جدید به قدیم
…و نهادهای بینالمللی محل بحث است.اهمیت خلیج فارس و حساسیت ادعاهای نقض آتشبسخلیج فارس یکی از معدود مناطق جهان است که در آن جغرافیا، انرژی، امنیت دریایی و رقابت قدرتها به شکلی مستقیم و فشرده در هم تنیده شدهاند. تنگه هرمز در مرکز این منطقه قرار دارد؛ گذرگاهی باریک اما بسیار حیاتی که روزانه بخش مهمی از صادرات انرژی جهان از آن عبور میکند. همین ویژگیها باعث میشود کوچکترین گزارش، ادعا یا تغییر در وضعیت امنیتی، تأثیری بزرگتر از اندازه واقعی رویداد برجای بگذارد. در چنین فضایی، ادعاهای مربوط به «نقض آتشبس» یا «درگیری نظامی» نهتنها بهعنوان یک حادثه موضعی تلقی نمیشوند، بلکه به سرعت از سطح رویداد میدانی به سطح تحول ژئوپلیتیک و حقوقی ارتقا پیدا میکنند. به دلیل آنکه این منطقه محل تلاقی مسیرهای حیاتی نفتکشها، خطوط مواصلاتی دریایی و حضور نیروهای متعدد منطقهای و فرامنطقهای است، هر ادعای نظامی محدود میتواند به معنای ایجاد اختلال در جریان انرژی، افزایش هزینه بیمه و حملونقل، یا حتی واکنش ناگهانی سایر بازیگران تلقی شود. حساسیت ادعاهای نقض آتشبس در خلیج فارس نه بهخاطر ماهیت تکنیکی «تصادم یا درگیری» بلکه بهخاطر شرایط ویژه و متمرکز این منطقه است؛ منطقهای که هر تحرک نظامی یا حتی گزارش یک تحرک، تبعاتی اقتصادی…
…نکتهی کلیدی اینجاست: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نه از روی ترس، بلکه با «استراتژی بازدارندگی فعال» عمل میکنند. میدانیم که دشمن به دنبال یک «پیروزی سریع» است، لذا با آمادگی کامل و هوشمندی، منتظرند تا دشمن، خود را در دامی که خودش حفر کرده، گرفتار کنند. این رویکرد، نشاندهندهی بلوغ استراتژیک و ارادهی پولادین نیروهای مسلح است. آمادهاند تا در صورت نیاز، با یک عملیات دقیق و حسابشده، درس بزرگی را در تاریخ ثبت کنند؛ درسی که نشان دهد زور و تهدید، هرگز بر ارادهی ملت ایران و نیروهای مسلح آن پیروز نخواهد شد.۲. نقض قوانین بینالمللی: بازگشت به قانون جنگل و چالش حقوقینکته دوم و بسیار خطرناک، رویکردی است که ایالات متحده آمریکا، با تدابیر مجهول دونالد ترامپ در این بحران اتخاذ کردهاند. اقدامات اخیر آمریکا در تنگه هرمز، از جمله اعزام ناوهای جنگی برای ایجاد محاصره دریایی و اعمال فشارهای غیرقانونی، نشاندهندهی یک تغییر بنیادین در سیاستهای جهانی است: بازگشت به «قانون جنگل».اگرچه ممکن است برخی ادعا کنند که این اقدامات در چارچوب «آزادی کشتیرانی» است، اما واقعیت این است که محاصره دریایی یک کشور مستقل، نقض صریح قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل متحد است. بر اساس «کنوانسیون حقوق دریاها» ، تنگه هرمز یک «تنگه بینالمللی…
…بحران هستند، پکن میتواند با سرعت بیشتری شبکههای تجاری و زیرساختی خود را گسترش دهد. این گسترش تدریجی، بهویژه در قالب پروژههای فراملی، بهمرور وابستگیهایی ایجاد میکند که بهسادگی قابل بازگشت نیستند. از سوی دیگر، تداوم فشارهای تحریمی و تنشهای مالی، به شکلگیری مسیرهای جایگزین در اقتصاد جهانی کمک میکند. این مسیرها، هرچند در ابتدا محدود، در بلندمدت میتوانند به کاهش تمرکز قدرت در نظام مالی بینالمللی منجر شوند. چنین روندی به چین امکان میدهد در محیطی کمتر متمرکز و بیشتر چندقطبی، نقش فعالتری ایفا کند. با این حال، نکته مهم این است که ایران را نباید صرفاً یک ابزار در این معادله تصور کرد. رفتارهای ایران ریشه در منطقهای داخلی و منطقهای خود دارد، اما پیامدهای این رفتارها در سطح کلان بینالمللی، اثراتی ایجاد میکند که ناخواسته در راستای تغییر توازن زمانی رقابت میان قدرتهای بزرگ قرار میگیرد. در مجموع، اگر رقابت چین و آمریکا را نه فقط بهعنوان رقابت بر سر «قدرت»، بلکه بهعنوان رقابت بر سر «کنترل زمان» در نظر بگیریم، آنگاه برخی بحرانهای منطقهای معنای متفاوتی پیدا میکنند.این بحرانها دیگر صرفاً نقاط تنش نیستند، بلکه به سازوکارهایی تبدیل میشوند که میتوانند سرعت، تمرکز و جهت حرکت رقیب را تحت تأثیر قرار دهند.روزنامه صبح ساحل
…تأکید بر «برقرار بودن آتشبس» از سوی مقامات مختلف نشان میدهد که هیچیک از طرفها در شرایط کنونی تمایل جدی برای بازگشت به یک جنگ گسترده ندارند. جنگ چهلروزه اخیر و ادامه دامنه تنشها و کنترل تنگهی هرمز، هزینههای قابل توجهی برای بازیگران مختلف منطقهای و فرامنطقهای به همراه داشته است و بسیاری از دولتها تلاش میکنند از تکرار چنین سناریویی (وقوع جنگ دوباره) جلوگیری کنند. به همین دلیل حتی در شرایطی که برخوردهای نظامی محدود رخ میدهد، در سطح رسمی همچنان از حفظ چارچوب آتشبس سخن گفته میشود. دیپلماسی؛ مسیر مکمل مهار بحراندر کنار این موضوع، مذاکرات و رایزنیهای دیپلماتیک نیز همچنان بهعنوان یکی از مسیرهای مدیریت بحران مطرح هستند. در بسیاری از موارد تاریخی، آتشبسهای اولیه لزوماً به معنای پایان کامل تنشها نبودهاند، بلکه بیشتر بهعنوان فرصتی برای آغاز گفتوگوهای سیاسی مورد استفاده قرار گرفتهاند. بنابراین امکان دارد که تحولات اخیر بخشی از مرحله گذار میان وضعیت درگیری مستقیم و ورود به مرحله مذاکرات گستردهتر باشد.برای مثال، در جنگ کره در اوایل دهه ۱۹۵۰، در حالی که درگیریهای میدانی همچنان ادامه داشت، آتشبس موقت زمینه آغاز مذاکرات طولانی را فراهم کرد که در نهایت به توافق آتشبس سال ۱۹۵۳ انجامید. همچنین در جنگ بوسنی در دهه ۱۹۹۰…
نیاز دهلی به موازنهتنشها در تنگه هرمز ناشی از رقابت بین ایالات متحده و ایران است. هند هرچند همکاری راهبردی با ایالات متحده به ویژه در حوزه هند و اقیانوس آرام دارد، اما روابط اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را با ایران نیز حفظ میکند. برای نمونه، پروژه بندر چابهار برای دسترسی هند به آسیای مرکزی از اهمیت حیاتی برخوردار است. این پروژه میتواند فرصتی مهم برای تنوع بخشیدن به مسیرهای تجاری با دورزدن پاکستان فراهم کند. اما تحریمهای ایالات متحده هند را مجبور به محدودکردن روابط خود با ایران کرده است. علاوه بر این، کاهش واردات نفت از روسیه به دلیل احتمال تحریمهای ایالات متحده، محدودیتهای همکاری بین دهلی و کشورهایی مانند مسکو و تهران را آشکار کرده است. البته توافقنامه تجارت آزاد هند با اتحادیه اروپا را میتوان بخشی از تلاشهای این کشور برای تنوع بخشیدن به سیاست خارجی خود دانست.به گزارش مرکز پژوهشهای سیاسی و بحران در آنکارا؛ یکی از مهمترین مزایای سیاست موازنه یا دیپلماسی چندجانبه، عامل استقلال راهبردی است. بحران هرمز یکی از عرصههایی است که این رویکرد را به بوته آزمایش میگذارد. ناتوانی هند در ایجاد پلهای ارتباطی قوی با دو همسایه کلیدی خود یعنی چین و پاکستان، منجر به انزوای قابل توجهی…
…ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی در تحکیم اصل حاکمیت قانون در سطح بینالمللی بر عهده دارد. این دیوان با رسیدگی به اختلافات حقوقی میان دولتها، امکان جایگزینی گفتوگوی حقوقی به جای مواجهه نظامی را فراهم میکند و با ارائه نظریات مشورتی خود به نهادهای بینالمللی، به تبیین اصول بنیادین حقوق بینالملل یاری میرساند. رویه قضایی دیوان، به تدریج مرزهای مفاهیمی مانند منع توسل به زور، مسئولیت بینالمللی دولتها، حق بر…
…آن با منافع بلندمدت قدرتهای شرقی گره خورده است. اگرچه رقابتهای منطقهای و مسیرهای جایگزین (کریدورهای میانی)، رقبایی جدی برای موقعیت ترانزیتی ایران محسوب میشوند، اما پیوندهای راهبردی در حوزه انرژی و توسعه بنادر، ایران را همچنان به عنوان یک «مسیر جایگزین ضروری» و «تأمینکننده پایدار امنیت انرژی» برای پکن و مسکو حفظ کرده است این درهمتنیدگی منافع، سطح جدیدی از امنیت را تعریف میکند که در آن، بیثباتسازی ایران به معنای اختلال در زنجیره تأمین و امنیت سرمایهگذاری بلوک شرق در غرب آسیاست.در این دکترین، امنیت از تعریف سنتی اتکا به معاهدات نظامی فراتر رفته و بر پایه درهمتنیدگی مادی منافع استوار شده است. ثبات ایران ضامن بازگشت سرمایه و پایداری شریانهای تجاری متحدان شرقی است و همین وابستگی متقابل، حفظ این ثبات را به یک ضرورت اقتصادی برای آنها تبدیل میکند. صیانت از جغرافیای ایران، در واقع صیانت از داراییهای استراتژیک بلوک شرق در منطقه است که هرگونه بیثباتی در آن، هزینههای اقتصادی سنگینی را به ساختار قدرت در روسیه و چین تحمیل خواهد کرد. این مدل از امنیت، بازدارندگی را به عمق لایههای تجاری برده و دفاع از مرزهای ایران را با منافع مادی پکن و مسکو گره میزند؛ واقعیتی که نشان میدهد پایداری این پیوند…
…فرابنفش عمیق است؛ همان دستگاههایی که تراشههای زیر ۵ نانومتر را ممکن میسازند. هرگونه تردید در تخصیص این ماده از سوی دولتهای صادرکننده خاورمیانه و یا طولانی شدن مسیرهای حمل آن، خط تولید کمپانیهای تایوانی و کرهای تراشه را مستقیماً نشانه میگیرد.در این میان نام هلیوم به تنهایی بیانگر تمام ابعاد قضیه نیست. محدودیت در تأمین مواد اولیه زنجیره تولید تراشههای هوش مصنوعی از جنس ژرمانیم، گالیوم و برخی گازهای خاص نیز از دلایل پنهان افزایش تنش اقتصادی در دل جنگ نظامی است. ایران هرچند صادرکننده مستقیم عمده این مواد به شرق آسیا نیست، اما ناامنی ناشی از گسترش جنگ به پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان، الگوی بیمه و اعتبار اسنادی تجارت این مواد را دگرگون کرده است. بیمهگران اروپایی و آسیایی بدون دریافت حقبیمههای نجومی از پوشش محمولههایی که مبدأ یا مسیر آنها از تنگه هرمز میگذرد خودداری میکنند. نتیجه این رفتار احتیاطی، افزایش هزینه تمامشده مواد اولیه وارداتی به کارخانههای سامسونگ، تیاسامسی و اینتل است. این هزینه اضافی در نهایت روی قیمت تراشههای هوش مصنوعی، رم، حافظههای فلش و حتی کنترلرهای ساده خودروهای الکتریکی تأثیر میگذارد. اینجا حلقه شگفتانگیزی شکل میگیرد: جنگی که در ظاهر میان آمریکا و ایران روی داده، از مسیر…
…این چارچوب، تمامی سناریوهای مطرحشده از سوی آمریکا پرهزینه و نامطمئن به نظر میرسند. نکته مهمتر این است که واشنگتن، با وجود لحن تهاجمی خود، توان اقدام یکجانبه را ندارد. بحث از ائتلاف بینالمللی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای تقسیم هزینههاست. اما این ضرورت با واقعیت شکاف در درون ناتو روبهرو است؛ در اینجا شکاف اصلی «پروژه آزادی» آشکار میشود: آمریکا میخواهد آزادی کشتیرانی را با زور تحمیل کند، در حالی که متحدانش بهدنبال تأمین آن از مسیر مذاکره هستند و اما صحبت از عدم اسکورت مستقیم کشتیهای تجاری و اکتفا به ارائه اطلاعات درباره «مسیرهای امن»، نشاندهنده آن است که آمریکا به دشواری تأمین کامل امنیت تنگه آگاه است. چراکه حضور ناوها در «نزدیکی منطقه» لزوماً بازدارندگی ایجاد نمیکند، بلکه ممکن است خود به عامل تنش تبدیل شود. در مجموع، طرح پر سر و صدای «پروژه آزادی» آمریکا پیش از آنکه طرحی برای آزادسازی کشتیرانی باشد، تلاشی برای مدیریت شرایط پیچیدهای که به راحتی قادر به کنترل آن نیست و این مورد را میتوان با درخواستها و تلاش برای تحریک کشورهای دیگر برای ورود به این طرح دید؛ نشانهای از قدرتی که ابزار جنگ را در اختیار دارد، اما شرایط استفاده قاطع از آن را ندارد. میان لفاظیهای…
…آمریکا و اروپا است. بحران افغانستان و واگرایی فراآتلانتیکیاین بحران در آغاز با سطح بالایی از همبستگی میان دو سوی آتلانتیک همراه بود، اما با گذشت زمان و طولانی شدن حضور نظامی در افغانستان، اختلافاتی در زمینه اهداف، استراتژیها و نحوه مدیریت بحران میان آمریکا و اروپا شکل گرفت. آغاز این بحران به حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که ایالات متحده عملیات نظامی علیه گروههای مستقر در افغانستان را آغاز کرد. در این مرحله، بسیاری از کشورهای اروپایی حمایت سیاسی و نظامی خود را از آمریکا اعلام کردند. ناتو برای نخستین بار در تاریخ خود ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی را فعال کرد و حمله به آمریکا را حمله به همه اعضا تلقی نمود. این اقدام نشاندهنده سطح بالای همبستگی و همکاری امنیتی میان آمریکا و متحدان اروپایی در ابتدای بحران بود. با این حال، با طولانی شدن جنگ و پیچیدهتر شدن شرایط سیاسی و امنیتی افغانستان، به تدریج اختلافاتی میان آمریکا و برخی کشورهای اروپایی شکل گرفت. یکی از مهمترین عوامل این واگرایی، تفاوت در رویکردهای استراتژیک بود. ایالات متحده در بسیاری از مقاطع بر افزایش نیروهای نظامی و گسترش عملیاتهای ضدشورشی تأکید داشت، در حالی که برخی کشورهای اروپایی تمایل بیشتری به تمرکز بر بازسازی، توسعه اقتصادی…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد