جدید به قدیم
…به ژرفای حقیقت میبرد. او شاعر دلها و رازهای ناگفتههاست و شعرش تنها مجموعهای از واژهها نیست؛ دنیایی است میان عرفان و عشق، میان خاک و افلاک. او با زبان رمز و اشاره، از مفاهیم عمیق عرفانی سخن میگوید و در عین حال، عاشقانهترین نغمهها را میسراید. هر بیت از دیوانش، سفری است از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز از روشنی سخن میگوید. دیوان او کتابی است برای همهی زمانها، کتابی نیست که در طاقچهها بماند؛ بلکه همصحبت شبهای تنهایی و راهنمای لحظههای تردید است. مردم ایران قرنهاست که با «فال حافظ» دل به امید میسپارند، زیرا باور دارند کلام او با دل انسان سخن میگوید، نه فقط با ذهن. این پیوند میان شعر و زندگی، نشان از جاودانگی پیام او دارد. حافظ نمایندهی فرهنگی است که در آن، خرد و عشق در کنار هم معنا مییابند. در روزگار پرآشوب امروز…
… شاهد برنامه یا حتی تلاش موثری از سوی مسئولان امر برای مقابله با این فاجعهی دردناک نیستیم. طبق ماده 10 قانون پولی و بانکی کشور یکی از اصلیترین وظایف بانک مرکزی حفظ ارزش داخلی و خارجی پول ملی کشور است، اما به گفتهی بسیاری از کارشناسان رئیس این بانک و مجموعهی مدیران تحت امرش نتوانستهاند از سرعت بالای کاهش ارزش پول ملی جلوگیری کنند چه آنکه کاهش ارزش ریال ایران یک عدد و رقم حسابداری صرف نیست بلکه به معنای کاستن از دارایی و ثروت ایرانیان است که نتایج بسیار زیانباری چون کاهش قدرت خرید، فشار فزایندهی اقتصادی و فقیرتر شدن مردم را به همراه دارد.آنچه که از سوی برخی به عنوان علتالعلل سقوط ریال نسبت داده میشود تحریمهای ظالمانه و سنگین بینالمللیست اما به اعتقاد کارشناسان اگر چه این عامل بسیار مهم است اما علتهای بزرگتر و مهمتری در این رخداد تلخ موثرند. مثلا کشوری مثل روسیه هم تحت تاثیر شدیدترین تحریمها از سوی غرب قرار گرفته اما با تدبیر مناسب توانسته از سقوط ارزش روبل یعنی واحد پولی این کشور جلوگیری کند.از این رو بنابر نظر همین کارشناسان مقصر اصلی این فاجعه تنها بانک مرکزی نیست بلکه اشکال اصلی از روند حکمرانی اقتصادی کشور است که…
مناطق آزاد هرمزگان سالهاست با شعار تبدیل شدن به موتور محرک اقتصاد کشور معرفی میشوند اما با وجود این همه مزیت جغرافیایی و قانونی، هنوز این مناطق بیش از آنکه مرکز تولید و صادرات باشند، به ویترین واردات و مصرف تبدیل شدهاند. ظرفیتهای طبیعی و انسانی هرمزگان کم نیست؛ از سواحل بکر و جنگلهای حرا گرفته تا موقعیت استراتژیک در قلب خلیج فارس. اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، مدیریت جزیرهای، حاکمیت دو گانه، ضعف زیرساختها و بیتوجهی به مردم محلی است. نه بنادر توسعه یافتهاند، نه گردشگری پایدار شکل گرفته و نه سرمایهگذاری خارجی زیادی جذب شده است.در عوض، شاهد رشد بیرویه مراکز خرید و پروژههایی هستیم که اغلب منافع آن نصیب جامعه محلی نمیشود. این وضعیت علاوه بر از دست رفتن فرصتهای اقتصادی، اعتبار و جایگاه ایران در رقابت منطقهای را هم تهدید میکند. همسایگان جنوبی ما از سالها پیش با سرمایهگذاری هدفمند، بندرها و مناطق آزاد خود را به قطب تجارت جهانی بدل کردهاند، در حالی که ما همچنان درگیر آزمون و خطا هستیم. اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگذاران به جای شعارهای تکراری، نگاه انتقادی به عملکرد گذشته داشته باشند.مناطق آزاد باید از «ویترین واردات» به «کارخانه صادرات» تبدیل شوند، و…
…بدون حضور این متخصصان، هرگونه ادعای کیفیت و ایمنی، بیپایه و اساس خواهد بود و شهر و ساکنان آن را در معرض خطرات جدی قرار میدهد.در این میان، مجریان ذیصلاح نقش بسیار مهمی دارند. آنها تنها پیمانکار نیستند، بلکه متخصصانی هستند که با دانش فنی، مجوز قانونی و تجربه عملی، اجرای دقیق نقشهها و رعایت مقررات ایمنی را تضمین میکنند. متأسفانه در بسیاری از پروژهها این جایگاه نادیده گرفته شده و مسئولیت ساختوساز به افراد فاقد صلاحیت واگذار میشود. این موضوع میتواند منجر به ضعف کیفیت، افزایش خطر حوادث و کاهش عمر مفید ساختمانها شود.اجرای ساختمان بدون حضور مجری ذیصلاح مانند رانندگی بدون گواهینامه است؛ شاید در ابتدا مشکلی پیش نیاید، اما در نهایت فاجعهای رخ خواهد داد. به عنوان مثال، عدم اجرای اسکوپ در نمای ساختمان میتواند باعث ریزش قطعات نما و خطر سقوط آن بر روی عابران پیاده شود. این تنها یکی از نمونههای عینی و قابل لمس خطراتی است که نتیجه کوتاهی در اجرای دقیق و اصولی پروژههاست.اشتباه یک پزشک ممکن است جان یک بیمار را به خطر بیندازد و پیامد آن غمانگیز و جبرانناپذیر است، اما خطای ساختوسازِ ناشی از سپردن کار به افراد غیرذیصلاح میتواند پیامدی بسیار وسیعتر و فاجعهبارتر داشته باشد…
یکی از نخستین پیامدهای مهاجرت، فشار بر زیرساختهای شهری است. ورود جمعیت جدید به شهرهایی که پیشتر با مشکلاتی همچون کمبود زمین مسکونی، شبکههای حملونقل ناکارآمد و کمبود خدمات عمومی مواجه بودند، باعث تشدید این مشکلات شده است. در بسیاری از شهرهای هرمزگان، رشد جمعیت با توسعه متناسب زیرساختها همگام نبوده و این موضوع منجر به ایجاد سکونتگاههای غیررسمی، حاشیهنشینی و کاهش کیفیت زندگی در مناطق پرجمعیت شده است. این وضعیت نه تنها چالشهای اجتماعی مانند بیکاری و فقر را افزایش میدهد، بلکه شکاف طبقاتی میان گروههای مهاجر و اجتماع بومی را نیز عمیقتر میکند.فرهنگ بومی هرمزگان، ریشه در تاریخ طولانی تعاملات دریایی، تجارت و همزیستی اقوام مختلف دارد و از دیرباز نمونهای از پذیرش تنوع فرهنگی بوده است. با این حال، مهاجرتهای گسترده اخیر، الگوی سنتی این همزیستی را تحت فشار قرار داده است. تفاوتهای زبانی، مذهبی و سبک زندگی میان گروههای مهاجر و اجتماع محلی، گاه باعث ایجاد سوءتفاهمها، کاهش اعتماد اجتماعی و حتی شکلگیری جداییهای فضایی و فرهنگی در شهرها میشود. این روند، اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماع منجر شود.از سوی دیگر، مهاجران اغلب بهعنوان یک سرمایه بالقوه نادیده گرفته میشوند. بخش بزرگی از نیروی کار فعال در…
در مراسم افتتاحیه آنلاین رئیسجمهور، شش پروژه مهم سازمان بنادر و دریانوردی با سرمایهگذاری بیش از ۹.۴ همت به بهرهبرداری رسید. فاز نخست ترمینال نفتی سپهر خلیج فارس بهعنوان بزرگترین طرح این مجموعه، ظرفیت ذخیرهسازی نفت در بندر شهید رجایی را ۵۸ درصد افزایش داد و گامی مهم در تقویت زنجیره لجستیکی و بانکرینگ کشور به شمار میرود.
اهمیت توجه به سالمندان را نمیتوان تنها به وظایف اخلاقی محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی…
افتتاح فاز نخست ترمینال نفتی سپهر خلیج فارس با حضور استاندار و اقای رسولیگامی بزرگ در مسیر توسعه زیرساختهای انرژی کشور
…دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش تبدیل رابطه دولت و ملت به رابطهای یکسویه است. مردمی همیشه «حاضر در میدان» و دولتی همواره «غایب در مسئولیت»؛ مردمی که موظفاند بسازند و تجهیز کنند اما در لحظه نیاز از دولت حمایتی نمیبینند. نتیجه چنین رابطهای چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و عمیقتر شدن شکاف میان جامعه و حاکمیت نخواهد بود.واقعیت آن است که مردم ایران سالهاست باری فراتر از توان خود بر دوش میکشند. گرانی، تورم و بیکاری، بخش بزرگی از انرژی و امیدشان را فرسوده کرده است. در چنین شرایطی، دعوت به اینکه «خودتان مدرسه بسازید، خودتان بیمارستان تجهیز کنید»، بیش از آنکه انگیزهبخش باشد، نوعی واگذاری وظیفه و رفع مسئولیت از سوی دولت به نظر میرسد.دولت اگر بهراستی میخواهد از مردم مشارکت بخواهد،…
…گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند، اما واقعیت این است که نبود نظارت، کمبود راننده و شرایط خاص این شهر باعث شده بار گرانی بر دوش مردم سنگینی کند. این شهر بیش از هر زمانی دیگر نیازمند مدیریتی است که صدای مردم را بشنود و مرهمی بر زخم معیشت آنان بگذارد. نظارت دقیق بر کرایهها، تصویب نرخنامههای شفاف و همسانسازی هزینهها با قدرت خرید واقعی مردم، کمترین حقی است که شهروندان بندرعیاسی دارند. مردمان خونگرم جنوب خصوصا بندرعباس…
عزای عمومی برای پنجشنبه 18 تیرماه