جدید به قدیم
…تاکسی پیاده می شوم و وارد خیابان می شوم و راه فرهنگسرای طوبی را در پیش می گیرم. اتومبیل مشکی رنگی توقف می کند کنارم، از دوستان بودند که به مراسم می رفتند. سوار شدم. در نزدیکی فرهنگسرا، در چند ردیف و سرتاسر خیابان، مملو از اتومبیل است. پیاده می شوم و دوربینم را از جایش بیرون می آورم. چشمم به محمد رضایی سردره ای می افتد، از دوستان کودکی من و قاسم که یک دوره هم نمایندگی مجلس را در کارنامه اش دارد. از هم جدا شدیم و دوربین را آماده کردم (هندی کم)، و شروع به تصویر گرفتن کردم. جمعیت هر لحظه بیشتر می شد. وارد محوطه ی فرهنگسرا می شوم. زن و مرد و جوان و پیر سر پا ایستاده و به سخنان مجریان برنامه گوش می دادند و در انتظار تابوت حاج قاسم کرمی بودند. چهره های آشنا و نا آشنای زیاد بودند که از ویزور دوربین می دیدم. ضمن تراولیگ جمعیت به سوی در ورودی، ناگهان تابوت شادروان که بر دوش عده ای در حرکت بود و «لا اله...» گویان در صفحه ی دوربین نمایان شد. تابوت از جلو جمعیت گذرانده شد و سپس همراه با سیل آدمیان از در فرهنگسرا خارج و به…
…مصاف یکدیگر میروند. حراج معتبری مثل کریستی با این که زادگاهی انگلیسی دارد اما نتوانسته از گنجینه هنر شرق میانه چشم پوشی کند و دو بار در سال بساط خود را شهر دوبی امارات پهن میکند که در جریان این حراج آثار هنری زیادی از هنرمندان ایرانی که همواره رکورددار فروش این حراج بودهاند، به مزایده گذاشته میشود. شب اول حراج کریستی که شامگاه سهشنبه 27 فروردین 1392 (16 آوریل2013) برگزار شد، یکی از به یادماندنیترین شبهایش را تجربه کرد و چهار میلیون و 128 هزار دلار در مجموع فروش داشت. ستاره درخشان شب اول حراج، تابلوی «باغ اسرارآمیز» فرهاد مشیری بود که با استفاده از سنگهای کریستال سوارفسکی در بدنه نقاشی که خرس را با کودکی در آغوش به تصویرمیکشد به قیمت 987 هزار و 750 دلار به فروش رفت. از 29 قطعه آثار شب نخست حراجی، 9 قطعه به هنرمندان ایرانی اختصاص داشت. پس از باغ اسرارآمیز مشیری، دیگر اثرش با نام «سیاه+آجر» و اثری از حسین زندهرودی با نام «CH+TCH+TCHH» هر کدام با قیمت 195 هزار و 750 دلار به فروش رفت. دو اثر «شاعر و کلید» پرویز تناولی و «بینام» سهراب سپهری از مجموعه آبسترهای وی با قیمت 147 هزار و 750 دلار فروخته شد. «شکار…
صبح ساحل، فرهنگی _ مرضیه محبوب از کودکی تاکنون وقتش را با عروسکها گذرانده است. شاید به همین دلیل درباره عروسکها طوری حرف میزند که گویی دارد درباره آدمهای زنده صحبت میکند! او سال 1364 در رشته نمایشهای عروسکی از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شد و فعالیتش را در تلویزیون با عروسکگردانی مجموعه «خونه مادربزرگه» آغاز کرد. به گزارش ایسنا، در ادامه نوشت: محبوب از سال 1366 با ایرج طهماسب و حمید جبلی همکاری میکند. ماجرای آشنایی محبوب با ایرج طهماسب به زمان دانشجویی آنها باز میگردد؛ زمانی که طهماسب برای ارائه پایاننامهاش از محبوب دعوت به همکاری کرد و سالهاست که مرضیه محبوب برای برنامههای ایرجطهماسب عروسک میسازد، عروسکگردانی میکند و گاهی هم به جای برخی عروسکها حرف میزند. نتیجه همکاری محبوب با طهماسب و جبلی تعداد زیادی عروسک جالب و دوست داشتنی است که کلاه قرمزی و پسرخاله مهمترین آنها هستند. محبوب وقتی کلاهقرمزی را برای برنامه «صندوق پست» میساخت، قرار نبود این عروسک برای خودش برنامه مستقل داشته باشد؛ اما طولی نکشید که کلاه قرمزی بین بچهها و بزرگترها دوستان زیادی برای خودش دست و پا کرد و کم کم دوستان و بستگان کلاه قرمزی هم به تلویزیون راه پیدا کردند و محبوب دلها شدند. همه دوستان و اقوام…
صبح ساحل، اجتماعی _ نزدیک شدن به فصل بهار رسمی قدیمی را در ویترینهای شهر به تماشا می گذارد، همان ویترینی که لباسهای کودکان را عوض کرده و جامهای نو بر تنشان میکند؛ لباسی که به بهانه "شب عید" در تن برخی کودکان رنگش به "قرمزی" میزند. اینها همانهایی هستند که با سیاه کرده چهره و کوبیدن بر تنبک تلخ زندگی، آغاز سال جدیدی را نوید میدهند. دیدن حاجی فیروزها آنهم تنها در روزهای پایانی سال شاید برای من و تو لذت بخش و نویددهنده فرارسیدن سال نو باشد، اما برای کودکی که شکلک در میآورد و خود را میرقصاند تا خانوادهاش امرار معاش کند چه، درد است یا لذت؟ به گزارش ایسنا، کافی است در خیابانهای شهر گشتی بزنی؛ به خصوص این روزها و با شلوغ شدن خیابانها برای خرید شب عید، کافیست کمی سرت را وسط این همهمه بازار پایین بیاوری تا منظورم را بهتر بفهمی. حتی اگر نخواهی پایین پایت را نگاه کنی، دستهایی هستند که گوشه پالتوی زمستانیات را بکشند تا توجهت را به خود جلب کنند. زندگی مجالی برای کودکی کردن برایشان نگذاشته؛ صبح از چشم آنها یعنی پاتوقهای تعریف شده، البته نه برای نوشیدن یک چای گرم، بلکه کسب درآمدی آنهم برای بزرگترهای خانواده…
صبح ساحل، حوادث _ اسماعیل،کودک هفت ساله ودانش آموز برای بازی و تفریح به همراه هم بازی خود به کنار سد روستای فاریاب رودان استان هرمزگان رفته بود به داخل سد آب سقوط کرد که با فداکاری پسر عمویش،حسین، نجات یافت و جان سالم به در برد.به گزارش ایرنا، اسماعیل و حسین مقبولی دانش آموزان پایه اول و پنجم ابتدایی دبستان شهید شاکری روستای فاریاب برای بازی به کنار سد رفته بودند که در اثر بازی گوشی،بی احتیاطی،غفلت و در یک چشم به هم زدن اسماعیل به داخل سد پر از آب سقوط کرد. حسین که کمی دورتر از اسماعیل بود ناگاه متوجه نبود حضور وی شد و به سرعت خود را به کنار سد رساند و در کمال ناباوری اسماعیل را دید که در آب های گل آلود سدی به عمق هشت متر در تقلا برای نجات است. حسین که شاهد غرق شدن پسر عمو و هم بازی خود در این سد پر از آب بود باید چاره ای می اندیشید تا جان هم بازی و دوست خود که در یک قدمی مرگ قرار داشت را نجات دهد و بی درنگ در پی چاره ای برای نجات جان اسماعیل هفت ساله بود که حضور…
…برای تامین این هزینه، او به اجبار با این عارضه کنار آمد تا آنکه ماه پیش ازطریق رسانه ها خبردار شد که تیم جراحی خیر، افرادی که دچار ناهنجاری های مادرزادی لب و صورت هستند را به صورت رایگان در بیمارستان ام لیلا بندرعباس درمان می کنند. این نوجوان با خوشحالی این خبر را به خانواده اش داد ،پدر همان روز خود را به بیمارستان رساند و اسم فرزندش را در لیست انتظار ویزیت قرار داد. حالا مجید مانند افراد عادی بدون هیچ استرسی از مسخره شدن در جمع دیگران قرار می گیرد... فرهاد 18 ساله نیز مانند مجید در روستا زندگی می کند که از کودکی دچار "شکاف کام" بود، اکثر اوقات در تنهایی خود فرو می رفت دیگر این امر برایش یک عادت شده بود و فکر نمی کرد روزی بتواند با انجام عمل جراحی، زندگی دوباره ای داشته باشد. پدر فرهاد در این باره می گوید:"این بچه همیشه در مدرسه صندلی آخر کلاس می نشیند و دوست چندانی ندارد چون بر اثر این بیماری مادرزادی ، زمانی که صحبت می کرد کسی متوجه حرفهای او نمی شد و این امر برایش مشکل ساز بود". این مرد 40 ساله ادامه می دهد:" چند سال پیش، او را به…
صبح ساحل، فرهنگی _ حمید فرخنژاد، بازیگر برگزیده جشنواره سیویک فیلم فجر به عنوان سفیر حُسننیت بنیاد بیماریهای نادر معرفی شد. به گزارش ایسنا، در برنامهای که در محل این بنیاد برگزار شد، حمید فرخنژاد در سخنانی با اشاره به نحوه آشناییاش با بنیاد بیماریهای نادر گفت: حدود دو ماه پیش از طریق پیمان قاسمخانی در جریان مشکل دو کودک قرار گرفتم و به اتفاق آنها به بنیاد بیماریهای خاص مراجعه کردیم، اما بیماری آنها از چارت آن بنیاد خارج بود. وی ادامه داد: در نهایت متوجه شدیم باید به بنیاد بیماریهای نادر برویم و همزمان از این بنیاد با من تماس گرفته شد و بدون اینکه در جریان این موضوع باشند، از من دعوت کردند تا به عنوان سفیر حُسننیت همکاری کنم و برایم جالب بود مرکزی که ما به دنبالش بودیم، اکنون خودشان تماس گرفتهاند و چنین درخواستی دادند. بازیگر برگزیدهی جشنواره سیویکم فیلم فجر خاطرنشان کرد: خوشحالم در این عصر و دنیا آدمهایی هستند که خارج از بدهبستانهای دولتی با همت خود و مردم کار به این بزرگی انجام میدهند و وظیفهی خود دیدم در این بنیاد نقشی داشته باشم. فرخنژاد با اشاره به ویژگیهای بنیاد بیماریهای نادر گفت: اینجا مستقیما پولی از کسی دریافت نمیشود، بلکه بیمار…
…این نمایش گفت: «خیلی از ارگانها میخواستند از ما حمایت کنند اما همان فیلم «قلادههای طلا» که بازی کردم برای هفت پشتمان بس است.» در آغاز این نشست امین حیایی از اهالی رسانه، عذرخواهی کرد که با 50 دقیقه تاخیر به برنامه آمده است و در حالی که آنها در حال ترک تالار وحدت بودند، خواست به این تالار برگردند و به آنها گفت: میخواستیم با گل و شیرینی خدمتتان برسیم و دست خالی نیاییم! در ادامه امین حیایی توضیحاتی درباره شکل گیری پروژه «قحطی نور» ارائه کرد و گفت: ذهنیت داستانی و نمایشنامهای این پروژه برای 10 سال پیش است و داستان زمانی آغاز شد که من در زندگیام دوران سیاهی داشتم، زمانی که نسبت به پرودگارمان شناختی نداشتم.او یادآور شد: در آن دوره شناخت درستی از پروردگار نداشتم و اگر هم داشتم همان ذهنیتی بود که از کودکی برایمان درست کرده بودند اما تجربه به من ثابت نکرده بود خدا چه شکلی است؟! و تصویر ذهنیام از خداوند، شبیه کدخدا بود. بازیگر فیلم «قلادههای طلا» متذکر شد: جزو جوانانی بودم که اعتقاد و ایمانمان کامل نبود بنابراین این نوع ناآگاهیهای باعث میشد اسیر هوای نفس شویم اما در 22 سالگی بعد از فوت خواهرم بر اثر سرطان…
صبح ساحل، اجتماعی _ رادیوی تاکسی باز بود و به ظاهر خانم کارشناسی بی محابا مردم را نصیحت می کرد که چه باشد چه نباشد، چه بخورند، چه نخورند و.... راننده جوان مدام دنده عوض می کرد و زیر لب با حس و حال اشعاری را زمزمه می کرد، صندلی جلو پسر دانشجو مدام پیامک می فرستاد وپیامک می گرفت، صندلی عقبی کودکی غرولند کنان در آغوش مادرش بی صبری می کرد، زبان زن باز شد و یخ سکوت را شکست:« این سرما خوردگی هم پدر بچه ما را درآورده است!، هر چه دکتر رفتیم نتیجه ای نگرفتیم....» راننده هم به حرف آمد: آبجی مشکل از دکترها نیست داروها هم الکی شده و جواب نمی دهند. پسر صندلی جلو ادامه صحبت راگرفت وگفت: آره بخدا دیگه حتی واکس موها نیز قلابی شده وموی آدم را برق نمی اندازد! مادر بجه پوزخندی زد و افزود: قبلا یک قاشق شربت و 2 تا قرص کلک بیماری را می کند، حالا باید یک ماه به شکم بچه دارو ببندی تا حالش نیم بند شود... راننده باز حرفش را تکرار کرد: می گن داروها قلابی شده و دولت پول ندارد داروی خوب بخرد... وسط صحبت راننده پسرجوان زد زیرخنده،... بعد هم سرش را تکانی…
صبح ساحل، حوادث _ مهران 30 ساله سعی کرده است در همه زمینه ها برتر باشد و با مشکلش مبارزه کند نه اینکه مشکل جسمانی اش، او را از پا بیندازد. او مهندس جوانی است که پا به پای دیگران کار می کند تا دستش به کسی دراز نباشد. مهران در دوران کودکی به بیماری فلج اطفال مبتلا شده و دوران سختی را طی کرد ه است تا توانست خود و استعدادش را بشناسد. او همیشه افسوس می خورد که چرا مانند افراد سالم نمی تواند بدود، راه برود و ... فلج اطفال نوعی بیماری حاد ناشی از ویروسی بنام "پولیو" است. این بیماری مسری است و ویروس آن به سادگی از انسان به انسان انتقال مییابدفلج اطفال درمانپذیر نیست. برخلاف دیگر بیماریهای عفونی،دارویی مؤثر برای مداوای این بیماری وجود ندارد. تنها امکانی که برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری وجود دارد، پیشگیری به وسیله واکسن است.سال ۱۹۸۸ و در طی چهل و چهارمین مجمع سازمان بهداشت جهانی، برنامه حذف جهانی فلج اطفال به تصویب اعضا رسید و ايران از سال 1373 به صورت گسترده ايمنسازي خانه به خانه كودكان زير 5 سال را شروع كرده است. متخصصان بهداشت عمومی و هزاران تن از داوطلبان، خروار ها واکسن و…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد