جدید به قدیم
…توانمندیهای بومی، هنوز از ظرفیتهای خود بهصورت کامل بهرهبرداری نکردهاند. وابستگی به واردات تجهیزات، محدودیتهای فناوری، چالشهای مدیریتی و نبود یک استراتژی جامع ملی برای توسعه صنایع دریایی، موجب شدهاند تا کشتیسازی در ایران، بیش از آنکه پیشران توسعه باشد، درگیر خودساختگی و بقا بماند. نقش کشتیسازی در اقتصاد دریامحورنقش کشتیسازی در اقتصاد دریامحور بهمراتب فراتر از ساخت بدنه کشتی یا موتور آن است. این صنعت، محور زنجیرهای از فعالیتها و خدمات است که از تامین مواد اولیه گرفته تا طراحی مهندسی، اتوماسیون صنعتی، آموزش نیروی متخصص، و صادرات دانش فنی را دربرمیگیرد.بهعبارت دیگر، توسعه کشتیسازی بهمعنای توسعه مجموعهای از صنایع پاییندستی و بالادستی است که موجب پویایی اقتصادی، تحرک صنعتی و ارتقای توان فناورانه کشور میشود. هر کشتی، نماد ملموسی از ظرفیت یک ملت برای مشارکت در تجارت جهانی، مدیریت منابع دریایی، دفاع از منافع ملی و حضور در آبراههای بینالمللی است.کشتیسازی در اقتصادهای بزرگ دنیا، همواره یکی از صنایع مادر محسوب شده و با حمایتهای مستقیم دولتها، رشد و بلوغ یافته است. کره جنوبی، چین، ژاپن و حتی ترکیه نمونههایی هستند که بهخوبی نشان دادهاند چگونه یک کشور میتواند با سیاستگذاری هوشمندانه و سرمایهگذاری بلندمدت، صنایع کشتیسازی خود را به مزیت رقابتی بینالمللی تبدیل کند. در…
…شرایط بحرانی اجتناب شود.یکی از نمونههای مهم در این زمینه، شرکت پالایش نفت آفتاب است؛ مجموعهای که در سالهای آغاز فعالیت خود با رشد سریع در تولید مشتقات نفتی، روغنها و صادرات، بهعنوان یکی از واحدهای موفق صنعتی استان شناخته میشد. اما در سال گذشته، این شرکت با چالش جدی تأمین خوراک تولید روبهرو شد. محدودیت در دسترسی به مواد اولیه و مشکلات ناشی از تأمین نفت خام از شرکتهای بالادستی، روند تولید را کند کرد و در نهایت، بخشی از نیروها را در معرض تعدیل قرار داد.با این حال، در همین دورهی سخت، «مهدی دوستی» مدیرعامل پالایش نفت آفتاب تلاشهای گستردهای برای جلوگیری از تعطیلی خطوط تولید و حفظ نیروی انسانی انجام داد. تجربهی نفت آفتاب، در واقع تصویری کوچک از وضعیت کلان صنایع غرب بندرعباس است؛ جایی که ظرفیتهای بزرگ صنعتی در کنار مشکلات ساختاری و ضعف در سیاستگذاری، در کنار هم قرار گرفتهاند. مدیران میکوشند توازن میان حفظ اشتغال و تداوم فعالیت اقتصادی را برقرار کنند، اما نبود حمایت کافی از سوی دولت و نوسانات بازار انرژی، آنها را در مسیر دشواری قرار داده است.از سوی دیگر، کارشناسان اقتصادی معتقدند بخش دیگری از این بحران، ریشه در نبود نظارت مؤثر و نظام شفاف استخدامی…
در میان بافت قدیمی بندرعباس، بنایی تاریخی و خاموش ایستاده است؛ بنایی که روزگاری مرکز تجارت، سیاست و دفاع از شهر بود. این بنا، عمارت تاریخی کلاه فرنگی است؛ تنها اثر برجایمانده از دوران صفوی در بندرعباس و یکی از قدیمیترین نشانههای حضور قدرتهای جهانی در جنوب ایران.به گفتهی نیما صفا، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ، ساخت این عمارت به حدود ۳۲۰ سال پیش و دوران شاه سلطان حسین صفوی بازمیگردد. در آن زمان، هلندیها که با نام «کمپانی هند شرقی هلند» در خلیج فارس فعالیت میکردند، نخستین محل تجارتخانه هلندیها در مرکز آن روزگار شهر بندرعباس بود اما ساختمان مذکور به دلیل گستردگی تجارت آنها، گنجایش ورود و خروج کالاهای تجارتی را نداشت، از این رو در سال ۱۰۷۷ خورشیدی احداث تجارتخانه دیگری در شرق شهر آن روزگار بندرعباس و خارج از محدوده شهر و در فاصلهای حدود نیم مایل از تجارتخانه قبلی را آغاز نمودند که همین عمارت کلاه فرنگی بندرعباس است و کار احداث آن تقریبا در سال ۱۰۸۴ خورشیدی به پایان رسید. مردم بندرعباس آن زمان این محل را «سرکاری ولندیز» مینامیدند، یعنی کارگاه هلندیها.
…و سنگین چون برجها، نه پراکنده و ناکارآمد چون خانههای تکواحدی. این تیپ ساختمانی، بهترین فرصت برای افزایش تراکم هوشمند در شهر است؛ اما در هرمزگان، مشکل آنجاست که اغلب این بناها بر اساس منطق اقتصادی کوتاهمدت ساخته میشوند، نه منطق انرژی و کیفیت سکونت. وجه اقلیمی بندرعباس، یعنی گرمای شدید، رطوبت بالا و تابش آفتاب مستقیم، ایجاب میکند فرم معماری، مصالح، و جزئیات ساختمانی بر پایه کاهش مصرف انرژی طراحی شوند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این ساختمانها به منبع اتلاف انرژی تبدیل شدهاند.در یک ساختمان میانمرتبه کارآمد، طراحی باید از سه لایهی اصلی آغاز شود: فرم کلی بنا، جهتگیری حجمی، و سازوکار تهویه و سایهاندازی طبیعی. جهتگیری ساختمان نسبت به مسیر خورشید در فصول گرم، مهمترین عامل در کنترل تابش است. در بندرعباس، محور شرقی-غربی مناسبتر است تا نماهای اصلی از تابش مستقیم در امان باشند. لبههای سایهدار، تراسهای عمیق، و استفاده از صفحات مشبک (مشربیهها و پانلهای سوراخدار سبک فلزی) میتوانند هم زیبایی معماری جنوبی را زنده نگه دارند و هم به کاهش حرارت در فضاهای داخلی کمک کنند. این عناصر، اگر با طراحی مدرن ترکیب شوند، میتوانند منطق معماری سنتی را دوباره در مقیاس جدید احیا کنند. در گام بعد، مسئلهی مصرف…
در سالهای اخیر، نوعی گفتمان تازه در فضای مجازی و رسانهای ما شکل گرفته که در آن، «رنج» نه بهعنوان مسئلهای انسانی و اجتماعی، بلکه بهعنوان یک تجربهی شاعرانه و مقدس بازنمایی میشود.در صفحات اینستاگرامی، پادکستهای شبهروانشناسی و برنامههای گفتوگومحور فرهنگی، میبینیم که سخن گفتن از درد و زخم زندگی به یک فرم زیباشناسانه و احساسی بدل شده است.روایت غالب چنین است:«رنج، معلم رشد است»،«زخم، راهی به سوی درون است»،«درد، تو را کامل میکند».جملاتی که در ظاهر آرامشبخش و فلسفیاند، اما در واقع درد را از معنای واقعیاش تهی میکنند و آن را به کالایی برای مصرف فرهنگی تبدیل میسازند.شبهروانشناسان و آرامشهای پوشالیکافی است نگاهی بیندازید به صفحات پرمخاطب افرادی که خود را «کوچ ذهن»، «درمانگر روح»، یا «مشاور رشد فردی» معرفی میکنند. اکثر آنها تحصیلات دانشگاهی در روانشناسی ندارند، اما با چهرهای آرام، لحن مراقبهای و ویدیوهایی با موسیقی ملایم، نسخههایی برای «آشتی با رنج» میپیچند. به شما میگویند که اگر فقیر هستید، ذهنتان ثروت را نپذیرفته است. اگر در زندگی شکست خوردهاید، «کائنات» خواسته درسی به شما بدهد. در واقع، این افراد با برگرداندن مسئولیت اجتماعی به دوش فرد، نهتنها ساختارهای تبعیض و ناکارآمدی را پنهان میکنند، بلکه نوعی احساس گناه…
…از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز از روشنی سخن میگوید. دیوان او کتابی است برای همهی زمانها، کتابی نیست که در طاقچهها بماند؛ بلکه همصحبت شبهای تنهایی و راهنمای لحظههای تردید است. مردم ایران قرنهاست که با «فال حافظ» دل به امید میسپارند، زیرا باور دارند کلام او با دل انسان سخن میگوید، نه فقط با ذهن. این پیوند میان شعر و زندگی، نشان از جاودانگی پیام او دارد. حافظ نمایندهی فرهنگی است که در آن، خرد و عشق در کنار هم معنا مییابند. در روزگار پرآشوب امروز نیز، بازخوانی اندیشهی او میتواند ما را به آرامش و روشنبینی رهنمون سازد. پیام او جهانی است: دعوت به صلح، آزادگی، و درک زیبایی در هر چیز. روز حافظ، فرصتی است برای درنگ در برابر آیینهی کلام او. یادآور این حقیقت است که شعر میتواند انسان را نجات دهد،چون چراغی در تاریکیها…
… شاهد برنامه یا حتی تلاش موثری از سوی مسئولان امر برای مقابله با این فاجعهی دردناک نیستیم. طبق ماده 10 قانون پولی و بانکی کشور یکی از اصلیترین وظایف بانک مرکزی حفظ ارزش داخلی و خارجی پول ملی کشور است، اما به گفتهی بسیاری از کارشناسان رئیس این بانک و مجموعهی مدیران تحت امرش نتوانستهاند از سرعت بالای کاهش ارزش پول ملی جلوگیری کنند چه آنکه کاهش ارزش ریال ایران یک عدد و رقم حسابداری صرف نیست بلکه به معنای کاستن از دارایی و ثروت ایرانیان است که نتایج بسیار زیانباری چون کاهش قدرت خرید، فشار فزایندهی اقتصادی و فقیرتر شدن مردم را به همراه دارد.آنچه که از سوی برخی به عنوان علتالعلل سقوط ریال نسبت داده میشود تحریمهای ظالمانه و سنگین بینالمللیست اما به اعتقاد کارشناسان اگر چه این عامل بسیار مهم است اما علتهای بزرگتر و مهمتری در این رخداد تلخ موثرند. مثلا کشوری مثل روسیه هم تحت تاثیر شدیدترین تحریمها از سوی غرب قرار گرفته اما با تدبیر مناسب توانسته از سقوط ارزش روبل یعنی واحد پولی این کشور جلوگیری کند.از این رو بنابر نظر همین کارشناسان مقصر اصلی این فاجعه تنها بانک مرکزی نیست بلکه اشکال اصلی از روند حکمرانی اقتصادی کشور است که…
…جدیدی که چین بر صادرات مواد معدنی کمیاب اعمال کرده، تعرفههای واردات کالا از چین را به شدت افزایش خواهد داد.حدود ۷۰ درصد از عرضه جهانی مواد معدنی کمیاب از چین تامین میشود. این مواد معدنی برای صنایع پیشرفته از جمله خودروسازی، دفاع و نیمهرساناها ضروری هستند.ترامپ پیش از این در روز جمعه اعلام کرده بود که دیدار با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در اجلاس همکاری اقتصادی آسیا اقیانوسیه در کره جنوبی را به دلیل اقدامات جدید چین، لغو خواهد کرد.طبق گزارش موسسه ولز فارگو اکونومیک و تحلیلگران بانک فدرال رزرو نیویورک، تقریبا هر محصولی که از چین به آمریکا وارد میشود، در حال حاضر با تعرفههای سنگین مواجه است و در حالیکه سطوح مختلفی از تعرفههای خاص بر واردات از ۵۰ درصد برای فولاد و آلومینیوم گرفته تا ۷.۵ درصد برای کالاهای مصرفی، وجود دارد، نرخ تعرفه موثر بر واردات چین در حال حاضر ۴۰ درصد است.ترامپ روز جمعه در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: بهتازگی مطلع شدهایم که چین با ارسال نامهای بهشدت خصمانه به جهان، موضعی فوقالعاده تهاجمی در قبال تجارت اتخاذ کرده و اعلام کرده که از اول نوامبر ۲۰۲۵، کنترلهای صادراتی گستردهای را تقریبا بر…
…دلار نداریم، باید چانه بزنیم از کجا پیدا کنیم؟! در حالی که طی 7 سال اخیر نزدیک به 100 میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است. اگر قانون را درست اجرا کنید، ارز اضافی هم خواهیم داشت.»بر اساس آمار رسمی منتشرشده، از سال 1397 تاکنون حدود 270 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی (بهجز صادرات بخش دولتی شامل نفت، برق، گاز طبیعی و…) انجام شده که از این میزان، حدود 95 میلیارد دلار آن، معادل 35 درصد کل صادرات، به چرخه رسمی کشور بازنگشته است.همچنین فقط در دولت چهاردهم (از سال 1401 تاکنون)، از مجموع 146 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی، بیش از 56 میلیارد دلار یعنی حدود 38 درصد، هنوز به کشور بازنگشته است.مطابق قانون، عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات مصداق قاچاق کالا و ارز محسوب میشود؛ اما به گفته کارشناسان، اجرای ناقص و سهلگیرانه این قانون باعث شده بخش بزرگی از ارزهای صادراتی در خارج از کشور بلوکه یا صرف واردات غیررسمی شود.برخی تحلیلگران معتقدند، در صورت اجرای دقیق قانون و الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز صادراتی، نهتنها کمبود منابع ارزی کشور جبران میشود، بلکه حتی مازاد ارزی نیز ایجاد خواهد شد که میتواند در کنترل نرخ ارز و ثبات بازار مؤثر باشد.
اینکه آموزش پیشدبستانی برای همه کودکان رایگان شود و شکاف طبقاتی در دسترسی به این فرصت مهم از میان برود، بیتردید هدفی ارزشمند است. اما پرسش جدی اینجاست: آیا چنین تصمیم بزرگی بدون پشتوانه کارشناسی کافی، بدون آمادهسازی زیرساختها و بدون توجه به ملاحظات فرهنگی و روانشناختی، واقعاً میتواند آینده آموزش در ایران را روشنتر کند؟نخست، باید به بُعد روانشناختی ماجرا نگاه کرد. بر اساس آموزههای تربیتی در فرهنگ اسلامی و نیز یافتههای جدید روانشناسی رشد، کودکان تا حدود هفتسالگی نیازمند آزادی، بازی و تجربههای غیررسمی برای رشد خلاقیت و شخصیتاند. ورود به آموزش رسمی از پنجسالگی، اگر با تکالیف ساختارمند و کلاسمحور همراه شود، ممکن است بیش از آنکه به شکوفایی کمک کند، بار اضافی روانی بر کودک تحمیل کند و حتی میل به یادگیری را در سالهای بعد کاهش دهد. به بیان دیگر، خطر تبدیل پیشدبستانی به «کلاس اول زودرس» بسیار جدی است.دوم، موضوع زیرساختهاست. امروز مدارس ما با کمبود معلم متخصص، کلاسهای پرجمعیت، و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه…
اصابت پرتابههای دشمن آمریکایی در حوالی قشم