جدید به قدیم
…اضطراب قرار میگیرند، نوع اول اضطراب موقعیتی است که مستقیما از مشکلات بیماری پوستی ناشی میشود. نوع دوم، اضطرابی است که جزئی از شخصیت ذاتی کودک است. کودکان مبتلا به اگزما ممکن است در مدرسه طرد شوند یا مورد تمسخر و آزارهای کلامی و جسمی همکلاسیهایشان قرار بگیرند. با توجه به موارد یاد شده والدین باید سلامت روان کودک را در کنار سلامت جسم مدنظر قرار دهند و در صورت لزوم از مشاور روانشناس کمک بگیرند. همکاری کودک در اگزماآموزش به کودکان مبتلا به اگزما از اهمیت بالایی برخوردار است. والدین باید به کودک خود بیاموزند تا بتواند مواردی که باعث تشدید علائم اگزمای او میشود شناسایی کرده و از آنها دوری کند. استرس، محرکی برای شعهور شدن بیماری محسوب میشود در نتیجه خواب کافی میتواند به جلوگیری از استرس کمک کند. آموزش مهارتهای آرامبخش به کودک کمک میکند که با وجود خارش بتواند بخوابد. خوابیدن در اتاقی با دمای مناسب اهمیت زیادی دارد چون گرمای زیاد باعث تعریق و تشدید خارش و مشکلات ناشی از اگزما خواهد شد. کودک باید یاد بگیرد از خاراندن پوست تا جای ممکن بپرهیزد. علاوه بر این، کوتاه کردن ناخنها ضروری است تا در صورت خاراندن، زخم و آسیب ایجاد نشود. منبع:Webmd.com
…و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت مؤثر و اخلاقگرایی اجتماعی است. اگر هر بخش از جامعه نقش خود را بهدرستی ایفا کند، فشارها کاهش یافته و مسیر آرامش اقتصادی زودتر هموار خواهد شد.
تسهیلات خرید لوازم خانگی برای زوجهای جوان: زوجهای جوان از 26 اردیبهشت تا 3 خرداد میتوانند برای دریافت معرفینامه خرید لوازم خانگی با اعتبار 300 تا 500 میلیون تومان به ادارات وزارت ورزش مراجعه کنند.جذب نیرو در دهیاریها: امسال 6 هزار نفر در دهیاریهای کشور با هدف ایجاد اشتغال و ارتقای خدمات روستایی جذب میشوند.هانتاویروس در کشتی تفریحی: سازمان جهانی بهداشت از ارتباط پنج مورد ابتلا (سه مورد فوتی) به هانتاویروس در کشتی MV Hondius خبر داد. مسافران این کشتی از کشورهای مختلفی از جمله کانادا، آلمان، بریتانیا و آمریکا بودهاند.کالابرگ خانوارهای با کد ملی 3 تا 6: سرپرستان خانواری که کد ملی آنها به ارقام 3 تا 6 ختم میشود، از امروز میتوانند از اعتبار کالابرگ خود استفاده کنند.اجباری شدن احراز هویت برای استارلینک: کاربران استارلینک که از سرویس خود خارج از کشور ثبت حساب استفاده میکنند، ملزم به گذراندن فرایند «ثبت سفر» با ارائه اطلاعات هویتی کامل و تصویر پاسپورت و سلفی زنده هستند، در غیر این صورت سرویسشان قطع خواهد شد.
حتی این مورد که دولتهای مختلف آمده و رفتهاند اما آقای مدیرکل همچنان بر صندلی سازمان دولتی چسبیده و تکان نمیخورد را نیز پای تجربهاش گذشتیم تا ارتباطات. مدیران پروازی هم بخش جداییناپذیر و حذف نشدنی استان هرمزگان هستند که با توجه به عدم برقراری پروازها در شرایط کنونی جزء چند درصد افراد دورکار قرار دارند. حضور پرتعداد چهرههای سیاسی و اقتصادی استان در هیئتهای ورزشی نیز عادی شده اما هدف این نوشته طرح مسئله «حضور یک شخص در حداقل دو پست مدیریتی» است که ممکن است همچون ویروس در ساختار مدیریتی استان گسترش یابد و قبه این عمل ناصواب ریخته شود. هدف این نوشته نقد شخص نیست بلکه مسئله نگرانی از گسترش این رویکرد است.نمونه این فقره، همزمانی مسئولیت «معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری هرمزگان» و «مدیرکل/سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هرمزگان» است؛ به بیان دیگر یک نفر عهدهدار این دو تصدی مهم و از دیدگاه ما اثرگذار است که هر کدام بهتنهایی نیازمند تمرکز، تخصص و زمان قابلتوجهی هستند. سوال بزرگ این است که چرا «مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان هرمزگان» همچون گوشت قربانی میان افرادی که هیچ قرابتی با این سمت ندارند، جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان…
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
سازمان ملل متحد در عرصه روابط بینالملل نمادی برجسته از تلاش مشترک ملتها برای ایجاد نظمی مبتنی بر همکاری، گفتوگو و احترام متقابل به شمار میآید. این سازمان که در پی تجربههای تلخ منازعات جهانی و ویرانیهای گسترده شکل گرفت، تنها یک نهاد بینالدولی نیست، بلکه بازتابی از آرمان جمعی بشریت برای دستیابی به صلحی پایدار و عادلانه است. در واقع، سازمان ملل متحد بستری فراهم کرده است تا دولتها بتوانند اختلافات خود را در چارچوب قواعد حقوق بینالملل و از طریق سازوکارهای مسالمتآمیز حلوفصل کنند و به جای تقابل، مسیر تعامل و همگرایی را برگزینند. ساختار نهادی این سازمان نیز به گونهای طراحی شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از…
… آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در جنگ اخیر میهن، با وجود آنکه شهرها کمترین آسیب فیزیکی را دیدهاند، شاهد تعطیلی یا نیمهتعطیلی گستردهای هستیم که توجیه منطقی ندارد. گویی بخشی از بدنه دولتی تصور میکند در شرایط سخت، اولین گروهی که باید از کار معاف شوند، خود ادارات هستند. این تصور نه تنها نادرست بلکه برای آینده کشور خطرناک است.اقتصاد فرسوده؛ نیازمند حرکت قوی، نه خواب اداریاقتصاد شکننده فعلی ایران در شرایطی قرار دارد که کوچکترین توقف میتواند بزرگترین آسیب را ایجاد کند…
…در تمام شهرستانها، اقدام به ارزیابی سلامت ظاهری زائران میکند.وی افزود: افرادی که نیاز به بررسی بیشتر داشته باشند، در کمیته استانی و نهایتاً کمیته کشوری مورد ارزیابی دقیق قرار میگیرند و تصمیم نهایی درباره امکان مشرف شدن آنها گرفته میشود. زائرانی که سلامت آنها تایید شود، به سازمان حج و زیارت اعلام میشوند و افرادی که شرایط سلامتی لازم را نداشته باشند، از سفر حج محروم میشوند تا سلامت خود حفظ شود.خالدی افزود: جمعیت هلال احمر با ۱۸۵ نفر از نیروهای خود این عملیات را مدیریت میکند و در عربستان، ۶ درمانگاه و بیمارستان در شهر مکه و ۲ درمانگاه در شهر مدینه فعال کرده است. با توجه به حضور گسترده حجاج از کشورهای مختلف و احتمال بروز بیماریهای متفاوت، توصیههای بهداشتی ویژه ارائه میشود.وی توضیح داد: توصیهها به ویژه در سه محور است: بیماریهای تنفسی، بیماریهای گوارشی و گرمازدگی. رعایت بهداشت دستها به شدت مورد تاکید است و اقلام دارویی نیز طبق فهرست مجاز کشور عربستان تامین شده و نگرانی در این زمینه وجود ندارد.خالدی در پایان گفت: برای هر ۵ هزار زائر یک درمانگاه فعال است و تیم پزشکی شامل پزشکان عمومی و متخصص، خدمات درمانی لازم را ارائه میکنند. همکاران ما در…
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
…امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان…