را از دست بدهم، چه کسی به من گوش خواهد داد؟» این نگرانی میتواند چرخهی آسیب روانی را تشدید کند. همچنین، احساس شرم در این میان نقشی کلیدی دارد. بسیاری از افراد، بهویژه در جوامعی با نابرابری اقتصادی بالا، از این که حتی برای پیدا کردن دوستان یا فعالیتهای سادهی تفریحی مجبور به پرداخت هزینهاند، دچار احساس شرم و ناکافی بودن میشوند. این شرم به نوبهی خود، منجر به کنارهگیری بیشتر و تنهایی عمیقتر میگردد. اقتصاد عاطفه و…
…مدرسه است؛ محیطی که در آن کودک احساس کند میتواند بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، احساسات و مشکلات خود را بیان کند. ارتباط مؤثر والدین با کودک نقش کلیدی دارد. والدینی که با فرزندان خود گفتوگو میکنند، به آنها گوش میدهند و احساساتشان را جدی میگیرند، زمینه را برای سلامت روانی کودک فراهم میکنند. همچنین آموزش مهارتهای زندگی مانند مدیریت خشم، حل مسئله، کنترل استرس و بیان احساسات به شیوههای مناسب، یکی دیگر از راهکارهای مؤثر پیشگیری است. کودکان باید یاد بگیرند چگونه با موقعیتهای دشوار کنار بیایند بدون آنکه به خودشان آسیب برسانند. مشارکت در فعالیتهای گروهی، ورزش، هنر، موسیقی یا بازیهای خلاقانه نیز به کاهش تنشهای روانی کمک میکند. در صورت مشاهده نشانههای خودآزاری، مراجعه به روانشناس کودک یا مشاور ضروری است. درمانهای رواندرمانی، به ویژه رفتاردرمانی شناختی، میتواند به کودکان کمک کند تا الگوهای فکری منفی خود را اصلاح کرده و راههای سالمتری برای مواجهه با احساسات منفی بیاموزند. باید به یاد داشت که خودآزاری در کودکان زنگ خطری جدی برای سلامت روانی آنان است. با آگاهی، حمایت، آموزش و مشاوره میتوان از گسترش این رفتار پیشگیری کرد و به کودکان کمک نمود تا مسیر رشد سالم و متعادلی را طی کنند.روزنامه صبح ساحل
…سنتی جامعه ایفا میکند. رسانهها، نظام آموزش رسمی و حتی برنامههای مذهبی و فرهنگی، باید تصویر کلیشهای از زن را بازتعریف کنند تصویری که او را صرفا در نقش مادر فداکار یا همسر پشتیبان محدود میکند و سهم او را در توسعه اجتماعی نادیده میگیرد. از سوی دیگر، مردان نیز باید در این بازتعریف مشارکت فعال داشته باشند. تقسیم کار عاطفی و خانگی میان زن و مرد باید به یک ارزش اجتماعی بدل شود، نه لطف مرد به زن. این تغییر، مستلزم آموزش مهارتهای زندگی از دوران مدرسه و ترویج الگوهای مشارکتمحور در خانواده است. در سطح سیاستگذاری سلامت روان، باید امکانات رواندرمانی فردسی و گروهی در محیطهای کار، دانشگاهها و مراکز درمانی برای زنان فراهم شود تا بتوانند فشارهای نقشهای متضاد را پردازش کنند و دچار فرسودگی روانی مزمن نشوند. همچنین، مشاوره شغلی و خانواده باید بخشی از خدمات حمایتی استاندارد برای زنان باشد، نه خدمتی لوکس و تجملی. در نهایت، بدون بازنگری در ساختارهای قدرت، فرهنگ مردسالار، و مدلهای ناکارآمد حمایت اجتماعی، نمیتوان از زنان انتظار داشت همزمان چندین نقش را با کیفیت مطلوب ایفا کنند و دچار بحران هویتی یا روانی نشوند. اصلاح سیستمهای اجتماعی نه تنها به نفع زنان بلکه برای سلامت خانواده، تربیت کودکان…
… کاهش التهاب بافتی، و افزایش جذب مواد مغذی موضعی میشود. مطالعات علمی در Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine نیز این اثرات را تأیید کردهاند.در کنار آن، تمرکز ویژه بر نواحی انرژی (چاکراها)، بهویژه چاکرای گلو و چاکرای ریشه، به بهبود جریان عصبی و آزادسازی تنشهای ذخیرهشده کمک میکند. این روشها نه جادوییاند و نه ناشناخته؛ بلکه ریشه در فیزیولوژی بدن و اصول روانتنی دارند. شواهد علمیمطالعهای در سال ۲۰۱۲ که بر روی ماساژ شکمی و قاعدگی انجام شد، نشان داد که ماساژ مداوم در ناحیهی زیر شکم و تخمدانها، میتواند شدت درد و اضطراب را بهطور قابل توجهی کاهش دهد. همچنین، پژوهشگران در BMC Complementary Medicine and Therapies (۲۰۲۱) اعلام کردند که مداخلاتی مانند لمس آگاهانه، مراقبه، و روغندرمانی، در کاهش علائم پیشیائسگی، بهبود کیفیت خواب و تعادل هیجانی مؤثرند. آرام، اما انقلابیانقلاب در سلامت زنان، نه در سکوت مطلق و نه در هیاهوی درمانهای پیچیده اتفاق میافتد؛ بلکه در بازگشت زن به بدن خودش رخ میدهد. ماساژ، اگر آگاهانه باشد، میتواند همان کلیدی باشد که زن را از اضطراب، نوسان خلق، خستگی مزمن و اختلالات هورمونی رها میسازد.ماساژ آگاهانه و اصولی، تلاشیست برای این بازگشت؛ نه با نسخههای جادویی، بلکه با احترام به ریتم طبیعی…
…مواجه خواهد شد که نه تنها بار عاطفی سنگینی بر خانوادهها تحمیل میکند، بلکه منابع عمومی را نیز تحت فشار قرار میدهد. راهکارهای مبتنی بر روانشناسی و سیاستگذاریبرای مقابله با این بحران نامرئی، نیاز به رویکردی چندجانبه است که روانشناسی علمی و سیاستگذاری اجتماعی را تلفیق کند. تقویت غربالگری و مداخلات روانشناختی میتواند مفید باشد. نظام سلامت باید برنامههای غربالگری سلامت روان برای سالمندان را در سطح مراکز بهداشتی گسترش دهد. آموزش پزشکان عمومی و پرستاران برای تشخیص علائم افسردگی یا زوال عقل، و ارجاع به موقع به متخصصان، میتواند از شدت گرفتن مشکلات روانی جلوگیری کند. همچنین، رواندرمانیهایی مانند درمان شناختی-رفتاری که برای سالمندان اثربخشی بالایی دارند، باید در دسترس قرار گیرند. تاسیس مراکز روزانه که فعالیتهایی مانند ورزش، آموزش و گفتگوی گروهی را ارائه میدهند، میتواند انزوای اجتماعی را کاهش دهد. این مراکز باید در محلهها و با هزینه کم در دسترس باشند تا سالمندان بتوانند بهراحتی در آنها مشارکت کنند. خانههای سالمندان باید از فضاهای صرفا نگهداری به محیطهایی برای توانمندسازی تبدیل شوند. استخدام روانشناسان، مددکاران اجتماعی و برگزاری فعالیتهای معنادار مانند کارگاههای هنری یا داستانگویی، میتواند کیفیت زندگی ساکنان را بهبود بخشد. کمپینهای رسانهای برای آگاهی بخشی درباره سلامت روان سالمندان و کاهش انگ مرتبط…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد