جدید به قدیم
در میان بافت قدیمی بندرعباس، بنایی تاریخی و خاموش ایستاده است؛ بنایی که روزگاری مرکز تجارت، سیاست و دفاع از شهر بود. این بنا، عمارت تاریخی کلاه فرنگی است؛ تنها اثر برجایمانده از دوران صفوی در بندرعباس و یکی از قدیمیترین نشانههای حضور قدرتهای جهانی در جنوب ایران.به گفتهی نیما صفا، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ، ساخت این عمارت به حدود ۳۲۰ سال پیش و دوران شاه سلطان حسین صفوی بازمیگردد. در آن زمان، هلندیها که با نام «کمپانی هند شرقی هلند» در خلیج فارس فعالیت میکردند، نخستین محل تجارتخانه هلندیها در مرکز آن روزگار شهر بندرعباس بود اما ساختمان مذکور به دلیل گستردگی تجارت آنها، گنجایش ورود و خروج کالاهای تجارتی را نداشت، از این رو در سال ۱۰۷۷ خورشیدی احداث تجارتخانه دیگری در شرق شهر آن روزگار بندرعباس و خارج از محدوده شهر و در فاصلهای حدود نیم مایل از تجارتخانه قبلی را آغاز نمودند که همین عمارت کلاه فرنگی بندرعباس است و کار احداث آن تقریبا در سال ۱۰۸۴ خورشیدی به پایان رسید. مردم بندرعباس آن زمان این محل را «سرکاری ولندیز» مینامیدند، یعنی کارگاه هلندیها.
ساختمانهای میانمرتبه، اگر درست طراحی شوند، میتوانند نقطهی تعادل شهر باشند. نه فشرده و سنگین چون برجها، نه پراکنده و ناکارآمد چون خانههای تکواحدی. این تیپ ساختمانی، بهترین فرصت برای افزایش تراکم هوشمند در شهر است؛ اما در هرمزگان، مشکل آنجاست که اغلب این بناها بر اساس منطق اقتصادی کوتاهمدت ساخته میشوند، نه منطق انرژی و کیفیت سکونت. وجه اقلیمی بندرعباس، یعنی گرمای شدید، رطوبت بالا و تابش آفتاب مستقیم، ایجاب میکند فرم معماری، مصالح، و جزئیات ساختمانی بر پایه کاهش مصرف انرژی طراحی شوند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این ساختمانها به منبع اتلاف انرژی تبدیل شدهاند.در یک ساختمان میانمرتبه کارآمد، طراحی باید از سه لایهی اصلی آغاز شود: فرم کلی بنا، جهتگیری حجمی، و سازوکار تهویه و سایهاندازی طبیعی. جهتگیری ساختمان نسبت به مسیر خورشید در فصول گرم، مهمترین عامل در کنترل تابش است. در بندرعباس، محور شرقی-غربی مناسبتر است تا نماهای اصلی از تابش مستقیم در امان باشند. لبههای سایهدار، تراسهای عمیق، و استفاده از صفحات مشبک (مشربیهها و پانلهای سوراخدار سبک فلزی) میتوانند هم زیبایی معماری جنوبی را زنده نگه دارند و هم به کاهش حرارت در فضاهای داخلی کمک کنند. این عناصر، اگر با طراحی مدرن ترکیب شوند، میتوانند منطق معماری…
… نهتنها ساختارهای تبعیض و ناکارآمدی را پنهان میکنند، بلکه نوعی احساس گناه را هم به قربانی تزریق میکنند: تو اگر رنج میکشی، مقصر خودت هستی! در پس این گفتارهای زرد، تجارتی بزرگ جریان دارد؛ فروش دورههای چندمیلیونی «شفای درون»، «رهایی از رنج» یا «افزایش فرکانس مثبت». اما واقعیت این است که رنج اجتماعی با تغییر فرکانس ذهن حل نمیشود، بلکه با اصلاح ساختارها، عدالت، آموزش و سیاستگذاری درست درمان میشود.