جدید به قدیم
…و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت مؤثر و اخلاقگرایی اجتماعی است. اگر هر بخش از جامعه نقش خود را بهدرستی ایفا کند، فشارها کاهش یافته و مسیر آرامش اقتصادی زودتر هموار خواهد شد.
به گزارش صبح ساحل به نقل از اسپیس، چهار خدمه این ماموریت هنگامیکه شهاب سنگ به سطح ماه برخورد کرد و تبخیر شد از رصد چند برق نور ناشی از رویداد مذکور خبر دادند.کلسی یانگ محقق علمی ارشد ماموریت آرتمیس ۲ در این باره می گوید: این مشاهدات با چشم غیرمسلح انجام شدند. ثبت برق نور ناشی از برخورد با دوربین کار بسیار سختی است که همین امر یکی از مزایای ارسال خدمه آموزش دیده برای رصد ماه به حساب می آید.داده های اولیه نشان می دهد برق نور ناشی از برخورد از قسمت دور دست ماه مشاهده شده است.آرتمیس ۲ نخستین ماموریت سرنشین ناسا به ماه پس از انجام ماموریت آپولو ۱۷ در سال ۱۹۷۲ میلادی است.
… وابستگی ارزی خودروهای مونتاژی کاهش پیدا میکند. اما حالا استناد شورای رقابت به «ارزبری بالا» برای حذف حمایت از خریداران، عملاً نشان میدهد این وعدهها دستکم تاکنون محقق نشده است.بسیاری از خریداران نیز معتقدند در این میان، مصرفکننده قربانی اصلی سیاستهای ناکارآمد شده است. مردم نه در تعیین نرخ ارز نقشی دارند و نه در نحوه مدیریت صنعت خودرو، اما در نهایت این خریدار است که باید تمام هزینه بیثباتی اقتصادی را پرداخت کندمردم نه در تعیین نرخ ارز نقشی دارند و نه در نحوه مدیریت صنعت خودرو، اما در نهایت این خریدار است که باید تمام هزینه بیثباتی اقتصادی را پرداخت کند. منتقدان میپرسند چرا مشتری باید چند صد میلیون تومان پیشپرداخت بدهد، ماهها منتظر تحویل خودرو بماند و در نهایت نیز با افزایشهای سنگین قیمت مواجه شود؟ در چنین شرایطی، مفهوم پیشفروش عملاً بیمعنا میشود؛ زیرا خریدار هیچ تصویری از قیمت نهایی خودرو ندارد و ممکن است هنگام تحویل با ارقامی کاملاً متفاوت روبهرو شود. از سوی دیگر، برخی کارشناسان تأکید میکنند اگر خودروسازان مونتاژی واقعاً با ریسک بالای ارزی روبهرو هستند، مدیریت این ریسک باید از طریق اصلاح ساختار تولید، افزایش واقعی داخلیسازی و سیاستگذاری اقتصادی انجام شود، نه با انتقال مستقیم هزینهها به مردم.اکنون…
… جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان تغییر معاون اقتصادی از ابتدای روی کار آمدنشان چنین دشوار است؟ شما که مدام از بانک نیرویهای کارآمد و متخصص استان هرمزگان برای پستهای ملی میگویید این ظرفیتها را در استان نادیده میگیرید که ناگزیر به سپردن چندین مسئولیت به یک فرد شدهاید. تکرار چهرهها در پستهای متعدد، نهتنها فرصت رشد را از دیگران سلب میکند، بلکه انگیزه را در میان نیروهای توانمند کاهش میدهد. پرواضح است که میدانید طبق قانون مدیریت خدمات کشوری اشخاص نمیتوانند همزمان چند پست سازمانی دولتی را بر عهده بگیرند مگر در موارد استثنا و با پنهان شدن در پسِ عنوان «سرپرست». معاونت امور اقتصادی استانداری جایگاهی کلیدی در هدایت سیاستهای کلان اقتصادی استان، جذب سرمایهگذاری، مدیریت بحرانهای اقتصادی، حمایت از تولید و تنظیم روابط میان بخش خصوصی و حاکمیت است. این سمت، نیازمند نگاه راهبردی، شناخت عمیق از ساختارهای اقتصادی و تعامل مستمر با فعالان اقتصادی است. در مقابل، مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حوزهای کاملاً تخصصی با رویکردی فرهنگی هویتی است که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت…
…هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای…
… ائتلاف تمدنها، سالها و دهههای موضوعی برای ترویج فرهنگ صلح، مدارای دینی و فرهنگی، تلاش کرده است مفهوم صلح را از سطح صرفاً امنیتی فراتر برده و به حوزه روابط میان ملتها و جوامع وارد کند. به رسمیت شناختن تنوع به عنوان عاملی غنیکننده، نه مانعی برای همزیستی، نقطه عزیمت این رویکرد به شمار میآید. از منظر حقوقی و هنجاری نیز سازمان ملل متحد نقشی اساسی در تدوین و گسترش استانداردهای مربوط به حقوق بشر داشته است. اسناد بنیادینی چون منشور، اعلامیهها و میثاقهای حقوق بشری، چارچوبی مشترک برای جامعه بینالمللی فراهم آوردهاند تا کرامت ذاتی انسان به عنوان مبنای نظم حقوقی جهانی مورد تأکید قرار گیرد. پیوند میان صلح و حقوق بشر در این اسناد به روشنی دیده میشود، نقض گسترده و نظاممند حقوق بنیادین، نه فقط مسئلهای داخلی، بلکه عاملی تهدیدکننده برای صلح و امنیت بینالمللی تلقی میشود. ایجاد سازوکارهای گزارشدهی، نظارت و گفتوگو با دولتها در حوزه حقوق بشر، هرچند با محدودیتهایی روبهرو است، اما به تدریج معیارهایی را شکل داده که دولتها ناگزیر به پاسخگویی در برابر آنها هستند.با وجود همه این دستاوردها، سازمان ملل متحد از نقدها و چالشها نیز برکنار نمانده است. ساختار قدرت در برخی ارکان آن، تضاد میان اصول برابری حاکمیتی…
این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.هر مراجعه با سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد، یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با…
…در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد. سرمایه اجتماعی و تابآوری ملیمفهوم «سرمایه اجتماعی» در علوم اجتماعی به شبکهای از اعتماد، هنجارهای مشترک و پیوندهای همبستگی اشاره دارد که امکان کنش جمعی را فراهم میکند. جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، در بحرانها انسجام…
از قیمت نازل موبایل تا سود ۴۵ درصدیحدود چهار سال پیش، فردی با نام مستعار (ع.ع)، شرکتی را با وعده فروش موبایل و تجهیزات هوشمند با قیمتهای نازل راهاندازی کرد. این ترفند اولیه، او را قادر ساخت تا مشتریان زیادی را جذب کند. پس از کسب شهرت، وی با ایجاد حسابهای کاربری در اینستاگرام، وعدههای جذاب و تبلیغات گسترده را آغاز کرد و مردم را به خرید و همچنین سرمایهگذاری با نرخ سود بالا تشویق نمود. برای جلب اعتماد سریعتر، او حتی به سرمایهگذاران اولیه سود ۴۵ درصدی پرداخت میکرد، این شگرد باعث شد تا تعداد قربانیانش به سرعت افزایش یابد. در نهایت، این مرد شیاد با اجرای نقشه خود، موفق شد مبالغ هنگفتی را از این طریق به جیب بزند و پرونده کلاهبرداری کلان خود را رقم بزند. فرار از قانون و بازی سایهبا افزایش تعداد شاکیان و نزدیک شدن به افشای پرونده کلاهبرداری، متهم با ادعای مهاجرت به کانادا تلاش کرد شاکیان را گمراه کند. سرهنگ علی لشکری، رئیس پلیس آگاهی استان هرمزگان، در این باره به صبح ساحل میگوید: «این ادعا صرفاً نمایشی برای فریب بود، این کلاهبردار حرفهای، با تغییر هویت، چهره و شغل خود به “سرمایهگذار در امور ملکی ”، از اصفهان به هرمزگان گریخت…
به نام خدای کودکانِ معصوممن، بتول حیدری هستم؛ مادر. مادری که دو پاره تنش، "هانی" و "حامد" را در نیمروز تلخِ نهم اسفندماه، در همان نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب، به آغوش خاک سپرد. امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه…