جدید به قدیم
…از این پوچی باید معنا را بازتعریف کند، اما در شرایط جنگ یا ناامنی مزمن، فرصت چنین بازنگریای نادر است. زمان محدود، کنترل از بیرون شدید و اضطراب فراگیر، مسیرهای تامل فردی را میبندد. کارگر یا کارمند در نهایت میان دو گزینهی تلخ قرار میگیرد: قطع ارتباط عاطفی با کار یا فروپاشی روانی. هر دو به نوعی مرگ تدریجی منجر میشوند یکی در سطح احساس، دیگری در سطح وجودی.بازسازی امیدبا این حال، در دل همین تاریکیهای روانی، نشانههایی از تابآوری مشاهده میشود. انسان حتی در شرایط فروپاشی معنا، تمایل به بازسازی امید دارد. رواندرمانگران در مناطق بحرانی گزارش میکنند که گفتگو، هنر جمعی، همیاری و حتی شوخ طبعیهای ساده در محیط کار، به سازوکارهای نجات تبدیل میشوند. این نشانهها هرچند شکنندهاند، اما بازگوکنندهی توان انسانی برای معنا دادن دوباره به زندگیاند. در سطح ساختاری، بازسازی نظم کار انسانی نیازمند توجه سیاستگذاران به امنیت روانی نیروی کار است نه فقط شغل بلکه حالت روانیِ شاغلان باید موضوع سیاست عمومی باشد. جامعهای که کار را صرفا ابزار تولید ببیند، در بحران آن را به شکنجه بدل میکند. اما اگر کار به مثابه رابطهای انسانی، روانی و اخلاقی بازاندیشی شود، شاید بتوان در دل بحران، روزنههایی از ثبات و امید گشود جایی…
… توضیح میدهد که چرا افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب یا استرس مزمن، بیش از دیگران در معرض گرایش به مواد قرار میگیرند.پژوهشها نشان میدهد که حدود ۶۰ درصد معتادان به یکی از اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که افسردگی شایعترین آنهاست. اما این آمار در بستر اجتماعی معنای عمیقتری مییابد: وقتی نرخ افسردگی در طبقات فرودست و میان بیکاران بهمراتب بالاتر از سایر گروههاست، خوددرمانی با مواد به مسئلهای طبقاتی تبدیل میشود. به بیان دیگر مواد مخدر برای فرد فرودست، همان کارکردی را پیدا میکند که داروهای آرامبخش و جلسات رواندرمانی برای فرد مرفه با این تفاوت که اولی تخریبکننده و بیضابطه است و دومی تحت نظارت و با پشتوانه علمی. اینجاست که پارادوکس وحشتناک خود را نشان میدهد: کسانی که بیشترین نیاز را به تسکین روانی دارند کمترین دسترسی را به درمانهای سالم و استاندارد دارند و ناگزیر به مسکنهای ارزانقیمت و مخرب پناه میبرند. پاراگراف دوم: فشار ساختاری و تولید انبوه رنج روانیجالب است بدانیم که رنج روانی توزیع تصادفی ندارد، بلکه در امتداد خطوط نابرابری طبقاتی ترسیم میشود. فقر، بیکاری، کار مزدیِ استثمارگرانه و ناامنی اقتصادی صرفا مسائل معیشتی نیستند و مستقیما به عنوان عوامل تنشزا وارد روان افراد میشوند و سلامت روانی آنان را هدف میگیرند…
به گزارش صبح ساحل، افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی در جهان است که نهتنها خلقوخو، بلکه عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و کیفیت کلی زندگی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. این اختلال میتواند با احساس غم مداوم، کاهش انرژی، بیانگیزگی، اختلال خواب و کاهش تمرکز همراه باشد. بر اساس گزارشهای جهانی، افسردگی یکی از مهمترین علل ناتوانی در سطح جهان به شمار میرود و بار سنگینی را بر دوش نظامهای سلامت و خانوادهها میگذارد. هرچند بسیاری از مبتلایان با داروهای ضدافسردگی یا رواندرمانی بهبود مییابند، اما این مسیر درمانی برای همه یکسان و موفق نیست.بخشی از بیماران، حتی پس از طی دورههای کامل دارودرمانی یا شرکت در رواندرمانیهای معتبر، بهبود قابل توجهی را تجربه نمیکنند. به این وضعیت «افسردگی مقاوم به درمان» گفته میشود؛ حالتی که معمولاً پس از بیپاسخ ماندن دستکم دو روش درمانی استاندارد مطرح میشود. این نوع افسردگی با رنج روانی طولانیمدت، افزایش خطر خودکشی، افت شدید عملکرد شغلی و فشار اقتصادی و عاطفی بر خانواده همراه است. پیچیدگی این وضعیت باعث شده است که پژوهشگران بهدنبال درک بهتر سازوکارهای زیستی، روانی و اجتماعی آن و یافتن درمانهای مؤثرتر و سریعتر باشند.در همین راستا، مریم طالبی، استادیار گروه روانشناسی دانشگاه راه دانش بابل، بههمراه…
یالوم و سنت رواندرمانی اگزیستانسیال«خیره به خورشید نگریستن» را نمیتوان جدا از سنت رواندرمانی اگزیستانسیال فهمید سنتی که یالوم یکی از مهمترین نمایندگان معاصر آن به شمار می رود. روان درمانی اگزیستانسیال برخلاف رویکردهایی که صرفا بر نشانهها تمرکز میکنند، به پرسشهای بنیادین هستی انسان میپردازد: مرگ، آزادی، تنهایی و معنا. یالوم در این کتاب نشان میدهد که اضطراب مرگ نه یک اختلال، بلکه بخشی اجتنابناپذیر از خودآگاهی انسانی است. آنچه آسیبزا میشود، نه وجود این اضطراب، بلکه سرکوب و انکار آن است. یالوم تحت تاثیر فیلسوفانی چون هایدگر، کییرکگور و نیچه، مرگ را «افق نهایی معنا» میداند افقی که بدون آن، زندگی به تعویق دائمی تبدیل میشود. در نگاه او، انسان زمانی میتواند آزادانه انتخاب کند که محدودیتهای وجودی خود را بپذیرد. این کتاب تلاشی است برای پیوند دادن فلسفهی اگزیستانسیال با تجربهی بالینی. جایی که مفاهیم انتزاعی مانند فناپذیری، در اتاق درمان و در روایت زندگی بیماران معنا مییابند. یالوم از موضع یک درمانگر سخن میگوید، نه یک واعظ یا فیلسوف برج عاجنشین. او نشان میدهد که چگونه ترس از مرگ میتواند در قالبهای متفاوتی بروز کند: نگرانی افراطی درباره سلامت، وابستگیهای عاطفی افراطی، یا حتی میل وسواسگونه به موفقیت. اهمیت این رویکرد در آن است که…
مقاومت ناپیدادر رواندرمانی، یکی از شایعترین پدیدهها «مقاومت» است نه به عنوان لجاجت آگاهانه، بلکه به مثابه واکنش ناخودآگاه به تهدید تغییر. فرد ممکن است از بهبود حرف بزند، اما همزمان قرارهای درمانی را لغو کند، تمرینها را انجام ندهد یا درست در آستانهی پیشرفت، بحرانی تازه بیافریند. این مقاومت اغلب از ترسِ از دست دادن هویت قبلی میآید. برای کسی که سالها خود را قربانی، افسرده، ناموفق یا تنها تعریف کرده، بهتر شدن یعنی از دست دادن داستانی که با آن شناخته شده است. جامعه نیز این هویتها را بازتولید میکند ما اغلب با درد دیده میشویم، نه با سلامت. در شبکههای اجتماعی، رنج روایتپذیرتر از بهبود است. شکست همدلی میآورد، اما رشد گاه حسادت یا فاصله ایجاد میکند. از منظر جامعه شناسی، تغییر فردی همیشه در خلا رخ نمیدهد. بهتر شدن میتواند تعادل روابط را بر هم بزند: خانوادهای که به نقش بیمار عادت کرده، ممکن است ناخودآگاه در برابر بهبود مقاومت کند چرا که با سلامت فرد، نقشهای دیگران نیز باید تغییر کند. بنابراین مقاومت، فقط درون فرد نیست در شبکهای از روابط، انتظارات و مناسبات قدرت تنیده شده است. بهتر شدن، به معنای خروج از جایگاهی است که هرچند دردناک، اما تثبیتشده بوده است.ترس از…