رنج، محتوا میشوددر بسیاری از برنامههای گفتوگومحور تلویزیونی یا پادکستهای تصویری، گفتوگو با چهرههای شناختهشده معمولاً به لحظهای احساسی درباره «زخمهای زندگی» میرسد.مجری با لحن آهسته میپرسد: «چطور از آن دوران تاریک عبور کردی؟»مهمان پاسخ میدهد: «با فلسفه، با شعر، با عشق به زندگی.»دوربین آهسته زوم میکند، موسیقی غمگین پخش میشود و میلیونها نفر در شبکههای اجتماعی این لحظه را با کپشنهایی مثل «چقدر زیبا از رنج گفت» بازنشر میکنند.اما واقعیت آن است که بیشتر این روایتها، رنج را نمایش میدهند، نه تحلیل. هیچ سخنی از چرایی آن رنج، از ساختارهای فشرده، بیکاری، فقر، تبعیض یا سیاستهای غلط نیست. در عوض، همهچیز در قاب احساس خلاصه میشود.رنج، تبدیل میشود به محتوایی پر بازدید؛ زخم، به فرصتی برای لایک و اشک و احساس.وقتی رنج را…
…درنوردیده و روح انسان را به ژرفای حقیقت میبرد. او شاعر دلها و رازهای ناگفتههاست و شعرش تنها مجموعهای از واژهها نیست؛ دنیایی است میان عرفان و عشق، میان خاک و افلاک. او با زبان رمز و اشاره، از مفاهیم عمیق عرفانی سخن میگوید و در عین حال، عاشقانهترین نغمهها را میسراید. هر بیت از دیوانش، سفری است از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز از روشنی سخن میگوید. دیوان او کتابی است برای همهی زمانها، کتابی نیست که در طاقچهها بماند؛ بلکه همصحبت شبهای تنهایی و راهنمای لحظههای تردید است. مردم ایران قرنهاست که با «فال حافظ» دل به امید میسپارند، زیرا باور دارند کلام او با دل انسان سخن میگوید، نه فقط با ذهن. این پیوند میان شعر و زندگی، نشان از جاودانگی پیام او دارد. حافظ نمایندهی فرهنگی است که در آن، خرد و عشق در کنار هم معنا…
سازمان مدیریت پسماند شهرداری بندرعباس در نظر دارد فراخوان مزایده عمومی یک مرحله ای اجرای طرح تفکیک از مبداء، جمع آوری ،حمل ونقل و خرید پسماندهای خشک در محدوده خدماتی شهر بندرعباس به شماره فراخوان 5004004916000013 را از طریق سامانه تدارکات الکترونیکی دولت برگزار نماید.کلیه مراحل برگزاری فراخوان از دریافت و تحویل اسناد فراخوان تا بازگشایی پاکتها از طریق درگاه سامانه تدارکات الکترونیکی دولت (ستاد)به آدرس www.setadiran.ir انجام خواهد شد.متقاضیان شرکت در فراخوان در صورت عدم عضویت در سامانه، نسبت به ثبت نام و دریافت گواهی امضای الکترونیکی (به صورت برخط) برای کلیه صاحبان امضای مجاز و مهر سازمانی اقدام لازم را به عمل آورند.مواعد زمانی:-تاریخ انتشار فراخوان : 20/07/1404 ساعت : 12:00-مهلت دریافت اسناد فراخوان : 23/07/1404 ساعت : 19:00-مهلت ارسال پیشنهاد : 04/08/1404 ساعت : 14:00-زمان بازگشایی پاکات : 05/08/1404 ساعت : 08:00این آگهی برابر آئین نامه معاملات جدید شهرداری تهران تسری به مراکز استانها صرفا یک نوبت منتشر می گردد.اطلاعات تماس و آدرس دستگاه : بلوار راه آهن ، جنب گلزار شهداء سازمان مدیریت پسماند شماره 09120884112
به گزارش صبح ساحل، محمدرضا شیخ زاده افزود: امسال محصول خرمای پیارم ۳۰ تا ۳۵ درصد نسبت با سال گذشته افزایش یافته است.وی گفت: از هرهکتار ۸ تن خرما برداشت میشود.مدیرامور باغبانی سازمان جهادکشاورزی هرمزگان گفت: شهرستان حاجی آباد به علت داشتن آب و هوای گرم و خشک و قرار گرفتن در محدوده ارتفاعی، هزار و ۲۵۰ متر از سطح دریا قطب تولید پیارم در کشور است.شیخ زاده افزود: در فصل برداشت خرمای پیارم، برای ۷ هزار نفر به صورت مستقیم و ۱۵ هزار نفر به صورت غیر مستقیم فرصت شغل ایجاد میشود.وی گفت:۸۰ درصد محصول برداشت شده به کشورهای حاشیه خلیج فارس و شرق آسیا صادر میشود.مدیرامور باغبانی سازمان جهادکشاورزی هرمزگان گفت: صادرات این محصول حدود ۲۰۰ میلیون دلار برای کشور ارزآوری دارد.شیخ زاده افزود: خرمای پیارم بعلت کیفیت و ماندگاری بالا به شکلات طبیعی نیز معروف است.وی گفت: این خرما در محیط باز تا یکسال و در سردخانه دو تا سه سال ماندگاری دارد.برداشت خرمای پیارم تا اواخر آبان ادامه دارد.سطح زیرکشت نخیلات در هرمزگان ۴۰ هزار هکتار است.
با توجه به گرانی روزافزون پیشبینی میشود که به زودی کتابهای دیگری تحت عنوانهای شیرینیپزی بدون شکر و روغن، ظرفشویی و لباسشویی بدون مواد شوینده، بچه داری بدون شیر خشک، خانه داری بدون پول، مداوا بدون دارو نیز وارد بازار شود! نورالله جاودانی - یزدروزنامه صبح ساحل
ساخت اصولی و استاندارد، تنها زمانی ممکن است که مجریان ذیصلاح مسئولیت اجرای پروژه را بر عهده داشته باشند. این افراد با دانش فنی تخصصی، تجربه عملی و آشنایی کامل با مقررات ملی ساختمان، تضمین میکنند که تمامی مراحل ساخت مطابق با استانداردهای ایمنی و کیفیت پیش رود. به عبارت دیگر، ساختوساز اصولی صرفاً یک شعار نیست؛ بلکه تعهدی حرفهای است که فقط از عهده کسانی برمیآید که صلاحیت و مجوز لازم را دارند. بدون حضور این متخصصان، هرگونه ادعای کیفیت و ایمنی، بیپایه و اساس خواهد بود و شهر و ساکنان آن را در معرض خطرات جدی قرار میدهد.در این میان، مجریان ذیصلاح نقش بسیار مهمی دارند. آنها تنها پیمانکار نیستند، بلکه متخصصانی هستند که با دانش فنی، مجوز قانونی و تجربه عملی، اجرای دقیق نقشهها و رعایت مقررات ایمنی را تضمین میکنند. متأسفانه در بسیاری از پروژهها این جایگاه نادیده گرفته شده و مسئولیت ساختوساز به افراد فاقد صلاحیت واگذار میشود. این موضوع میتواند منجر به ضعف کیفیت، افزایش خطر حوادث و کاهش عمر مفید ساختمانها شود.اجرای ساختمان بدون حضور مجری ذیصلاح مانند رانندگی بدون گواهینامه است؛ شاید در ابتدا مشکلی پیش نیاید، اما در نهایت فاجعهای رخ خواهد داد. به عنوان مثال، عدم اجرای اسکوپ…
…محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی ایمن یا وجود پله برقی در پل های عابر پیاده،…
… بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت سیاسی یا اداری باشد، اما مشکلات اقلیمی چون گرمای شدید و کمآبی، چالش بزرگی خواهد بود.همانطور که استانبول در ترکیه یا سائوپائولو در برزیل همچنان مراکز اصلی اقتصادی باقی ماندند، تهران نیز حتی با انتقال پایتخت، نقش اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ خواهد کرد. راهحل واقعبینانه برای ایرانانتقال کامل به سبکی شبیه برازیلیا، در کوتاهمدت نه عملی و نه اقتصادی…