جدید به قدیم
…برای کاهش فقر، توسعه پایدار محیطزیستی، ارتقای برابری جنسیتی و حمایت از گروههای به حاشیه راندهشده، هر یک حلقهای از زنجیره تلاش برای دستیابی به صلحی است که بر عدالت استوار است. در کنار این ابعاد ساختاری، سازمان ملل متحد نقش مهمی نیز در ترویج فرهنگ گفتوگو و مدارا در سطح جهانی ایفاء میکند. در جهانی که تنوع فرهنگی، مذهبی، نژادی و سیاسی واقعیتی اجتنابناپذیر است، تبدیل این تنوع به فرصت به جای تهدید، نیازمند بستری برای گفتوگوی دائمی است. سازمان ملل متحد با ابتکار عمل در زمینه گفتوگوی تمدنها، ائتلاف تمدنها، سالها و دهههای موضوعی برای ترویج فرهنگ صلح، مدارای دینی و فرهنگی، تلاش کرده است مفهوم صلح را از سطح صرفاً امنیتی فراتر برده و به حوزه روابط میان ملتها و جوامع وارد کند. به رسمیت شناختن تنوع به عنوان عاملی غنیکننده، نه مانعی برای همزیستی، نقطه عزیمت این رویکرد به شمار میآید. از منظر حقوقی و هنجاری نیز سازمان ملل متحد نقشی اساسی در تدوین و گسترش استانداردهای مربوط به حقوق بشر داشته است. اسناد بنیادینی چون منشور، اعلامیهها و میثاقهای حقوق بشری، چارچوبی مشترک برای جامعه بینالمللی فراهم آوردهاند تا کرامت ذاتی انسان به عنوان مبنای نظم حقوقی جهانی مورد تأکید قرار گیرد. پیوند میان صلح…
…عمان، در کنار نهایی شدن سند همکاریهای ۲۵ ساله با چین و توافقنامه جامع راهبردی با روسیه، این پیوند را از سطح بیانیههای دیپلماتیک به مرحله عملیاتی رسانده است. این ارتقای همکاریها در حوزههای فنی پدافندی، تبادل دادههای راداری و اشتراکگذاری فناوریهای نوین در جنگ الکترونیک مشاهده میشود. این سطح از هماهنگی فنی و لجستیکی، نشاندهنده شکلگیری یک زیرساخت دفاعی است که هدف آن صیانت از مسیرهای ترانزیت انرژی و تثبیت حضور نظامی قدرتهای شرق در مناطقی است که پیشتر تحت نفوذ انحصاری سنتکام قرار داشت.تثبیت این ساختار امنیتی، مبنای بازدارندگی را از تعهدات سیاسی صرف به پیوند منافع سخت تغییر داده است. در این الگو، امنیت جغرافیای ایران با امنیت انرژی چین و ملاحظات ژئوپلیتیک روسیه ارتباطی ساختاری دارد و هزینههای اقدامات نظامی علیه ایران به منافع راهبردی این دو قدرت بزرگ تسری مییابد. رفتار روسیه در این چارچوب، تابعی از متغیرهای جنگ اوکراین و نوسانات بازار انرژی است و بهرهبرداری تاکتیکی از تنشها جهت انحراف فشار بینالمللی یا افزایش درآمدهای نفتی را شامل میشود. همگرایی موجود، نوعی بنبست در محاسبات قدرت ایجاد کرده است که در آن بازیگران میان نفع ناشی از تنشهای کنترل شده و ریسک ناشی از بیثباتی فراگیر در این منطقه راهبردی…
…نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در جنگ اخیر میهن، با وجود آنکه شهرها کمترین آسیب فیزیکی را دیدهاند، شاهد تعطیلی یا نیمهتعطیلی گستردهای هستیم که توجیه منطقی ندارد. گویی بخشی از بدنه دولتی تصور میکند در شرایط سخت، اولین گروهی که باید از کار معاف شوند، خود ادارات هستند. این تصور نه تنها نادرست بلکه برای آینده کشور خطرناک است.اقتصاد فرسوده؛ نیازمند حرکت قوی، نه خواب اداریاقتصاد شکننده فعلی ایران در شرایطی قرار دارد که کوچکترین توقف میتواند بزرگترین آسیب را ایجاد کند. در چنین وضعیتی، هر ساعت کار مفید نوعی تلاش ملی برای حفظ زندگی مردم و آینده اقتصادی میهن است. اما وقتی ادارات ـ که باید ستون خدمات عمومی باشند ـ نیمهفعالاند، چگونه میتوان از بخش خصوصی انتظار داشت اقتصاد را زنده نگه دارد؟بخش خصوصی بدون صدور مجوز، بدون طی شدن مراحل اداری، بدون تأییدیهها و مدارک، بدون خدمات دولتی نمیتواند فعالیت کند. وقتی این چرخه مختل شود، اقتصاد نیز مختل میشود. و این…
…اجتماعی و تابآوری ملیمفهوم «سرمایه اجتماعی» در علوم اجتماعی به شبکهای از اعتماد، هنجارهای مشترک و پیوندهای همبستگی اشاره دارد که امکان کنش جمعی را فراهم میکند. جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، در بحرانها انسجام بیشتری نشان میدهند.رفتار بخشی از ایرانیان مقیم خارج که در روزهای تهدید به کشور بازگشتهاند، میتواند به عنوان نشانهای از نوعی «سرمایه عاطفی و هویتی» تحلیل شود؛ سرمایهای که فراتر از محاسبات صرف اقتصادی عمل میکند. بازگشت در شرایط عدم قطعیت، انتخابی صرفاً مادی نیست؛ بلکه ریشه در احساس تعلق دارد.در نظریههای «تابآوری ملی»، سه عامل اصلی برای پایداری یک جامعه در بحران ذکر میشود: ۱. اعتماد نسبی به ساختارهای دفاعی و نهادی ۲. پیوندهای خانوادگی و اجتماعی مستحکم ۳. هویت تاریخی مشترک ایران در هر سه حوزه، واجد مؤلفههایی است که میتواند رفتار جمعی متفاوتی ایجاد کند. ریشههای تاریخی: از ایرانِ کهن تا امروزتاریخ ایران سرشار از مقاطع سخت و تهاجمات خارجی است؛ از حمله مغول تا جنگهای طولانی دوره صفویه و قاجار، و در دوران معاصر، هشت سال دفاع مقدس. در بسیاری از این مقاطع، اگرچه خسارتها سنگین بوده، اما «بقای هویت ملی» استمرار یافته است.یکی از ویژگیهای برجسته تاریخ ایران، تداوم فرهنگی در عین تغییرات سیاسی است. زبان…
به گزارش صبح ساحل، مهدی طباطبایی در پاسخ به پرسشی درباره طرح مداوم شایعه استعفای رئیسجمهوری، تصریح کرد: موضوع استعفای آقای پزشکیان در هیچ دورهای از قریب به دو سالی که مسئولیت ریاستجمهوری را برعهده داشته، مبنایی نداشته است.وی یادآور شد: هیچوقت این موضوع پیش نیامده و فقط شایعه و خبرسازی رسانههایی بوده که شاید سوژه کم آوردهاند و در مقطعی خواستهاند این موضوع را مطرح کنند.معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری اظهار کرد: آقای پزشکیان نه اهل استعفا کردن است و نه شرایط دشوار کشور ایجاب و اقتضا میکند به این مسائل فکر کند. اینقدر مسائل کشور زیاد است و رئیسجمهوری اینقدر دغدغههای زیادی برای حل این مسائل دارد که هیچوقت به موضوع استعفا کردن نمیرسد.
… اما میدان، قواعد خودش را دارد و همیشه مطابق خواست سیاستمدارِ پشت تریبون پیش نمیرود.اگر هدف واشنگتن واقعاً امنیت کشتیرانی و کاهش تنش باشد، زبانش باید زبان مسئولیتپذیری و سازوکارهای شفاف باشد، نه ادبیات تهدید. تهدید در یک نقطه حساس مثل هرمز، خودش تولیدکننده ناامنی است. این تناقض را دنیا میفهمد: آمریکا مدعی «تضمین امنیت» است اما با نظامیسازی مسیر، هزینه بیمه، ریسک سرمایهگذاری و نگرانی بازارها را افزایش میدهد. این، امنیت نیست؛ صادرات اضطراب است. ایران «دست به ماشه»؛ نتیجه طبیعی تهدیددر سوی دیگر، وقتی ایران اعلام میکند در برابر اقدام خصمانه آماده است، این را باید در زمینه رفتار طرف مقابل تحلیل کرد. کشوری که تهدید میشود و در فشار قرار میگیرد، برای حفاظت از منافع و امنیت خود ناگزیر است آماده باشد. مسئله این نیست که کدام طرف بیشتر شعار میدهد؛ مسئله این است که چه کسی تنش را به میدان نزدیکتر میکند. تصمیم اسکورت نظامی، آن هم همراه با خط و نشان، یعنی نزدیک کردن آتش به انبار باروت.از همینروست که تصمیم ترامپ، نه تنها خطر برخورد را بیشتر میکند، بلکه فضا را از «مدیریت بحران» به سمت «آستانه بحران» میبرد. وقتی طرف آمریکایی میگوید اگر ایران دخالت کند پاسخ سخت میدهد، عملاً پنجره…
…و چه دموکراتها، کنگره بارها از افزایش قدرت اجرایی در موضوعات امنیت ملی ابراز نگرانی کرده و تلاش کرده از طریق فشار سیاسی یا ابزارهای نظارتی، نقش خود را تثبیت کند. بنابراین، پاسخ تند دموکراتها به نامه ترامپ تنها یک انتقاد روزمره حزبی نیست؛ بخشی از همان روند تلاش کنگره برای جلوگیری از تضعیف نقش نظارتیاش در تصمیمات نظامی است. تبعات منطقه ای و جهانیاز زاویهای دیگر، اعلام پایان تخاصم میتواند تبعاتی فراتر از روابط بین قوا در ایالات متحده داشته باشد. بازارهای جهانی، نهادهای مالی، شرکتهای چندملیتی و حتی دولتهای منطقهای معمولاً نسبت به هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی خاورمیانه حساسیت زیادی دارند. در نتیجه، هرگونه اعلام رسمی درباره تغییر وضعیت درگیری( حتی اگر بیشتر ماهیت اداری و حقوقی داشته باشد)میتواند موجب تغییر انتظارات در بازار انرژی، واکنش بازیگران منطقه و بازتعریف برخی معادلات دیپلماتیک شود. همین مسئله است که برخی تحلیلگران به آن اشاره میکنند و معتقدند تصمیمهای داخلی واشنگتن، حتی در قالب نامهنگاریهای حقوقی، میتواند بازتابهای فرامرزی داشته باشد.به این ترتیب، مجموعه این عوامل نشان میدهد که ماجرا صرفاً یک اختلاف درباره «یک نامه» نیست، بلکه بخشی از ساختار قدرت در آمریکا و تأثیر آن بر سیاست خارجی و حتی محیط امنیتی منطقهای است؛ موضوعی…
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: ضربالاجل ایران علیه محاصره به پنتاگون، تغییر لحن چین، روسیه و اروپا علیه واشنگتن، نامه انفعالی ترامپ به کنگره، پذیرش شروط مذاکراتی ایران، یک معنا بیشتر ندارد؛ ترامپ باید بین «عملیات غیرممکن یا توافق بد با جمهوری اسلامی ایران» انتخاب کند.فضای تصمیم گیری برای آمریکا محدود شده.
این انتصاب در حالی صورت گرفت که جامعه محلی اعم از معتمدین، بازرگانان، فعالان اقتصادی و گردشگری از دولت توقع داشتند با وجود گزینههای متعدد بومی و مدیران كاربلد و مجرب در بدنهی سازمان و در ترکیب هیات مدیره، فرصت تجربهای بینظیر را با انتصاب یک مدیرعامل آشنا به امورات جزیره خلق کند تا بلکه بخشی از مطالبات مردم از ریاست جمهوری محقق شود. در شرایطی که وضعیت اقتصادی و تجاری فعالان این حوزه چندان رضایتبخش نیست، تصمیماتی در تغییرات مدیریتی کلان این منطقه آزاد صورت گرفت که مدیرعامل پرحاشیه اما «نسبتا» فعالی که حداقل بر تمام زیر و بمهای اقتصادی، تجاری، صنعتی، عمرانی، گردشگری و اجتماعی قشم اشراف داشت، جایش را به مدیرعاملی داد که با الفبای مناسبات اجتماعی در جامعهای همچون قشم ناآشنا بود.مدیر شهریِ کلانشهری چون مشهد، در حالی بر کرسی پرطمطراق سازمان منطقه آزاد تجاری، صنعتی و گردشگری قشم تکیه زد که چشمانداز اقتصادی و تجاری و گردشگری جزیره تحت تاثیر شرایطی ناخواسته، در هالهای از ابهام فرو رفته بود.در حالی که در چنین مقطعی، قشم به مدیری توانمند و آشنا به جریانهای اقتصادی و صنعتی و گردشگری نیاز داشت، مدیری با عدم شناخت لازم از بسترهای اجتماعی و اقتصادی جزیره، ناخدای کشتی…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…