جدید به قدیم
…بر اساس آمارها، کودکانی که دارای مادران برخوردار از سطح آموزش و تحصیلات بالا هستند، شاخص سلامت و بهداشت بهتری دارند.برخی فکر میکنند ناآگاهی زنان به حفظ بنیان خانواده کمک میکند و برخی دیگر اشتغال زنان را مانع مهمی برای یک خانواده مستحکم میدانند! این در حالی است که زنان شاغل درک بهتر و بیشتری از سختی کاردارند و قدردان زحمات همسرانشان هستند. آموزههای دینی نیز فقط مادر را مسئول تربیت فرزندان نمیداند و والدین را در امر تربیت شریک میکند.اسلام زن و مرد را به کسب علم و معرفت و کمالات انسانی و الهی که اساس پیشرفت و سعادت است، تشویق میکند و تأکید دارد که در هر شرایطی به فراگیری دانش بپردازند و در هر کاری با بصیرت و دانایی وارد شوند.مردان جامعه ما باید باور داشته باشند که یک زن علاوه بر اینکه میتواند یک مادر و همسر خوب در جامعه باشد، میتواند یک سیاستمدار خوب، یک معلم خوب، یک پزشک خوب و یک کارآفرین خوب و ... هم باشند.رشد قابلتوجه زنان در عرصههای انتصابهای مشاغل دولتی، کارآفرینی و صنایعدستی استان هرمزگان ناشی از دقت و توجه به حقوق زنان در سالهای اخیر است.بر خود گفتن این جمله را لازم میدانم که…
…فرارسید. روزی به نام خبرنگار. روزی که بهاندازه موهای سرت برائت پیام تبریک میفرستند. روزی که تو را به عرش میبرند و پرچمدار و طلایهداران جبهه آگاهی و چشم بینا و زبان گویای مردم میخوانند و ستایشت میكنند؛ و فردای این روز، به بهانههای واهی تو را از عرش به فرش میکشانند. درد مشترك خبرنگارانی که این حرفه را بهعنوان شغل انتخاب کردهاند، كم نیست.دردهایمان کم نبود سروکله کرونا هم پیدا شد. كرونا دوران رسانهای جدیدی را رقم زد؛ دورانی كه در خط مقدم باید باشید و عقبنشینی نكنید، درصحنه بروز حادثه باشید، حتی اگر این صحنه تلخ بیمارستان باشد یا تنظیم خبر درگذشت یكی از اهالی حوزه كاریات. مدتهاست جا خوش كرده این كرونای ناشناخته. این ویروس لعنتی. امسال روز خبرنگار و هفته منتسب به این روز را متفاوتتر از سالیان گذشته تجربه میکنیم. تجربهای نو. کرونای کشنده، دیگر رمقی برای هیچکس باقی نگذشته است. برگزاری مراسم و برنامهها بهصورت مجازی باهدف رعایت پروتکلهای بهداشتی، خبرنگاران و اصحاب را از آن دورهمی همیشگی دور کرد. در این برنامهها از دور برای هم کف میزنیم. به بهانه این روز دوباره گوشهایمان از وعده مسئولان پر شد. از مسئولان کشوری بگیر تا مدیران استانی. وعدههای خوبی شنیدیم اعطای تسهیلات کمبهره…
خبرنگاری یا روزنامهنگاری از آن دست شغلهایی است که تا در بطن آن قرار نگرفته بودم، از ابعاد این حرفه بیاطلاع بودم. سرنوشت اینگونه رقم خورد که من نیز در صف روزنامهنگاران و خبرنگاران بایستم و بتوانم رسالتهای این شغل را بیشتر لمس کنم.در این ایام که بهروز خبرنگار نزدیک میشویم، خواستم یادداشتی بنویسم هرچند کوتاه. این بار نه از دغدغههای اجتماعی و اقتصادی بلکه از خود حرفه خبرنگاری. برخی از دوستان تصمیم گرفتند که از رسالت و وظایف خود بنویسند اما من خاطرهای مناسب برای این روز یافتم و جان کلامم را با این خاطره ادغام میکنم.قریب به یک ماه پیش بنا به دلایلی تصمیم گرفتم با دوستان دور و نزدیک خود تماس بگیرم. بالاخره این ویروس و پاندمی تلخ، روابط را بسیار کمرنگ کرده است. خسته، کلافه و دلزده از کار و روزمرگی بودم. از بین دوازده دوستی که طی دو روز با آنها تماس گرفتم، تقریباً همه آنها پس از احوالپرسی مختصر، شروع به بازگو کردن مشکلاتشان کردند.یکی از پیادهروی تخریبشده جلوی درب منزلش انتقاد کرد، دیگری از دارو و ماسکی که نتوانسته بود در بازار بیابد و با فرضیههای که «کار خودشان هست»، تحلیل خود را به اینسو آنسو میبرد. آنیکی از استخدام…
کار خبرنگاری را با روزنامه صبح ساحل از دوران دبیرستان و روی یک اتفاق شروع کردم.وقتی تیم های ورزشی دبیرستان دقت در مسابقات ورزشی مدارس در سطح شهرستان و استان افتخار کسب کردند احساس کردم که باید این افتخارات جای ثبت شود وکجا بهتر از این که در بهترین روزنامه محلی استان باشد. با رایزنی های که انجام دادم خبر را به دست علیرضا خورشید زاده سردبیر آن زمان روزنانه صبح ساحل رساندم . ایشان پس از مطالعه خبر ودیدن عکس ها قول دادند که خبر موفقیت های تیم های ورزشی دبیرستان دقت را در صفحه ورزشی روزنامه صبح ساحل به چاپ برسانند و این اتفاق بعد از چند روز افتاد. من و برو بچه های دبیرستان دقت خوشحال شدیم و این موضوع باعث شد تا علاقمند به کار خبرنگاری شوم . از آقای خورشیدزاده خواستم تا اجازه بدهند من خبرهای ورزشی اینچنینی را به صبح ساحل بدهم که ایشان بعد از صحبت کردن با ناصر کریمی مدیر اجرایی و وقائم مقام مدیر مسئول آن موقع روزنامه صبح ساحل موافقت خودرا اعلام کردند و از آن زمان بود که من شدم خبرنگار افتخاری روزنانه صبح ساحل و با این روزنامه به صورت پاره وقت همکاری خود را ادامه دادم تا…
…گاها مدیران رسانه با جایگزینی افرادی کم تجربه و نا آگاه به این حوزه موجبات سقوط هر چه بیشتر رسانه خود و تبدیل آن به بولتن روابط عمومی یک یا چند ارگان و سازمان و بنگاه را فراهم می کند.وقتی نگاه غالب دستگهاهای اجرایی به رسانه وخبرنگار آنی نیست که باید باشد ، معنی جدیدی شکل میگیرد، رسانه یا فردی غیر مستقل که صاحب فکر و اندیشه نیست ، سفارشی نویس ، بی خطر ومتیع !در حالی که روابط بین سازمان ها و اهل رسانه باید بر اساس احترام و درک متقابل باشد ، خبرنگار کار ناآشنا، یا ذوب در دستگاه اجرایی مقابلش می شود یا تبدیل به دشمن آن! درحالی که آدرس را به غلط رفته و جای اینکه حوزه فعالیتش جامعه باشد ، به طرف ارگان ها چرخیده و سعی میکند سوژه خود را ازدرون آنها بدست بیاورد ، حال یا با مطالب انتقادی غالبا یک طرفه یا مجیز گویی های غیر رسانه ای و متعفن. درحالی که در هر دوحالت تنها چیزی که فراموش شده جامعه و جغرافیای اجتماعی محل زندگی وفعالیت خبرنگار است.بنظر میرسد حلقه مفقوده این زنجیره معیوب ، آموزش های صحیح و تربیت نسل کاربلد و سختگیری در ورود افراد به کار است که اینروز ها مشاهده نمی شود.
…حاکمیت روح برادری در میان آنها اشاره شدهاست؛ اما پس از پایان جنگ جهانی دوم، دولتهای غربی برای پیشبرد منافع استعماریشان از شعار دفاع از حقوق بشر درمقابل برخی کشورها استفاده میکردند. در نهایت، کشورهای اسلامی، در تاریخ ۵ اوت سال ۱۹۹۰ برابر با ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۹، اعلامیهای با عنوان «حقوق بشر در اسلام» تدوین و تصویب شد تا نگرش مشترک خود را در موضوع حقوق بشر مبتنی بر اندیشه اسلامی بیان کنند؛ بنابراین در تقویم کشورمان، 14 مردادماه به عنوان «روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» نامگذاری شدهاست و هر ساله در این روز، برنامههای علمی یا ترویجی در کشورمان اجرا خواهد شد. در این روز بهعلاوه «روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی»، «سالگرد فرمان مشروطه» نیز است. در انقلاب مشروطه، مردم دغدغههای خود را برای پیشبرد حقوق بشر، به دنیای معاصر رساندند و سختیهای زیادی در این راستا متحمل شدند.بهطورکلی، انتظار ملتهای مسلمان از حکومتهای اسلامی این است که وضعیت رعایت حقوق انسانی را ارتقاء دهند و اجازه دهند تا شاخصهای مردمسالاری در کشورهای اسلامی رشد مناسبی پیدا کند. همچنین انتظار جامعه جهانی نیز این بوده که همانند نظامهای منطقهای حقوق بشر از جمله نظام اروپایی حقوق بشر، نظام مشترک کشورهای آمریکایی در زمینه…
…برای بزرگسالان در جهان داریم، اگر بخواهیم بچهها را هم واکسن بزنیم طبیعتاً این مقدار افزایش پیدا خواهد کرد و اگر بیش از یک دوز برای هر نفر نیاز شود هم این عدد مجدداً افزایش خواهد داشت. برخی از دانشمندان معتقدند که به دو دوز از واکسن نیاز خواهد بود:یک واکسن پایه و یک تقویتکننده و” Booster” که چند هفته بعد از تزریق اولیه باید تزریق شود. این بدان معنی است که در بهترین سناریو ۴٫۷ میلیارد واکسن نیاز خواهد بود و در بدبینانهترین حالت نزدیک به ۱۶ میلیارد واکسن باید تولید شود. لذا همه تولیدکنندگان واکسن باید توان خود را روی همدیگر گذاشته و طی ۱۲ الی ۱۸ ماه آینده روز و شب تولید داشته باشند که نشدنی نیست اما اصلاً هم آسان نیست. برخی از بهترین کاندیداهای واکسن نظیر “آکسفورد”، “مودرنا” و “فایزر” تعهد کردهاند که حداقل ۱۰۰ میلیون واکسن تا پایان ۲۰۲۰ تهیه کنند و البته هر کمپانی هم قول تولید یک میلیارد واکسن دیگر در ۲۰۲۱ را داده است. “کوواکس” هم گفته است که سهماهه اول ۲۰۲۱ صد میلیون میدهد و بعدازآن طی یک سال ۱ میلیارد دوز دیگر تولید خواهد کرد که البته هیچکدام کافی نیست.یک مشکل جالب ولی جدی…
…رسیدن به آزادیهای مدنی به شمار میرفت. طولی نکشید که این دستاورد تاثیر خود را از دست داد. متن قانون شفاف نوشته نشد. درباریان که از مخالفت ولیعهد با مشروطه خبر داشتند، در مسیر امضای قانون اساسی سنگاندازی کردند تا او از تبریز به تهران برسد. در نهایت محمدعلی شاه پس از به سلطنت رسیدن تا انحلال و به توپ بستن مجلس پیش رفت. او در نهایت مجبور به واگذاری سلطنت به پسرش و مشروطه ظاهرا پیروز شد. اما عوامل مختلفی دست به دست هم داد تا مجلس قانونگذاری ایران تبدیل به یک مجلس فرمایشی شود که احقاق حقوق مردم برایش اهمیتی ندارد. استبداد در لایههای آن نفوذ کرد و عملا مجلس به محلی برای تثبیت قدرت حکومتهای وقت تبدیل شد. مشروطه تنها دستاوردی نیست که در تاریخ ایران به دست آمده و بهراحتی از دست رفتهاست. نمونههایی شبیه به آن در زمینههای مختلف سیاسی، فرهنگی و هنری کم نداریم. این موضوع جای بحث دارد و قطعا تکبعدی نیست. از تصمیمهای اشتباه مسئولان تا مواجهه مردم با مسائل پیرامونشان در ماجرا نقش دارد. شاید پیگیری لازم را برای حفظ دستاوردهایمان نداریم. لازم است باور کنیم حفظ یک موفقیت از رسیدن به آن سختتر است و باید برایش بیشتر تلاش کرد.
دارایی گرانبها و سرخرنگی که در رگهای ما میچرخد، موهبتی ارزشمند است که بعضیها از داشتنش بینصیب و چشم به راه کمک من و شما هستند. هرساله میلیونها نفر به دلیل از دست دادن خون، جانشان را از دست میدهند. زنان باردار، افرادی که دچار حوادث جادهای میشنوند یا افرادی که در جریان عمل جراحی قرار میگیرند، از جمله همین افراد هستند. از هر سه انسان یک نفر در طول عمرش، به اهدای خون نیازمند میشود و این تعداد هر ساله رو به افزایش است. حتی بعضی افراد برای زنده ماندن باید به طور منظم خون دریافت کنند؛ مانند بیماران سرطانی و کودکان هموفیلی و تالاسمی. با وجود پیشرفت علم هنوز هیچ جایگزینی برای خون پیدا نشده و تنها خون یک انسان است که میتواند دیگری را نجات دهد. سازمانهای اهدای خون در تلاش هستند تا مردم را به اهدای خون تشویق کنند؛ زیرا خونهای اهدایی برای مدت معینی قابل استفاده است و در نتیجه بیمارستانها به طور مداوم به خون نیاز دارند. ایران در هر 10 ثانیه به یک واحد خون و به یک اهداکننده خون نیازمند است. هر انسان سالم و بالغ تقریبا 3 تا 4 بار در سال میتواند خون اهدا کند. بدون آنکه مشکلی برایش…
…مکتوب کرده است. دراندیشه او آرای افلاطون، ارسطو، نوافلاطونیان، زرتشت، هرمس و آرای نخستین صوفیان مسلمان ترکیب شده و شکل تازهای از تفکر را به وجود آورده است. سرانجام زبان سرخ سهروردی سر سبزش را بر باد داد و او به خاطر حرفهایی که نتوانست در دل نگه دارد متهم به الحاد شد. وی در نهایت به تحریک متعصبان آن زمان در 38 سالگی به قتل رسید. گفتیم او از آرای نخستین صوفیان مسلمان استفاده کرد و این یعنی از تفکر اسلامی بهره گرفت. در عین حال در فلسفه خود از آراء دیگران از سراسر جهان و با ادیان مختلف وام گرفت که یکی از آنها حکمت خسروانی یا حکمت ایران باستان بود. او این اندیشهها را ترکیب کرد و امروز که بعد از قرنها نظریاتش را بررسی میکنیم، چیزی منافی با دین اسلام در آن نمیبینیم. این موضوع میتواند درسی برای جامعه امروز ما باشد که در آن بعضی افراد به هوای دفاع از فرهنگ ایرانی به دین مبین اسلام میتازند و عدهای به بهانه دفاع از دین به فرهنگ ایرانی حملهور میشوند. غافل از این که این دو، قرنهاست دست به دست هم دادهاند و گنجینههایی ارزشمند به جهان هدیه کردهاند که شیخ اشراق یکی از آنهاست.
عزای عمومی برای پنجشنبه 18 تیرماه