جدید به قدیم
چند روز از عروج ملکوتی رئیس جمهور عزیز، وزیر امور خارجه و سایر همراهان دوستداشتنی ایشان میگذرد؛ در و دیوار این مرز و بوم رنگ غم، اندوه و بهت به خود گرفته است، قلم و زبان بنده قاصر از بیان عظمت شهدای گرانقدرمان می باشد که در سانحه سقوط هلیکوپتر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و به سعادت جاودانه رسیده اند، لکن به قول معروف؛ آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید، با این اوصاف به بیان چند مطلب مختصر در این خصوص می پردازم.
وارد منزل که شدم؛ یکی از اعضای خانواده گفت که در برخی از صفحههای مجازی، خبری مبنی بر سقوط هواپیمای آقای رئیس جمهور پخش شده است! به واسطه سبقهی کارهای ژورنالیستی برخی کدها، تصویرها و بیانات را کنار هم قرار دادم؛ برایم محرز شد که خبری سنگین در راه است! نظر به اینکه در راستای استیفای حقوق اجتماعی و بلند کردن علم عدم نادیدهانگاری مردم بومی منطقه زادگاهم در طرحهای توسعهای که در پوشش توسعه سواحل مکران مطرح میشود؛
عکس از مبین زنداستا
یوم الله ۱۳ آبان که با سه حماسه تاریخی محور شعارهای انقلابی و استکبار ستیزی ایران اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) قرار گرفت، به حق روز ملی مبارزه ملی با استکبار نام گذاری شد.
هر ساله با آغاز شهریورماه، تب و تاب خریدهای مدرسه هم به راه میافتد. کودکان و نوجوانان پس از گذراندن سه ماه تابستان و دوری از درس، حال با آمدن فصل پاییز باید برگ جدیدی از سال تحصیلی خود را ورق بزنند. برخی از دانش آموزان برای بازگشایی مدارس شوق و ذوق دارند؛ اما برخی دیگر به دلیل دستهای خالی خانوادههایشان و مهیا نبودن لوازم مورد نیاز تحصیلشان، خداخدا میکنند که بازگشایی مدارس به این زودیها نباشد. وقتی که قیمت یک دفتر ساده 60 برگ، بالغ بر 70 هزار تومان باشد و قیمت یک مداد نوکی از 90 هزارتومان شروع میشود یا قیمت کیفهای مدرسه از 500 هزارتومان آغاز میشود تا مبالغ میلیونی! پدر کارمندی که دو فرزند محصل دارد، چگونه از پس خرید این لوازم برآید؟
گفته می شود که مربیان پرورشی مدارس ؛ سال تحصیلی پیش رو بایدحتما ۶ ساعت به صورت موظف، تدریس سایر دروس در مدارس را به عهده بگیرند. این موضوع از چند زاویهی نگاه موافق و مخالف قابل بررسی می باشد.
سوختبری و قاچاق سوخت؛ شغلی پرآمد اما بسیار خطرناک که بسیاری در هرمزگان به آن مشغولاند. خودروهای سوختبر در جادههای استان میتازند و بسیار هم جان میگیرند. خودروهایی که بمب متحرکاند و هرلحظه ممکن است حادثهای جبرانناپذیر را رقم بزنند. یکی ازمخاطبان صبح ساحل ویدئویی با عنوان «ماشینهای سوختبر در مسیر خلاف جاده حسنلنگی بندر» ارسال کرده و مانند بسیاری دیگر از مردم نسبت به این موضوع اظهار نگرانی کردهاست. روشن است که سوختبری بیش از هرکس برای خود این افراد خطرناک است اما به واسطه بیکاری و وسوسه برانگیز بودن درآمد چندین برابری آن نسبت به دیگر مشاغل، مردم و بویژه جوانان و نوجوانان استان به این شغل روی آورهاند. با رواج قاچاق سوخت و کشیده شدن جوانان و نوجوانان به این سمت، جاده های هرمزگان بویژه شرق استان ناامن شده است و روزانه شاهد حوادث ناگواری از این دست با انفجار خودرو، آتش سوزی و یا کشته شدن افراد هستیم. متاسفانه طی سالهای گذشته مسئولان نتوانستهاند اقدام پیشگیرانه موثری برای کنترل قاچاق سوخت و تردد خودروهای حامل سوخت قاچاق در جاده های هرمزگان به ویژه در شرق استان انجام دهند و جولان این سوختبران درجاده ها هرروز منجر به حوادث ناگواری شده و میشود.
اینروزها، قاچاق سوخت در هرمزگان به شغلی پر متقاضی تبدیل شدهاست. برخی از مردم به دلایلی چون کمبود شغل، محرومیت و توسعه نیافتگی در استان به سوی این کار هل داده می شوند. حتی نوجوانان و کودکانی که باید به فکر تحصیل و شغل آیندهی خود باشند؛وارد مافیای سوختبری شدهاند.
«منصور آرامی»، نماینده مردم هرمزگان در مجلس به مناسبت «روز معلم» يادداشتی را منتشر کرد که در ادامه میخوانید.
نوجوانان دائما به دنبال ایجاد بنیادهای زیستی و عقیدتی منطبق با مبانی نظری خود می باشند.