…و ارادهی فردی نسبت میدهد گویی چاقی نشانهی بیمسئولیتی است. به این ترتیب، بدن به ابزاری برای مرزبندی اجتماعی بدل میشود نشانهای از اینکه چه کسی موفق است و چه کسی از نظم کار و مصرف جا مانده. شرم از بدن، تنها احساس فردی نیست نوعی کنترل اجتماعی است که از دل نابرابری اقتصادی برمیخیزد و در قالب زبان سلامت و زیبایی بازتولید میشود.بدن به مثابه صحنهی ناخودآگاه جمعیاگر از منظر روان تحلیلگری اجتماعی به مسئله بنگریم، بدن تنها ابژهای بیرونی نیست، بلکه صحنهای برای نمایش تنشهای ناخودآگاه جمعی است. میل به بدن ایدهآل، ریشه در همان سازوکارهای درونیشدهی شرم و کمبود دارد. جامعه، از طریق نهادهایی چون مدرسه، خانواده، تبلیغات و حتی رواندرمانی، نوعی نارسیسیسم اجتماعی را بازتولید میکند بدنی که باید بینقص باشد تا شایستهی دوست داشتن تلقی شود. در واقع، شعار خودت را دوست داشته باش در سطح آگاهانه، نسخهای از عشق است، اما در سطح ناآگاهانه، تکرار همان مطالبهی دیرینه: خودت را اصلاح کن تا دوست داشتنی شوی. این تناقض، منبع اضطراب مدرن است. فرد همواره بین دو فرمان متضاد گرفتار میشود: از یک سو باید خود را بپذیرد، و از سوی دیگر، باید پیوسته تغییر کند تا قابل پذیرش بماند. به تعبیر ژاک لاکان…
…از منظر روانشناسی رشد، نوجوانی و جوانی دوران ساخت هویت آینده است یعنی پاسخ به این پرسش که میخواهم چه کسی باشم؟ وقتی جامعه پاسخی برای این پرسش ندارد، هویت فردی نیز شکننده و ناپایدار میشود. ناامیدی، در چنین بستری، صرفا احساس نیست نوعی فقدان جهت روانی است. امید به مثابه عملاما آیا امید اجتماعی کاملا نابود شده است؟ خیر. امید برخلاف تصور عمومی، حالتی انفعالی نیست، بلکه نوعی کنش است. همانطور که ارنست بلوخ، فیلسوف آلمانی، میگفت: "امید، آگاهی از آن چیزی است که هنوز نیست، اما میتواند باشد". در رواندرمانی، تقویت امید با بازگرداندن احساس کنترل و عاملیت همراه است یعنی کمک به فرد برای دیدن امکان تغییر. در سطح جمعی نیز، بازسازی امید نیازمند بازسازی حس توانمندی جمعی است: باور به اینکه کنشهای ما، هرچند کوچک، معنایی دارند. امید اجتماعی نه با شعار، بلکه با تجربهی واقعی تغییر زاده میشود. وقتی شهروندان میبینند که مشارکتشان در امور محلی، آموزشی یا زیستمحیطی نتیجهای ملموس دارد، احساس عاملیت جمعی افزایش مییابد. از این منظر، تقویت نهادهای مدنی، ایجاد بستر گفتگوی اجتماعی، و بازگرداندن شفافیت به عرصهی عمومی، راهکارهایی روانشناختی و جامعه شناختی برای بازسازی امیدند. هنر، همدلی و حافظهی جمعییکی از راههای نادیدهگرفته شده برای احیای امید اجتماعی…
…است.وی با اشاره به دستهبندیهای انواع درمان معتادان در ایران و وجود مراکز متعدد درمانی اعم از مراکز ماده ۱۵ و ۱۶، گفت: ما برای درمان معتادان از پروتکلهای مختلف درمانی استفاده میکنیم.عباسی از تربیت حدود هشت هزار پزشک در حوزه درمان اعتیاد خبر داد و گفت: در کنار پزشکان، پرستارانی نیز در این زمینه فعالیت دارند و کاهش مرگ و میر ناشی از اوردوز سوء مصرف موادمخدر را مدیون این سیاستهای پزشکی هستیم.مدیرکل درمان ستاد مبارزه با موادمخدر به طرحهایی همچون طرح تحول درمان، طرح مدیریت مصرف و برنامهریزی برای احداث مراکز امید و زندگی اشاره و عنوان کرد: مرکز امید و زندگی فضای جدیدی و امید جدیدی در فرد معتاد ایجاد میکند که در آن فضای کسب و کار، مسکن و … انجام میشود.وی افزود: ما در روشهای درمانی از مباحث غیردارویی و پرهیزمداری نیز بهره میبریم و در این زمینهها نیز دستاوردهای خوبی داشتیم. همچنین اکنون در حال تحقیق درباره داروهای «آهستهرهش» هستیم. عباسی با تأکید بر اینکه در دنیا هیچ نوع موادمخدر و روانگردانی وجود ندارد که وابستگی ایجاد نکند، گفت: آمادگی داریم با تعامل فکری و عملی دستاوردهای ایران با سایر کشورها در حوزه درمان را به اشتراک بگذاریم.منبع ایسنا
معرفی نویسنده بورلی انگل رواندرمانگر برجسته آمریکایی است. بیش از چهل سال در زمینه درمان بازماندگان سوء استفاده فعالیت کرده است. او بنیانگذار برنامه «درمان با دلسوزی» است و بهعنوان سخنران و مربی در سراسر جهان شناخته میشود. انگل نویسنده چندین کتاب پرفروش در حوزه روانشناسی خودیاری است. از مهمترین آثار او میتوان به «زنانی که بیش از حد دوست دارند»، «روابط عاطفی سمی» و «هنر بخشش» اشاره کرد. او در سالهای دهه هشتاد میلادی با کتاب «زنانی که بیش از حد دوست دارند» شهرت جهانی یافت. این کتاب به زنان کمک کرد الگوهای ناسالم در روابط عاشقانه را بشناسند و تغییر دهند. انگل همیشه بر قدرت شفقت تأکید دارد. او معتقد است بسیاری از مشکلات روانی ریشه در کمبود مهربانی به خود دارند و کتاب «تقصیر تو نبود» یکی از عمیقترین آثار اوست. این کتاب ادامه مسیر پیشین او در درمان ترومای کودکی است، اما این بار با تمرکز ویژه بر شرم. انگل در این اثر تجربه های بالینی خود را با داستانهای واقعی بیماران ترکیب کرده است. او نشان میدهد چگونه شفقت میتواند جایگزین خودسرزنشی شود. این کتاب در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و به سرعت به یکی از منابع اصلی درمانگران و بازماندگان تبدیل گردید. ساختار…
…در نتیجه، دادهها بیشتر از آنکه برای قضاوت نهایی باشند، نقش هشدار و آگاهیرسانی دارند. به بیان دیگر، ChatGPT mental health crisis data بیشتر از آنکه پاسخ نهایی بدهد، ما را به پرسش و تأمل وامیدارد.۷- مسیر پیشِرو و توصیههادر مواجهه با چنین دادههایی، سه گروه نقش کلیدی دارند: کاربران، طراحان و سیاستگذاران. کاربران باید بدانند که چتباتها هرچند میتوانند همدلانه پاسخ دهند، اما جایگزین رواندرمانی یا مشاورهٔ انسانی نیستند. اگر در گفتوگو با هوش مصنوعی احساس ناراحتی، اضطراب یا افکار خودکشی بهوجود آمد، باید فوراً با متخصص تماس گرفته شود.طراحان باید به طراحی مکالمههایی فکر کنند که بتوانند بهصورت زودهنگام نشانههای خطر را تشخیص دهند و بدون آسیب روانی، مسیر گفتوگو را بهسمت کمک واقعی هدایت کنند.سیاستگذاران نیز باید مقرراتی وضع کنند تا شرکتهای فعال در حوزهٔ هوش مصنوعی در برابر کاربران آسیبپذیر مسئولیت بیشتری داشته باشند. ایجاد سامانههای گزارشدهی، نظارت بر دادهها، و همکاری بین نهادهای فناوری و سلامت از جمله گامهای ضروری است.آیندهٔ هوش مصنوعی در حوزهٔ سلامت روان نه در حذف فناوری بلکه در ترکیب درست آن با انسان است. شاید روزی چتباتها بتوانند بهعنوان ابزار کمکی در کنار رواندرمانگران عمل کنند، اما آن روز هنوز نرسیده است.خلاصهگزارشهای اخیر نشان میدهند…
تغییر ساعت مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد