جدید به قدیم
…مدت این غول سرکش را کنترل کنند که این شیوه در کشور ما و در سال های فراوانی دلار های نفتی با واردات از خارج و سرکوب مصنوعی نرخ ارز دنبال می شود اما عیب بزرگش این است که علاوه بر آنکه ضد تولید داخلیست در زمان کاهش درآمدهای ارزی، به مانند سیلی بنیان کن ظهور می کند که دیگر هیچ کس را یارای مقابله با آن نیست. در ایران خصوصا از سال 1350خورشیدی بدین سوبه جز سال هایی معدود و انگشت شمار بقیه ی سالها، کشور تورم دورقمی را تحمل کرده که بویژه در سالهایی که کشور به لحاظ درآمدی ارزی در مضیقه بوده این ارقام زیادترهم شده.تورم سالیانه ی کشور(میانگین تورم کل سال) در سال 99 و بنابراعلام مرکز آمار کشور عدد 36 درصد را هم پشت سر گذاشته حال آنکه تورم نقطه به نقطه ی شهریور امسال (یعنی رشد قیمت ها نسبت به شهریور سال قبل) هم تقریباً47 درصد بوده است که این ارقام بالا برای ماههای آینده بسیار هشدار آمیز است.اما سوال مهم این است که با توجه به این هشدار جدی و روند افزایشی قیمت ها که توسط اقشار مختلف جامعه به شدت احساس می شود، تورم چگونه چشم اندازی خواهد داشت…
کوه گنو، یکی از مکانهای تفریحی و گردشگری هرمزگان در فصل تابستان و پاییز به شمار میآید. مردم در روزهای گرم تابستان و شرجی هرمزگان برای تفریحی به کوه گنو میروند تا کمی از فضای گرما و شرجی دور شوند. این کوه در مقایسه با آبوهوای مرکز استان هرمزگان دارای آبوهوای معتدلی است به همین علت از اهمیت ویژه زیستمحیطی و تفریحگاهی برخوردار است. کوه گنو با دو هزار و 347 متر ارتفاع در 29 کیلومتری شمالغربی بندرعباس بین دهستانهای فین، سیاهو و ایسین واقع شدهاست. همچنین کوه گنو مساحتی بیش از 350 کیلومتر مربع در هرمزگان دربرگرفتهاست. مکانهای تفریحی هرمزگان، قطب اقتصادی کشور، همواره مورد کملطفی مسئولان قرار میگیرد. شاید هم آنقدر مسئولان درگیر مسائل مهمتر یا بازدید از ادارات هستند که مکان تفریح مردم استان را از خاطر بردهاند. آخر ناسلامتی قطب اقتصادی کشور هستیم و باید از کمترین نرخ تورم و بیکاری را نسبت به استانهای دیگر کشور داشته باشیم، بنابراین مسئولان سرشان جای مهمتری گرم است که از تفریحگاهها غافل شدهاند. اما نکتهی قابل توجه آن است که همین چندماه پیش بود که هرمزگان، صدرنشین شاخص فلاکت، نرخ تورم در کشور شد! همچنین بالاترین نرخ بیکاری در کشور به هرمزگان اختصاص یافت! علت تضاد بین قطب…
…در روزهایی که نمایندگان استان ،این طرح را مسکوت مانده دانسته و اعلام کردند مصوبه جدایی ۵ روستای شهرستان گاوبندی هرمزگان و الحاق آن به شهرستان لامرد استان فارس اجرایی نخواهد شد و وجبی از خاک استان به استان دیگری نمی بخشند ،ابراهیم عزیزی همان استانداراسبق هرمزگان ونماینده فعلی استان فارس به همراه دیگر مسئولان و نمایندگان این استان بیکار نبوده و پیگیر این داستان بوده اند . امروزنیزبا روی کار آمدن دولت سیزدهم و به دست گرفتن وزارت مسکن و شهرسازی توسط رستم قاسمی که یک استان فارسی به شمار می رود ، نمایندگان این استان با پشتوانه یک وزیربومی به جد بدنبال تحقق و تصویب طرح اتصال استان فارس به دریا از طریق انتزاع روستاهای هم مرز هرمزگان با فارس هستند.حال باید منتظر ماند و پایان این کشمکش را به نظاره نشست.آیا «دوستی» استاندار تازه نفس به عنوان نماینده عالی دولت در هرمزگان،در نخستین چالش دوران حضورش در این استان ، چگونه با این موضوع برخورد خواهد کرد.آیا دوستی با مردم هرمزگان خواهدبود؟ به هر حال انتظار عمومی این است که اتصال استان فارس به دریا از طریق علمی و کار کارشناسی و بدون انتزاع بخشی از استان هرمزگان به سر انجام برسد. روزنامه صبح ساحل
…همه دوستانند ودشمن هیچ کس، به تعبیری دقیق تر می توان با این سیاق با همه ی کشور ها دوست بود وبا برخی دوستتر. معروفترین کشوری که در دنیا به این خصیصه معروف است، یکی از همسایگان جنوبی ما یعنی کشور عمان است. عمان با نام رسمی سلطاننشین عُمان کشوری پادشاهی در شرق شبه جزیرهٔ عربستان است. پایتخت این کشور شهر مسقط است. عمان از شرق به دریای عرب و از شمال به دریای عمان منتهی میشود، از جنوب با یمن و از غرب با عربستان سعودی و امارت متحدهٔ عربی مرز زمینی و با ایران مرز دریایی دارد. تاریخ این کشور با توجه به متون و ابنیه ها، بسیار کهن می نماید. همچنین مدت بسیار طولانی هم به همراه یمن در قلمرو امپراطوری ساسانی قرارداشته و تا کنون تاریخ پر فرازونشیبی را طی نموده است. آنچه بیش از پیش انگیزه ها را برای کاوش درتحولات عمان تقویت می کند، تغییرات محسوس در شیوه ی حکمرانی این کشور در دهه های اخیر بویژه از زمان سلطنت سلطان قابوس است، او کشوری که درآغاز زمامدارییش سخت عقب افتاده و منزوی بود را به کشوری با سطح رفاه بالا و داشتن روابط بدون تنش با تمامی کشورها تبدیل نمود، اگرچه گرایش این…
…هرمزگان در عرصه ملی موجب بی اعتنایی مرکز نشینان به گزینه های پیشنهادی شده است. ۲-نبود گرانیگاه اطمینان بخش سیاسی در هرمزگان موجب شکل گیری انشعابات کم تاثیر گعده ای و محفلی شده که هر کدام از این محافل با ارتباط گیری با اجزای کم تاثیر در بدنه حاکمیتی وزن اندک خودشان را مانیتور کرده و نمی توانند برآیند واقعی از ظرفیت ها و منابع استان باشند،بیشترین ظلم به استان را باید در شیوه و مشی همین گعده های بر آمده از ستاد های انتخاباتی جستجو کرد چرا که با تفکرات محفلی و آرمان خواهی کاذب و غیر واقعی در محدوده فکر و اندیشه محفلی خود سیر میکنند و از انعکاس ظرفیت های پیرامونی به مرکز یا عاجزند یا تعصبات گروهی شان اجازه نمی دهد خارج از حلقه خود به معرفی و حمایت از افراد کاربلد ،شایسته و توانمند مبادرت ورزند و از طرفی دست خودشان هم از وجود افراد توانمند خالی است و این بهترین بهانه برای نادیده انگاری مطالباتشان در مرکز ارزیابی می شود. ۳-عدم به معنای نابودی می باشد ،اگر بگویم عدم کادر سازی نیروهای هرمزگانی در مرکز حرف گزافه ای نیست، هرمزگان چگونه می خواهد در مرکز بازیگر فعالی باشد در صورتی که…
…حتی سکان این وزارتخانه هم به دست مخالفان سیاسیش و از جناح رقیب او افتاده، گویی این ابلاغیه ها دوباره از پستوهای وزارت خانه خارج شده و همین سکاندار کنونی وزارت خانه می خواهد آن را به اجرا در بیاورد. آن هم در زمانی که انتخابات هیئت مدیره های استانی نظام مهندسی ساختمان در آستانه برگزاریست. انتخاباتی که افراد برنده درآن، سکان هدایت این سازمان به ظاهر غیر دولتی مهم در استان ها و نهایتا شورای مرکزی اش را به عهده خواهند گرفت. سازمانی که چشم بسیاری از اهل سیاست هم بدان دوخته شده چون علاوه بر قدرت بالایش دارای گردش مالی قابل توجهی هم هست. اما ابلاغیه هایی که فی نفسه پیگیری آنها از سوی وزیر کنونی قابل تقدیر است از دید اهل فن به لحاظ زمان و شیوه اجرا دارای ایرادات قابل تاملی هم است. اول اینکه چرا این دستورات اجرایی اکنون و در آستانه ی انتخابات نظام مهندسی صادر شده است در حالی که نزدیک به سه سال از ابلاغ اولیه آن گذشته بود تا اینگونه هیئت های نظارت را دچار کار سنگین و فشرده و جامعه مهندسی را دچار نوعی سردرگمی کند. دیگر آنکه اعضای هیئت مدیره انتخابی که مهندسینی حرفه مندند در صورت عدم بهره…
…به این داستان نیست اما برگردیم به این روزهای جامعه خودمان. همه می دانیم که این روزها با سقوط دولت اشراف غنی و با روی کار آمدن طالبان، پناهندههای بسیاری از اقصی نقاط افغانستان، راهی کشورهای همسایه خود شدهاند. اولین موضوع که بدان میخواهم اشارهکنم این است که بسیاری از کشورها، مرزهای خود را بستهاند. ترکیه پیشازاین و در سکوت خبری، دیوارهای ضد مهاجر خود را علم کرده بود و چندی پیش نیز اعلام کرد، دیوارهایش را توسعه میدهد. ترکیه میداند که بهزودی مهاجرهای حاصل از تنشهای بیآبی و تنشهای مابین ایدئولوژیهای منطقه به مرزهایش هجوم میآورند. برای افغانستانیهای جنگزده، مانده فقط مرز پاکستان و ایران. آنهایی که پاسپورت و تخصص داشتهاند که به اروپا رفتهاند و در این میان هنوز برخی از افغانستانیها فرار نکردهاند. گویی آنها هنوز در مرحله پذیرش و انکار واقعیتهای طالبان ماندهاند. کارشناسان میگویند تازه شاید روزهای خوب افغانستان است. روزهای سیاه هم در پیش است. صف، گاز، نان و شلاق طالبان درراه است. پس بهزودی صف مهاجران این کشور در ابعاد زیاد نیز افزایش مییابد. اروپا که بحران مدیریت پناهندهها را در سالهای قبل تجربه کرده است، دستی بهسوی مهاجران احتمالی دراز نکرده است، جز اندکی که آنهم با مخالفهایی برای ورودشان روبهرو هستند…
امتحانات حضوری زیر سایه انفجارها