سیاسی
در مباحث فنی-امنیتی پیرامون برنامههای هستهای، عدد «۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده» به عنوان یک معیار کمّی مکرراً ظاهر میشود. این رقم، که اغلب در گزارشهای تحلیلی و رسانهای با حساسیتی بالا مطرح میگردد، در نگاه نخست ممکن است مفهومی ساده و حتی فیزیکی ناچیز را متبادر سازد. اما حقیقت این است که این مقدار مشخص، در تقاطع پیچیدهای از ابعاد فیزیکی، فناورانه، امنیتی و ژئوپلیتیکی قرار دارد. تمرکز این تحلیل بر آشکارسازی این تناقض ظاهری است: با وجود حجم فیزیکی نسبتاً اندک، فرآیندهای حملونقل، حفاظت و تبدیل این ماده به یک محموله عملیاتی، در زمره پیچیدهترین و حساسترین عملیاتهای مهندسی و امنیتی جهان محسوب میشود.
از منظر صرفاً فیزیکی، ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم فلزی غنیشده، مادهای با چگالی بسیار بالا (حدود ۱۹ گرم بر سانتیمتر مکعب) است. این ویژگی سبب میگردد تا حجم اشغالی آن تنها معادل یک مکعب با ضلع حدود ۲۸ سانتیمتر یا یک کرهای به قطر تقریبی ۳۵ سانتیمتر باشد. چنین ابعادی به وضوح نشان میدهد که از نظر هندسی، این مقدار را میتوان درون محفظهای نه چندان بزرگتر از یک سطل زباله صنعتی استاندارد جای داد. این تصویر سادهانگارانه اما، تمام داستان نیست. اورانیوم، به ویژه در سطوح غنای بالا، مادهای فعال از نظر پرتوزایی و حرارتی است. بنابراین، ذخیره یا حمل آن در شکل خام فلزی، غیرممکن و به شدت خطرناک است. در عمل، این ماده عمدتاً به صورت ترکیبات شیمیایی پایدارتر، مانند دیاکسید اورانیوم (UO2) یا در قالب فلز آلیاژشده، نگهداری میشود. این تغییر فاز، اگرچه پایداری شیمیایی و مدیریت حرارتی را بهبود میبخشد، اما به طور طبیعی باعث افزایش حجم کلی محموله نسبت به حالت تئوریک فلز خالص میگردد.با این حال، حتی با احتساب این افزایش حجم، محموله مذکور کماکان در ابعادی قابل مدیریت باقی میماند. پیچیدگی واقعی در مرحله بعد و در قلمرو «غنای هستهای» رقم میخورد. عبارت «اورانیوم غنیشده» خود یک طیف گسترده را پوشش میدهد؛ از غنای پایین (کمتر از ۲۰٪ ایزوتوپ ۲۳۵U) مورد استفاده در رآکتورهای تحقیقاتی و برخی نیروگاهها، تا غنای بالا (بیش از ۲۰٪) که در رآکتورهای پیشرفته و به صورت افراطی، در سطح «سلاحساز» (معمولاً بالای ۹۰٪) به کار میرود. ارزش سوقالجیشی و خطر امنیتی ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم، به صورت نمایی وابسته به جایگاه آن در این طیف است.
برای درک این حساسیت، باید به مفهوم «جرم بحرانی» اشاره کرد. جرم بحرانی حداقل مقدار ماده شکافتپذیر مورد نیاز برای حفظ یک واکنش زنجیرهای هستهی پایدار است. این مقدار برای اورانیوم-۲۳۵ با غنای بالای ۹۰٪، در شرایط ایدهآل و بدون بازتابنده نوترونی، حدود ۵۲ کیلوگرم برآورد میشود. بنابراین، از منظر تئوریک محض، ۴۰۰ کلیوگرم اورانیوم با غنای سلاحساز، میتواند برای ساخت چندین هسته اولیه (Primary) سلاح هستهای بالقوه کفایت کند. این همان نکتهای است که موجب تبدیل این رقم به یک «نقطه عطف نمادین» در مباحث کنترل تسلیحات و عدم اشاعه شده است. اما تاکید بر عبارت «از منظر تئوریک محض» ضروری است. تبدیل این ماده خام به یک سلاح عملیاتی، فرآیندی به غایت پیچیده، پرهزینه و نیازمند دانش فنی بسیار پیشرفته است. این مسیر شامل مراحلی همچون مهندسی دقیق قطعات، طراحی سیستم انفجار داخلی (Implosion) برای فشردهسازی یکنواخت ماده شکافتپذیر، ساخت آغازگر نوترونی، و یکپارچهسازی کل دستگاه در یک سیستم تحویل موثر میباشد. دستیابی به چنین قابلیتهایی، فراتر از صرف در اختیار داشتن ماده اولیه، مستلزم گذار از مرزهای دشوار صنایع دفاعی پیشرفته است.
با فرض تمرکز بر سناریوی حملونقل چنین مادهای (با هر سطح غنایی)، چالشهای مهندسی و امنیتی به اوج خود میرسد. این چالشها را میتوان در چند لایه بررسی کرد:
۱. لایه حفاظت در برابر پرتو و مدیریت حرارتی: اورانیوم غنیشده، به ویژه در مقادیر صدها کیلوگرمی، منبعی قوی از تابشهای آلفا، بتا و گاما و نیز تابش نوترونی خودبهخودی است. محفظههای حمل (معمولاً بشکههای ضخیم فولادی یا سربی با پوششهای جاذب نوترون موسوم به «فلاسکهای انتقال») باید طوری طراحی شوند که سطح تابش در بیرون از آن به حدی بیخطر برای خدمه و محیط زیست کاهش یابد. همچنین، واپاشی رادیواکتیو، حرارت مداومی تولید میکند. این سیستمهای حملونقل باید مجهز به سیستمهای دفع حرارت غیرفعال (مانند پرههای خنککننده) باشند تا از گرمایش بیش از حد و ایجاد خطرات ثانویه جلوگیری گردد.
۲. لایه ایمنی بحرانی: یکی از مخاطرات منحصر به فرد در انتقال مواد شکافتپذیر، پیشگیری از «حادثه بحرانی» است. اگر محموله در شرایط خاصی (مثلاً در اثر سانحه) به گونهای تغییر شکل دهد که هندسه آن به شرایط نزدیک به بحرانی برسد، امکان وقوع یک واکنش زنجیرهای تصادفی و رهاسازی ناگهانی تابش شدید وجود دارد. فلاسکهای حمل، با طراحیهای داخلی خاص (مانند استفاده از جداکنندهها و جاذبهای نوترون) و به شکل هندسیهایی که از تراکم ماده جلوگیری میکند، مهندسی میشوند تا در هر شرایط تصادفی، از وقوع پدیده بحرانی ممانعت به عمل آید.
۳. لایه امنیت فیزیکی: این حساسترین بعد عملیاتی است. محمولهای با چنین ارزش استراتژیک بالا، هدف جذابی برای اقدامات خرابکارانه، سرقت یا دستبرد است. بنابراین، کاروانهای حملونقل زمینی یا محمولههای هوایی/دریایی، تحت تدابیر امنیتی فوقمحرمانه و چندلایه حرکت میکنند. این تدابیر شامل برنامهریزی مسیرهای مخفی و تغییر مداوم آنها، اسکورت توسط نیروهای ویژه مجهز، نظارت ماهوارهای و الکترونیکی مستمر و هماهنگی با نهادهای امنیتی تمامی مناطق عبوری میباشد. هرگونه انتقال، مستلزم هماهنگی دیپلماتیک گسترده و غالباً تحت نظارت نهادهای بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
۴. لایه لجستیکی و قراردادی: سازماندهی انتقال بینالمللی مواد هستهای، مستلزم انعقاد قراردادهای پیچیده با تامینکنندگان تخصصی است که تعداد آنها در جهان بسیار محدود است. این قراردادها مسوولیتهای حقوقی، بیمهای (با حق بیمههای کلان به دلیل ریسک بالا) و تضمینهای ایمنی را به دقت تنظیم میکنند. تهیه مجوزهای عبور از حریم هوایی یا دریایی کشورها، رعایت مقررات سختگیرانه سازمانهای بینالمللی مانند سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و سازمان بینالمللی هوانوردی غیرنظامی (ICAO)، و تامین زیرساختهای مناسب در مبدا و مقصد (مانند اسکلهها یا فرودگاههای مجهز) از دیگر پیچیدگیهای این لایه است.
۵. لایه پنهانکاری و فریب: در بسیاری از سناریوهای فرضی یا تاریخی، ممکن است بازیگران دولتی یا غیردولتی تلاش کنند تا این فرآیند انتقال را پنهان یا وانمود کنند که محمولهای دیگر در حال جابجایی است. این امر بر پیچیدگیهای نظارتی و نظارت بینالمللی میافزاید و نیاز به روشهای پیشرفته حسگری و تایید را مضاعف میسازد. در نتیجه، هنگامی که از «۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده» سخن میگوییم، در حقیقت از دو واقعیت متضاد صحبت میکنیم: از یک سو، یک جرم فشرده فلزی که از نظر هندسی چالش چندانی ایجاد نمیکند، و از سوی دیگر، یک «سیستم فوقحساس» که برای انتقال آن، میبایست تودهای عظیم از فناوری، نیروی انسانی متخصص، سازوکارهای امنیتی و دیپلماتیک، و سرمایه مالی به کار گرفته شود. حجم فیزیکی کوچک، به هیچ وجه معادل با سادگی مدیریت نیست؛ بلکه برعکس، این همان ویژگی است که امکان پنهانکاری و جابجایی پنهانی را افزایش میدهد و همین امر، ضرورت ایجاد سیستمهای نظارتی و امنیتی پیچیدهتر را توجیه میکند.این تحلیل نشان میدهد که تمرکز صرف بر رقم «۴۰۰ کیلوگرم» میتواند گمراهکننده باشد. درک صحیح از اهمیت و خطرات مرتبط با آن، مستلزم نگریستن به این مقدار به عنوان هسته مرکزی یک «هاله عملیاتی» گسترده است. هالهای متشکل از فلاسکهای مهندسیشده، کاروانهای امنیتی، شبکههای نظارتی و تعهدات بینالمللی. بنابراین، در گفتمان تخصصی پیرامون امنیت هستهای، گزاره «حجم کم اما حملونقل پیچیده» صرفاً یک مشاهده فنی نیست، بلکه کلیدی است برای فهم این واقعیت که در جهان مواد استراتژیک، ارزش و خطر نه در جرم، که در «قابلیت تبدیل و آسیبپذیری مسیر دسترسی» آن نهفته است. هرگونه سیاستگذاری یا تحلیل در این حوزه، ناچار است این پیچیدگی ذاتی را به عنوان نقطه آغاز خود بپذیرد.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
پرداخت بلاعوض ۳۰ میلیارد تومان به آسیبدیدگان سیل استان هرمزگان
قیمت جدید کارخانه ای محصولات سایپا اعلام شد
درج نام «ایران» روی محصولات آرایشی صادراتی الزامی است
تاکید لاوروف بر اجرای توافق جامع راهبردی با ایران
ملیپوش هندبال: رقابتهای آسیایی را خوب شروع نکردیم/ در کویت بستری شدم
نرخ رسمی دلار به محدوده ۱۳۶ هزار تومان رسید
قیمت جدید محصولات ایران خودرو اعلام شد
مسیرهای راهپیمایی یومالله ۲۲ بهمن در هرمزگان اعلام شد
رویت هلال ماهرمضان در شامگاه ۲۹ بهمن/ احتمال آغاز همزمان ماهرمضان در جهان اسلام
لاریجانی وارد مسقط شد
بازگشت عصر امپراتوریها
مادام بوواری؛ رنج میل در جهان عادی
آگهی مجمع عمومی عادی بطور فوق العاده نوبت دوم
لبقند؛ چهل سال بعد در همین هفته
آگهی دعوت مجمع عمومی عادی سالیانه نوبت دوم