جدید به قدیم
…ایران و جهان میتپد؛ شاعری که کلامش مرز زمان را درنوردیده و روح انسان را به ژرفای حقیقت میبرد. او شاعر دلها و رازهای ناگفتههاست و شعرش تنها مجموعهای از واژهها نیست؛ دنیایی است میان عرفان و عشق، میان خاک و افلاک. او با زبان رمز و اشاره، از مفاهیم عمیق عرفانی سخن میگوید و در عین حال، عاشقانهترین نغمهها را میسراید. هر بیت از دیوانش، سفری است از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز از روشنی سخن میگوید. دیوان او کتابی است برای همهی زمانها، کتابی نیست که در طاقچهها بماند؛ بلکه همصحبت شبهای تنهایی و راهنمای لحظههای تردید است. مردم ایران قرنهاست که با «فال حافظ» دل به امید میسپارند، زیرا باور دارند کلام او با دل انسان سخن میگوید، نه فقط با ذهن. این پیوند میان شعر و زندگی، نشان از جاودانگی پیام او دارد. حافظ نمایندهی فرهنگی است…
… و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه تنها محقق نمیشود، بلکه کیفیت یادگیری پایینتر خواهد آمد.سومین نکته، بازتولید شکاف طبقاتی است. نمایندگان مجلس بر دولتیسازی و رایگان بودن این دوره تأکید کردهاند، اما تجربه نشان میدهد که مدارس غیردولتی و مرفه، همچنان امکاناتی فراتر ارائه خواهند داد و کودکان طبقات پایین حتی در پیشدبستانی هم فرصت برابر نخواهند داشت. در واقع، این سیاست میتواند نابرابری آموزشی را به سنین پایینتر نیز تعمیم دهد.با همه این نگرانیها، اصل گسترش آموزش پیشدبستانی اقدامی مثبت است، اما نباید به سادهسازی مسئله بسنده کرد. اگر واقعاً قصد سرمایهگذاری بر آینده کودکان را داریم، باید پیشدبستانی به معنای واقعی «بازیمحور» و «مهارتمحور» طراحی شود، نه نسخه کوچکشده آموزش رسمی. معلمان ویژه این دوره آموزش ببینند و تربیت شوند.عدالت در تخصیص منابع، بهویژه در مناطق محروم، تضمین شود و مهمتر از همه، این تغییر بزرگ بر پایه مطالعات علمی و کار کارشناسی عمیق صورت گیرد، نه تصمیمهای شتابزده سیاسی.به بیان روشنتر، اگر هدف عدالت آموزشی و شکوفایی…
این دو جریان، هرچند در ابتدای مسیر حامل پیامهایی بودند، اما به مرور زمان درگیر سهمخواهیهای جناحی، تکرار شعارهای بیاثر و جدلهای بیپایان شدند و نتیجهاش چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و تشدید مشکلات ساختاری کشور نبود.امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به گذر از این دوگانه پوسیده و ورود به عصر متخصصین عملگرا احساس میشود. کشور ما درگیر بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است و برای عبور از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار…
…تجربه عملی و آشنایی کامل با مقررات ملی ساختمان، تضمین میکنند که تمامی مراحل ساخت مطابق با استانداردهای ایمنی و کیفیت پیش رود. به عبارت دیگر، ساختوساز اصولی صرفاً یک شعار نیست؛ بلکه تعهدی حرفهای است که فقط از عهده کسانی برمیآید که صلاحیت و مجوز لازم را دارند. بدون حضور این متخصصان، هرگونه ادعای کیفیت و ایمنی، بیپایه و اساس خواهد بود و شهر و ساکنان آن را در معرض خطرات جدی قرار میدهد.در این میان، مجریان ذیصلاح نقش بسیار مهمی دارند. آنها تنها پیمانکار نیستند، بلکه متخصصانی هستند که با دانش فنی، مجوز قانونی و تجربه عملی، اجرای دقیق نقشهها و رعایت مقررات ایمنی را تضمین میکنند. متأسفانه در بسیاری از پروژهها این جایگاه نادیده گرفته شده و مسئولیت ساختوساز به افراد فاقد صلاحیت واگذار میشود. این موضوع میتواند منجر به ضعف کیفیت، افزایش خطر حوادث و کاهش عمر مفید ساختمانها شود.اجرای ساختمان بدون حضور مجری ذیصلاح مانند رانندگی بدون گواهینامه است؛ شاید در ابتدا مشکلی پیش نیاید، اما در نهایت فاجعهای رخ خواهد داد. به عنوان مثال، عدم اجرای اسکوپ در نمای ساختمان میتواند باعث ریزش قطعات نما و خطر سقوط آن بر روی عابران پیاده شود. این تنها یکی از نمونههای عینی و قابل…
براساس پیشبینیها، سه ماه آخر سال بارشها در استان گسترده خواهد بود. سال زراعی 1403-1404 برای استان هرمزگان یکی از بدترین دورههای بارشی نیمقرن اخیر بود. پنج ایستگاه هواشناسی استان کمترین میزان بارش تاریخ خود را ثبت کردند؛ ابوموسی تنها 3 میلیمتر باران در 12 ماه دریافت کرد و بندرعباس نیز با 9.5 میلیمتر در وضعیتی بسیار بحرانی قرار گرفت. این اعداد تنها بخشی از واقعیت اقلیمی است که جنوب کشور را بهشدت تحت فشار قرار داده. در گفتوگوی مفصل با «مرضیه سیسیپور»، کارشناس ادارهکل هواشناسی هرمزگان، از چرایی این تغییرات، نقش بادها و دریا، امید به بارشهای زمستانی و خطرهای تغییر اقلیم سخن گفتیم؛ روایتی که نشان میدهد پیشبینی آبوهوا در هرمزگان نه یک محاسبه ساده، بلکه علمی پیچیده و سرشار از ناشناختههاست.
…از خطرات اجتماعی مهاجرت نیز غافل نشد. افزایش جمعیت در مناطقی که ظرفیت اکولوژیک محدودی دارند، میتواند به فشار بر منابع طبیعی از جمله آب، زمین و انرژی منجر شود. به همین دلیل، برنامهریزی شهری باید بهگونهای باشد که با توزیع متعادل جمعیت، توسعه مانا محیطزیست را تضمین کند. طراحی سیستمهای حملونقل عمومی کارآمد، ایجاد فضاهای سبز و ساخت واحدهای مسکونی با تراکم مناسب، از راهکارهای اساسی در این زمینه هستند.مدیریت مهاجرت در هرمزگان، تنها با اعمال سیاستهای محدودکننده یا سختگیرانه ممکن نیست. مهاجرت بخشی جداییناپذیر از روند توسعه این استان است و میتواند به عاملی برای پویایی و رشد تبدیل شود، مشروط بر اینکه با دیدگاه تخصصی و برنامهریزی بلندمدت به آن پرداخته شود. دولت باید نقش خود را بهعنوان تسهیلگر ایفا کند و به جای ایجاد موانع، مسیر را برای سرمایهگذاری، نوآوری و مشارکت اجتماعی هموار سازد.در نهایت، موفقیت در مدیریت چالشهای ناشی از مهاجرت، در گرو همگرایی میان اجتماع محلی، مهاجران، بخش خصوصی و نهادهای مدنی است. اگر این تعاملات با نگاهی باز و مبتنی بر اصول عدالت اجتماعی هدایت شوند، هرمزگان میتواند از تهدیدهای ناشی از مهاجرت عبور کرده و این پدیده را به فرصتی برای تقویت سرمایه اجتماعی و اقتصادی خود تبدیل کند.
…محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی ایمن یا وجود پله برقی در پل های عابر پیاده،…
…و دیواریست به طول نه متر و هفتاد و هشت سانتیمتر به پیاده رو بلوار امیرکبیر غربا دیواریست مشترک به طول شانزده متر و پانزده سانتیمتر به قطعه سه تفکیکی.حقوق ارتفاعی ملک ندارد. واقع در حاجی آباد بلوار امیرکبیر جنب پمپ بنزین غربا قطعه یک بخش هفت حاجی آباد که سند مالکیت اصلی به شماره چاپی 099018سری ه سال 99 به نام آقای عسکر بهروزی ثبت و صادر گردیدهاست و سپس برابر خلاصه سند رهنی شماره 44384 مورخه 22/04/1401 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 23 حاجی آباد در رهن بانک کشاورزی شعبه حاجی آباد قرار گرفته و بعلت عدم پرداخت بدهی توسط بدهکار پرونده(خانم سمیرا آبسالان) در قبال مبلغ هشت میلیارد ریال بابت اصل طلب و مبلغ چهارصد میلیون ریال بابت حقوق دولتی متعلقه اجرائیه تحت پرونده اجرائی به شماره کلاسه 140400013 تشکیل و حسب تقاضای بانک بستانکار طی نامه وارده شماره 140405023120000190 مورخه 07/05/1404 ملک مذکور توسط کارشناس رسمی دادگستری طی صورتجلسه ارزیابی اموال به شماره 140405023120000251 مورخه 24/06/1404 به مبلغ شصت و یک میلیارد ریال به شرح ذیل ارزیابی گردید:ملک مذکور در موقع بازدید بر روی عرصه اعیانی به صورت اسکلت بتنی شامل زیرزمین با دیوار حائل بتنی…
…محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش تبدیل رابطه دولت و ملت به رابطهای یکسویه است. مردمی همیشه «حاضر در میدان» و دولتی همواره «غایب در مسئولیت»؛ مردمی که موظفاند بسازند و تجهیز کنند…
…مردم قرار میگیرند و جایگزینی آنها با خودروهای فرسوده، هم به نفع جیب خانوادههاست و هم به نفع محیطزیست.از سوی دیگر، گردشگری در هرمزگان با این تصمیم جان تازهای خواهد گرفت. مسافران داخلی و خارجی میتوانند با آسودگی بیشتری به شهرهای مختلف سفر کنند و این، ماندگاری بیشتر گردشگران و رونق کسبوکارهای محلی را به دنبال دارد. نکته مهمتر اینکه تا پیش از این، چنین مجوزی در برخی از استانها صادر شده بود و مردم هرمزگان همواره از این بابت احساس تبعیض و بیعدالتی میکردند. اجرای این تصمیم در هرمزگان نه تنها این تبعیض را برطرف کرد، بلکه باعث شد شهروندان استان نیز همانند دیگر هموطنان از حقوق برابر و مزایای عادلانه در این زمینه برخوردار شوند. اخذ و صدور این مجوز یک تصمیم هوشمندانه و مردممحور است؛ تصمیمی که آثار مثبت آن نه تنها در زندگی روزمره مردم، بلکه در اقتصاد و گردشگری استان نیز نمایان خواهد شد. امروز باید این دستاورد را به فال نیک گرفت و امیدوار بود که همه هرمزگانیها بتوانند از مزایای آن به طور کامل بهرهمند شوند؛ چراکه توسعه زمانی معنا پیدا میکند که ثمرهاش به زندگی تکتک شهروندان برسد. امید است این تجربه موفق سرآغاز گامهای بزرگتری در مسیر توسعه هرمزگان باشد.