جدید به قدیم
شب در شهر صرفاً غیاب نور نیست غیاب بخشی از نظم رسمی، تعلیق موقت قواعد مسلط و میدان بروز نابرابریهایی است که در روشنایی روز یا پنهان میمانند یا طبیعیسازی میشوند.
نیاز به تایید شدن از سوی دیگران، تجربهای آشنا و تقریبا همگانی است تجربهای که از نخستین لحظات زندگی آغاز میشود و تا پیچیدهترین روابط بزرگسالی ادامه مییابد. انسان از همان بدو تولد، نه تنها به مراقبت جسمانی، بلکه به دیده شدن، پاسخگرفتن و معنا یافتن در نگاه دیگری وابسته است. نوزادی که گریه میکند، در واقع تنها گرسنگی یا ناراحتی خود را بیان نمیکند او در پی این است که مطمئن شود «کسی آنجا هست» و واکنشی به حضور او نشان می دهد. این پاسخ، نخستین شکل تایید است؛ تاییدی که به کودک میگوید وجودش بیاثر و نامرئی نیست. با این حال، در فرهنگ عمومی، نیاز به تایید اغلب با مفاهیمی چون ضعف، وابستگی یا کمبود اعتماد به نفس گره میخورد. گویی انسان بالغ باید به نقطهای برسد که از نگاه و قضاوت دیگران بینیاز شود. این تصور، اگرچه جذاب بهنظر میرسد، اما از منظر روانشناسی و به ویژه روانکاوی، سادهانگارانه است. سوژهی انسانی هرگز به طور کامل مستقل و خودبسنده شکل نمیگیرد او همواره در پیوند با دیگری، در زبان، رابطه و ساختارهای اجتماعی قوام مییابد. پرسش اساسی این مقاله این نیست که چگونه از نیاز به تایید رها شویم، بلکه این است که چرا چنین نیازی تا این اندازه ریشهدار و پایدار است. روانکاوی به ما نشان میدهد که نیاز به تایید، صرفا یک عادت رفتاری یا الگوی تربیتی نیست، بلکه با چگونگی شکلگیری خود، تجربهی عشق، اضطراب طرد و حتی مناسبات قدرت در جامعه پیوندی عمیق دارد. در این نوشتار تلاش میکنیم با تکیه بر مفاهیم روانکاوانه، این نیاز انسانی را نه بهعنوان نقص بلکه به مثابه نشانهای معنادار از وضعیت روانی و تاریخی سوژهی معاصر بررسی کنیم.
اگر یک فوتبالیست، اخلاق ورزشی نداشتهباشد، هرچقدر هم که خوب بازی کند،طرفداران چندانی نخواهدداشت و مورد تحسین و تمجید بزرگان فوتبال قرار نخواهدگرفت.
سقف وام فردی به ۲۰۰ میلیون رسید