جدید به قدیم
…را فقط از پشت یک صفحه نمایش پیکسلی و با صدایی قطع و وصلشونده دیده بود، ناگهان موظف میشد در جلسات حضوری با نمراتی سرنوشتساز -که ۶۰ درصد از آیندهی کنکوریش را رقم میزد- ظاهر شود. نابرابری آموزشی اکنون شکلی صریحتر و بیرحمانهتر به خود گرفت. آنهایی که کلاسهای خصوصی، معلم پشتیبان و محیط آرام برای مطالعه داشتند، در مسابقهای حاضر بودند که طرف دیگر آن، دانشآموزانی بودند که حتی فرصت مرور درسهای ازدسترفته را به دلیل قطعی اینترنت به دست نیاورده بودند.اکنون باید پرسید حاصل این سه بحران همزمان چه نسلی را تحویل جامعۀ ایران خواهد داد؟ مدارک پژوهشی و گزارشهای میدانی حکایت از سه نشانگان هولناک دارند: نخست، اضطراب مزمن و بیسابقه در میان نوجوانان که ریشه در فقدان امنیت پایهای برای برنامهریزی آینده دارد. دوم، افت یادگیری -نه فقط در یک درس خاص، بلکه در توانایی تفکر انتقادی، تمرکز طولانیمدت و اعتماد به نفس علمی و سوم مهمتر از همه تحقق پیشگویی خودویرانگری که در آن مدرسه دیگر به مثابه فضایی برای کشف استعداد و پرورش خرد تلقی نمیشود، بلکه به نمادی از بیثباتی مزمن، قواعد غیرقابل پیشبینی و بحرانهای متوالی بدل میگردد. دانشآموز امروز ایران، پیش از آنکه معادله یا فرمول شیمی را یاد بگیرد…
…با موقعیت هایی روبهرو میشود که نیازمند مشاهده، تصمیمگیری و سازگاری هستند. شاخهای که میشکند، دوستی که قانون بازی را تغییر میدهد یا مانعی که باید از آن عبور کرد، همگی مغز را به فعالیت وادار میکنند. از نگاه عصبروانشناسی، این تجربهها شبکههای شناختی پیچیدهای را فعال میکنند که در یادگیری رسمی کمتر درگیر میشوند. در واقع، طبیعت به کودکان فرصت میدهد مهارتهایی را تمرین کنند که در کلاس درس قابل آموزش مستقیم نیستند. از سوی دیگر، پژوهشها نشان دادهاند قرار گرفتن در محیطهای طبیعی با کاهش هورمونهای استرس و بهبود خلق و خو همراه است. در جهانی که اضطراب کودکان رو به افزایش است، دسترسی به فضاهای عمومی امن و طبیعی بیش از آنکه یک موضوع رفاهی باشد، به مسئلهای مرتبط با سلامت عمومی تبدیل شده است. دوستی، مذاکره و تعارضبخش مهمی از رشد اجتماعی کودکان در تعامل با همسالان شکل میگیرد. بازی آزاد گروهی، یکی از معدود فضاهایی است که کودکان میتوانند بدون مداخله دائمی بزرگسالان مهارتهای اجتماعی خود را تمرین کنند. روانشناسان تاکید میکنند کودکان در چنین موقعیتهایی یاد میگیرند زبان بدن را بخوانند، اختلافها را حل کنند، مذاکره کنند و روابط آسیبدیده را ترمیم کنند. در بسیاری از فعالیتهای رسمی، قوانین از پیش تعیین شدهاند و…
… همدلی و تعامل واقعی، مغز را وادار به پردازش پیچیده اطلاعات میکند. در مقابل، تنهایی و انزوای اجتماعی میتواند ذهن را بهتدریج خاموش کند. اگرچه انسان امروز بیش از هر زمان دیگری به اینترنت متصل است، اما کیفیت بسیاری از روابط انسانی کاهش یافته است. بسیاری از ارتباطها به پیامهای کوتاه و واکنشهای سریع محدود شدهاند. در حالی که ذهن انسان برای رشد، به ارتباطهای عمیق و واقعی نیاز دارد. شاید به همین دلیل است که برخی پژوهشگران، گفتگوی انسانی را نوعی تمرین طبیعی برای مغز میدانند. آیا میتوان ذهن را دوباره ساخت؟بسیاری از مردم تصور میکنند پس از سالها خستگی، اضطراب و زندگی ناسالم، دیگر امکان تغییر ذهن وجود ندارد. اما علوم اعصاب پاسخ متفاوتی میدهد. مغز انسان تا پایان عمر توانایی تغییر و بازسازی دارد؛ البته به شرط آنکه فرصت تمرین و تجربه تازه به آن داده شود. خواب کافی، فعالیت بدنی، یادگیری مداوم و ارتباط اجتماعی، همگی در بازسازی مسیرهای عصبی نقش دارند. اما نکته مهم این است که ذهن با مصرف منفعل اطلاعات تقویت نمیشود. ساعتها تماشای بیهدف محتوا یا پرسهزدن در شبکههای اجتماعی، مغز را فعال نمیکند. در مقابل فعالیتهایی که نیازمند فکر کردن و تلاش ذهنی هستند، بیشترین اثر را بر سلامت…
…در سال ۲۰۲۵، بیش از نیمی از جوانان زیر سی و پنج سال در جهان معتقدند که احتمال دارد کیفیت زندگیشان از والدینشان پایینتر باشد. این احساس نشانه تغییر عمیق در تجربه جمعی امید است. جامعهشناسان معتقدند ناامنی اقتصادی مزمن باعث میشود افراد کمتر برای تحصیل بلندمدت، فرزندآوری، سرمایهگذاری فرهنگی یا حتی روابط عاطفی پایدار برنامهریزی کنند. ذهن مضطرب ترجیح میدهد منابع محدود خود را صرف نجات امروز کند. به همین دلیل، بسیاری از تصمیمهای به ظاهر فردی، درواقع واکنشهایی به ساختارهای اقتصادیاند. آیندههراسی فقط اضطراب شخصی تولید نمیکند؛ بلکه توان جامعه برای تصور فردایی متفاوت را نیز تضعیف میکند. جامعهای که نتواند آیندهای روشن تصور کند، به تدریج در اکنونی فرساینده گرفتار میشود.بحران معنابسیاری از رواندرمانگران امروز با مراجعانی روبهرو هستند که مشکل اصلیشان نه یک اختلال روانی مشخص که احساس تهی بودن و بیمعنایی است. انسان زمانی میتواند برای زندگی معنا بسازد که احساس کند تلاشهایش به چیزی فراتر از بقا متصل است. اما وقتی بیشتر انرژی روانی صرف تامین ابتداییترین نیازها شود، معنا به تدریج جای خود را به خستگی میدهد. در چنین وضعیتی، حتی موفقیتهای کوچک نیز دیگر رضایت عمیق ایجاد نمیکنند. جامعه مصرفی معاصر تلاش میکند این خلا را با وعده موفقیت فردی، خرید…
نوشتن، مغز و آشفتگیروانشناسان سالهاست میدانند که بیان احساسات سرکوب شده، نقش مهمی در سلامت روان دارد اما پژوهشهای جدید نشان دادهاند که نوشتن، فقط تخلیه هیجانی نیست و فرایندی عصبی و شناختی است که ساختار واکنش ذهن را تغییر میدهد. جیمز پنبیکر، روانشناس آمریکایی از دهه ۱۹۸۰ پژوهش درباره "نوشتار بیانی" را آغاز کرد و نشان داد افرادی که تجربههای دردناک خود را مینویسند، در مقایسه با دیگران اضطراب کمتر، خواب بهتر و حتی عملکرد ایمنی قویتری دارند. بعدها تصویربرداریهای مغزی نیز نشان دادند زمانی که فرد احساساتش را به واژه تبدیل میکند، فعالیت بخشهای هیجانی مغز کاهش یافته و بخشهای مرتبط با تصمیم گیری و تحلیل فعالتر میشوند. در واقع ذهن آشفته معمولا تجربهها را به شکل خام و پراکنده نگه میدارد. ترس، خشم یا اندوه تا زمانی که نام گذاری نشوند، در بدن و ذهن به شکل مبهم باقی میمانند. نوشتن، این آشفتگی را به روایت تبدیل میکند. وقتی فرد مینویسد «من مضطربم» یا «از آینده میترسم»، احساسات از حالت مهآلود خارج میشوند و به چیزی قابل مشاهده تبدیل میگردند. این فاصلهگذاری ذهنی، یکی از مهمترین مکانیسمهای تابآوری روانی است. انسان بهجای غرق شدن در هیجان، میتواند آن را مشاهده کند. از سوی دیگر، نوشتن باعث کند…
…وی با بیان اینکه بر اساس آمارهای جهانی، بیش از ۷۵۰ میلیون نفر در جهان به نوعی از اختلالات تیروئید مبتلا هستند، افزود: بخش زیادی از بیماران از بیماری خود اطلاع ندارند؛ در ایران نیز کمکاری تیروئید، بهویژه در نوزادان و زنان، از مشکلات مهم حوزه سلامت به شمار میرود.یاراحمدی خاطرنشان کرد: غده تیروئید نقش مهمی در تنظیم متابولیسم، رشد مغز، سلامت قلب، عملکرد عضلات و سلامت روان دارد و اختلال در عملکرد آن میتواند منجر به بروز علائمی مانند خستگی مزمن، تغییرات وزن، اضطراب، افسردگی، تپش قلب و مشکلات حافظه شود.وی از کمکاری تیروئید، پرکاری تیروئید، گواتر، ندولها و سرطان تیروئید به عنوان مهمترین بیماریهای این غده یاد کرد و گفت: کارشناسان بر اهمیت آزمایشهای دورهای، بهویژه در گروههای پرخطر از جمله زنان باردار، سالمندان، بیماران دارای سابقه خانوادگی و نوزادان تأکید دارند.یاراحمدی تاکید کرد: اجرای برنامه غربالگری نوزادان در کشور، نقش مؤثری در پیشگیری از عقبماندگی ذهنی ناشی از کمکاری مادرزادی تیروئید داشته و از موفقترین برنامههای سلامت کشور محسوب میشود.دانشیار معاونت بهداشت وزارت بهداشت یادآور شد: متخصصان هشدار دادهاند که اختلالات تیروئید میتواند با بیماریهای قلبی و مشکلات روانی ارتباط مستقیم داشته باشد و تشخیص دیرهنگام آن، عوارض جدی برای بیماران ایجاد کند…
خانه، حلقه نامزدی بتنی«اقتصاد مادرزن» نامی طنزآمیز برای پدیدهای کاملاً جدی است. صورت دقیقتر آن را میتوان «اقتصاد خویشاوندی منزلتساز در بازار ازدواج» نامید، وضعیتی که در آن خانوادهها با معیارهایی مانند محله، متراژ، سند و مالکیت، درباره اعتبار اجتماعی داماد یا امنیت آینده عروس داوری میکنند. این داوری همیشه رسمی نیست، اما اثرش واقعی است. گاهی یک جمله ساده کافی است: «خانه دارد؟»در چین، وانگ نشان میدهد که تقاضای مسکن فقط از درآمد، نرخ بهره یا عرضه زمین نمیآید. از اضطراب ازدواج، آرزوی شهرنشینی، فشار خانواده و هراس عقبماندن نیز میآید. خانه به کالای منزلتی تبدیل میشود، چیزی شبیه کالای لوکس، اما با وام سیساله. فرق آنجاست که کالای لوکس را میتوان نخرید، اما خانه در بازار ازدواج گاه به شرط ورود تبدیل میشود. این همان لحظهای است که تقاضا انعطاف خود را از دست میدهد.وقتی خانوادهها تورم میسازنددر اقتصاد کلاسیک، وقتی قیمت بالا میرود، تقاضا باید کاهش یابد. اما در بازارهایی که منزلت اجتماعی در آنها دخیل است، قانون ساده تقاضا به این آسانی کار نمیکند. اگر همه خانوادهها خانه را نشانه کفایت بدانند، هر خانواده برای عقب نماندن وارد مسابقه میشود. نتیجه، شبیه مسابقه تسلیحاتی است؛ هیچکس امنیت کامل به دست نمیآورد، اما همه…
…مسکن به مثابه رویادر بسیاری از جوامع، خانه نخستین بستر شکلگیری خانواده است اما در ایران، مسکن به یکی از بزرگترین موانع ازدواج تبدیل شده است. افزایش شدید قیمت خرید و اجاره، جوانان را وارد نوعی بیخانمانی پنهان کرده است نه به معنای زندگی در خیابان که به معنای ناتوانی در ساختن فضای مستقل برای زندگی مشترک. امروز بسیاری از زوجها سالها پس از عقد همچنان ناچار به زندگی در خانه والدین هستند یا به دلیل نداشتن توان مالی، اساسا تصمیم به ازدواج را عقب میاندازند. این وضعیت پیامدهای روانی گستردهای دارد. احساس وابستگی طولانیمدت، کاهش عزتنفس، شرم اجتماعی و اضطراب مزمن از جمله پیامدهایی هستند که روانشناسان درباره آن هشدار دادهاند. بحران مسکن همچنین مفهوم بلوغ اجتماعی را دگرگون کرده است. در گذشته، استقلال مالی و تشکیل خانواده بخشی از ورود به بزرگسالی محسوب میشد، اما اکنون بسیاری از جوانان حتی در دهه سوم زندگی نیز امکان استقلال ندارند. جامعهای که امکان خانهدار شدن را از اکثریت خود میگیرد، در عمل توان شکلگیری روابط پایدار را نیز تضعیف میکند. در چنین شرایطی، تجرد بیش از آنکه انتخابی آزادانه باشد، به واکنشی دفاعی در برابر ساختاری نابرابر تبدیل میشود. اقتصاد چگونه میل به رابطه را تحلیل میبردفشار اقتصادی فقط جیب…
… بزرگترین جرم قرن است. ناوگان همبستگی صمود نماد وجدان بیدار مردمی بود که نمیخواستند در برابر گرسنگی کودکان غزه سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد، رسانههای بزرگ جهان آن را جنایت علیه بشریت مینامیدند و موجی از تحریمها آغاز میشد. اما وقتی پای اسرائیل در میان است، واژهها ناگهان تغییر میکنند؛ دفاع از خود، امنیت ملی و اقدام پیشگیرانه جای حقیقت را میگیرند.با این حال، در میان این سکوت سنگین، برخی کشورهای اروپایی این بار موضع متفاوتی گرفتند. احضار سفرای اسرائیل از سوی کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و هلند و اعتراض رسمی به رفتار با فعالان ناوگان صمود از سوی برخی کشورهای…
جایی امنتر از اکنوننوستالژی اغلب زمانی شدت میگیرد که اکنون برای انسان قابل تحمل نباشد. ذهن انسان در شرایط نااطمینانی، به تجربههایی رجوع میکند که قبلا از آنها احساس امنیت دریافت کرده است. کودکی، خانه قدیمی، صداهای آشنا و حتی برنامههای تلویزیونی گذشته، همگی برای ذهن کارکردی آرامبخش دارند، زیرا به فرد یادآوری میکنند زمانی جهان قابل پیشبینیتر بوده است. روانشناسان این فرایند را نوعی بازسازی عاطفی امنیت میدانند تلاشی ذهنی برای حفظ تعادل روان در دورههای فشار. در دهه اخیر افزایش اضطرابهای جمعی این گرایش را تشدید کرده است. بحرانهای اقتصادی، همهگیری بیماریها، جنگها، مهاجرتهای اجباری و فرسودگی ناشی از رقابت دائمی، احساس ثبات را در زندگی بسیاری از مردم کاهش داده است. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، اختلالات اضطرابی پس از همهگیری کرونا بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت. در چنین فضایی، گذشته به مکانی ذهنی تبدیل میشود که فرد میتواند موقتا از آشفتگی حال فاصله بگیرد. اما نکته مهم این است که گذشتهای که انسان به آن بازمیگردد، الزاما واقعیت تاریخی نیست نسخهای بازسازی شده و نرمتر از گذشته است. ذهن انسان خاطرات دردناک را کمرنگ و لحظات خوشایند را پررنگتر میکند. بنابراین نوستالژی بیشتر از آنکه بازگشت به تاریخ باشد، بازگشت به احساس امنیت از…