جدید به قدیم
تراژدی غمبار انفجار اسکلهی شهید رجایی بی شک تا مدتها از یادها نخواهد رفت. در کنار خسارات جبرانناپذیر انسانی، زیانهای مالی این حادثه هم بسیار سنگین است اما به مهمترین پرسشی که باید پاسخ داد این است که صرف نظر از خرابکاری یا غفلت، با چه تمهیداتی میشد از این رویداد بسیار بد جلوگیری کرد؟
بندرعباس، به عنوان یکی از مهمترین نقاط ترانزیتی ایران، همواره نقش کلیدی در اقتصاد کشور ایفا کرده است. اتوبان شهید رجایی، بهعنوان یکی از شریانهای حیاتی حملونقل، مسیر ارتباطی کلیدی میان بنادر جنوبی و مراکز صنعتی و تجاری کشور محسوب میشود.
یک شهر به سوگ نشسته اما ما «مردم عادی» هنوز نمیدانیم چه شد که آن آتش به جان هموطنان مظلوممان افتاد بهطوری که اکنون برخی از خانوادهها تنها به پیدا شدن نشانهای از عزیزشان راضی هستند. آن آتش مهیب چگونه و بر اثر چه چیز شعله گرفت که نفس آتشنشانان را به شماره انداخت و اکنون امدادگران باید با دستان خالی خاکسترها و بقایا را کنار بزنند، شاید ردی از انسانی پیدا کنند؟ کانتینتری که نمیدانیم حاوی چه نوع مواد اشتعالزایی بوده صادراتی بود یا وارداتی؟ از کجا آمده بود؟ یا به کجا قرار بود برود؟ میگویند قصور و عدم نظارت محرز است؛ قصور چه کسی یا چه کسانی؟ عدم نظارت که؟
درود میفرستیم به روان پاک و ارواح طیبه همه کارگران مظلومی که در انفجار و آتش سوزی مهیب بندر شهید رجایی همه باهم مظلومانه در لابلای شعلههای سرکش آتش آسمانی شدند و آرزوی صبری جمیل واجری جزیل برای همه بازماندگان وخانوادههای داغدیده آن عزیزان داریم. امیدواریم ایمنی کار آنقدر استاندارد شود که دیگر این چنین شاهد پرپرشدن کارگران مظلوم نباشیم. زنان و مردانی که قهرمانانه تاکنون چرخهای اقتصاد کشور را به حرکت در آوردهاند و شکوفایی و پیشرفت را به ایران عزیز ارزانی داشته اند.
از همان دقایق ابتدایی وقوع انفجار در بندر شهید رجایی، در حالی که رسانه ملی پوشش خبری ضعیفی از این حادثه تلخ داشت یا مسئولان استانی که برای گزارش عمق فاجعه شنبه سیاه بندرعباس به لکنت افتاده بودند اما انتشار ویدیوها و اخبار از شاهدین و کسانی که در محل حادثه حاضر بودند و تلاش رسانههای رسمی استان برای نشان دادن این ضایعه غمانگیز، گواه بر این بود که مردم پای کار هستند.
با استناد به ماده ۶۹۸ و ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی، حضور برخی بلاگرهای اینستاگرامی و حتی افراد ناشناس در محل انفجار اسکله شهید رجایی، نسبت دادن اتهام سرقت به امدادگران و مهمتر، انتشار اطلاعات نادرست، میتواند مصداق نشر اکاذیب، افترا و اخلال در امنیت عمومی تلقی شده و برای آنها مجازاتهایی از جمله حبس، شلاق و پیگرد کیفری در پی داشته باشد؛ امری که با هشدار جدی کارشناسان حقوقی و مسئولان همراه شده است.
حادثهی تلخ انفجار در اسکله شهید رجایی بندرعباس، بار دیگر ضعف شدید مدیریت بحران و کمبود امکانات امدادی را عیان کرد. اما اینبار، صحنه حادثه شاهد پدیدهای تأسفبارتر بود: حضور سرخود و غیرمسئولانه بلاگرها و اینفلوئنسرها.
چهار روز از فاجعهای که قلب بندرعباس را تکه تکه کرد میگذرد. آتشنشانها پس از 70 ساعت کار مداوم، حریق را در بند کشیدند.
خبر تلخ بود و جانکاه، ابر وحشت و دلهرهای مبهم همراه با غم و بیم و امید در هرمزگان سایه افکند. سانحهای تلخ در اسکله شهید رجایی، مهمترین بندر تجاری کشور رخ داد و هموطنان عزیزی که مشغول فعالیت در آن محل بودند جان باخته و مجروح شدند. ابعاد اقتصادی و پیامدهای اجتماعی، اثرات و تالم روحی و جسمی ناشی از این حادثه بقدری تلخ و جانفرساست که به راحتی از اذهان پاک نخواهد شد . اما در این میان، زمانیکه هنوز شعله های آتش زبانه میکشند، اتفاقی از نوع وفاق و یکدلی شکل میگیرد، در میانه طوفان غم، دلهره و اندوه، موجی از همدردی و مهربانی به راه افتاد، این بار هم مردم در آزمونی بزرگ شرکت کردند و سربلند بیرون آمدند و این، تجلیگر روحیه همبستگی و نوعدوستی ملت ایران است. در ساعات اولیه، بسیج کمکها شکل گرفت؛ از بیخوابی و فداکاری آتشنشانان و امدادگران غیور تا کادر درمانی در همه جای کشور، از همت نیروهای نظامی تا اطلاعیه صنف تعمیرکاران اتومبیل، از ویزیت و درمان رایگان پزشکان جراح و متخصص چشم و دندانپزشکان تا مشاوره رایگان روانشناسان، همه خالصانه و بدون هیچ منتی آغوش مهربانی گشودند.نقش بیبدیل خبرنگاران نیز که در میان آتش و دود که حضوری فعال داشتند و لحظه به لحظه اخبار امدادرسانی حادثه را مخابره میکردند، قابل تقدیر است.