سندروم کاخ نشینی در هرمزگان




جامعه شناسان و روانشناسان معتقدند نمای ساختمان‌ها علاوه بر تأثیری که بر سیما و منظر شهری دارد بر روح و روان افراد جامعه نیز اثر می‌گذارد. نمای یک ساختمان همان‌قدر که می‌تواند در نشاط اجتماعی مؤثر باشد به همان اندازه نیز می‌تواند حس تبعیض و بی‌عدالتی را در جامعه القا کند؛ اما چرا و چگونه؟


شاید کمتر نام سندروم کاخ‌نشینی را شنیده باشید. تمایل مردم به بناهای رومی در کشور ازجمله نشانه‌های سندروم کاخ‌نشینی است.

نمای رومی یا کلاسیک که در آن بیشتر از انواع سنگ‌هایی نظیر تراورتن، مرمر و گرانیت استفاده می‌شود و ریشه در معماری روم باستان دارد.

بناهایی که تفاوتی فاحش با سایر بناها دارد و حتی برخی معتقدند آن تعداد بنای رومی که در ایران وجود دارد در خاستگاه اصلی این نوع معماری یعنی روم وجود ندارد.


درحالی‌که هر کشوری به دنبال حفظ میراث گذشتگان خود است و با روش‌های مختلف ازجمله طراحی معماری بومی و سنتی در شهرسازی به دنبال ترویج فرهنگ آن کشور است گسترش معماری بومی در کشور جای تأمل دارد.

بطوریکه افزایش قارچ گونه بناهای رومی در کشور بدون نظارت صحیح متولیان شهری یکی از موضوعات موردبحث و نگران‌کننده میان کارشناسان تبدیل‌شده است.

نمایی که صرفاً با تقلید از نمادهای غربی و کلیسایی رو به گسترش است و نه‌تنها تناسبی بافرهنگ و معماری کشور ندارد بلکه باعث ایجاد حس تفاخر و خودبرتربینی در میان گروهی و اختلاف طبقاتی و حس تبعیض در میان گروهی دیگر از شهروندان می‌شود.


حال باید دید آیا گسترش این نوع ساخت‌وسازها که از شهرهای بزرگ کشور آغاز و به دورترین روستاها نیز رسیده است نشان از پدیده اجتماعی «نوکیسگی» دارد؟

پدیده‌ای که منشأ آن گروهی از ثروتمندان دارای سرمایه لازم اما فاقد بنیان‌های فکری و هویتی هستند که به رؤیای کاخ‌نشینی به سبک معماری غربی تمایل پیدا کرده‌اند.

طبقه‌ای اجتماعی که بنا بر دیدگاه تورستین وبلن جامعه‌شناس آمریکایی با تقلید از سبک زندگی طبقه بورژوای اروپا و «مصرف متظاهرانه» نشانه‌های طبقاتی، به «تمایز» و خلق «هویت اجتماعی» دست می‌زنند.


اینکه چرا معماری و بنای رومی با سرعت بسیاری در کشور رو به افزایش و حتی مورد اقبال عمومی قرارگرفته، جای بحث دارد.

برخی بر این باورند مافیای مصالح، سازندگان و بنگاه‌های مسکن با سوق دادن سلیقه‌های مردم به این سمت از این راه کسب درامد می‌کنند.

هرچند برخی دیگر معتقدند این تغییر سلیقه مردم و تمایل به تجمل‌گرایی است که طراحی بناها را به این سمت سوق داده است بطوریکه گفته می‌شود بناهایی که با این سبک ساخته می‌شوند سریع‌تر به فروش می‌رسند.

اگرچه به نظر می‌رسد این نوع معماری نیز در دوره‌ای مد شده و پس از مدتی از مد خواهد افتاد اما باید توجه داشت تغییرات نمای ساختمان مانند تغییرات مد لباس نیست که بتوان به‌راحتی آن را تغییر داد. آثار بجا مانده از این نوع معماری می‌تواند احساس حقارت، حسرت و سرخوردگی را در میان گروهی از افراد جامعه ایجاد کند.


آیا استان هرمزگان بخصوص شهر بندرعباس نیز مانند بسیاری از شهرهای کشور درگیر سندروم کاخ‌نشینی شده است؟


درحالی‌که کشور همسایه جنوبی ایران یعنی امارات باوجود مدرنیته بودن به دنبال ترویج معماری سنتی و بومی است و با برگزاری جشنواره‌های مختلف و دادن جایزه بادگیر طلایی از طراحی‌های با هویت بومی استقبال می‌کند در هرمزگان بناهای رومی روزبه‌روز قد علم می‌کنند.


بادگیرهای زیبای هرمزگان که نماد تاریخ پربار و پرافتخار هرمزگان است جای خود را به نماهایی داده است که نوعی از بی‌هویتی را در شهر ایجاد کرده است.


حال باید از متولیان شهری هرمزگان پرسید چه تدابیری برای حفظ معماری هرمزگان در مقابل این تهاجم فرهنگی اندیشیده‌اند.

آیا متولیان شهری بر تأثیر این معماری در تخریب چهره شهر و بی‌نظمی آن آگاهند؟ اگرچه هر نمایی مزایا و معایب خاص خود را دارد اما چرا در هرمزگان باوجود داشتن معماری بومی مخصوص به خود که با پیشینه و اقلیم هرمزگان نیز متناسب است، نماهای رومی رو به افزایش است؟ آیا نماهای رومی جایگزین نماهای بومی‌شده‌اند؟

آخرین خبرها