جدید به قدیم
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری هرمزگان گفت: در بارندگیهای اخیر بیش از ۹۰ درصد سازههای آبخیزداری آبگیری و سرریز شده است.
اگر بهتر شوم، چه چیزی را از دست میدهم؟ این پرسش در ظاهر متناقض است. مگر بهتر شدن چیزی جز رهایی، آرامش و سلامت روان است؟ اما تجربهی بالینی و مطالعات روانشناسی نشان میدهد که بهبود همیشه با احساس امنیت همراه نیست. بسیاری از افراد، حتی در دل رنجهای مزمن، افسردگیهای طولانی یا روابط آسیبزا، نوعی آشنایی عاطفی با وضعیت موجود دارند. رنج هرچند فرساینده اما قابل پیشبینی است و ذهن انسان به آنچه میشناسد خو میگیرد حتی اگر آنچه میشناسد درد باشد. از منظر روان تحلیلی، علائم روانی صرفا نشانهی بیماری نیستند، بلکه گاه کارکرد دارند: افسردگی میتواند فرد را از مواجهه با مطالبات طاقت فرسا محافظت کند، اضطراب میتواند بهانهای برای نرفتن، نخواستن یا انتخاب نکردن باشد. در این معنا، «بهتر شدن» تنها بهبود علائم نیست بلکه فروپاشی یک نظم روانی آشناست. جامعه نیز این ترس را تشدید میکند. در فرهنگی که موفقیت با فشار، رقابت و مسئولیت تعریف میشود بهتر شدن یعنی ورود به میدان انتظارات جدید. فرد نگران است که با رها شدن از رنج، دیگر حق خستگی، اعتراض یا عقبنشینی نداشته باشد. بنابراین ترس از بهتر شدن، نه نشانهی ضعف، بلکه واکنشی پیچیده به پیوند میان روان فردی و ساختارهای اجتماعی است جایی که سلامت، الزام می آورد و الزام، اضطراب.
حمام تاریخی گلهداری یکی از نمادهای هویت فرهنگی بندرعباس، پس از ساماندهی برای بازدید علاقمندان بازگشایی شد.
نیاز به تایید شدن از سوی دیگران، تجربهای آشنا و تقریبا همگانی است تجربهای که از نخستین لحظات زندگی آغاز میشود و تا پیچیدهترین روابط بزرگسالی ادامه مییابد. انسان از همان بدو تولد، نه تنها به مراقبت جسمانی، بلکه به دیده شدن، پاسخگرفتن و معنا یافتن در نگاه دیگری وابسته است. نوزادی که گریه میکند، در واقع تنها گرسنگی یا ناراحتی خود را بیان نمیکند او در پی این است که مطمئن شود «کسی آنجا هست» و واکنشی به حضور او نشان می دهد. این پاسخ، نخستین شکل تایید است؛ تاییدی که به کودک میگوید وجودش بیاثر و نامرئی نیست. با این حال، در فرهنگ عمومی، نیاز به تایید اغلب با مفاهیمی چون ضعف، وابستگی یا کمبود اعتماد به نفس گره میخورد. گویی انسان بالغ باید به نقطهای برسد که از نگاه و قضاوت دیگران بینیاز شود. این تصور، اگرچه جذاب بهنظر میرسد، اما از منظر روانشناسی و به ویژه روانکاوی، سادهانگارانه است. سوژهی انسانی هرگز به طور کامل مستقل و خودبسنده شکل نمیگیرد او همواره در پیوند با دیگری، در زبان، رابطه و ساختارهای اجتماعی قوام مییابد. پرسش اساسی این مقاله این نیست که چگونه از نیاز به تایید رها شویم، بلکه این است که چرا چنین نیازی تا این اندازه ریشهدار و پایدار است. روانکاوی به ما نشان میدهد که نیاز به تایید، صرفا یک عادت رفتاری یا الگوی تربیتی نیست، بلکه با چگونگی شکلگیری خود، تجربهی عشق، اضطراب طرد و حتی مناسبات قدرت در جامعه پیوندی عمیق دارد. در این نوشتار تلاش میکنیم با تکیه بر مفاهیم روانکاوانه، این نیاز انسانی را نه بهعنوان نقص بلکه به مثابه نشانهای معنادار از وضعیت روانی و تاریخی سوژهی معاصر بررسی کنیم.
چه به عنوان والدین و یا هر نقش اجتماعی و شهروندی؛ این موضوع را تصدیق می فرمایید که با نسلی کم حوصله، فرمان ناپذیر و عجول مواجه هستیم. آنچه که پیش روی شماست یادداشتی با موضوع فقدان تاب آوری در نسل آلفا یا همان دهه نودی هاست!
هرزمان که سخن ازآب به میان می آیدبلافاصله مهمترین ویژگی آن یعنی مایه ی حیات بودنش به ذهن متبادرمی شود.این یعنی آنکه زندگی بدون آب ممکن نیست وبایدآب راخودزندگی نامید.درفرهنگ وآیین ماهم به این اصلی ترین عنصرتمدن سازتوجه بسیاربالایی شده.به یقین توسعه یا پیشرفت جامعه ی بشری نیزبرمدارآب می چرخد.
نوجوانان دائما به دنبال ایجاد بنیادهای زیستی و عقیدتی منطبق با مبانی نظری خود می باشند.
به قلم اول: فارغ از انگارههای واقعیت یا وهم تقابلهای نرم با هویت اسلامی ایرانی؛ وجود شبکهای سازمانیافته برای کانالیزه کردن بستری جهانی و بازتعریف انسانی تُهی از بار معنویتگرایی و ایجاد جنگلی از مصرفزدگی دور از ذهن نیست!
«علی اسفندیاری» ملقب به نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی در 21 مهر 1276 در روستای یوش متولد شد.
مدارس هرمزگان چند روز بیشتر دایر میشوند