جدید به قدیم
…یکبار دیگر در سوگ فرزندان برومندش نشست، فرزندانی از تبار مردمان سختکوش که بهسوی خداوند متعال عروج کردند.به گزارش ایسنا، خبر جان باختن دانش آموزان هرمزگانی یکبار دیگر استان مظلوم اما قهرمان هرمزگان را در کانون توجهات قرارداد، استانی که این روزها در هوای گرم تابستانی ایام خود را سپری میکند اما دلهای گرم ساکنانش این بار میزبان پیکرهایی بود که ار مهر و رفتن به مدرسه بازماندند.از عصر امروز مردم شهید پرور بندرعباس با حضور پرشور خود در گلزار شهدای بندرعباس آمدند تا وداعی آخر با دانش آموزانی داشته باشند که در مسیر اردو جان خود را از دست دادند، مردمی که از خبر جان باختن هم وطن خود شگفتزدهاند و زیر لب در گوشه گوشه این شهر زیبا مقدمات وداع با آن ها را آماده کرده بودند تا شایستهترین اهل امروز شهرشان، شایستهترین وداع را در جایگاه رفیع جدیدشان مشاهده کنند.هر کس که جان برکف می نهد در نزد مردم جایگاهی رفیع دارد و همه از خوبی هایش می گویند.هوا گرم، آفتاب سوزان، مردم اما بیخیال این وضعیت همچنان آمبولانس های حامی پیکر دانش آموزان هرمزگانی را دنبال کردند.خانواده های داغ دار بی تاب دیدن پیکر عزیزشان است، مردمانی که نمی توانند در…
…امیدی ندارم. الان دیگه به این وضع زنگی خو گرفتم. الان دیگه منم و آشغالا. هنوز مخم یه ذره کار می کنه اما چند وقت بعد هم منم مثل بقیه این کارتون خوابا، میشم مرده متحرک. الان هم نزدیکشم».دلم می خواهد کمکش کنم. می گویم «نمی خواهی به خاطر خانواده ات، مادرت، بهبود پیدا کنی؟ من هم حاضرم کمکت کنم؟»عصبانی می شود و با فریاد می گوید: «اسم مادرمو نیار، پاشو برو، زیاد باهات حرف زدم. پاشو برو. من دیگه بعد از بابام آدم نمیشم. برو. بسه دیگه . برو...»در حالی که فریاد می زند، قوطی های نوشیدنی و کنسرو را به سمتم پرتاب می کند. به سرعت بلند می شوم و می ترسم که دیگر چیزی بگویم و با قدم های تند از او دور می شوم.دلم برایش می سوزد. نه اسمش را می دانم و نه خانواده اش را می شناسم. اما دلم برایش می سوزد. با خودم فکر می کنم چرا نمی توانیم برای جوانان شهرمان کاری کنیم. این جوانان روزی آشنا بودند. روزی همکلاسی و همسایه مان بودند اما اکنون غریبه ای شدند که از آنها می ترسیم و می گریزیم. واقعا چه کاری می توانیم برایشان بکنیم. چه کاری؟
… 4-5 تا بچه قد و نیم قد، سرشان را از لای در بیرون میآوردند. خانه ها کوچک بود، اما حیاط خانه با آن حوض آبی رنگش، تمام دنیای بچهها بود.کوچک که بودیم؛ با حضور در محل، فامیل یا هرجای دیگری که می رفتیم؛ به راحتی، هم سن وسالان خود را پیدا می کردیم و بدون هیچ مشکلی، سریع با یک تقاضای ساده دوستی، با آنها ارتباط برقرار می کردیم. آن قدر همبازی داشتیم که نیازی به پارک، اسباب بازیهای گران قیمت متنوع و شهربازی که اکنون به یک بازی پر خرج تبدیل شده را نداشتیم، اما اکنون که کودکان به پارک می روند؛ نیم ساعت طول می کشد تا از بی تحرکی و آرامی در بیایند و حالِ بازی کردن؛ پیدا کنند. معایب تک فرزندی بیش از مزایای آن استتک فرزندان نمی توانند حس رقابت، دعوا، بازی، دوستی، شراکت، هم صحبتی و همدلی را با نزدیکان خود تجربه کنند، از طرفی حمایت بیش از حد والدینِ تک فرزند، باعث می شود این کودکان روحیه حساس تر و ضعیف تری نسبت به سایر کودکان داشته و در مقابل مسائل و مشکلات ناتوان باشند.طبق گفته محققان، طلاق در میان تک فرزندان بیشتر است و آن ها معتقدند: به ازای…
…امام خمينى چه زيبايى ديده مي شود؟ چه شهرسازى؟ متکدیانی كه مبتلا به هزاربیماری از كشورهایی مثل پاكستان مي آیند چرا جلو ورود آنها را به این شهر نمی گیرند؟ يه مكان براى كارگرها درست نمی کنند كه در اين گرما مجبور نباشند از اول پارك جنگلى تا چهارراه نخل گوشه خيابان يا در خاك بخوابند.رها:من نزدیک پنج سال هست که در بلوار راه آهن ساکن هستم و هیچ پارکی ندیدم به جز بوستان گلها یا همان پارک شتری که خیلی سال پیش احداث شده است.مجتبی: احتمالا هر محه يك پارك براي براي معتادان منظورشان است! شهرداري به جاي اين نيم چه پارك ها باید چندین مکان تفريحي برای مردم بندرعباس ایجاد کنند. مردم خسته شدند از بس رفتند پارک غدير، این شهر یک شهربازي ندارد از نظر اماكن تفريحي و رفاهي بندرعباس جزء بد ترين شهر هاي كشور است. وقتی به شهرهاي ديگر سفر می کنی تازه متوجه می شوی که در چه جاي بدي از نظر تفريح و سرگرمي زندگي مي كنیم اما از نظر كافه و قليان سرا و فست فود فكرمی كنم بندرعباس رتبه اول را دارد! مردم ناچارند برای تفریح به این مکان ها پناه ببرند. صادق: آقاي شهردار چرا در هنگام…
…دشواری را برای رفتن عرشیا به تیم ملی طی کنیم.مدیر باشگاه ملوان و مربی اش احمدوند که عرشیا از هفت سالگی با ایشان تمرین کرده همه جوره حامی اش بوده است که این حمایت ها هزینه های مادی و معنوی بسیاری را برایش به همراه داشته است و موقعیت شغلی اش بارها به خطر افتاده است. برای شرکت عرشیا در تیم ملی مشکلات زیادی داشتیم که متاسفانه در استان هیچ حمایتی از ما نشد که با دخالت وزارت ورزش و حمایت مدیر تیم ملوان مشکلات مان حل شد و عرشیا توانست در انتخابی تیم ملی که حق هر بازیکنی است شرکت کند.مجید باقری در ادامه می گوید: به خاطر شباهت آب و هوای ویتنام به بندرعباس تیم ملی بخشی از اردویش را در این شهر برگزار کرد و به مدت دو هفته با تمامی اعضا و کادر فنی میهمان شهرمان بودند اما در کمال ناباوری هیچ کدام از مسوولین از تیم ملی حمایت نکردند! و زحمات مکان و پذیرایی بر دوش نیروی دریایی منطقه یک و تعداد زیادی از خانوادههای ورزشکاران بود.متاسفانه در مدت آمادگی او برای بازی های آسیایی و پس از بازگشت عرشیا به بندرعباس هیچ یک از مسوولین حتی سراغی هم از او نگرفتند…
…پایین است، با همکارانمان در دادگاهها هماهنگ کردیم تا در ایجاد کمربند سبز به شهرداری کمک کنند.و چطور این کار را انجام میدهید؟ با استفاده از ظرفیتهایی که مجازاتهای جایگزین حبس در اختیار ما قرار میدهد. خردهمجرمان و افرادی که مشمول مجازاتهای جایگزین حبس هستند در این شهر به جای زندان به کاشت و نگهداری نهال، درختکاری، تهیه تجهیزات آبیاری قطرهای و نگهداری و حراست از درختان محکوم میشوند. کاهش جمعیت کیفری زندانها، جلوگیری از حاشیهنشینی و تبعات اجتماعی آن تنها فواید این کار نیست. این طرح مزایایی برای شهر و شهروندان هم دارد؛ مثلا مناطق گردشگری ایجاد شده و وضعیت آب و هوا بهتر میشود. علاوه بر این وقتی مردم ببینند زندانیها در شهرشان چنین کاری میکنند حتما خوشحال میشوند.شاید هم خیلی خوشحال نشوند. دیدن یک مجرم خطرناک در حال درختکاری احتمالا ناراحتکننده هم هست! آنهایی که مستحق زندان هستند بیشک به زندان میروند. در این طرح مجرمانی بهکار گرفته میشوند که جرایم خرد دارند؛ مخصوصا کسانی که که جرمشان تهدیدی علیه محیطزیست بوده است. جرایم خرد دیگر مثل حمل یک قوطی مشروب، توهین، افترا، تخریب اموال عمومی و جرایم بهداشتی هم مورد نظر بوده است. حتی از متخلفان انتخابات ریاستجمهوری و شوراها هم استفاده میکنیم. کسانی…
…همانجا بود که برای اولین بار در زندگی ام، زانوهایم به لرزه درآمدند و احساس کردم دنیای برایم تیره و تار شده است.همانجا بود که آغوش مازیار شد پناهگاه غم وجودم. غمی آنقدر بزرگ بود که فکر می کنم اگر مازیار نبود نمی توانستم تحمل کنم. او آن روزها در حقم برادری کرد.مادرم سکته کرده بود و آنقدر مرگش ناگهانی بود که به تک تک اعضای خانواده شوک سنگینی وارد کرد. شوکی که باعث شد چند ماه بعد، از شهرمان نقل مکان کنیم و به خانه پدر بزرگ و مادربزرگم در شهرستان برویم.اوایل با مازیار نامه نگاری می کردم چرا که آن زمان از تلفن همراه، اینترنت، ایمیل و تلگرام و هزاران فناوری دیگر خبری نبود اما کم کم ارتباطمان کمتر و کمتر شد تا جایی که از همدیگر کاملا بی خبر شدیم.دو تا ساندویچ گرفتم و چون با آن سر و وضع مازیار نمی شد توی ساندویچی بنشینیم روی لبه جوی آب کنار خیابان مشغول خوردن شدیم. البته من نمی توانستم با بویی از وضعیت نامناسب مازیار در فضا ایجاد شده بود، چیزی بخورم اما مازیار با ولع به ساندویچش گاز می زد. به نظر می آمد روزهای طولانی بود که غذای گرم نخورده…
…ابراز کرد: متولیان فرهنگ و هنر و دولتمردان باید شرایطی را فراهم کنند تا از حضور پیشکسوتان در جهت انتقال تجربیاتشان استفاده شده و قدردان حضورشان در زمان حیاتشان باشیم.مردی که بودنش خاطره استرئیس انجمن شعر و ترانه هرمزگان در گفتوگو با ایسنا، ضمن تبریک و گرامیداشت زادروز این عکاس، فیلمساز و پژوهشگر هرمزگانی و آرزوی تندرستی و کامروایی برای وی، اظهار کرد: در فیلمی برای بزرگداشت منصور نعیمی، ساخته مسعود میرزایی، متنی خواندم که آن را دوباره به مناسبت زادروزش به او تقدیم میکنم.در متن سامان سایبانی آمده است: «برای منصور نعیمی که بودنش خاطره است و کوچههای این شهر او را به نام کوچکش صدا میکنند؛ شهرا، شهرا، شهرا، شهرا ریههای زمینن، آدما ریههای شهران، خاطرهها ریههای آدما، آدما، یه وقتایی فقط با خاطرههاشون نفس میکشن و به خاطرههاشون زندهان.یه وقتایی اگه خاطرههارو از آدما بگیری محکومشون کردی به مرگ، یه مرگ تدریجی. خاطرهها حاصل یه روند تاریخیان، تاریخی که یه فرهنگ رو میسازه، یه هویت رو. حالا گاهی که بیتاب میشم و میخوام از خونه بزنم بیرون و به خاطرههام یه سرکی بکشم، میبینم که از خاطرههام فقط یه خرابه مونده و یه تصویر، تصویری که بدتر بیتابم میکنه و روحم رو بیمار.شهرا…
…از آن خود داشته باشند.برای دریانوردان پارس جنوبی در این بازی مصطفی کیانی،محمد میهندوست،محمد احمدزاده 2بار،مسلم مسیگر و فرید بلوکباشی گلزنی کردند.آنچه در این بازی بیش از گذشته به چشم آمد ،ورزشگاه مجهز و جدید بوشهر بود که علاقه مندان به فوتبال به همراه خانواده های خود روی صندلی ها به راحتی نظاره گر برد تیم شهرشان بودند. تیم های مقاومت گلساپوش یزد و شهرداری تبریز در وقت های قانونی این دیدار 3 بر 3 مساوی شدند.در ضربات پنالتی تیم فوتبال ساحلی مقاومت گلساپوش یزد موفق شد حریف خود را 3 بر 2 شکست دهد و در مجموع با نتیجه کلی 6 بر 5 بر مهمان مدعی خود پیروز شد.تیم فوتبال ساحلی مقاومت گلساپوش یزد با این برد خانگی 21 امتیاری شد و شهرداری تبریز نیز 13 امتیازی باقی ماند.پیام کویر اردکان در روزی که حریفش یاران نجف آباد به یزد نیامد سه برصفر برنده اعلام شد. تیم فوتبال ساحلی ایفا سرام اردکان با نتیجه 10 بر چهار تیم شهید جهان نژادیان آبادان را شکست داد. در این مسابقه بازیکنان تیم ایفا سرام اردکان در نیمه اول 5 بر 2، نیمه دوم 3 بر 2 و در نیمه سوم بازی 2 بر…
… اتاقکی را در حیاط خانه نشان دادند، اتاقکی تاریک و کوچک که قامت در آن راست نمیشد. نشسته بود و تخمهها را در ظرفی بزرگ هم میزد. به سراغش رفتیم و پای حرفهایش نشستیم. در ادامه، گفتوگوی ایسنا را با این تولیدکننده تخمه مینابی بخوانید:این تولیدکننده تخمه مینابی اظهار کرد: شهربانو رنجبر هستم و مردم میناب من را به اسم «مادر حبیب» و با تخمههای مینابیام میشناسند؛ نام پسرم حبیب است و به همین علت به این نام شناخته شدم.با فروش تخمه مینابی مخارج خود و خانوادهام را تأمین کنموی یا اشاره به اینکه نزدیک به 30 سال است به این کار مشغولم تا مخارج خود و خانوادهام را تأمین کنم، افزود: تخمه مینابی، همان تخمه آفتابگردان سفید است که در میناب به شکل متفاوتتری پخته میشود و از تنقلات موردعلاقه مردم میناب و هرمزگان است.رنجبر ادامه داد: یکی از سوغاتیهایی که مردم میناب و مسافران با خود به شهرهای دیگر میبرند تخمه مینابی است و کمتر کسی است که از میناب خارج شود و با گذر از کنار میدان، ترغیب به خرید تخمه مینابی نشود.این تولیدکننده تخمه مینابی همینطور که مشغول به کار بود و تخمهها را هم میزد، اضافه کرد: تخمه آفتابگردان را در…
اصابت پرتابههای دشمن آمریکایی در حوالی قشم