14

تیر

1405


اجتماعی

25 خرداد 1404 13:19 0 کامنت

آن‌ها نه با اسباب بازی، که با کیسه‌های پلاستیکی سنگین، زباله‌های تر و شیشه‌های شکسته سر و کار دارند. در واقع، در گودهای بازیافت و کارگاه های تاریک تفکیک پسماند، کودکی معنایی ندارد و این تنها بقا و بازار است که مهم است. آمارهای رسمی نشان می‌دهند که ده‌ها هزار کودک ایرانی، هر روز صبح، نه به مدرسه که به دنیای کثیف و خطرناک بازیافت زباله پا می‌گذارند. این کودکان، قربانیان خاموش یک سیستم جهانی ناعادلانه‌اند که هم جسمشان را بیمار می‌کند، هم روحشان را می‌فرساید. از نگاه روانشناسی، کار در چنین محیط‌هایی به معنای مرگ تدریجی رویا، اعتماد به نفس و سلامت روان است. کودکان بازیافت اغلب با اختلالات اضطرابی، افسردگی و احساس شرم اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند. از طرفی داده‌های جامعه‌شناختی به ما می‌گویند که این پدیده تصادفی نیست بلکه نتیجه‌ی مستقیم چرخه‌ی فقر، مهاجرت اجباری و نبود حمایت‌های اجتماعی است. بسیاری از این کودکان، فرزندان خانواده‌هایی هستند که خود در دام فقر گرفتارند و نظام اقتصادی اجتماعی، راهی جز بهره‌کشی از آن‌ها باقی نگذاشته است. اما سوال اینجاست: آیا این کودکان محکوم به تکرار این چرخه‌ی شوم هستند؟ آیا جامعه و مسئولان می‌توانند با اقدامات عملی، مسیر زندگی آن‌ها را تغییر دهند؟

توصیف یک وضعیت اسف‌بار

بازیافت زباله یکی از رایج‌ترین مشاغل کودکان کار در کلان‌شهرهای ایران است. مطابق با آمارهای غیررسمی که خود نشانه‌ای از بی‌توجهی نظام‌مند به این مساله است، هزاران کودک روزانه در حوزه تفکیک، جمع‌آوری و حمل زباله فعالیت دارند. اغلب این کودکان یا مهاجران فاقد مدارک رسمی هستند، یا در مناطق حاشیه‌نشین زندگی می‌کنند و در معرض استثمار کارفرمایان پیمانکاری هستند. طبق گزارش مرکز توانمندسازی جامعه و حاکمیت جهاد دانشگاهی، در جهان ۲۵۰ میلیون کودک کار وجود دارد که بیش از سه چهارم تا ۹۰ درصد از آنها در کشورهای مختلف در حال رشد بوده و در خیابان کار می‌کنند، اما در خانه زندگی می‌کنند و نان‌آور خانه هستند. طبق آمار سازمان جهانی کار ۱۲۰ میلیون‌ نفر از ۲۵۰ میلیون کودک کار، وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام‌وقت هستند و ۱۳۰ میلیون کودک دیگر به صورت پاره وقت کار می‌کنند که اغلب آن‌ها پسر هستند. بر اساس آخرین گزارش‌های سازمان بین‌المللی کار، از این میان، حدود ۷۹ میلیون نفر در مشاغل خطرناک مشغول به کارند. در ایران، اگرچه به دلیل پراکندگی کودکان کار در بخش‌های غیر رسمی آمار دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد، اما بر اساس برآوردهای سازمان‌های مردم نهاد فعال در این حوزه، سازمان بهزیستی و گزارش‌های پراکنده‌ی مرکز آمار ایران، حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار کودک کار در کشور شناسایی شده‌اند که سهم قابل‌توجهی از آنان در صنعت بازیافت و جمع‌آوری ضایعات فعالیت می‌کنند. این کودکان عمدتا در گودهای غیرمجاز بازیافت، کارگاه‌های زیرزمینی تفکیک زباله و خیابان‌های پرترافیک شهرها مشغول به جمع‌آوری مواد قابل ‌بازیافت هستند. کار کودکان در این حوزه با فقر مطلق، نبود نظارت بهداشتی، تغذیه ناکافی و قرار گرفتن در معرض بیماری‌هایی چون هپاتیت، سل و عفونت‌های انگلی همراه است. اما مهم‌تر از همه، آن‌چه مغفول مانده، تبعات روانی و ساختاری‌ای است که در طول زمان، آنان را از سوژه‌هایی زنده و پویا به نیروی کاری خاموش و مصرف‌شونده تقلیل می‌دهد. این در حالی است که پژوهش‌های جامعه‌شناختی مانند مطالعه‌ی طولی دکتر رضوی و همکاران در ۱۳۹۹ تاکید می‌کنند که چنین شرایطی نه ‌تنها چرخه‌ی فقر را برای نسل‌های آینده تداوم می‌بخشد، بلکه هزینه‌های اجتماعی بلندمدتی مانند افزایش نرخ بزهکاری، اعتیاد و آسیب‌های روانی-اجتماعی را نیز به جامعه تحمیل می‌کند. این یافته‌ها به‌وضوح نشان می‌دهد که مساله‌ی کار کودکان در صنعت بازیافت ایران، تنها یک معضل اقتصادی نیست، بلکه بحرانی چندبعدی است که ابعاد اجتماعی، بهداشتی، روانی، آموزشی و حقوقی را در بر می‌گیرد.

روانشناسی استثمار کودکان

از منظر روان‌شناسی رشد، دوران کودکی و نوجوانی دوره‌ای حساس در شکل‌گیری هویت، تصور خویشتن، احساس امنیت و توانایی‌های شناختی است. کودکانی که در فرایند زباله ‌گردی مشارکت دارند، نه‌ تنها با خستگی جسمی مزمن مواجه‌اند، بلکه در معرض تجربه‌های مکرر تحقیر، طرد اجتماعی، بی‌ارزشی و ترس قرار دارند. روان‌شناسی آسیب‌شناختی نشان می‌دهد، کودکانی که در چنین شرایطی رشد می‌کنند، اغلب دچار علائمی چون افسردگی مزمن، اضطراب فراگیر، اختلالات خواب، احساس پوچی و بی‌معنایی و در بلندمدت، احتمال بالاتر گرایش به رفتارهای پرخطر از جمله اعتیاد و خشونت هستند. این وضعیت را می‌توان مصداق بارز استثمار روانی دانست. جایی که کودک نه تنها با بدن خود، بلکه با روان خود در خدمت بقا و بازار قرار می‌گیرد، بی ‌آن‌که ساختارهای حمایتگر روانی مانند خانواده پایدار، آموزش، بازی و تعامل سالم به یاری‌اش بیایند.

فقر و حاشیه‌نشینی

کودکان زباله‌گرد نه صرفا قربانیان فردی یا خانوادگی فقر، بلکه محصول ساختارهای کلان تولید نابرابری هستند. نگاهی به ساختار پیمانکاری در شهرداری‌ها نشان می‌دهد که بازیافت زباله اغلب به بخش خصوصی واگذار شده و پیمانکاران به‌ جای استفاده از نیروی کار رسمی، از کودکان مهاجر و زاغه‌نشین بدون قرارداد یا بیمه، بهره‌کشی می‌کنند. این چرخه‌ی بهره‌کشی، نه‌تنها از سوی نهادهای نظارتی مورد پرسش قرار نمی‌گیرد، بلکه گاها به واسطه‌ی نبود قوانین حمایتی کافی، به یک چرخه قانون‌مند تبدیل شده است. اینجا می‌توان از مفهوم خشونت ساختاری استفاده کرد، مفهومی که نشان می‌دهد چگونه نابرابری‌های اقتصادی، تبعیض‌های قانونی و بی‌عدالتی‌های نهادینه، کودک را در وضعیت فرودست حفظ می‌کنند. کودک زباله‌گرد، قربانی تصمیم‌هایی است که هرگز در آن‌ها نقش نداشته، سیاست‌های مهاجرتی، خصوصی‌سازی خدمات شهری، فقدان حمایت اجتماعی و فرهنگی و بی‌تفاوتی نظام‌مند.

سلب حق از کودکی

در ادبیات حقوق کودک، "حق بر بازی"، "حق بر آموزش" و "حق بر بهداشت" از حقوق اولیه محسوب می‌شوند. کودکان زباله‌گرد، اما این حقوق را از همان ابتدا از دست می‌دهند. کودکانی که روزانه بیش از ۸ ساعت درگیر کارند، توان یادگیری ندارند. کودکانی که شب‌ها در سوله‌های غیر بهداشتی می‌خوابند، دچار استرس و تروما می‌شوند و کودکانی که تنها با زبان تحقیر و تمسخر مواجه می‌شوند، به‌تدریج از هرگونه مشارکت فعال اجتماعی بازمی‌مانند. اینجا، مساله فقط فقر مالی نیست. مساله حذف کودک از امکانات آینده است. حذف از آینده‌ی تحصیل، آینده‌ی شغل مشروع و آینده‌ی مشارکت شهروندانه و این همان نقطه‌ای است که در آن، سیستم اجتماعی اقتصادی، آینده را به کالایی بدل می‌کند که تنها برای برخی در دسترس است.

از ترحم تا مسئولیت‌پذیری

بسیاری از کمپین‌های خیریه و رسانه‌ای، با تصویرسازی‌های احساسی، به دنبال جلب ترحم برای کودکان کار هستند. این تصویرها، گرچه می‌توانند توجه عمومی را جلب کنند، اما به شکل ضمنی، کودک کار را به ابژه‌ای قابل دلسوزی و نه سوژه‌ای دارای حق تقلیل می‌دهند. اما این کودکان از ما می‌خواهند که به جای ترحم، به عدالت فکر کنیم. مساله کودکان زباله‌گرد، نه یک مساله خیریه‌ای، بلکه مساله‌ای سیاسی و ساختاری است. همه‌ی ما نیاز به بازنگری در سیاست‌های شهری، تغییر نظام پیمانکاری، آموزش عمومی درباره حقوق کودک و فشار اجتماعی برای مسئولیت‌پذیری نهادهای رسمی داریم. این کودکان، نه منتظر کمک‌های مقطعی، بلکه مستحق تغییرات بنیادی‌ هستند. برای تغییر وضعیت کودکان زباله‌گرد، نمی‌توان به اقدامات پراکنده بسنده کرد. این تغییر، نیازمند اراده‌ای جمعی، ساختارمند و پایدار است. در نهایت، کودکانی که امروز میان زباله‌ها رشد می‌کنند، تنها قربانیان شرایط خود نیستند آن‌ها آینه‌ای‌اند در برابر چهره‌ی جامعه ما. جامعه‌ای که اگر چشم بر وضعیت آن‌ها ببندد، به‌زودی با تبعات اخلاقی، اجتماعی و روانی گسترده‌تری مواجه خواهد شد. وقت آن است که این آینه را نه برای ترحم، بلکه برای تغییر ببینیم.

دیدگاه ها (0)
img
img

مراقب آگهی‌ها و سایت‌های جعلی خرید بلیت و اسکان باشید

مراسم وداع با پیکر رهبری شهید تا ساعت ۲۲ امشب تمدید شد

آمادگی وزارت ارتباطات برای خدمت‌رسانی در آئین تشییع رهبر شهید انقلاب

بالن پایشی؛ سامانه کمکی برای پایش مراسم وداع قائد شهید

نایب قهرمانی تیم کشتی آزاد جوانان در آسیا

پورجمشیدیان: پیکر رهبر شهید از جمکران تا حرم حضرت معصومه(س) تشییع می‌شود

انتصاب مجدد حجت‌الاسلام والمسلمین اژه‌ای به ریاست قوه‌قضائیه

شرایط دریافت وام نیروگاه‌های خورشیدی خانگی اعلام شد

ثبت‌نام ۱۷۹ هزار متقاضی حضور در راهپیمایی اربعین در سامانه سماح

اعلام جزییات برنامه تشییع پیکیر مطهر قائد شهید در قم

انتشار کارت ورود به جلسه امتحانات نهایی تا پایان هفته

اعزام زائران حاجی‌آبادی به مراسم تشییع رهبر شهید امت

بازگشایی فرودگاه قشم ازسرگیری پرواز‌ها پس از چهار ماه وقفه

ممنوعیت قطعی و سراسری پیش‌فروش خودروهای وارداتی در مناطق آزاد اعلام شد

شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی: هیچ جایگاهی بدون بنزین نمی‌ماند

img
خـبر فوری:

جزئیات کامل محدودیت‌های ترافیکی مراسم تشییع رهبر شهید