جدید به قدیم
…او تعلق گیرد. حکاکی بر روی سنگ را چگونه شروع کردی؟آیا دوره وآموزش خاصی را گذراندی؟ نه آموزش ودورهای را نگذراندم پس از اینکه کار روی چوب را تجربه کردم به ذهنم خطور کرد که روی سنگ هم کار کنم چرا که ماندگارتر می باشد. نخستین کارم یک هفته طول کشید طرح«لکشمی و ویشنو» (خدایان حاصلخیزی و باروری در هندباستان) را روی سنگ پیاده کردم(البته قصه ی ساخت اش بسی به تفصیل است و رنج بسیار مرا حاصل گشت!). هنرشما به صورت سنتی انجام می شود یا اینکه به وسیله دستگاه؟ نه کاملاً سنتی و کار دست است حتی قلم های موردنیازم را از جنس فولاد آلیاژی و با محاسبات خودم می سازم. دراین زمینه رقیبی در استان دارید؟ متاسفانه هنر تندیس سازی حرفه ای بر روی سنگ، نه تنها در هرمزگانات بزرگ ،بلکه در استانهای همجوار نیز هنرپروری ندارد! از چه نوع سنگهایی بیشتر در کاراستفاده می کنی؟ بنده از نوعی سنگهای بادوام آهکی که ظرفیت اجرای ظرافت را دارند و در کوه های هرمزگانات و در مناطق بستک ، حاجی آباد و رودان می توان ردشان را گرفت استفاده می کنم! چرا تمرکز شما بیشتر بر روی پرتره وبه نوعی تصویرخدایان بوده است؟ در…
…میرفتند و طعمههای خود را از میان مسافران انتخاب میکردند تا دست به زورگیری خشن بزنند. چندی قبل وقتی مرد جوانی از محل کارش در تهران قصد داشت به خانهاش در اسلامشهر برود، قربانی دزدان خشنی شد که با یک خودروی پراید دست به زورگیری از مسافران میزدند.مرد جوان که پس از سرقت برای شکایت از دزدان به کلانتری رفته بود در تشریح ماجرا گفت: وقتی سوار خودروی پراید شدم، به غیراز راننده، 3جوان دیگر هم داخل ماشین نشسته بودند و وانمود میکردند که مسافرند. یکی از آنها به بهانه اینکه زودتر پیاده میشود، از من خواست بین او و مسافر دیگر بنشینم و من هم قبول کردم. در بین راه یکی از آنهایی که روی صندلی عقب و کنار من نشسته بود چاقویی از جیبش در آورد و تیغه آن را روی پهلویم گذاشت. او تهدید کرد که اگر حرفی بزنم مرا میکشد. من که وحشت کرده بودم به آنها التماس کردم که رهایم کنند اما مرد سارق با چاقو ضربهای به دستم زد و لباسم غرق خون شد. من که ترسیده بودم، سکوت کردم و ماشین وارد بیابانهای اطراف اسلامشهر شد. دزدان کیف پول و موبایلم را به سرقت بردند و با تهدید رمز عابربانکم را…
…چنین گفتمانی به اعتماد مردم آسیب ها می زند و مخل تنظیم بازار است. چرا كه تا اعتقاد و همكاری و اعتماد مردم وسط نباشد، سیاست های لازم برای تنظیم رفتار مصرف كننده قابل پیاده شدن نیست. رضا مرادی اضافه کرد: باید به مسوولان گفت که مردم بهتر و بیشتر از ما مشكلات و تنگناها را درك می كنند، مسائل ناشی از تحریم و كمبودهای ارزی و محدودیت ها را می دانند اما از بی صداقتی ها گلایه مندند. وی ادامه داد: در صورتی که با مردم صادق باشیم و انها را با واقعیاتی که در حال رخ دادن است آگاه کنیم بدون شک خود مردم بیشترین کمک را می توانند در امر کنترل بازار انجام دهند. این کارشناس اقتصادی می افزاید: شك نكنید اگر با مردمی چنین صبور، صادق باشید بهتر و موثرتر از شما، بازار را به گونه ای مدیریت و هدایت خواهند كرد كه فكرش را هم نمی كنید. مرادی اظهار داشت: لذا به نظر می رسد مدیران اقتصادی این روزهای كشور باید رمز آن تحمل و ناشكیبایی امروز را در كنار متغیرهای اقتصادی در كمرنگ شدن صداقت كه زاییده همكاری و همراهی مردم است بجویند و برای تقویت آن، روش های كنونی خود را اصلاح كنند.
…که سطح آنهارا آسفالت یا موزاییک کنیم تا به عنوان سکوی انتظارپیاده ها مورد استفاده قرار گیرند؟ که اگر چنین شود هزینه آبیاری ونگه داری آنها هم صرفه جویی خواهد شد. خط کشی های عابر پیاده وقتی مطلوب وقابل استفاده خواهند بودکه ازاین سوی خیابان تا نقطه برابر آن در سوی دیگر، همسطح ویکنواخت باشندوگرنه خط کشی هایی که ورود به آنها از هر طرف با مانع روبرو باشد کاربردی نخواهد داشت نمونه این نوع خط کشی های بی مصرف درجاهای دیگر شهر هم می توان نشان داد. باری مطلب به درازا کشید. سخین پایانی این است که در دنیای ماشینی امروز هر نوع وسیله رفاهی مانند اتومبیل وموتورسیکلت وتلفن وبر ق وگاز وبسیاری دیگر اگر به درستی مورد استفاده قرارنگیرند بجای آنکه موجب آرامش و آسایش جسم وجان باشند اسباب زحمت و دردسر خواهند بود. فرهنگ رانندگی وعبور ومرور درسطح شهرها باید توسط رسانه های عمومی مانند مطبوعات، صداو سیما، کلاسهای درس و نشست های اختصاصی و عمومی همواره مورد بحث ومذاکره و آموزش قرار گیرد تا همانگونه که اکنون بستن کمربند ایمنی درشهر بندرعباس وبطور کلی استان هرمزگان نهادینه شده وباصطلاح جا افتاده، سایر مقررات هم به درستی به مرحله عمل و اجرا درآیند. به امید آن روز.
صبح ساحل، اجتماعی _ روز به نیمه نرسیده، جنب وجوش مردم شهر آغاز شده، از ترافیک وشلوغی صبحگاهی خبری نیست. خیابان ها کمی خلوت تر شده. کارمند ،کارگر، کاسب وتاجر، همه وهمه فعالیت روزانه خود را آغاز کرده اند. در ایستگاه های تاکسی مرکز شهر، تاکسی های زرد رنگ، به یک خط همچون قطار به انتظار مسافران نشسته اند، تا شهروندان را از این نقطه جابجاکنند. صدای شوخی وخنده رانندگان، سکوت مرکز شهر را می شکند. فرصتی است تا این قشر زحمتکش با بیان جوک ولطیفه و خاطره لحظاتی، شاد باشند. چه اشکالی دارد.درایستگاهی دیگر، چند تن از رانندگان برای گذران اوقات به زور آزمایی مشغولند، به گونه ای که پیاده رو درتصرف آنان است وکسی اجازه تردد را ندارد. این صحنه ها روزانه درایستگاه های تاکسی تکرار می شود. از لطیفه و طنزگویی تا زور آزمایی وخواندن آواز و شعر. این صحنه ها که تعجب وتاسف شهروندان را به هم راه دارد، زیبنده رانندگان تاکسی نیست.رانندگی از شریف ترین مشاغل جامعه به شمار می رود که نباید عده ای اینگونه به آن بنگرند. باید این قشر از جامع مروج اخلاق و رفتار اسلامی درجامعه باشند. وظیفه مسوولان تاکسیرانی تنها جریمه وتوقف تاکسی های غیرفعال و ابطال کارت سوخت…
…دهه ی چهل است. قاسم کرمی را می بینم که روی نیمکت سه نفره در ردیف جلویی کلاس نشسته. نوجوانی آرام و آراسته. خانه شان در نزدیکی مدرسه و در محله ی لاری ها واقع بود. خانه ی خشت و گلی بزرگی با دالانی به سیاق معماری جنوب. پدرش در راسته بازار بزرگ، بزازی داشت و خانواده ای مرفه به شمار می آمدند. در محله ی لاری ها از کوچه پس کوچه ها با خاطرات نوجوانی گذر می کردم که به پلیس راه نزدیک شدیم. به سر پیچ روستای باغو در مسیر آرامستان می رسیم. دوربینم را روشن کرده و از آمبولانس که در دید بود و صف طویل اتومبیل ها تصویر گرفتم. سکانس چهارم زمان:بعدازظهر، ساعت از چهار گذشته مکان:ورودی و محوطه ی آرامستان بندرعباس ـ روستای باغو. از ورودی آرامستان که به تازگی راه اندازی کرده اند به محوطه وارد می شویم. در جلوی غسال خانه و محوطه برگزاری نماز میت توقف می کنیم. از ماشین پیاده می شوم و فیلمبرداری را ادامه می دهم. چهره ها، اتومبیل ها و فضای آرامستان. زوم می کنم روی عکس مرحوم کرمی که در میان دسته گلی سپید روی بدنه ی ماشین قرار دارد. محمد (فرزند مرحوم) سراسیمه خود…
…خطرات وحوادثی برای خودروهای دیگر به همراه دارد که می توان به لغزیدن وسیله نقلیه، انحراف به راست وچپ، برخورد با وسایل نقلیه دیگر با واژگون شدن خودرو، ترمز ناگهانی و .... اشاره کرد. هنوز بسیاری از رانندگان نمی دانند که این کار ( ریختن زباله از داخل خودرو به بیرون) نوعی تخلف است و جریمه دارد و هرکدام از تخلفات جریمه های خاص خود را دارد. دراین میان آنچه فراموش شده اینکه کسی کاری به عابران پیاده که مانند رانندگان جزیی از شهروندان محسوب می شوند، ندارد. شهروندانی که به جای زحمت دادن به خود، برای اینکه زباله تولیدی را تا رسیدن به نزدیک ترین سطل زباله را در دستشان نگه دارند. ترجیح می دهند با ریختن داخل جوی آب، پای درختان و گوشه وکنار پیاده رو از شر آن خلاص شوند، بدون اینکه از بابت بازخواست شدن نگرانی داشته باشند. با وجود سطل های زباله متعدد درسطح شهر همچنان عدهای از شهروندان، زباله های تولیدی را بیرون از سطل رها می کنند. نکته ای که باید به آن اشاره کرد اینکه آیا دراین شرایط و با وضعیت موجود، می توان به حرف های شهردار بندرعباس که درجایی عنوان کرده، باید سطل های زباله از سطح شهر را جمع آوری کرد…
…پیش از هرچیز با کارگردان صحبت و سعی میکنم نظر کارگردان را برآورده کنم؛ آدمهایی که در اطرافم میبینم در شکل و شمایل عروسکهایم بیتاثیر نیستند... مثلا فامیل دور را شبیه به شخص خاصی ساختهاید؟ نه. محیط زندگی و برآیند کلی جامعه برایم اهمیت دارد. بیشتر به سن و سال و روزگاری که ممکن است یک عروسک از سر گذرانده باشد، توجه دارم. مثلا این روزها حتی جوانها هم موهایشان ریخته و دیدن یک جوان طاس اصلا بعید نیست. از چیزهایی که در جامعه میبینید، تصویر میگیرید و آنها را روی عروسکهایتان پیاده میکنید؟ نه به این صورت که شما توصیف کردید. من هر وقت ساخت یک عروسک را شروع میکنم انگار اولین باری است که عروسک میسازم. با ترس و لرز کارم را شروع میکنم و بعد آنقدر به عروسک نگاه میکنم و تغییرش میدهم تا اینکه در یک لحظه احساس میکنم همانی شده که باید میشد. بارها عروسک را تغییر میدهم، اجزای صورتش را کم و زیاد میکنم، چیزهایی را برمیدارم یا اضافه میکنم تا وقتی که احساسم بگوید این همان چیزی است که میخواستی! چقدر راحتی عروسکگردان برایتان اهمیت دارد؟ خیلی خیلی زیاد. تمام مدتی که عروسکی را میسازم به این فکر میکنم که آیا عروسکگردان با…
صبح ساحل، اجتماعی _ مسعود هندیان از صادرات غیر نفتی با رشد 6 درصدی نسبت به سال 1390 در منطقه ویژه خلیج فارس خبر داد. مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی خلیج فارس گفت: با توجه پیاده سازی نظام مدیریت یکپارچه و بهره مندی از مدل های نظامند در چرخه کار، توانستیم بالغ بر سه میلیون و 173 هزار و 533 تن تولیدات منطقه به ارزش 698 میلیون و691 هزار و 838 دلار به بازارهای هدف علی الرغم محدودیتهای بین المللی صادر که نسبت به سال 1390 در مقام تناژ با 6 درصد رشد و در باب ارزش حدود 5/11 درصد را محقق نمودیم که این مهم یک موفقیت کم نظیر در حوزه صادرات غیر نفتی بشمار می آید وی افزود: این میزان صادرات شامل 2 میلیون و966 هزار و582 تن مواد معدنی، 95 هزار و151 تن شمش آلومینیوم، 73 هزار تن اسلب فولادی، 30 هزار تن آهن اسفنجی و8800 تن روی بود.هندیان اظهار داشت این روند با قوت و شدت بیشتر در سال 92 به عنوان یک برنامه نظامند و با بازدهی بالا در دستور قرار خواهد گرفت.
…صحبت کن. یک جا گفته بودی که حاضرم برگردم بندر در هتل هما و پشت پیانو بنشینم و بخوانم اما به هر قیمتی روی استیج نروم. در مورد این نه ماه و این جمله حرفهای آخر تو را میشنوم. ببین من نه برای ژیلا خواندم و نه برای ویلا. نه برای «های» خواندم و نه برای «هوی». من برای آدمهایی خواندم که صدای من و موزیک من را در گوشهای از خاطراتشان حفظ کردند. به من افتخار دادند و میگویند ما آهنگ تو را که گوش میدهیم یاد خاطراتمان میافتیم. خب اینها را داشته باشید و کنار بگذارید. همه تفاسیر به کنار، در این مدت طولانی احساس کردم یک جاهایی به من گفته میشود بیا این کار را انجام بده تا بتوانی بخوانی. بیا اینجا را امضاء کن تا بتوانی بخوانی. این حرکت را انجام بده تا بتوانی بخوانی. اینجا را رضایت بده تا بتوانی بخوانی. اینجا را کوتاه بیا تا بتوانی بخوانی. من آدم لجبازی هستم اما با خودم نه با کارم. این جمله را تایید میکنم که گفتم. حاضر بودم و هستم کماکان اگر قرار باشد روزی رضای صادقی که به همه گفت که «این بار ایستادم تا آخرش با کفش آهنین» یا گفت «وایسا میخواهم پیاده شوم»،…
فرودگاههای هرمزگان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد