جدید به قدیم
…خودرویشان در میانه صفِ طولانی از کار افتاده، اشک میریزد، تنها یک صحنه نیست؛ این تابلوی تمامنمای «نظارت ضعیف» در هرمزگان است.آنچه نمک بر این زخم میپاشد، حضور بیمحابای دلالانی است که گویی صاحباختیار جایگاهها شدهاند. در حالی که مردم عادی باید ساعتها در صف منتظر بمانند، برخی افراد با پلاکهای غیربومی و در دست داشتن چندین کارت سوخت، آزادانه به خرید و فروش و سوختگیری مشغولند. این در حالی است که در استانهای همجوار مانند کرمان، طرح «کدینگ» بهخوبی اجرا شده و دست متخلفان کوتاه گشته است؛ اما در بندرعباس، گویی ارادهای برای ساماندهی این وضعیت وجود ندارد.پرسش اصلی مردم از مسئولان استان هرمزگان و شرکت پخش فرآوردههای نفتی این است: تا کی قرار است مردم نجیب این خطه، تاوان بیبرنامگی و ضعف مدیریتی را با جان و مال خود بپردازند؟ چرا سیستمهای نظارتی، برخلاف استانهای همجوار، در برابر جولان دلالان فلج شدهاند؟ادامه این روند نه تنها باعث فرسودگی خودروها و اتلاف عمر مردم میشود، بلکه فشار روانی طاقتفرسایی را به شهروندان تحمیل کرده است. صفهای بنزین در بندرعباس اکنون بیش از آنکه محلی برای تأمین سوخت باشند، نمادی از ناکارآمدی در مدیریت منابع و بیتوجهی به حقوق شهروندی هستند. مردم هرمزگان خواستار پایان این «صفنشینیهای…
…نیز بر همین کارکرد دانشی و فرهنگی موزهها تأکید دارند. موزههای معاصر تلاش میکنند با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال، روایتهای تعاملی و روشهای نوین نمایش، ارتباطی فعالتر میان مخاطبان و میراث فرهنگی برقرار کنند. چنین رویکردی سبب میشود که موزهها از فضاهایی صرفاً نمایشگاهی به مراکزی پویا برای آموزش، پژوهش و گفتوگوی فرهنگی تبدیل شوند. در این فرآیند، مخاطب دیگر صرفاً تماشاگر اشیا نیست، بلکه به مشارکتکنندهای در فهم و بازخوانی تاریخ بدل میشود.در ارتباط با میراث فرهنگی خلیج فارس، این رویکرد اهمیت دوچندانی مییابد. گستره وسیع دادههای باستانشناسی و تاریخی این منطقه، ظرفیتهای فراوانی برای پژوهشهای میانرشتهای در حوزههایی چون باستانشناسی دریایی، تاریخ تجارت، انسانشناسی فرهنگی و مطالعات دریایی فراهم کرده است. حفاظت و معرفی این میراث نه تنها به تقویت هویت تاریخی مناطق ساحلی کمک میکند، بلکه میتواند در سطحی گستردهتر به فهم بهتر نقش خلیج فارس در تاریخ تمدن جهانی یاری رساند.در نهایت، روز جهانی موزه یادآور این حقیقت است که میراث فرهنگی تنها یادگار گذشته نیست، بلکه سرمایهای برای آینده نیز به شمار میآید. حفظ و پاسداشت آثار تاریخی و باستانشناسی، در واقع پاسداشت حافظه جمعی و تداوم هویت فرهنگی یک جامعه است. موزهها در این میان، نقش پاسداران این حافظه را بر عهده…
از سفر دونالد ترامپ به چین و گفتوگوی او با رئیس امارات درباره ایران گرفته تا توافقهای تازه عراق و پاکستان با ایران در حوزه عبور انرژی از تنگه هرمز. همچنین نگاهی داریم به کاهش زمان ترخیص کالاهای اساسی در کشور، اقدام ضدلبنانی امارات، موضع کرملین درباره سفر احتمالی رئیسجمهور آمریکا به روسیه و گزارش نیویورک تایمز درباره حفظ بخش قابل توجهی از توان موشکی ایران.
اما علاوه براین، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد این تورم و صعود نجومی قیمتها دخیل باشند. از جمله اقدام ناشایست برخی سودجویان که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت…
حتی این مورد که دولتهای مختلف آمده و رفتهاند اما آقای مدیرکل همچنان بر صندلی سازمان دولتی چسبیده و تکان نمیخورد را نیز پای تجربهاش گذشتیم تا ارتباطات. مدیران پروازی هم بخش جداییناپذیر و حذف نشدنی استان هرمزگان هستند که با توجه به عدم برقراری پروازها در شرایط کنونی جزء چند درصد افراد دورکار قرار دارند. حضور پرتعداد چهرههای سیاسی و اقتصادی استان در هیئتهای ورزشی نیز عادی شده اما هدف این نوشته طرح مسئله «حضور یک شخص در حداقل دو پست مدیریتی» است که ممکن است همچون ویروس در ساختار مدیریتی استان گسترش یابد و قبه این عمل ناصواب ریخته شود. هدف این نوشته نقد شخص نیست بلکه مسئله نگرانی از گسترش این رویکرد است.نمونه این فقره، همزمانی مسئولیت «معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری هرمزگان» و «مدیرکل/سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هرمزگان» است؛ به بیان دیگر یک نفر عهدهدار این دو تصدی مهم و از دیدگاه ما اثرگذار است که هر کدام بهتنهایی نیازمند تمرکز، تخصص و زمان قابلتوجهی هستند. سوال بزرگ این است که چرا «مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان هرمزگان» همچون گوشت قربانی میان افرادی که هیچ قرابتی با این سمت ندارند، جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان…
صبحانه خبری با صبح ساحل، مروری بر مهمترین رویدادهای چند ساعت گذشته برای دریافت تازهترین خبرها با ما همراه ما باشید.
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
…واگیر و حمایت از گروههای آسیبپذیر، همه بخشهایی از تلاش برای ساختن جهانی عادلانهتر است. تجربه نشان داده است که صلح پایدار تنها در سایه سکوت سلاحها برقرار نمیشود، بلکه مستلزم دگرگونی در ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی و پاسخ دادن به نیازهای اساسی بشر است.از همین رو، گفتمان توسعه پایدار در چارچوب سازمان ملل متحد جایگاهی محوری یافته است. پیوند میان صلح، توسعه و حقوق بشر به تدریج به یکی از ارکان اندیشه راهبردی این سازمان تبدیل شده است. این نگاه بر آن است که ناامنی، فقر، بیعدالتی، تبعیض ساختاری و محرومیت از حقوق بنیادین، زمینهساز بروز منازعات خشونتبار است. بنابراین، مقابله با ریشههای تعارض نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه پیششرطی برای امنیت جمعی محسوب میشود. برنامههای جهانی برای کاهش فقر، توسعه پایدار محیطزیستی، ارتقای برابری جنسیتی و حمایت از گروههای به حاشیه راندهشده، هر یک حلقهای از زنجیره تلاش برای دستیابی به صلحی است که بر عدالت استوار است. در کنار این ابعاد ساختاری، سازمان ملل متحد نقش مهمی نیز در ترویج فرهنگ گفتوگو و مدارا در سطح جهانی ایفاء میکند. در جهانی که تنوع فرهنگی، مذهبی، نژادی و سیاسی واقعیتی اجتنابناپذیر است، تبدیل این تنوع به فرصت به جای تهدید، نیازمند بستری برای گفتوگوی دائمی…
این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.هر مراجعه با سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد، یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با…
…تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی…