جدید به قدیم
سیمکارت اعتباری که داشته باشی، همیشه مشکل کمبود اعتبار داری. دقیقا سر بزنگاه زنگ اخطار به صدا در میآید و مکالمهات قطع میشود.
بوی مهر می آید ؛ بوی شادی و لذت خرید کیف و کفش، لوازم تحریر نو و لمس هر روزه آن
رسیدیم به همان روزی که آقایان تصمیم گیر وعدهاش را داده بودند. شنبه پانزدهم شهریورماه و بازگشایی مدارس در شرایط سخت کرونایی. از روزی که این خبر منتشر شد تا همین امروز، ترس خانوادهها از ویروس کرونا، کابوس ابتلای فرزندان به این ویروس، روزبهروز کمتر که هیچ، افزایش هم یافت.
با یکچشم برهم زدنی 17 مرداد فرارسید. روزی به نام خبرنگار. روزی که بهاندازه موهای سرت برائت پیام تبریک میفرستند. روزی که تو را به عرش میبرند و پرچمدار و طلایهداران جبهه آگاهی و چشم بینا و زبان گویای مردم میخوانند و ستایشت میكنند؛ و فردای این روز، به بهانههای واهی تو را از عرش به فرش میکشانند. درد مشترك خبرنگارانی که این حرفه را بهعنوان شغل انتخاب کردهاند، كم نیست.
کرونا اینجا ، کرونا آنجا ، کرونا همه جا. این ویروس کشنده سراسر دنیا را فراگرفته و بی رحمانه جان کوچک و بزرگ را می گیرد.
۳۱اردیبهشت روز اهدا عضو است،موضوعی که اولین رویاروییام با آن را به خاطر ندارم، اما به یاد هم ندارم که با دید منفی به سراغش رفته باشم.
زمستان گذشته خبر عالمگیری ویروس کرونا در صدر اخبار دنیا قرار گرفت. هنوز کسی نمیدانست چینیها دقیقا با چه ویروسی درگیر هستند که نگرانیها جهانی شد. دانشمندان دست به کار کشف دارو و واکسن کرونا شدند. اگرچه تلاشها برای مهار و غلبه به ویروس هنوز ادامه دارد اما در شرایط فعلی فقط یک کار از دستمان برمیآید. اینکه در خانه بمانیم، دستهایمان را مرتب به مدت 20 ثانیه با آب و صابون بشوییم و همهچیز را ضدعفونی کنیم.
جمعه ای که گذشت 12 اردیبهشت ماه بود وروز معلم ،روز پاسداشت آموزگارانی از جنس بلور.آموزگارانی که تصویری از آینده پیش روی چشمان دانش آموزان شان ترسیم می کنند و نقشه راه آینده را پیاده .
امروز روز خبرنگار،روز من، روز همکارانم ، روز آنهایی که باخبر زندگی میکنند ، خبرساز هستند و بهنوعی دستی به قلم دارند و با سرک کشیدن به سوژههای مختلف،آن را زنده میکنند، حتی در اکثر مواقع عامل خیر میشوند و با قلمشان گمشدهای پیدا میشود...
آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک