جدید به قدیم
…مطالعات میراث فرهنگی، موزهها دیگر صرفاً فضاهایی برای نگهداری اشیا تلقی نمیشوند، بلکه نهادهایی معرفتزا و میانرشتهای به شمار میآیند که در آنها تاریخ، باستانشناسی، مردمشناسی، هنر، جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی به هم میرسند تا روایتهای پیچیدهتری از گذشته انسان ارائه شود. موزهها در این معنا، بایگانیهای زنده تاریخاند؛ مکانهایی که در آنها اشیا نه تنها حفظ میشوند، بلکه خوانده، تفسیر و در چارچوب روایتهای علمی و فرهنگی بازمعنا میگردند.در این میان، منطقه خلیج فارس جایگاهی ممتاز در مطالعات تاریخی و باستانشناسی دارد. این پهنه آبی از دیرباز یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری شبکههای ارتباطی و مبادلات فرهنگی در جهان باستان بوده است. موقعیت جغرافیایی خلیج فارس در پیوند میان فلات ایران، میانرودان، شبهجزیره عربستان و حوزه اقیانوس هند، آن را به گذرگاهی راهبردی برای تعاملات انسانی، تجاری و فرهنگی تبدیل کرده است؛ گذرگاهی که آثار آن را میتوان در مجموعه گستردهای از دادههای باستانشناسی به دست آمده از سواحل و جزایر این منطقه مشاهده کرد.کاوشها و بررسیهای باستانشناسی در سواحل شمالی خلیج فارس، بهویژه در محدوده استان هرمزگان، طی دهههای اخیر چشماندازهای تازهای از تاریخ دریانوردی، تجارت و سکونتهای انسانی در این منطقه گشوده است. کشف محوطههای بندری، استقرارگاههای ساحلی، بقایای معماری مرتبط با فعالیتهای تجاری، و…
به گزارش صبح ساحل، سارا جلالی با بیان اینکه این تسهیلات به صورت قرضالحسنه و دارای کارمزد چهار درصد است، تصریح کرد: در سال گذشته بیش از ۶۲۰ هزار نفر از تسهیلات قرضالحسنه ازدواج استفاده کردند.در سالجاری نیز بخش زیادی از این تسهیلات توسط بانک های عامل به صورت غیرحضوری پرداخت شده است. همچنین در ایام جنگ رمضان نیز پرداخت این تسهیلات توسط شبکه بانکی ادامه داشت و از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۸ فروردین ماه ۱۴۰۵ حدود ۹ همت پرداخت شده است.وی افزود: در سال جاری تاکنون حدود ۳۱ همت تسهیلات قرض الحسنه ازدواج و فرزندآوری توسط بانک های عامل پرداخت شده و انتظار می رود امسال شاهد کاهش زمان انتظار برای دریافت این تسهیلات باشیم.جلالی گفت: از زمان ابلاغ قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده در سال ۱۴۰۰ مبلغ ۸۰۱ همت به بیش از سه میلیون و ۹۰۵ هزار و ۷۷۹ نفر تسهیلات قرضالحسنه ازدواج پرداخت شده است.
به گزارش صبح ساحل، سید محمدهادی سبحانیان - رئیس کل سازمان امور مالیاتی - با صدور بخشنامهای اعلام کرد: مطابق ماده (۲) قانون تسهیل تکالیف مؤدیان جهت اجرای «قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مؤدیان» مصوب ۱۴۰۲، سازمان امور مالیاتی کشور میتواند تا پایان سال ۱۴۰۳ تا صد درصد (۱۰۰%) جریمههای موضوع ماده (۲۲) قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مؤدیان را مورد بخشودگی قرار دهد. همچنین براساس بند (غ) تبصره (۱) قانون بودجه سال ۱۴۰۴، ماده (۲) قانون تسهیل تکالیف مؤدیان جهت اجرای «قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مؤدیان» در سال ۱۴۰۴ جاری بوده و جریمههای موضوع جزء (۳) بند (ب) ماده (۲۶) قانون مالیات بر ارزش افزوده را نیز شامل میشود.در راستای بهبود فضای کسب و کار و تکریم مؤدیان مالیاتی و با عنایت به مجوز مراجع ذیصلاح قانونی، مجوز اختیار بخشودگی جرایم موضوع ماده (۲۲) قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مؤدیان برای سال ۱۴۰۵ نیز جاری بوده و جرایم موضوع جزء (۳) بند (ب) ماده (۲۶) قانون مالیات بر ارزش افزوده را نیز شامل میشود. لذا لازم است ادارات کل امور مالیاتی، با رعایت مفاد بخشنامهها و دستورالعملهای مربوط به تفویض اختیار بخشودگی جرایم یادشده، اقدامات لازم را بعمل آورند.
… پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم مسائل مردم است. فرمانداری که در میدان دیده نشود، بخش مهمی از مأموریت خود را انجام نداده است ماهیت این جایگاه، مدیریت در صحنه است. یکی دیگر از معماهایی که در بندرعباس وجود دارد «صف نانوایی» است. در شهرهای دیگر حتی در کوچههای…
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
…است. در کنار این ابعاد ساختاری، سازمان ملل متحد نقش مهمی نیز در ترویج فرهنگ گفتوگو و مدارا در سطح جهانی ایفاء میکند. در جهانی که تنوع فرهنگی، مذهبی، نژادی و سیاسی واقعیتی اجتنابناپذیر است، تبدیل این تنوع به فرصت به جای تهدید، نیازمند بستری برای گفتوگوی دائمی است. سازمان ملل متحد با ابتکار عمل در زمینه گفتوگوی تمدنها، ائتلاف تمدنها، سالها و دهههای موضوعی برای ترویج فرهنگ صلح، مدارای دینی و فرهنگی، تلاش کرده است مفهوم صلح را از سطح صرفاً امنیتی فراتر برده و به حوزه روابط میان ملتها و جوامع وارد کند. به رسمیت شناختن تنوع به عنوان عاملی غنیکننده، نه مانعی برای همزیستی، نقطه عزیمت این رویکرد به شمار میآید. از منظر حقوقی و هنجاری نیز سازمان ملل متحد نقشی اساسی در تدوین و گسترش استانداردهای مربوط به حقوق بشر داشته است. اسناد بنیادینی چون منشور، اعلامیهها و میثاقهای حقوق بشری، چارچوبی مشترک برای جامعه بینالمللی فراهم آوردهاند تا کرامت ذاتی انسان به عنوان مبنای نظم حقوقی جهانی مورد تأکید قرار گیرد. پیوند میان صلح و حقوق بشر در این اسناد به روشنی دیده میشود، نقض گسترده و نظاممند حقوق بنیادین، نه فقط مسئلهای داخلی، بلکه عاملی تهدیدکننده برای صلح و امنیت بینالمللی تلقی میشود. ایجاد…
…در بستر طرح کالابرگ الکترونیکی دریافت میکنند.وی افزود: در سال ۱۴۰۲ هفت مرحله، در سال ۱۴۰۳ یازده مرحله و در سال ۱۴۰۴ دوازده مرحله این طرح اجراء شده و در سال جاری نیز تداوم دارد که اعتبار مراحل اول و دوم این برنامه به صورت همزمان به «مناسبت دهه کرامت، برای فروردین و اردیبهشت ماه» به حساب سرپرستان خانوار تخصیص یافته است.وی یادآور شد: برنامه امنیت غذایی کودکان، جزء برنامههای محوری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. زمان تشکیل نطفه تا قبل از پایان ۵ سالگی (که بیش از ۹۰ درصد مغز کودک در همین زمان شکل میگیرد) فرصت طلایی حمایت از کودکان است. چنانچه سوءتغذیه در این زمان طلایی حل نشود منجر به ایجاد آسیب جدی به مغز، معلولیت و تدوام چرخه فقر و فقر بیننسلی میشود.معاون رفاه و امور اقتصادی تصریح کرد: با وجود نوسانات اقتصادی ناشی از جنگ، تحریمها و تکانههای شدید اقتصادی چند سال اخیر، ضرورت این مهم بیش از گذشته برجسته شده و مداخله فوری دولت را به منظور کاهش سوءتغذیه این کودکان ضروری ساخته است.اندایش گفت: خوشبختانه تخصیص اعتبارات لازم برای اجرای این طرح در سال ۱۴۰۵ از سوی سازمان برنامه و بودجه کشور پیش بینی شده است…
…مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در جنگ اخیر میهن، با وجود آنکه شهرها کمترین آسیب فیزیکی را دیدهاند…
…دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد. سرمایه اجتماعی و تابآوری ملیمفهوم «سرمایه اجتماعی» در علوم اجتماعی به شبکهای از اعتماد…
…از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان، برای خندیدن از ته دل و برای فراموش کردن کابوسها بود. من از شما میپرسم؛ سهم کودکان میناب از شادی و تفریح کجاست؟ آلام و استرسهای پس از فاجعه، با دیوارهای سنگی درمان نمیشود. این نسلِ داغدیده، نیازمند فضایی مفرح و شاد است. احداث یک شهربازی بزرگ و در شأن کودکان میناب، کمترین کاری است که میتوان برای کاهش رنجهای این فرشتگان زمینی انجام داد. بیایید با ایجاد فضایی سرشار از هیجانِ مثبت و بازی، رنگِ خاکستریِ ترس را از دنیای کودکانهشان پاک کنیم. من یقین دارم روح هانی و حامد عزیزم و تمام شهدای دانشآموز این شهر…