جدید به قدیم
ما پیشتر در جزیرهی هرمز شاهد تجربهای متفاوت بودیم؛ تجربهای که با اشتیاق گردشگری آغاز شد اما بهدلیل نبود برنامهریزی محیطزیستی و مشارکت اجتماعی، به یکی از نمونههای تلخ توسعهی ناپایدار در جنوب کشور تبدیل شد. انباشت زباله، ساختوسازهای بیضابطه، و فشار بر منابع طبیعی، هرمز را از بهشت رنگها به جزیرهای خسته و نگران بدل کرد. این تجربه برای ما تنها حسرت نبود، بلکه انگیزهای شد برای جستوجوی مدلی تازه از توسعهی گردشگری.بر همین اساس، در استارتاپ جامُش طرحی نو طراحی شد؛ پروژهای با عنوان «نخستین جزیره سبز ایران» که قرار است در جزیرهی هرمز اجرا شود. هدف این پروژه بازآفرینی رابطهی انسان، طبیعت و گردشگری بر پایهی نوآوری اجتماعی و همکاری واقعی جامعهی محلی است.در این مدل، فناوری در خدمت مردم است، نه برعکس. آموزش تفکیک پسماند، بازیافت خلاقانهی مواد، گردشگری آموزشی، و احیای صنایعدستی بومی از بخشهای کلیدی آن است.این پروژه هنوز در مرحلهی اجرای تدریجی قرار دارد، اما پیام آن روشن است؛ میتوان از دلِ شکستهای محیطزیستی، الگوهای نو ساخت؛ میتوان از دل بحران، فرهنگ پایداری را پرورش داد و درست همینجا، تجربهی هرمز به سهیلی معنا میدهد. ثبت جهانی سهیلی پایان نیست؛ آغاز مسئولیتی تازه است سهیلی امروز در آغاز راهی…
… پدیدهی نگرانکنندهی قراردادهای کوتاهمدت کاری به تدریج در حال گسترش است که امنیت شغلی نیروهای انسانی را به شدت تضعیف کرده است. بسیاری از کارگران و کارکنان این صنایع، بهویژه نیروهای جوان بومی، از وضعیت فعلی ناراضیاند.آنها میگویند در حالیکه سالها برای ورود به بازار کار تلاش کردهاند، نتیجهی زحماتشان تنها چند ماه اشتغال موقتی است. در پایان هر دورهی دو یا سهماهه، تمدید قراردادشان در هالهای از ابهام قرار میگیرد و بسیاری ناچارند دوباره در جستوجوی شغل تازه باشند. این نوع استخدامها، اگرچه از دید برخی مدیران ابزاری برای کنترل هزینهها و انعطافپذیری در شرایط رکود اقتصادی محسوب میشود، اما در عمل تبعات گستردهای برای جامعه و اقتصاد محلی دارد. بیثباتی شغلی، احساس ناامنی روانی، کاهش بهرهوری و بیاعتمادی به آینده، از مهمترین پیامدهای این نوع قراردادهاست.در بسیاری از موارد، شرکتهای پیمانکار فعال در صنایع نفت و فولاد، نبود اطمینان از تمدید قرارداد با شرکتهای اصلی را علت این وضعیت میدانند. به گفتهی برخی از مدیران، در صورت پایان همکاری با شرکت مادر، امکان پرداخت حقوق و بیمهی نیروهای انسانی وجود ندارد و به همین دلیل ترجیح میدهند قراردادهای کوتاهمدت منعقد کنند تا از تعهدات سنگین در شرایط بحرانی اجتناب شود.یکی از نمونههای مهم در این…
در این میان، ژئوپارک جهانی قشم نمونه موفق در حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس جامعه محلی است. میراث ناملموس، آداب و رسوم، آیینها، موسیقی، زبان و گویشها، بازیها، ادبیات شفاهی و مهارتها که هویت یک جامعه را شکل میدهند، شامل میشود. در اقصی نقاط جزیره قشم بهویژه در روستاهای همجوار ژئوسایتها، این میراثها زندهاند؛ از نواهای محلی تا آداب و رسوم سنتی در ازدواج و اعیاد مذهبی و...، مهارتهای بومی در صیادی، ساخت لنجهای سنتی، خوراک محلی هرکدام نمایانگر همزیستی عمیق انسان با محیط طبیعی و فرهنگی جزیره است که باید از مشارکت جامعه محلی در حفاظت و اشاعه آن قدردانی کرد.این آیینها هویت جمعی جامعه محلی را شکل میدهند؛ در برهه زمانی که «بیهویتی» در جامعه امروز تهدیدی جدی است تلاشها و اقدامات، برای آشتی، آشنایی و پیوند جامعه امروز با گنجینههای ناملموسی که در قلب روستاهای جزیره میتپد، حرکتی ارزشمند است. ژئوپارک جهانی قشم در سالهای اخیر کوشیده است این میراث را در روستاها زنده نگه دارد.در این مسیر، برنامهها و ابتکارات متعددی از جمله برگزاری جشنوارههای متنوع و مرتبط با میراث ناملموس و برنامههای فرهنگی طراحی شده که نمونهی شاخص آن، برگزاری فستیوال «عیش جزیرتی» در روستای گردشگری دهخدا با همکاری دهیاری، شورا، جامعه محلی…
به گزارش صبح ساحل، به دنبال این صحبتها، خبرنگار «اعتماد» در گفتوگوی کوتاهی با معاون اجرایی رییسجمهور، از قائمپناه درباره دلیل درخواستش از جامعه روانپزشکان کشور و وضع فعلی سلامت روانی جامعه و اقدامات دولت برای بهبود زخمهای روانی ملت ایران پرسید. صادقانه در مورد ناآرامیهای جامعه توضیح دادید ولی به عنوان معاون رییسجمهور، وضع جامعه را چطور میبینید که کمک روانپزشکان را لازم میدانید؟روانپزشکان میتوانند امید و تابآوری و استواری در دل جامعه بپاشند. چرا؟ چون جامعه مضطرب است و تابآوری مردم در برابر فشارهای زیاد و فشارهای اقتصادی کم شده. ما هم تمام تلاشمان را داریم که تابآوری مردم بالا برود. آقای رییسجمهور برای سلامت روان جامعه چه کاری میخواهد انجام بدهد؟ یکی از ارکان سلامتی، روان سالم، تابآور و استوار است. وقتی مشکلات اقتصادی مثل تورم و سایه جنگ و سایر مسائل اجتماعی و سیاسی مطرح میشود، طبیعی است که ممکن است در جامعه اضطراب ایجاد شود. وظیفه دولتها این است که سایه جنگ را دور کنند. هم با اقتدار نیروهای نظامی امنیتی، میتوان بازدارندگی ایجاد کرد و هم همبستگی و اتحاد و انسجام ملی میتواند سایه جنگ را از کشور دور کند. ما هم در جنگ ۱۲ روزه خوشبختانه موفق شدیم با رزمندگان دلاورمان و…
وقتی یک پرسش ساده، چرخه جدیدی برای کاغذهای باطله ایجاد کردماجرای «کاغذ تکانی» از یک پرسش ساده آغاز شد؛ سرنوشت کاغذهایی که روزانه در مدارس، ادارات و شرکتها دور ریخته میشوند چیست؟ پاسخ، ساده و در عین حال نگرانکننده بود؛ بیشتر این کاغذها اصلاً تفکیک نمیشوند و همراه دیگر زبالهها راهی مراکز دفن میشوند. تیم جوان جامُش تصمیم گرفت این چرخه را تغییر دهد و با طراحی پویشی مردمی، زمینهای فراهم کرد تا هر شهروند، مدرسه یا سازمان بتواند کاغذهای باطله خود را تحویل دهد و در ازای آن، هم در حفظ محیطزیست سهیم شود و هم از مزایای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی طرح بهرهمند گردد. بازیافت 10 تُن کاغذ باطله و نجات ۱۷۰ اصله درختتا امروز، جامُش توانسته است بیش از ۱۰ تن کاغذ باطله از سطح شهر بندرعباس جمعآوری کند؛ دستاوردی که معادل نجات ۱۷۰ اصله درخت و صرفهجویی چشمگیر در مصرف آب و انرژی است. اما ارزش این حرکت، فراتر از عددهاست؛ چراکه هر کیلوگرم کاغذ تحویلی نمادی از تصمیم آگاهانه شهروندان و گامی کوچک در جهت تغییر رفتارهای روزمره است. استقبال بیسابقه مردم باعث شد پویش «کاغذ تکانی»، که از ۱۵ شهریور تا ۲۰ مهرماه برنامهریزی شده بود، فراتر از زمانبندی اولیه ادامه پیدا کند و…
…تحلیل. هیچ سخنی از چرایی آن رنج، از ساختارهای فشرده، بیکاری، فقر، تبعیض یا سیاستهای غلط نیست. در عوض، همهچیز در قاب احساس خلاصه میشود.رنج، تبدیل میشود به محتوایی پر بازدید؛ زخم، به فرصتی برای لایک و اشک و احساس.وقتی رنج را مقدس میکنیممشکل اینجاست که وقتی رنج را تقدیس کنیم، دیگر نمیخواهیم آن را رفع کنیم. وقتی فقر را «سادهزیستی زیبا» بنامیم، عدالت به مطالبهای لوکس بدل میشود. وقتی از زخم بهعنوان «هدیهی هستی» یاد کنیم، مسئولیت اجتماعی و سیاسی را از دوش خود برمیداریم.جامعهای که یاد گرفته زیبا رنج بکشد، دیگر برای تغییر نمیجنگد؛ تنها میخواهد در رنجش آرام باشد.بازی با کلمات یا درمان درد؟در جهانی که شبکههای اجتماعی به صحنهی نمایش خودِ آرمانی تبدیل شدهاند، رنج نیز باید شیک، شاعرانه و فلسفی باشد تا پذیرفتنی شود.اما واقعیت جامعه امروز ما پر از دردهایی است که نیازی به زیباشدن ندارند، بلکه نیاز به درک و درمان واقعی دارند. رنج کودک کار، زخم مهاجر، اضطراب جوان بیکار یا بیپناهی زنان سرپرست خانواده، با جملات شاعرانه حل نمیشود. این دردها، نه مقدساند و نه لازم برای رشد؛ آنها فریاد عدالتخواهیاند که زیر لایههای «خودشناسی زرد» دفن شدهاند. اگر قرار است از رنج سخن بگوییم…
…دست میدهد. این واقعیت تلخ، نشان میدهد که فقر تنها عامل ترکتحصیل نیست؛ بیعدالتی اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی سالم نیز انگیزه تحصیل را در میان جوانان و نوجوانان فرسوده است. در چنین شرایطی، نقش شورای آموزش و پرورش استان و در رأس آن استاندار و مسئولین آموزش و پرورش هرمزگان بیش از پیش اهمیت دارد. این شورا میتواند با برنامهریزی هدفمند، نظارت مستمر و بسیج ظرفیتهای استانی، گامهای مؤثری در کاهش نرخ ترکتحصیل بردارد. هرچند اقدامات ارزشمندی همچون ساخت ۲۴۵ مدرسه جدید در هرمزگان آغاز شده و امیدی تازه به فضای آموزشی استان دمیده است، اما تداوم و تکمیل این طرحها، همراه با حمایت اجتماعی و فرهنگی از خانوادهها، ضروری است. اکنون زمان آن است که وعدهها به اقدام تبدیل شوند. باید حمایتهای مالی از خانوادههای محروم افزایش یابد، مدارس نوسازی شوند و معلمان دلسوز در مناطق دوردست مستقر شوند.در کنار آن، برنامهای منسجم برای بازگرداندن دانشآموزان جامانده و در معرض خطر قاچاق و کار اجباری به چرخهی تحصیل طراحی و اجرا شود. هرمزگان استانی است سرشار از ظرفیتهای انسانی و اقتصادی؛ اما هیچ توسعهای بدون آموزش پایدار نخواهد بود. اگر امروز برای نجات این ۲۷ هزار آیندهی کوچک گام برنداریم، فردا دیر خواهد بود.روزنامه صبح ساحل
…و قانونی، هنوز این مناطق بیش از آنکه مرکز تولید و صادرات باشند، به ویترین واردات و مصرف تبدیل شدهاند. ظرفیتهای طبیعی و انسانی هرمزگان کم نیست؛ از سواحل بکر و جنگلهای حرا گرفته تا موقعیت استراتژیک در قلب خلیج فارس. اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، مدیریت جزیرهای، حاکمیت دو گانه، ضعف زیرساختها و بیتوجهی به مردم محلی است. نه بنادر توسعه یافتهاند، نه گردشگری پایدار شکل گرفته و نه سرمایهگذاری خارجی زیادی جذب شده است.در عوض، شاهد رشد بیرویه مراکز خرید و پروژههایی هستیم که اغلب منافع آن نصیب جامعه محلی نمیشود. این وضعیت علاوه بر از دست رفتن فرصتهای اقتصادی، اعتبار و جایگاه ایران در رقابت منطقهای را هم تهدید میکند. همسایگان جنوبی ما از سالها پیش با سرمایهگذاری هدفمند، بندرها و مناطق آزاد خود را به قطب تجارت جهانی بدل کردهاند، در حالی که ما همچنان درگیر آزمون و خطا هستیم. اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگذاران به جای شعارهای تکراری، نگاه انتقادی به عملکرد گذشته داشته باشند.مناطق آزاد باید از «ویترین واردات» به «کارخانه صادرات» تبدیل شوند، و این جز با اصلاح مدیریت، تقویت زیرساختها، توجه به محیط زیست و مشارکت واقعی مردم محلی ممکن نخواهد بود.روزنامه صبح ساحل
به گزارش صبح ساحل، عربستان سعودی به عنوان میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ انتخاب شده است.این کشور آسیایی از همین اکنون خود را آماده این رقابت بزرگ میکند.روزنامه اتلتیک اعلام کرد که جام جهانی ۲۰۳۴ در عربستان سعودی احتمالاً در ژانویه ۲۰۳۵ برگزار خواهد شد.اتلتیک نوشت: هدف این است که مسابقات در فصل زمستان برگزار شود و در عین حال با ماه رمضان (که در دسامبر ۲۰۳۴ خواهد بود) تداخلی نداشته باشد.
این دو جریان، هرچند در ابتدای مسیر حامل پیامهایی بودند، اما به مرور زمان درگیر سهمخواهیهای جناحی، تکرار شعارهای بیاثر و جدلهای بیپایان شدند و نتیجهاش چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و تشدید مشکلات ساختاری کشور نبود.امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به گذر از این دوگانه پوسیده و ورود به عصر متخصصین عملگرا احساس میشود. کشور ما درگیر بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است و برای عبور از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار…