جدید به قدیم
با اجباری شدن به کار گیری مجریان ذیصلاح ساختمانی در استان هرمزگان شاهد گامی ارزشمند در روند ساخت و ساز شهری در این استان هستیم. هیئت چهار نفره متشکل از معاون عمرانی استاندار، شهردار بندرعباس ، مدیر کل مسکن و شهرسازی استان و رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان از نیمه ی دوم سال 96 مصوب نمودند به کار گیری مجریان صاحب صلاحیت در اجرای ساختمان های بالای 1200 متر مربع زیربنا یا دارای زیر زمین با هر میزان زیر بنا الزامی است که در آینده مقرر شده به کلیه ی ساختمان ها تسری یابد.این مجریان که دارای تحصیلات عالی در زمینه ی ساختمان هستند پس از تعیین فرایندی توسط اداره ی کل مسکن و شهرسازی و البته با همکاری سازمان نظام مهندسی ساختمان تعیین صلاحیت شده و با همکاری سایر مراجع در پروسه ی ساخت مسکن به کار گرفته میشوند. البته آنچه تا کنون از خدمات این مجریان استفاده می شود تا پایان مرحله ی سفت کاری و یا همان آجرچینی است که اگر چه دیر هنگام و ناکافی است اما در خور تقدیر و ارزشمند است.طبق مصوبه ی اخیر، این مجریان با حضور دائمی در کارگاه های ساختمانی مشمول طرح ضمن ارائه ی خدمات…
…برایم دوباره تعریف کرد، مدت هاست آن عکس را براعت استهلالی می بینم بر گره خوردن زندگی ام با دریا، دریایی که سخاوتمندانه در کنارم بود و هست و سالهاست صمیمی ترین آغوش را برایم گشوده است. دوستی صمیمی که بودنش و امکان نفس کشیدن در کنارش را مدیون پدرم و همرزمانش در نیروی دریایی ارتش هستم. در سالهایی که به عنوان فرزند کارمند نیروی دریایی ارتش گذراندم بیشتر کارکنان این سازمان را شریف،صبور،زحمتکش و کم توقع دیدم، آنقدر کم توقع که حتی حقوق طبیعیشان را از یاد برده اند. خالصانه زحمت میکشند و بیریا لبخند می زنند طوری که حتی کسانی که باید به فکرآنها باشند و بدانند آنها هم زنده اند و حق زندگی دارند، رنجی که می کشند را نمی بینند. غربت،شرایط کاری سخت و تنگناهای معیشتی را به جان می خرند و کمترین سهم را از گنجینه ای که محافظتش میکنند برمیدارند و بغضشان را پنهان می کنند مبادا دل اعضای خانواده شان بلرزد، خانواده ای که کوه بودن را از نان آورش آموخته است. بغض،دلتنگی و خستگیشان را به موج ها گره میزنند تا صخره شوند برای حفاظت از موج هایی که تنها قدردانشان هستند. کاش این لبخند،این صبوری و…
خمیر حدود 70 درصد معادن استان هرمزگان را در اختیار دارد. معدن سنگ گچ یکی از همین معادن است که چند شرکت فرآوری از آن بهرهبرداری میکنند. تاجاییکه من دستگیرم شد، این شرکتها سالها در سکوت خبری فعالیت کردهاند. حتی رد و اثر آنها بین حرفهای مردم هم به سختی پیدا میشد. حرف کار که به میان میآمد، کسی نمیگفت کارخانه گچ بومیها را سر کار نمیبرد. همه اما از شرکت سیمان گلایه داشتند. شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که لابد کارخانه گچ از بومیها خوب حمایت میکند. برای اینکه بفهمم اصل ماجرا چیست، سر صحبت را مردم باز کردم. آنهایی که دنبال کار میگشتند، متفقالقول میگفتند: «کارخانه گچ پرداختیهای درستی ندارد. در این وضعیت اقتصادی که تا پول نداشتهباشی نفس هم نمیتوانی بکشی، چرا باید کار بیمزد و مواجب انجام بدهم؟». فعالان محیطزیست هم از عدم مشارکت کارخانه در ایجاد فضای سبز و حفاظت از محیط زیست گله داشتند. تا آنجایی که سواد حقوقی من جواب میدهد، میدانم کارخانهها بنا به میزان آلایندگی زیستمحیطیشان، موظف به ایجاد فضای سبز هستند. برای فهمیدن حجم بالای آلایندگی کارخانه گچ هم لازم نیست حتما رئیس اداره نظارت و پایش سازمان محیط زیست باشی. خانمهای خانهدار خمیر میگفتند…
…هرمزگان ما مقوله ی مدیریت نگهداری و تعمیرات ساختمان اهمیت حیاتی می یابد. همچنین در کشور ما به دلیل اهمیت ناچیز به این مسئله شاهد کاهش عمر مفید ساختمان ها به عنوان سرمایه ی ملی و کاهش بهره وری به عنوان الزامات فرآیند توسعه هستیم. در حالی که در دنیا شاهد افزایش تعداد ساختمان های با عمر مفید بیش از 100 سال هستیم این رقم در کشور ما به 25 سال می رسد و در صورت تداوم رویه ی کنونی یعنی استفاده از افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت پیش بینی می شود به حتی 20 سال هم کاهش یابد. متأسفانه نگاه سیاست گذران در این مقوله عمدتا واکنشی بوده و پس از حوادث ناگوار به این مقوله توجه شده است. به طور مثال در مبحث 22 مقررات ملی ساختمان که توسط وزارت راه وشهرسازی تدوین شده است، ذیل عنوان مراقبت و نگهداری از ساختمان به این مقوله اشاره شده است اما در رویه های کنونی نظام ساخت و ساز شهری از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نیست. به نظر کارشناسان حتی انتخاب عنوان آن هم با توجه به ضرورت ها و نیازها بهتر است به مدیریت نگهداری و تعمیرات ساختمان تغییر یابد اقدامی که البته ضمن ارزشمند بودن…
…وصف ناپذیر را تجربه کنم.از خانواده بزرگ ادبیات فارسی صحبت می کنم، خانواده ای که برایم جز موهبت نبوده است و اعضایش همدلان همیشه زندگیم هستند.همدلانی که یکی از آن ها در چنین روزی مامور به زیباتر کردن دنیا شد، یدالله شهرجو شاعرسپید سرای مینابی در چنین روزی دیده به جهان گشود امروز سالگرد اولین تولد اوست می گویم اولین تولد، چون یک شاعر با سرودن هر شعر تازه به نوعی متولد می شود. نخستین تولد او 20 آبان 1353 در میناب اتفاق افتاد، اتفاقی که سرمنشاء بسیاری از اتفاقات خوب در ادبیات استان هرمزگان است.وی در دوران دانش آموزی نوشتن را آغاز کرد و نوشته هایش را در کیهان بچه ها، سروش نوجوانان، جوانان و...چاپ کرد از ابتدای دبیرستان با حضور در انجمن شعر و قصه شاعری را به طور جدی پیگرفت تا جایی که در سال های آخر دبیرستان مسئولیت انجمن شعر و داستان به او سپرده شد. شهرجو به شاعری ادامه داد و ارتباطش را با محافل ادبی استان نزدیک کرد و آثارش را در نشریات استان و کشور به چاپ رساند. امروز او کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است و به تدریس ادبیات در دبیرستان های میناب، دانشگاه علمی کاربردی میناب…