جدید به قدیم
…از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار توجیه وضع موجود بدل خواهند شد.سلام به متخصصین عملگرا تنها زمانی معنا مییابد که قدرت حاکم به ضرورت عقلانیت و کارآمدی تن دهد، میدان را از چنبره بوروکراسی امنیتی و جناحی آزاد کند و بپذیرد که اداره کشور با روشهای کهنه دیگر ممکن نیست.به بیان روشن؛ نجات ایران در گرو تغییر ساختار حکمرانی و میدان دادن به عملگرایان متخصص است، نه بازی تکراری اصلاحطلب و اصولگرا.روزنامه صبح ساحل
بدترین سال زراعی نیمقرن اخیرسیسیپور میگوید: «سال زراعی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ یکی از بدترین سالهای زراعی بود که در تاریخ هواشناسی استان هرمزگان تجربه کردیم. در پنج ایستگاه مهم، از شرق و شمال استان تا جزایر، رکورد کمترین بارش تاریخ ثبت شد. ایستگاههایی مثل میناب، بستک، پارسیان، حاجیآباد و جزیره لاوان همه سالی را پشت سر گذاشتند که رکورد کمبارشترین سال از زمان تأسیس این ایستگاهها بوده است.»طبق دادههای ارائهشده، در ده ایستگاه دیگر نیز بارشها بسیار ناچیز بود. پنج ایستگاه حتی زیر ۱۰ میلیمتر بارندگی داشتند. اما رکورددار این خشکی، جزیره ابوموسی بود: تنها ۳ میلیمتر بارش در کل سال! سیسیپور: «تصور کنید از ۱۲ ماه سال، تنها یک بارش ناچیز ثبت شده. این یعنی عملاً بارشی وجود نداشته است. حتی بندرعباس با همهی سابقه بارندگیاش فقط ۹.۵ میلیمتر بارش داشت.»خشکسالی مزمن در سراسر استان«الان حدود ۹۸ درصد خاک استان هرمزگان درگیر خشکسالی است و در برخی مناطق خشکسالی بسیار شدید داریم. نکته مهم این است که چنین شرایطی بهصورت پیاپی رخ میدهد. یعنی ما یک سال کمبارش داریم، بعد دوباره سالی مشابه و این چرخه ادامه پیدا میکند. برای اینکه اندکی از این وضعیت رها شویم، نیازمند چند سال پیاپی بارش بالاتر از نرمال…
…بوده است. با این حال، مهاجرتهای گسترده اخیر، الگوی سنتی این همزیستی را تحت فشار قرار داده است. تفاوتهای زبانی، مذهبی و سبک زندگی میان گروههای مهاجر و اجتماع محلی، گاه باعث ایجاد سوءتفاهمها، کاهش اعتماد اجتماعی و حتی شکلگیری جداییهای فضایی و فرهنگی در شهرها میشود. این روند، اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماع منجر شود.از سوی دیگر، مهاجران اغلب بهعنوان یک سرمایه بالقوه نادیده گرفته میشوند. بخش بزرگی از نیروی کار فعال در صنایع، خدمات و حتی بخشهای نوآورانه هرمزگان را مهاجران تشکیل میدهند.بهرهگیری درست از مهارتها، تجربهها و شبکههای ارتباطی این گروه میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی استان کمک شایانی کند. برای رسیدن به این هدف، سیاستهای شهری باید از نگاه محدودکننده به مهاجران فاصله بگیرد و بسترهایی فراهم کند تا آنها بهعنوان شهروندان مشارکتکننده و مؤثر در توسعه استان شناخته شوند.نقش شهرسازی در مدیریت چالشهای ناشی از مهاجرت بسیار کلیدی است. طراحی شهری هوشمندانه میتواند با ایجاد فضاهای عمومی فراگیر، فرصت تعامل میان گروههای مختلف را فراهم کند و از گسترش شکافهای اجتماعی جلوگیری نماید. پروژههای طراحی شهری باید به گونهای برنامهریزی شوند که محلات مختلط با دسترسی برابر به خدمات عمومی ایجاد شود. همچنین استفاده…
…مردمی همیشه «حاضر در میدان» و دولتی همواره «غایب در مسئولیت»؛ مردمی که موظفاند بسازند و تجهیز کنند اما در لحظه نیاز از دولت حمایتی نمیبینند. نتیجه چنین رابطهای چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و عمیقتر شدن شکاف میان جامعه و حاکمیت نخواهد بود.واقعیت آن است که مردم ایران سالهاست باری فراتر از توان خود بر دوش میکشند. گرانی، تورم و بیکاری، بخش بزرگی از انرژی و امیدشان را فرسوده کرده است. در چنین شرایطی، دعوت به اینکه «خودتان مدرسه بسازید، خودتان بیمارستان تجهیز کنید»، بیش از آنکه انگیزهبخش باشد، نوعی واگذاری وظیفه و رفع مسئولیت از سوی دولت به نظر میرسد.دولت اگر بهراستی میخواهد از مردم مشارکت بخواهد، باید خود پیشقدم باشد. مشارکت اجتماعی تنها زمانی معنا دارد که مردم احساس کنند دولت شریک واقعی آنان است؛ نه صرفاً طلبکار امکانات و انرژیشان. اعتماد اجتماعی از جایی آغاز میشود که دولت باری از دوش مردم بردارد، نه آنکه بار تازهای بر آنان بگذارد. سخنان اخیر رئیسجمهور، هرچند ممکن است از منظر شخصی، دعوت به همیاری و خودباوری تعبیر شود، اما در مقام حکمرانی معنای دیگری دارد: عقبنشینی دولت از مسئولیتهای بنیادینش در آموزش، بهداشت و توسعه.این همان نقطهای است که جامعه حق دارد بپرسد اگر قرار…
این طرح اگر چه با استقبال برخی از کشورهای اسلامی و عربی مواجه شد اما نگاه دقیقتر به مفاد و شرایط آن نشان میدهد که این طرح نه تنها راهی به سوی صلح پایدار نمیگشاید، بلکه میتواند به تشدید بحران و تحمیل شرایط ناعادلانه بر مردم غزه منجر شود. یکی از نخستین ضعفهای طرح، نبود نمایندگی واقعی برای مردم فلسطین است. این طرح بدون مشارکت مستقیم نیروهای غزه یا حتی گروههایی که در صحنه سیاسی و اجتماعی این منطقه نقشی محوری دارند تدوین شده است. چنین روندی ماهیتی تحمیلی دارد و مشروعیت آن را به شدت زیر سؤال میبرد. وقتی قرار است آینده یک سرزمین تعیین شود، اما مردم آن در فرآیند تصمیمگیری حضور ندارند، طرح بیش از آنکه راهحل باشد، ابزار فشار سیاسی جلوه میکند. نکته دوم، یکسویه بودن شروط است. در حالی که فلسطینیان ملزم به خلع سلاح حماس و واگذاری اداره غزه به کمیتهای بینالمللی هستند، تعهدات اسرائیل مبهم و فاقد ضمانت اجرایی باقی مانده است. حتی در مواردی، اسرائیل صراحتاً اعلام کرده قصد دارد در بخشهای مختلف غزه حضور امنیتی خود را حفظ کند. چنین وضعیتی تنها به معنای تداوم اشغال غیرمستقیم خواهد بود و امید به آزادی واقعی را از مردم غزه میگیرد. ابهام در…
شهروندان این دیار، وقتی میبینند در شهرهای مجاور مانند شیراز، کرمان، یزد، بوشهر، اهواز و... با کرایهای بهمراتب کمتر مسیرهای مشابه را طی میکنند، با خود میپرسند: چرا باید هزینه حملونقل در شهری که سفرههای کوچک شهروندانش هر روز کوچکتر و کمرنگتر میشود، از شهرهای برخوردار بیشتر باشد؟ این نابرابری در یک تجربه ساده نگارنده هم خود را نشان داد؛ در سفری با اسنپ به فرودگاه، از راننده درباره محل زندگیاش پرسیدم. گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند…
…این رو، آنچه در مقدمه این بحث می خواهد برجسته شود، این است که مرگاندیشی در سالمندی بهسان چشم دوختن به یک مرز نامعلوم است: مرزی که از یک سو اضطراب را فرا میخواند و از سوی دیگر امکان پذیرش و بازکاوی معنا را پیش میآورد. سالمندی این فرصت را دارد که نه به شکل سردرگمی در برابر مرگ، بلکه به معنای بازاندیشی و بازسازی زندگی نگریسته شود به شرط آنکه بتوان چارچوبی فراهم ساخت که از سردرگمی عبور کند و به آرامش دست یابد. مرگاندیشی: نقطه تلاقی روان و وجودمرگاندیشی صرفا یک فکر منفعلانه درباره پایان حیات نیست، بلکه تجربهای عمیق و وجودی است که روان انسان را تحت تاثیر قرار میدهد. روانکاوانی همچون اروین یالوم مرگاندیشی را «هسته اضطراب وجودی» میدانند اضطرابی که در پس بسیاری از ترسها و اختلالات روانی نهفته است. در دوران سالمندی، این اضطراب آشکارتر میشود زیرا نشانههای فیزیکی و اجتماعی پیری مانند بازنشستگی، از دست دادن همسالان، و محدودیت جسمانی فرد را به یاد پایان اجتناب ناپذیر زندگی میاندازند. از منظر روانشناسی تکاملی، سالمندی آخرین مرحلهی رشد است که اریک اریکسون آن را تمامیت در برابر یاس نامید. فرد در این مرحله یا با مرور زندگی خود به احساس رضایت و پذیرش میرسد،…
الگویی موفق از پیگیری یک مطالبه عمومی که میتواند در سایر حوزهها نیز مورد توجه قرار گیرد. این تصمیم، فراتر از یک امتیاز حملونقلی، گامی در جهت توسعه متوازن استان و پاسخی به خواسته بهحق شهروندان هرمزگانی است. نخستین اثر آن، کاهش هزینههای حملونقل خانوارهاست. خودروهای منطقه آزاد با هزینه کمتر و استانداردهای بهروزتر در اختیار مردم قرار میگیرند و جایگزینی آنها با خودروهای فرسوده، هم به نفع جیب خانوادههاست و هم به نفع محیطزیست.از سوی دیگر، گردشگری در هرمزگان با این تصمیم جان تازهای خواهد گرفت. مسافران داخلی و خارجی میتوانند با آسودگی بیشتری به شهرهای مختلف سفر کنند و این، ماندگاری بیشتر گردشگران و رونق کسبوکارهای محلی را به دنبال دارد. نکته مهمتر اینکه تا پیش از این، چنین مجوزی در برخی از استانها صادر شده بود و مردم هرمزگان همواره از این بابت احساس تبعیض و بیعدالتی میکردند. اجرای این تصمیم در هرمزگان نه تنها این تبعیض را برطرف کرد، بلکه باعث شد شهروندان استان نیز همانند دیگر هموطنان از حقوق برابر و مزایای عادلانه در این زمینه برخوردار شوند. اخذ و صدور این مجوز یک تصمیم هوشمندانه و مردممحور است؛ تصمیمی که آثار مثبت آن نه تنها در زندگی روزمره مردم، بلکه در اقتصاد…
…موضع چین قطعی نیست اما بیش از هرچیز منافع خودش برایش مهم است. سایر کشورها هم واکنششان کمابیش مشخص است. برجام بعد از خروج آمریکا از آن به مردهای شبیه بود که کسی تمایل به دفن آن را نداشت که با این اقدام اروپا آن هم از روی اطاعت از آمریکا این میت به خاک سپرده شد. صد البته باید بدانیم که با اعمال تحریمهای اخیر اگرچه کشور آسیبهای زیادی خواهد دید اما شاهد رویدادهای آخرالزمانی چون مرگ اقتصاد کشور نخواهیم بود و باید بدانیم اتهامزنی در رسانهها به این و آن هم دردی را دوا نمیکند. همینطور حاکمیت برای هر چه تقلیل دادن تبعات این اتفاق ابتدا باید ضمن تزریق بیشتر آرامش به جامعه با دادن اطلاعات صحیح به جامعه، به ویژه آگاهیبخشی تبعات و محدودیتهای ناشی از این فشارها و همینطور داشتهها و توانمندیهای کشور، همراهی مضاعفی را از سوی مردم پشت سر خود داشته باشد؛ همچنین از تجارب تحریمها در دورههای قبل به ویژه در حیطه فسادزدایی استفاده کند. کشور ما با داشتن منابع طبیعی عظیم، جمعیت قابل توجه، همسایگان نسبتا زیاد و اقتصاد بزرگ، پتانسیل زیادی برای تقلیل پیامدهای مضر این تحریمها دارد. دیگر آنکه ما تنها کشور در جهان نیستیم که تحت تحریمهای ذیل…
… بر دو محور اساسی «آب» و «راه» متمرکز شود. بخش عمدهای از مشکلات مردم هرمزگان، مستقیم یا غیرمستقیم به این دو حوزه گره خورده است. در حوزه آب، علیرغم تلاشهای انجامشده و ایجاد ظرفیتهای ارزشمند در زمینه آبشیرینکنها، همچنان مشکلات فراوانی پابرجاست. بسیاری از این واحدها به دلیل نبود خرید تضمینی از سوی دستگاههای مسئول، قادر به استفاده کامل از ظرفیت خود نیستند. حداقل در شرق هرمزگان و روستاهای جزیره قشم که شرایط برای مردم در بحث تامین آب بسیار دشوار است و قطعی 20 تا 50 روز را در بهار امسال تجربه کردهاند باید در اولویت قرار گیرد. خرید تضمینی به عنوان یک سیاست اولویتدار بایستی در دستور کار مسئولان اجرایی استان قرار گیرد، بخش قابل توجهی از چالش تأمین آب شرب در این مناطق با استفاده حداکثری از ظرفیت آب شیرینکن ها برطرف میشود.فصل بودجهبندی نزدیک است و مسئولان استان باید هرچه سریعتر بر سر اولویتها به جمعبندی برسند و با مطالبهگری قاطع و همهجانبه از دولت و نهادهای ملی، روند توسعه زیرساختی هرمزگان را تسریع کنند. نمیتوان پذیرفت که یک منطقه برای سالهای متمادی با یک مشکل اساسی مواجه باشد و چشمانداز روشنی برای حل آن ترسیم نشود.موضوع راه و شبکه حملونقل استان بهویژه در…