03

تیر

1405


اجتماعی

26 اسفند 1404 09:26 0 کامنت

پیش پرده؛ رسانه‌نگاری برای زندگی!

این عکس، ثبت یک واقعیت خیالی و صحنه‌ای کارگردانی شده نیست؛ خلاصه‌ای از حقیقت کشف نشده جریان زندگی مردمان هرمزگان زیر سایه جنگ است و شاید هم عصاره‌ای از یک روایت دنباله‌دار که ما در روزنامه صبح ساحل در ۴۰ سال اخیر هم‌داستان شما مردمان خلیج‌فارس بودیم، از خزان آذرماهی جنگ هشت ساله ایران و عراق در سال ۱۳۶۴ تا امروز که جنگی میان ایران با مدعیان ابرقدرتی دنیا و حکمرانی جهان آشوب زده در عصر هوش مصنوعی است.

در چهل و یک سالگی صبح ساحل، ویترین آخرین شماره روزنامه امسال را به تصویر پسربچه‌ای منقش کردیم که در دل سیاه و سفید جهان، نارنجی‌ترین رنگ امید تنگه هرمز را روایت می‌کند. در نقطه میانی همین چشمان سرشار از بیم و امید، کمتر از سه هفته پیش در شمال تنگه هرمز، ۱۶۸ فرشته‌ هرمزگانی، به آسمان پرواز کردند. در گوشه‌ای دیگر و ۱۰ ماه پیش از آن، انسان‌های دیگری همسنگار با کانتینرها سوختند و اوایل زمستان هم جان‌هایی دیگر در میانه اعتراض و آشوب، یا روانه زندان شدند یا روانه خاک؛ اما شاعران و عارفان داستان‌گوی سرزمین ما همیشه گفته‌اند که امید، از جنس خاک نیست که در تابوت فراموشی دفن شود؛ از جنس نور است و بر صفحات همیشه تاریخ می تابد.

۱۴۰۴ در هرمزگان، نقطه عطفی در حیات «سرزمین بی‌قرار ایران»، به ویژه ساحل‌نشینان خلیج فارس و دریای مکران بود. از منظر اقتصادی، انفجار ترمینال شهید رجایی در ششم اردیبهشت، شوکی به زنجیره تأمین وارد کرد. بیم‌ها از فاجعه‌ای دنباله‌دار به اوج رسید؛ اما از منظر اجتماعی، دی‌ماه، آزمونی سخت‌تر برای تاب‌آوری اجتماعی مردم ایران و خلیج‌فارس بود.

پرده‌ اول: تاریخ، چرخه‌ای نو با روایتی تکراری

بازخوانی تاریخ حیات اجتماعی نیاکان هرمزگانی‌ها یعنی مردمان «ملوک هرمز» و روایت‌های «خواجه کمال‌الدین عطا»؛ صدراعظم سلحشور، با تدبیر و اهل دیپلماسی این کهن دیار در ۵۲۰ سال پیش در مقابل استعمار ویرانگر پرتغال، نشان می‌دهد که جغرافیای هرمزگان، همیشه در تقاطع اصلی اقتصاد و سیاست جهانی و نظاره‌گر دائمی جنگ‌ها و صلح‌های بین المللی بوده است.

پرده‌ دوم: هزینه‌های انسانی، جنگ روایت‌ها

در هنگامه سالی که سپری کردیم، جنگ ۱۲ روزه و جنایت جنگی «مدرسه میناب»، هزینه‌های انسانیِ فزاینده‌ای داشت.

یک‌ساعت مانده به ظهر نهم اسفندماه، ۱۶۸ دانش‌آموز در شجره طیبه جان باختند؛ یک ترومای جمعی برای ایرانیان و یک جنایت جنگی برای بدخواهان تمدن ایران رخ داد: مسبب این جنایت، آمریکا و رژیم صهیونیستی به همراه هم‌پیمانان آنان در غرب و شرق این کره خاکی بودند که با تشویق خارج‌نشینان و وطن فروشان داخلی آتش این جنگ ویرانگر را شعله‌ور کردند آن‌هم در میانه مذاکره و گفتگو در عرصه دیپلماسی.

پرده‌ی سوم: ۱۴۰۵، سالی از جنس بازگشت‌ها

اقتصاددانان و ناظران توسعه، تنگه‌ی هرمز را شریان مهم تجارت جهانی می‌بینند. بسته شدن آن، هزینه‌ای به اقتصاد کشورهای جهان به ویژه امیرنشین‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس تحمیل می‌کند.

اما تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که بندرعباس و هرمزگان دروازه‌ای رو به جهان بوده و هست و این دروازه، هرگز برای دوره طولانی مدت، بسته نمی‌ماند.

پرده‌ی چهارم: آتش و باران

در سال سنگینی که سپری کردیم، باران‌های بسیاری بر جان تشنه هرمزگان بارید و در هنگامه ناترازی‌های آب و انرژی و کالاهای اساسی، طبیعت این دیار جانی تازه یافت. اما بادهای محلی در هندسه‌ گلباد، الگوی خود را گم کردند. اردیبهشت کانتینرها و جان‌ها سوختند، در خرداد شعله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی بر علیه کشورمان، فوران کرد و فرماندهانی از خیل انبوه لشکر ایران پرکشیدند، در پاییز باز هم باران بارید و در حال و فضای زمستانی هفته سوم دی ماه، اعتراضاتی رخ داد که شوربختانه رنگ مرگ گرفت و گرفتار شدن جوانانی را شاهد بودیم که در آرزوی امیدهای ازدست رفته خود به آینده‌ای نامعلوم، گرفتار زندان و تابوت شدند. اسفند، وقتی «داماهی» [ماهی بزرگ محافظ دریاورزان] از اعماق خلیج فارس برخاست، می‌دانست که روزهای طوفانی، نزدیک است. از ابتدا تا انتهای این سال سراسر حادثه بود؛ کانتینرها سوختند، اما «امید» نسوخت. آن‌هایی که در طوفان دی، جان باختند، در آسمان هرمزگان به ستاره بدل شدند.

پرده‌ پنجم: دریا و آتش

مدرسه‌ شجره طیبه در میناب، نهم اسفند در آتش موشک‌های مدعیان حقوق بشر سوخت. اما فراموش نکنیم که دانش فقط محصول صلح نیست گاهی میوه جنگ هم می‌تواند باشد و از خاکستر بحران بر می‌خیزد. جنگ رمضان، یک قمارباز جنگ‌طلب با همراهی ارتشی خونخوار در خاورمیانه، رهبر ایران را به آسمان برد، اما پیامش در دل‌های مردمان سوگوار و مدافعان این سرزمین ماند: «به قله‌ها نزدیکتر شدیم، خسته نشوید...»

پرده‌ ششم: نوروز، میراث بان زندگی و امید

نوروز، میراث جهانی ثبت‌شده در یونسکو، یادآور این است که طبیعت، پس از هر زمستانی، بهارِ تحول می‌آورد. نوروز، جشن پایان نیستی و مرگ، نیست، بلکه آغاز تولد دوباره‌ امید است. بوی بهار با بوی خاک سوخته آمیخت و فهمیدیم که زمین ایران، هرچند آبستن حوادث بسیار است اما هرگز از رستن و رویش دست نمی‌کشد.

پرده‌ هفتم: سالی از جنس امید

تنگه‌ هرمز شاید در روایت‌های رسانه‌ای دچار انسداد باشد، اما دریاورزان و بندرنشینان، قرن‌ها سینه به سینه داستان‌های بسیاری برای روایت زندگی پس از طوفان دارند که در آن‌ها، انسداد دائمی نیست، ناخدایان از خاطرات سفر گپ به هند و آفریقا می‌گویند و معتقدند «دروازه‌های بندر همچنان باز می‌ماند». کشتی‌ها در حوالی تنگه هرمز و لنگرگاه‌ها در انتظارند، اما امید همیشه در حرکت است.

از این سوی سرزمین به آن سوی آب‌های نزدیک هرمزگان و همین حوالی کشورهای جنوب خلیج فارس. تاریخ ملوک هرموز را که بخوانید خواهید فهمید که جنوب‌نشینان سرزمین‌های این خلیج تمدنی، با ما ایرانیان سواحل شمالی بیگانه نیستند بلکه بخشی از خاطره جمعی ما هستند، آن‌ها همسایگان و همداستان ما در همیشه تاریخ بوده و هستند. کار دریا و تجارت و اقتصاد، مثل باد شمال، همیشه بازمی‌گردد و ما با همسایه جنگی نداریم، جنگ در تجارت بی‌معناست، باید مذاکره کرد تا صلح و توسعه را به ارمغان آورد.

پرده‌ هشتم: پشت دریاها شهری است

ما، با تکیه بر تجربه‌ زیسته و تاریخ هزاران ساله‌ این دیار، با روایتگری دوباره افسانه‌های دریایی، با الهام از سلحشوری قهرمانان دفاع مقدس و عرصه نبرد پاسداری از تمامیت ارضی ایران در همه کرانه‌های آبی و خاکی، درکنار سفره‌ جهانی نوروز بار دیگر جمع می‌شویم به صلح و همزیستی. ۱۴۰۵، سالی خواهد بود که دریاها دوباره آغشته به نور می‌شوند، و روزی که کشتی‌ها باز می‌گردند، بندر با بوی تند گشته و عود و عطر شکوفه‌های بهاری نخل و کنار و انبه، آغشته خواهد شد.

امید در عرفان ایرانی، ترجمان دقیقی از نوروز است، امید فقط یک احساس خیال‌انگیز نیست بلکه یک راهبرد همیشگی ایرانیان برای زیستن دیگرباره بوده است. مثل نوزایش طبیعت این سرزمین، در اوج زمستان هم باید دوباره به زندگی بازگشت؛ با حسی از لبخند و امید به آینده. آنگونه که سهراب سپهری نیم قرن پیش سروده بود که «پشت دریاها شهری است، قایقی باید ساخت...».

دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

برای سوخت‌گیری پول نقد همراه داشته باشید