جدید به قدیم
…است آورده میشود: - توسعهی گردشگری، جرم و جنایت و سایر انحرافات اجتماعی را افزایش میدهد. - ایجاد امکانات و جاذبههای جدید مثل امکانات فرهنگی، ورزشی (Sharply.J,1997: 23 ). - گردشگری به امر خانهسازی تأکید میکند و سبک معماری و سنتی را از بین میبرد. - گردشگری باعث توسعهی رابطهی فرهنگی و تحکیم وحدت محلی میشود (تقوایی و شاپورآبادی،253:1382). سطح زندگی مردم ارتقاء مییابد و به بهبود خدمات و امکانات اجتماعی (از نظر مالی) کمک مینماید (رنجبریان، زاهدی،54:1379). برای توسعه گردشگری به مسأله فرهنگ توجه خاصی مبذول میشود. آثار باستانی و کهن هر کشوری معرف فرهنگ خاص همان کشور و دارای ارزشهای درخور توجه همان سرزمین و ویژگیهای مردم همان مرز و بوم است. این آثار دارای ارزشهای معنوی بسیار زیاد برای آن قوم به طور اعم میباشد که در نتیجه باعث جلب و جذب دیگران جهت بازدید و شناخت آنها شده و در پیشرفت اقوام و اجتماعات مختلف اثر بسزایی داشته و در عین حال وسیلهای است بسیار موثر برای جلب توجه گردشگرانی که علاقه منداند این آثار و فرهنگ قومی را از نزدیک مشاهده نمایند. تنها از راه آشنا کردن فرهنگها با یکدیگر است که دشمنیها به دوستی تبدیل میشود، این هنر بزرگ از گردشگری یعنی مسافرت…
…مسئول مرکز گردشگری بندرخمیر به مشخصات طولانیترین پل تاریخی ایران، اشاره کرد و افزود: آکس به آکس پایههای بزرگ پل ده متر که در واقع اکثردهانه ها کمتر از ده متر و ارتفاع پل ۶ متر و عرض پل ۶.۸۰ متر است. برترانگ در ادامه اظهار کرد: تعداد دهانه پل لاتیدان بیش از ۲۰۰ دهانه در زمان ساخت بود اما در حال حاضر ۷۰ دهانه موجود است و قسمت هایی از این پل پس از بارندگی ها و سیلاب های شدید سال ۱۳۷۲ از زیر خاک بیرون آمد. وی با بیان اینکه مطالعات و تحقیق بسیار جدی در مورد این اثر تاریخی در این سال ها صورت نگرفته است، یادآور شد:خاک بستر رودخانه بسیار سست و رسوبی بوده و همین عامل باعث شده پایه های پل به صورت تو خالی اجرا شود تا فشار بر این بستر ناپایدار به حداقل برسد. مسئول مرکز گردشگری بندرخمیر گفت: این بنا کم نظیر در نزدیکی روستا نیمه کار بندرخمیر قرار گرفته و چنان چه مرمت و در قسمت هایی بازسازی شود، جاده دسترسی مناسبی هم داشته باشد ، به یکی از جاذبههای گردشگری مهم ایران و هرمزگان تبدیل می شود. بی توجهی مسئولان به طولانی ترین پل تاریخی ایران برترانگ بیان کرد…
…اطلاع رسانی هرمز؛ به نقل از فرهنگ کده؛ هجوم شنهای روان، روستای «کندال» از توابع بخش بمانی شهرستان سیریک واقع در استان هرمزگان را در معرض پدیده دفن و نابودی قرار داده به نحوی که این رویه زندگی را در این روستا با ترس، دلهره و گاه بیماریهای پوستی روبهرو کرده است.مردم روستای «کندال» سیریک بر این عقیده اند که بخش بمانی این شهرستان برخلاف سایر نقاط کشور دارای سه فصل زمستان، تابستان و خاکستان است و بزودی این روستا همانند روستاهای دیگر در زیر تپه های روان شن و ماسه دفن می شود.خاکستان در واقع جایگزین بهار و پاییز اهالی روستای کندال است زیرا در این دو فصل موج شدیدی از طوفانهای شن به راه میافتد و چهره روستا و خانهها را غبارآلود میکند.در این روزها به جای نعمت باران در روستای کندال شن بر سر مردم این دیار میبارد لذا هجوم این شن ها زندگی عادی اهالی روستا را با چالش جدی روبرو کرده که علاوه بر زیان های اقتصادی، از بیماری های پوستی، چشمی، تنفسی نیز رنج می برد.ترک ۴ خانوار روستای کندال حاصل سهل انگاری دفع شن های روانعلی ملاحی، دهیار روستای کندال شهرستان سیریک در گفتگو با خبرنگار فرهنگ کده، با…
…شاهد انواع و اقسام خشونت علیه زنان هستیم و این خشونت هم انواع مختلفی دارد؛ از بیاحترامی و کمتوجهی تا خشونتهای لفظی و فیزیکی. کشورها برای اینکه بتوانند یک مآمن قانونی برای پیشگیری و جلوگیری یا کنترل این خشونت داشته باشند، در قالب قوانینی که تعریف میکنند و مجامع قانونگذاریشان آن را مصوب میکنند، چارچوبهای حقوقی را برای پیشگیری خشونت نسبت به زنان ایجاد میکنند و این چارچوبهای حقوقی فرصتی به آنها میدهد که اگر مواردی هم ایجاد شد، بتوانند نسبت به مجازات آن اقدام کنند. درواقع آنها مجازات را بهعنوان یکی از عوامل پیشگیری موردتوجه قرار میدهند که دوباره تکرار نشود. کلاً کارکرد مجازات این است که فرد خاطی مجازات شود و این خودش درسی برای دیگر افراد جامعه باشد که آنها هم دیگر دچار چنین عارضهای نشوند. حسنی که قانون دارد، این است که خودش میتواند تبدیل به یک نرم اجتماعی شود؛ یعنی وقتیکه خشونت موضوع دستگاه قانونگذاری میشود، مفهومش این است که افراد تا پیش از اعمال قانون، آن اقدام را امری عادی میپنداشتند و آن را جزء رسوم خود میدانستند، اما وقتیکه چنین چیزی تبدیل به قانون میشود و چارچوب حقوقی پیدا میکند، یعنی حاکمیت نسبت به مسئله واکنش نشان داده و آن را جرم میانگارد…
…کسی آنها را نظاره گر نیست. برای تامین مخارج زندگی مجبور به زباله گردی هستمپسرکی که کیسه جمعآوری شده را در دست خود میگیرد و راهی سطل زباله بعدی میشود تا کمر داخل سطل فلزی خم میشود و هر چه را که بهدردش میخورد جدا میکند و داخل کیسهاش میاندازد بیآنکه به اطراف توجه کند به مسیرش ادامه میدهد و همچنان مشغول پیدا کردن ظروف پلاستیکی و بطریهای پلاستیکی میشود. پسر بچه ۱۲ سالهای که تمام روز را به سطلهای زباله داخل شهر سر میزند، از او درباره خانوادهاش میپرسم و در جواب میگوید: مجبورم بهخاطر مخارج مدرسهام این کار را انجام دهم، پدرم بیکار است و مادرم هم برای اینکه مخارج ما را بدهد در خانههای مردم کار میکند.کیسهاش را پر از بطری نوشابه، آب معدنی و کارتن میکند، روی دوشش میگذارد و به سوی سطل آشغالی که آن سوی خیابان قرار دارد میرود، از او درباره درآمدش میپرسم و با خنده تلخی میگوید: هر چه آشغال جمع شدهام بیشتر باشد درآمدم بیشتر میشود.هنگام غروب است کم کم خیابان شلوغتر میشود در طول مسیر به مرد جوانی رسیدیم که پوست و استخوان بوده و مشغول جدا کردن کارتنها و ظروف پلاستیکی بود،مردی که به گفته همسایه…
…آینده بازهم این موضوع را بررسی و پی گیری خواهم کرد. -چرا شهرداری تنها زمان عید و نزدیک به نوروز شهر را با گلکاری و نظافت زیبا میسازد؟ چرا در باقی سال برای شهروندان چنین اقداماتی را انجام نمیدهد؟ +یا این حرفتان نیز موافقم این درست نیست که تنها زمانی که مهمانداریم خانهمان را جارو کنیم اما شرایط ما با شرایط بسیاری از شهرهای دیگر متفاوت است در بحث گردشگری ما تنها دو سه ماه هوای مطلوب و درنتیجه گردشگر داریم. شاید به دلیل همین چند ماه کوتاه است که چندان به این مسئله توجه نمیکنیم. -حرف آخر؟ +ما متأسفانه دچار روزمرگی شدیم باید روحیه عادت گریزی داشته باشیم من از چیزی دفاع نمیکنم و توجیه هم نمیکنم. مدت حضور من در حوزه معاونت خدمات شهری کمتر از یک ماه است.رسانهها باید ناظر عملکرد ما باشند. ما از رسانهها خواهشمندیم در جهت نقد فعالیتهایمان همراهمان باشند و ما ازنقطهنظرشان استفاده خواهیم کرد.بسیاری از مسائل، مشکلات و معضلات که جامعه شهری را آزرده میکند به خاطر شانه خالی کردن از کار است. نباید مسؤولیت را به عهده شخص دیگری بی اندازیم. مردم هر چی گلایه داشته باشند بهحق است. -از این مقام مسئول همچنین سؤالاتی در خصوص وضعیت خورها…
صبح ساحل ، اجتماعی - اینجا در۳۹ کیلومتری جنوب غربی شهرستان قشم پیرمردی به همراه خانوادهاش زندگی میکند که شنیدن داستان زندگیاش خالی از لطف نیست.به گزارش ایسنا، «علی رجستری رمکانی»، اهل روستای «سوزا» است. در سوزا هم همانند روستاهای دیگر قشم تا چشم کار میکند درختهای نخل سر برافراشتهاند؛ به سمت خانه وی میرویم. از پشت دیوارهای سیمانی و دو لنگه در آبی و سرمهای خانهاش، شاخ و برگ درختهای نخل که در باد تکان میخورند خودنمایی می کند. زنی با روبنده سیاه به استقبالمان میآید؛ وارد حیاط بزرگی میشویم؛ گوشه سمت چپ حیاط یک قایق زرد رنگ جا خوش کرده که معلوم است روزگاری عصای دست ملوانی کهنه کار بوده است. پیرمرد با چهرهای آفتاب سوخته و تیره همانند سایر اهالی جنوب با عصایی در دست جلوی در اتاق با لباسی محلی منتظر ایستاده. نوهها و نتیجهها دور پای پیرمرد میچرخند، دنبال هم میدوند و صدای خندهشان فضای اتاق را پر کرده است. گوشه دیگر پیرزنی با برقع و چادری رنگی که به سر کرده به یک متکا تکیه زده، اهل خانه می گویند او مادرشان است که نابینا شده و بخشی از قدرت شنواییاش را نیز از دست داده است. پسر بزرگتر رجستری درباره وی توضیح میدهد که…
…هیچکس را جایگزین او کنیم و گروه لیوا برای همیشه به خاطرهها پیوست.در حال حاضر هم من دوست دارم چند تن از اهالی موسیقی را جمع کنم و برخی کارها را از نو انجام دهیم؛ همیشه دوست داشتهام ترانهای را که میسازم برای همه باشد نهتنها خودم.کدامیک از کارهایتان را بیشتر دوست دارید؟ترانه «کوتوک» را خیلی دوست دارم، یادم میآید باران بدی آمد و سیل شد و خانهام را آب برد؛ همین انگیزهای شد که ترانهای برای کوتوک یعنی همان خانهام که آب برد بسازم و بعدازآن ترانه «تورگ» را خیلی دوست دارم که آن را برای اجرا به دوستم احمد قاسمی دادم.هرکدام از ترانههایم داستانی داشته و در فضای خاصی ساخته شدند و تمامی آنها برایم خاطره ساز بوده و عزیز هستند.جدیداً چند ترانه نوشته و چند آهنگ ساختهام؛ کارهایی مثل با «مه چه اتکه»، «عزیزون رفتن از دست ما» و ترانههای بسیاری که اجرا نشدهاند و که امیدوارم بتوانم با نوازندگان جدید برای اجرا و ضبطشان همکاری کنم تا برای استان هرمزگان بمانند.فکر میکنید مردم کدامیک از کارهایتان را بیشتر دوست داشته و با آن خاطره دارند؟بازخوردهای مردم از گذشته تاکنون حاکی از آن است که ترانه و آهنگ سیاه زنگی…
…و مرور این هنر کهن خالی از لطف نیست.جبر محیط از زمان های دور، مردم روستایی هرمزگان را وادار به استفاده از تمامی امکانات موجود در اطراف خود می کرد و این امر باعث شد تا با استفاده از شاخ و برگ درختانی مانند خرما، بید و… برای تهیه بعضی از نیازهای زندگی استفاده کنند.ر سالیان دور در هر روستا یا شهری که نخلستان وجود داشت حصیربافی نیز در کنار آن جا رونق پیدا می کرد ولی هیچگاه حصیر بافی به عنوان شغل اصلی اهالی آن منطقه نبوده و همیشه مردم و به خصوصا کشاورزان به این هنر به عنوان کار دستی اقدام کردهاند و از فروش و مختصر درآمد آن به اقتصاد خانواده کمک میکردند.حصیربافی به عنوان یکی از کهن ترین صنایع بومی دستی مردم استان هرمزگان کاری تفریحی بوده و ضمن کسب درآمد، بخشی از اوقات فراغت آنها را نیز پر کرده و به دلیل وجود نخلستانهای زیاد در هرمزگان این شغل نیز به موازات شغل کشاورزی در این مناطق رواج داشته است.هنوز هم با وجود آن که از میزان حصیربافی به خاطر بی توجهی مسئولان کاسته شده ولی کم و بیش به ویژه در بین زنان خانهدار رواج دارد و در کنار…
…آموزش قرآن مشغول هستند.ناصر جعفرزاده در گفتوگو با فارس از مؤسسات قرآنی بهعنوان کارگاه کوچک انسانسازی یادکرد و اظهارداشت: برای رسیدن به اهداف مورد نظر در پیشرفت و ترقی فرهنگ اسلامی قرآنی در جامعه باید از ظرفیت این مؤسسات بهخوبی استفاده کرد.وی با اشاره به نقش برپایی محافل قرآنی در توسعه و ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه افزود: برپایی اینگونه محافل نقش مهمی در توسعه و گسترش و رشد و شکوفایی مباحث قرآنی دارد.مسؤول دارالقرآنالکریم هرمزگان از فعالیت تبلیغی و ترویجی قرآن کریم اعم از محافل قرآنی، کرسیهای تلاوت و مسابقات قرآن بهعنوان دیگر فعالیتهای این نهاد عنوانکرد و ادامه داد: اینگونه برنامهها در استان ساری و جاری است.جعفرزاده از فعالیت قریب به 300 مرکز قرآنی در سطح استان خبر داد و گفت: از این تعداد، 257 خانه قرآن شهری و روستایی و 31 مؤسسه در سطح استان به امر مهم آموزش قرآن کریم در بخشها و ردههای سنی مختلف مشغول هستند که نیازمند حمایت مسؤولان است.وی تاکیدکرد: مسؤولان خانههای قرآن شهری و روستایی هرمزگان علیرغم عدم توانایی مالی در زمینه تجهیز و تامین برخی نیازمندیهای این مراکز، همچنان به فعالیت خود در راستای توسعه و ترویج فرهنگ قرآنی ادامه میدهند، ضروری است تا مسؤولان…