جدید به قدیم
اهمیت توجه به سالمندان را نمیتوان تنها به وظایف اخلاقی محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی…
…برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت سیاسی یا اداری باشد، اما مشکلات اقلیمی چون گرمای شدید و کمآبی، چالش بزرگی خواهد بود.همانطور که استانبول در ترکیه یا سائوپائولو در برزیل همچنان مراکز اصلی اقتصادی باقی ماندند، تهران نیز حتی با انتقال پایتخت، نقش اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ خواهد کرد. راهحل واقعبینانه برای ایرانانتقال کامل به سبکی شبیه برازیلیا، در کوتاهمدت نه عملی و نه اقتصادی است.ایجاد پایتخت دوگانه (مانند ترکیه…
…اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش تبدیل رابطه دولت و ملت به رابطهای یکسویه است. مردمی همیشه «حاضر در میدان» و دولتی همواره «غایب در مسئولیت»؛ مردمی که موظفاند بسازند و تجهیز کنند اما در لحظه نیاز از دولت حمایتی نمیبینند. نتیجه چنین رابطهای چیزی جز فرسایش…
… در سفری با اسنپ به فرودگاه، از راننده درباره محل زندگیاش پرسیدم. گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند، اما واقعیت این است که نبود نظارت، کمبود راننده و شرایط خاص این شهر باعث شده بار گرانی بر دوش مردم سنگینی کند. این شهر بیش از هر زمانی دیگر نیازمند مدیریتی است که صدای مردم را بشنود و مرهمی بر زخم معیشت آنان بگذارد. نظارت دقیق بر کرایهها، تصویب نرخنامههای شفاف و همسانسازی هزینهها با قدرت خرید واقعی مردم…
الگویی موفق از پیگیری یک مطالبه عمومی که میتواند در سایر حوزهها نیز مورد توجه قرار گیرد. این تصمیم، فراتر از یک امتیاز حملونقلی، گامی در جهت توسعه متوازن استان و پاسخی به خواسته بهحق شهروندان هرمزگانی است. نخستین اثر آن، کاهش هزینههای حملونقل خانوارهاست. خودروهای منطقه آزاد با هزینه کمتر و استانداردهای بهروزتر در اختیار مردم قرار میگیرند و جایگزینی آنها با خودروهای فرسوده، هم به نفع جیب خانوادههاست و هم به نفع محیطزیست.از سوی دیگر، گردشگری در هرمزگان با این تصمیم جان تازهای خواهد گرفت. مسافران داخلی و خارجی میتوانند با آسودگی بیشتری به شهرهای مختلف سفر کنند و این، ماندگاری بیشتر گردشگران و رونق کسبوکارهای محلی را به دنبال دارد. نکته مهمتر اینکه تا پیش از این، چنین مجوزی در برخی از استانها صادر شده بود و مردم هرمزگان همواره از این بابت احساس تبعیض و بیعدالتی میکردند. اجرای این تصمیم در هرمزگان نه تنها این تبعیض را برطرف کرد، بلکه باعث شد شهروندان استان نیز همانند دیگر هموطنان از حقوق برابر و مزایای عادلانه در این زمینه برخوردار شوند. اخذ و صدور این مجوز یک تصمیم هوشمندانه و مردممحور است؛ تصمیمی که آثار مثبت آن نه تنها در زندگی روزمره مردم، بلکه در اقتصاد…
…با تحریم چابهار تلاش میکند گزینههای افغانستان را محدود و نقش آن به عنوان یک پل زمینی مهم برای اتصال هند و سایر کشورهای جنوب آسیا به بازارهای آسیای مرکزی را تضعیف کند. البته این محاسبه ساده هم نیست. با تشدید روابط بین کابل و اسلام آباد، طالبان با احتیاط در حال بررسی اتحادهای جدید منطقهای بوده و هند یکی از گزینههای مهم در این راستاست. در اوایل سال جاری، طالبان هند را شریک مهم منطقهای اعلام کرد. از همین رو، راهبرد تحریمهای واشنگتن دقیقاً برای مسدود کردن این روزنه طراحی شده و فضای دیپلماتیک و اقتصادی موجود کابل را محدود کند. قمار واشنگتنالبته، این قمار واشنگتن خطر واکنش جدی را به همراه دارد. کابل انگیزهای به ترجیحات آمریکا به ویژه پس از امتناع دولت بایدن از آزادسازی داراییهای مالی مسدود شده، ندارد. اما تهدیدها شاید برای هند بیشتر باشد. بنابراین، هند احتمالا به مشارکتهای جایگزین با روسیه و حتی چین تکیه کند و اتحاد راهبردی که ایالات متحده به دنبال ایجاد آن از طریق چارچوب هند و اقیانوسیه بوده، از بین ببرد. حتی اگر دهلی نو در نهایت و تحت فشار تحریمها از چابهار خارج شود، واشنگتن تضمین انرژی مورد نظر آن را تضمین نخواهد کرد. در مقابل…
…نیستند و نیاز فوری به ارتقای این مسیرها محسوس است. اگر قرار است توسعه مکران از سطح شعار به عمل برسد، باید نخستین گام آن در بهبود راهها و تأمین امنیت جادهای ساکنان و رانندگان باشد.پروژههای شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور که نقش اصلی در این مسیر ایفا میکنند، متأسفانه به کندی پیش میروند. دلیل اصلی آن نیز کمبود اعتبار و نبود پیگیری جدی برای دریافت منابع از مرکز است. شواهد گویای آن است که تلفظ صحیح نام منطقه «مکران» برای مسئولان استان ما از اهمیت بیشتری برخوردار است تا بهبود وضعیت ساکنان و زیر ساختهای آن. انتظار مردم هرمزگان از استاندار محترم و نمایندگان مجلس تمرکز بر آب و راه است. این دو بخش نهتنها زندگی روزمره مردم را تحتتأثیر قرار میدهد، بلکه پیشنیاز توسعه اقتصادی، جذب سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال نیز بهشمار میرود. امروز بیش از هر زمان دیگری، فرصت آن است که با همگرایی و پیگیری جدی، زمینه رفع این معضلات دیرینه فراهم شود. توسعه مکران بدون جاده و بدون آب، صرفاً یک شعار باقی خواهد ماند. وقت آن رسیده است که این دو مطالبه حیاتی در صدر اولویتهای بودجهای استان قرار گیرد و از روندهای معمولی و بدون نتیجه را بشکنیم.
…نظم جهانی مقابله کند. همین برگشت آمریکا و تغییر تفکر ترامپ مبنی بر تحویل گرفتن پایگاه بگرام در افغانستان هم نشان از ترسیم هژمون از دست رفته آمریکا در منطقه و جهان را دارد.آمریکا با اقدام اروپا به ایران فشار می آورد که به پای میز مذاکرات با آمریکا بیاید و راهی ندارد که خواستههای خود را تحمیل کند. حتی آمریکا خطر ایران را به اروپا هم گوشزد کرده که نه تنها موشکهای ایران برای رژیم صهیونیستی پرخطر است بلکه برای اروپا هم مخاطرهآمیز است. همان نکتهای که سردار شهید حاجیزاده در رونمایی از موشک هایپرسونیک اشاره کرد که برد موشک به گونهایاست که احترام به اروپاییها است و امیدواریم اروپاییها احترام خودشان را بدانند.بنابراین قدرت موشکی ایران در حال حاضر یک موضوع مهم برای آمریکا و اروپاست. اروپا در حال شوکدهی به جهان است و همه این اقدامات تحمیل یک تفکر خواهد بود که ذهن و توجه رسانههای جهان از اسرائیل دور شود و نسلکشیها ادامه داشته باشد. انزوای اسرائیل به شدت به راه افتاده است و سخنرانیهای اکثر سران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل هم علیه اقدامات رژیم صهیونیستی بود. ماهیت سازمان ملل هم به کلی از بین رفته است. طرح مقابلهای بایستی با این…
…بعد از اجلاس شانگهای، آمریکا به شدت نگران این موضوع شده است که همکاریهای نظامی در منطقه به سطوح بالا برسد و این یعنی هژمون آمریکا بیش از بیش تضعیف گردد و حتی به فروپاشی ناتو هم منجر شود و از سوی دیگر سرمایهگذاریهای آمریکا در منطقه با شرکای عربی خود به مخاطره نیفتد. چین و روسیه در منطقه بالطبع به دنبال ایجاد پایگاههای نظامی موثر خواهند بود تا جایی که چین قصد دارد بندر گوادر پاکستان را هم به پایگاه نظامی تبدیل کند و اقدامات از سوی رقبای آمریکا یقینا برای آمریکا نفع ندارد. نکته دوم اینکه آمریکا از اقدامات رژیم صهیونیستی در منطقه به شدت نگران است تا جایی که اگر رژیم صهیونیستی اقدامی علیه پاکستان انجام دهد اینبار اسلام آباد مانند قطر سکوت نخواهد کرد و پاسخ متقابل را به رژیم صهیونیستی خواهد داد. احتمالا آمریکا پایگاه بگرام را به عنوان یک راهبرد نظامی در منطقه میداند تا از رژیم صهیونیستی محافظت کند.اینکه طالبان نیز با آمریکا همکاری کند دور از دسترس نیست چرا که در گذشته رابرت مک مستر مشاور امنیت ملی دولت ترامپ گفته بود که ترامپ به دولت افغانستان اعلام کرد که ۵۰ هزار نیروی طالبان را آزاد کنند. بنابراین طالبان به راحتی…
…بنابراین، وجود آن ریشه در یک متن حقوقی دارد و مسیر فعالسازی آن نیز بهطور دقیق در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ تعریف شده است. بهظاهر، این مکانیزم برای ایجاد توازن و تضمین پایبندی طرفین طراحی شده است. با این حال تجربه نشان داده که استفاده از مکانیسم ماشه عمدتاً در بستر منازعات سیاسی رخ میدهد. کشورهایی که به دنبال افزایش فشار بر ایران بودهاند، این ابزار را به عنوان اهرمی سیاسی برای بازگرداندن تحریمها بهکار گرفتهاند. حتی اختلاف نظرهای جدی میان قدرتهای بزرگ درباره مشروعیت و نحوه اجرای آن، نشان میدهد که کارکرد این مکانیسم فراتر از یک ابزار حقوقی صرف است. فعالسازی مکانیسم ماشه نه تنها بر روابط ایران و طرفهای توافق تأثیر گذاشته، بلکه نظم و اعتبار حقوق بینالملل را نیز زیر سؤال برده است. برخی کارشناسان معتقدند استفاده ابزاری از این سازوکار، میتواند اعتماد به سازوکارهای چندجانبه را کاهش داده و آینده مذاکرات بینالمللی را تیرهتر کند. مکانیسم ماشه در ظاهر یک ابزار حقوقی برای تضمین اجرای تعهدات است، اما تجربه نشان داده که در عمل بیشتر به اهرمی برای فشار سیاسی بدل شده است. پرسش مهم اینجاست که جامعه جهانی تا چه اندازه حاضر است به استفاده ابزاری از حقوق بینالملل تن دهد و چه راهکاری…