جدید به قدیم
جایی امنتر از اکنوننوستالژی اغلب زمانی شدت میگیرد که اکنون برای انسان قابل تحمل نباشد. ذهن انسان در شرایط نااطمینانی، به تجربههایی رجوع میکند که قبلا از آنها احساس امنیت دریافت کرده است. کودکی، خانه قدیمی، صداهای آشنا و حتی برنامههای تلویزیونی گذشته، همگی برای ذهن کارکردی آرامبخش دارند، زیرا به فرد یادآوری میکنند زمانی جهان قابل پیشبینیتر بوده است. روانشناسان این فرایند را نوعی بازسازی عاطفی امنیت میدانند تلاشی ذهنی برای حفظ تعادل روان در دورههای فشار. در دهه اخیر افزایش اضطرابهای جمعی این گرایش را تشدید کرده است. بحرانهای اقتصادی، همهگیری بیماریها، جنگها، مهاجرتهای اجباری و فرسودگی ناشی از رقابت دائمی، احساس ثبات را در زندگی بسیاری از مردم کاهش داده است. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، اختلالات اضطرابی پس از همهگیری کرونا بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت. در چنین فضایی، گذشته به مکانی ذهنی تبدیل میشود که فرد میتواند موقتا از آشفتگی حال فاصله بگیرد. اما نکته مهم این است که گذشتهای که انسان به آن بازمیگردد، الزاما واقعیت تاریخی نیست نسخهای بازسازی شده و نرمتر از گذشته است. ذهن انسان خاطرات دردناک را کمرنگ و لحظات خوشایند را پررنگتر میکند. بنابراین نوستالژی بیشتر از آنکه بازگشت به تاریخ باشد، بازگشت به احساس امنیت از…
…درگیریهای نظامی میان ایران و ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی شرایط را تغییر داد. در جریان این تحولات، بازار سهام تعطیل شد؛ هرچند بازارهای کالایی و برخی صندوقهای سرمایهگذاری برای حفظ نقدشوندگی دارایی سهامداران فعال باقی ماندند.با آغاز سال جدید نیز برنامههایی برای بازگشایی بازار مطرح شد، اما آسیب دیدن برخی زیرساختهای اقتصادی و واحدهای صنعتی از جمله کارخانههای فولادی و پتروشیمی روند بازگشایی را به تعویق انداخت. بر اساس الزامات سازمان بورس، ناشران باید اطلاعات حداقلی و برنامه بازسازی خود را ارائه میکردند و برای بازگشایی متعادل بازار نیز لازم بود دستکم نیمی از حدود ۷۰۰ نماد بورسی آماده بازگشت به معاملات باشند؛ فرآیندی که بیش از یک ماه زمان برد.در این مدت، بازارهای موازی از جمله طلا، ارز، مسکن و خودرو با افزایش قیمت همراه شدند و در مقابل فشار سهامداران برای بازگشایی بورس نیز افزایش یافت. سرانجام در ۲۹ اردیبهشت بازار سرمایه فعالیت خود را از سر گرفت؛ در حالی که ۴۲ نماد مربوط به شرکتهایی که از جنگ آسیب دیده بودند همچنان بسته باقی ماندند.با وجود پیشبینی بسیاری از تحلیلگران درباره احتمال سقوط شاخص، نتیجه معاملات روز نخست متفاوت رقم خورد. شاخص کل بورس با رشد حدود ۲۵۰۰ واحدی به سطح ۳ میلیون…
… اقتصاد، روابط اجتماعی و نظامهای فکری جوامع گذشته است. هنگامی که این اشیا در فضای موزه گردآوری و در چارچوب روایتهای علمی ارائه میشوند، به ابزارهایی برای بازسازی تاریخ فرهنگی و تمدنی یک منطقه تبدیل میگردند.در جهان امروز، رویکردهای نوین موزهداری نیز بر همین کارکرد دانشی و فرهنگی موزهها تأکید دارند. موزههای معاصر تلاش میکنند با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال، روایتهای تعاملی و روشهای نوین نمایش، ارتباطی فعالتر میان مخاطبان و میراث فرهنگی برقرار کنند. چنین رویکردی سبب میشود که موزهها از فضاهایی صرفاً نمایشگاهی به مراکزی پویا برای آموزش، پژوهش و گفتوگوی فرهنگی تبدیل شوند. در این فرآیند، مخاطب دیگر صرفاً تماشاگر اشیا نیست، بلکه به مشارکتکنندهای در فهم و بازخوانی تاریخ بدل میشود.در ارتباط با میراث فرهنگی خلیج فارس، این رویکرد اهمیت دوچندانی مییابد. گستره وسیع دادههای باستانشناسی و تاریخی این منطقه، ظرفیتهای فراوانی برای پژوهشهای میانرشتهای در حوزههایی چون باستانشناسی دریایی، تاریخ تجارت، انسانشناسی فرهنگی و مطالعات دریایی فراهم کرده است. حفاظت و معرفی این میراث نه تنها به تقویت هویت تاریخی مناطق ساحلی کمک میکند، بلکه میتواند در سطحی گستردهتر به فهم بهتر نقش خلیج فارس در تاریخ تمدن جهانی یاری رساند.در نهایت، روز جهانی موزه یادآور این حقیقت است که میراث فرهنگی…
… وضعیت میدانی در خلیج فارس و تنگه هرمز است. طبق ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، ایران توانسته بخش بزرگی از سایتهای موشکی خود را که پیشتر هدف حمله قرار گرفته بودند، دوباره فعال کند. گزارشها حاکی از آن است که تهران بار دیگر به بخش عمدهای از زیرساختهای موشکی خود در امتداد تنگه هرمز دسترسی عملیاتی پیدا کرده است.این مسئله معادلات جنگ را تغییر میدهد. در چنین شرایطی، هرگونه عملیات نظامی آمریکا میتواند به تهدید مستقیم ناوهای جنگی، نفتکشها و خطوط انتقال انرژی و پیادهسازی استراتژی چشم در برابر چشم منجر شود. همین موضوع باعث شده بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند «عملیات سریع و کمهزینه» دیگر وجود خارجی ندارد و هرگونه درگیری میتواند به یک جنگ فرسایشی دریایی و منطقهای تبدیل شود. در این میان، ترامپ با یک تناقض استراتژیک روبهروست. او از یکسو نیاز دارد نشان دهد سیاست «فشار حداکثری» شکست نخورده و آمریکا همچنان توان اعمال قدرت دارد؛ اما از سوی دیگر، ورود به جنگی گسترده با ایران میتواند به بحرانی پرهزینه برای اقتصاد جهانی و موقعیت سیاسی داخلی او تبدیل شود. بهویژه آنکه بستهشدن یا ناامنشدن تنگه هرمز میتواند بازار انرژی را وارد شوکی بیسابقه کند. در نتیجه، فضای فعلی بیش از هر چیز شبیه وضعیت «آمادگی برای…
…کشورهایی چون پاکستان، قطر و حتی چین، هرچند کوشیدهاند زمینه کاهش تنش و بازگشت طرفین به میز مذاکره را فراهم کنند، اما اصرار واشنگتن بر خواستههای حداکثری و نیز تأثیرپذیری شدید آن از سیاستهای تلآویو، مانع از شکلگیری یک روند سازنده شده است. به همین دلیل، این نگرانی جدی وجود دارد که آمریکا و رژیم صهیونیستی، به جای سرمایهگذاری بر مسیر دیپلماسی، بار دیگر به گزینه نظامی بیندیشند.البته در اینجا یک واقعیت مهم را نیز نباید از نظر دور داشت: جنگ با ایران، نه شبیه عملیاتهای محدود گذشته در منطقه است و نه با محاسبات ساده قابل مدیریت. بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند آرایش فعلی نیروهای آمریکایی در منطقه، برای ورود به یک جنگ گسترده و فرسایشی علیه ایران کافی نیست. افزون بر این، جغرافیای خاص ایران، عمق راهبردی کشور، توان پاسخگویی در سطوح مختلف و احتمال گسترش دامنه درگیری به آبراهها و پایگاههای منطقهای، هزینه چنین جنگی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. اگر جنگی رخ دهد، چه شکلی خواهد داشت؟سؤال دوم این است که در صورت آغاز درگیری، این جنگ چه ابعادی خواهد داشت و چه مدت ممکن است ادامه پیدا کند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز به اهداف اولیه آغازکنندگان جنگ و…
…به قیمت ناامنسازی طرف دیگر.ب) فناوری و اقتصاد پیوند خورده به سیاست امارات از عادیسازی، فقط همکاری سیاسی نمیخواهد؛ بهدنبال فناوریهای کلیدی است: امنیت سایبری، هوش مصنوعی در کنترل جمعیت و زیرساخت، سامانههای نظارتی، پهپادها و حتی شبکهسازی استارتاپی و سرمایهگذاریهای مشترک. تلآویو نیز از امارات، کانال مالی و لجستیکی میخواهد: دسترسی به سرمایه، مسیرهای تجاری و پنجرهای برای دور زدن فشارهای سیاسی و هزینههای حیثیتی در جهان اسلام. این یک رابطه «برد-برد کوتاهمدت» است؛ اما «برد-باخت بلندمدت» میشود اگر محیط پیرامونی وارد فاز درگیری فرسایشی گردد.ج) ارتقای نقش منطقهای و رقابت با بازیگران عربی امارات در سالهای اخیر تلاش کرده خود را بهعنوان بازیگر مهم معرفی کند: واسطه، میزبان، مرکز مذاکره و همزمان شریک امنیتی غرب. نزدیکی به اسرائیل برای ابوظبی یک ابزار رقابتی هم هست؛ بهویژه برای پیشی گرفتن از دیگر پایتختهای عربی در جذب سرمایه، تکنولوژی و حمایت سیاسی آمریکا. با این حال، همین ابزار رقابتی در بحرانهای بزرگ میتواند به پاشنه آشیل تبدیل شود، چون رقبا میتوانند از آن علیه مشروعیت منطقهای امارات استفاده کنند.د) مدیریت افکار عمومی با تاکتیک «عادیسازی خزنده» هدف دیگر، عبور تدریجی از حساسیت اجتماعی است. ابوظبی میکوشد روابط را مرحلهبهمرحله «عادی» کند: ابتدا اقتصاد و گردشگری…
…با حجم قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG)، کود شیمیایی و مواد اولیه صنعتی از این مسیر عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این آبراه نه فقط کشورهای منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قیمت نفت، بالا رفتن هزینه حملونقل دریایی، نوسان بازارهای مالی و نگرانی درباره امنیت انرژی از نخستین پیامدهای چنین وضعیتی خواهد بود. پیوند میان رفتار آمریکا در منطقه و امنیت انرژی در جهانتهران، پیشنهاد ترامپ را نه یک «مذاکره واقعی»، بلکه تلاشی برای تحمیل شرایط یکجانبه میداند. سیاست فشار حداکثری آمریکا مبتنی بر ایجاد فرسایش اقتصادی و امنیتی برای وادار کردن ایران به عقبنشینی کامل بوده است، نه رسیدن به یک توافق متوازن. از نگاه ایران، مذاکره زمانی معنا دارد که نوعی توازن در امتیازدهی وجود داشته باشد، در حالی که واشنگتن همزمان با تحریم، فشار نظامی و تهدید، خواهان گفتوگو نیز بوده است. پیشنهاد متقابل ایران بر «پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز پیش از هرگونه گفتوگوی هستهای» استوار است. این موضوع از نظر سیاسی بسیار معنادار است، زیرا نشان میدهد ایران تلاش دارد میان امنیت انرژی جهان و رفتار آمریکا در منطقه پیوند برقرار کند. به بیان دیگر، تهران میگوید تا زمانی که فشار نظامی و تهدید…
… بر مفهوم «مشروعیتزدایی» استوار است. در فضای نوین روابط بینالملل، قدرت سخت لزوماً تضمینکننده تفوق راهبردی نیست؛ لذا تهران با گشودن این جبهه حقوقی، در صدد است تا تجاوز غیرقانونی ایالات متحده علیه کشورمان را از یک اقدام امنیتی به یک چالش قانونی تبدیل کند. هدف غایی در این استراتژی، دستیابی به یک پیروزی آنی و قضایی نیست؛ بلکه ایجاد یک «هزینه سیاسی مستمر» برای واشنگتن در افکار عمومی جهانی و مجامع نخبگانی مدنظر قرار دارد. این مدل از «بازدارندگی نرم»، از طریق فرسایشی کردن روند توجیه اقدامات نظامی برای آمریکا، هزینه تصمیمگیریهای مشابه را در آینده افزایش میدهد. در واقع، لاهه برای ایران، تریبونی است تا با تثبیت «غیرقانونی بودن» رفتار رقیب، آزادی عمل دیپلماتیک و نظامی واشنگتن را در پروندههای مشابه محدود کرده و توازن قوا را در ساحت «اعتبار بینالمللی» بازتعریف کند. موفقیت در این رویکرد، در گرو توانمندی برای به چالش کشیدن وجهه بینالمللی رقیب در افقهای میانمدت و بلندمدت است؛ به گونهای که سرعت صدور حکم در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.پیامدهای جهانی و چشمانداز حقوقینگاه جامعه بینالملل و محافل حقوقی به این پرونده، از چارچوب درگیریهای دوجانبه فراتر رفته و به سمتی سوق یافته است که لاهه را کانون قضاوت درباره «مرزهای حاکمیت ملی…
چرا آمریکا دست روی خلیج فارس گذاشته است؟بر کسی پوشیده نیست که یکی از اهداف و منافع آمریکا در خلیج فارس، نفت است. در واقع نفت، اصلیترین دلیل آمریکاییها در منطقه است. چرا که در روزگار امروز، هنوز استفاده از انرژیهای پاک چندان گسترده نشده است و از طرفی چنانچه هوش مصنوعی بخواهد با شتاب فعلی به توسعه خود ادامه دهد؛ تمامی دیتا سنترهای آن به سوختی به نام نفت احتیاج دارند. گذشته از آن، نفت همچنان مهمترین عنصر حرکت صنایع مدرن غرب و به ویژه آمریکا است و بیراه نیست اگر بگوییم آمریکا با کمک همین ماده حیاتی به این سطح از شکوفایی اقتصادی دست یافته است. از سویی دیگر، اقتصاد کشورهای خلیج فارس، بر صادرات نفت متکی است و درآمد آن دوباره به کشورهای غربی باز میگردد. بدین ترتیب خلیج فارس را میتوان از جمله مناطقی دانست که کشورهای غربی از آن به عنوان ابزاری برای متعادل کردن میزان پرداختهای خارجی خود استفاده میکنند. برآوردها نشان میدهد که بازار منطقه خلیج فارس بالغ بر 150 تا 200 میلیارد دلار ارزش دارد و همین بازار که عمده آن کشورهای عربی منطقه هستند نقش مهمی در شکوفایی اقتصاد غرب و بهویژه آمریکا داشته است. همچنین باید در نظر داشت…
…کوتاه نمیآید: «حفظ عزت ملی و حاکمیت».اما ترامپ، با نگاهی که بیشتر بر اساس غرور کاذب و منافع کوتاهمدت است، این طرح را رد کرد. این رد کردن، نه یک شکست دیپلماتیک برای ایران، بلکه یک فاشکنندهی واقعیت بود: آمریکا به دنبال «مذاکره» نیست، بلکه به دنبال «تسلط» است. وقتی یک طرف مذاکره، طرحی را رد میکند که منطقی و منصفانه است، یعنی هدفش از گفتگو، حل مسئله نیست، بلکه ایجاد فشار روانی و تحقیر طرف مقابل است. این همان «دیپلماسی فرمایشی» است؛ جایی که آمریکا با رد طرحهای منطقی، خود را در موقعیتی قرار میدهد که انگار ایران «نمیخواهد» مذاکره کند، در حالی که واقعیت برعکس است.ملت ایران، به تاسی از رهبر شهید امام خامنهای(ره)، هرگز نخواهد پذیرفت که طرحهایش را بر اساس «میل» یا «رضایت» آمریکا تنظیم کند. عزت ملی، خط قرمزی است که هیچگاه از آن عبور نخواهد کرد. اگر آمریکا بخواهد، باید با ایران به عنوان یک قدرت مستقل و با کرامت مذاکره کند، نه به عنوان یک کشور ضعیف که باید تحت فشار قرار گیرد.۲. سفر به پکن و ابزار چین: یک استراتژی جدید برای فشاراما داستان فقط به آمریکا ختم نمیشود. در حالی که ترامپ طرح ایران را رد کرده…
فرودگاههای هرمزگان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد