جدید به قدیم
… عصائب اهل الحق، النجباء، کتائب سید الشهداء و سازمان بدر را بهعنوان اهداف اصلی خود معرفی کرده است. این گروهها عمدتاً بهعنوان بخشی از محور مقاومت اسلامی، در چارچوب راهبرد «واحدت ساحات» (جبهه واحد) در حمایت از مردم فلسطین و لبنان و در راستای مقابله با اسرائیل، فعالیت میکنند.اسرائیل میخواهد این گروهها را از صحنه مبارزه علیه خود حذف کند و از آنجا که این گروهها بهویژه از حمایت ایران برخوردار هستند، اسرائیل معتقد است که اگر این گروهها از عراق خارج شوند، میتواند فشار بیشتری به آنها وارد کرده و مانع از حملات بیشتری به اسرائیل شود. گروههای نامبرده بارها از خاک عراق به اهداف اسرائیلی حمله کردهاند، و اسرائیل مدعی است که این گروهها با حملات خود، در راستای نقض حاکمیت اسرائیل گام برداشتهاند.سوالی که مطرح میشود این است که آیا اسرائیل بدون دخالت آمریکا به خاک عراق حمله میکند؟ در اینجا، واقعیتها پیچیدهتر از آن است که اسرائیل بتواند بهطور مستقل و بدون تأثیر آمریکا، اقدام به حمله نظامی به عراق کند. روابط میان اسرائیل و ایالات متحده بهویژه در زمینه مسائل امنیتی و نظامی از اهمیت بالایی برخوردار است. اسرائیل بهطور سنتی از حمایتهای مالی، نظامی و دیپلماتیک آمریکا بهرهمند است…
در چنین شرایطی، موفقیت کشورها بیش از آنکه به حجم منابع مالی و زیرساختی وابسته باشد، به میزان سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و توانایی بسیج ظرفیتهای ملی برای عبور از پیامدهای جنگ بستگی دارد.در هر وضعیت پساجنگ، ایران بیش از هر زمان دیگری به تقویت سرمایه اجتماعی و تحکیم انسجام ملی نیاز خواهد داشت. سرمایه اجتماعی زمانی تقویت میشود که شهروندان احساس کنند در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری نقش دارند و صدای آنان در سیاستگذاریها شنیده میشود.از این رو، مشارکت واقعی مردم در برنامههای بازسازی و توسعه نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای عبور از شرایط پیشرو است. هر اندازه شهروندان خود را بخشی از راهحل بدانند، فرآیند بازسازی با سرعت بیشتر، هزینه کمتر و اثربخشی بالاتری همراه خواهد بود.جامعه پس از جنگ معمولاً با مجموعهای از مسائل اقتصادی، روانی و فرهنگی مواجه است که پاسخ به آنها صرفاً از طریق سازوکارهای اداری و دولتی امکانپذیر نیست.کاهش نگرانیهای معیشتی، ترمیم امید اجتماعی، بازگرداندن احساس امنیت و تقویت اعتماد عمومی نیازمند شکلگیری یک مشارکت فراگیر میان دولت، جامعه مدنی، نخبگان و بخش خصوصی است. در این میان، گفتوگوی اجتماعی و شنیدن مطالبات گروههای مختلف جامعه میتواند از شکلگیری شکافهای جدید جلوگیری کرده و زمینه همبستگی ملی…
… پسرش که همکار ما در سازمان منطقه آزاد قشم بود، به خانهاش در روستای دیرستان [مرکز جزیره] رفتم. البته وقتی دیدمش، فهمیدم خیلی بیشتر از آن چیزی است که دربارهاش شنیده بودم.با دلخوری، همه وسایل موزهاش را در یکی از اتاقهای خانه انبار کرده بود. او نه موزهداری خوانده بود و نه ادعایی داشت؛ اما عمر خود را صرف جمعآوری وسایل اجدادش کرده بود.کنارش ایستادم و با دقت یادداشت برمیداشتم و عکس میگرفتم. وسایلی را که با سختی و در طول عمرش جمع کرده بود، برایم توضیح میداد. انگار برایم یک کارگاه آموزشی برگزار کرده باشد. از «هاش» یا آسیاب دستی تا «لینگار» (لنگر) و انواع «منجل» (دیگ و قابلمه) آشنا شدم. همچنین با انواع دستبافتهای تولید شده از «پیش مغ»( برگ درخت خرما) به گویش محلی آشنا شدم. البته بعد از آن کارگاه آموزشی صمیمانه، بارها از ایشان درباره نام بومی وسایلی که یاد گرفتنشان برایم سخت بود، پرسیدم.هر مدیری که به جزیره میآمد، باید می نشستم و برایش روزهای طولانی از فرهنگ بومی جزیره و اهمیت آن توضیح میدادم. در گذر این سالها، دهانم کف کرده از بس حرف زدهام. البته الان دیگر انرژی چندانی هم برای این کار ندارم.خلاصه…
…والا گماشت تا داراییهای فرهنگی و هویت بومی مردمان جزیره را که در آستانه فراموشی بود، در کتاب ارزشمند «گنز بپو» (گنج پدربزرگ) ثبت و ضبط نماید. ایشان با گردآوری میراث ملموس در موزه مردمشناسی دیرستان و انتشار کتاب «گماش جزیره»( گماش یعنی مروارید)، به خردورزی و شاعرانگی جامعه محلی، رنگی از اصالت و حکمت بخشید. استاد زبیری در آثار و گفتار خویش، علاوه بر رمزگشایی از سنن کهن مردمان جزیرتی، دریچهای نو به جنبههای گوناگون و ناملموس بزرگترین جزیره خلیجفارس گشوده است.در فرجام سخن، باید بر این نکته پای فشرد که صیانت از هویت قشم، بدون تکیه بر ظرفیتهای بیپایان «میراث انسانی» ممکن نخواهد بود. تجربه مجاهدتهای علمی امثال استاد زبیری به ما میآموزد که توسعه پایدار در جزیره، از مسیر پیوند فناوری مدرن با حکمت بومی میگذرد. وظیفه ما امروز، فراتر از ابنیه و یافته های پاسبانی از «جریان زندگی» و «دانش نهفته» در سینه این بزرگان حکیم و خردمند است؛ چرا که شکوفایی گردشگری و سربلندی فرهنگی جزیره تمدنی قشم در عرصههای جهانی، تنها در گرو زنده نگه داشتن همین ریشههای عمیق و اصیل است. باشد که با ارج نهادن به این میراثبانان راستین، چراغ هویت جزیره را برای نسلهای آینده پرفروغتر از همیشه نگاه داریم.
بامداد پرتنش هفتم خرداد با شنیدهشدن صدای چند انفجار در شرق بندرعباس، فعالشدن پدافند و طرح ادعاهای متقابل درباره حملات و رهگیریها در تنگه هرمز، بار دیگر این گذرگاه راهبردی را به کانون تحولات امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل کرد؛ همزمان افزایش قیمت نفت، تحریم تازه آمریکا، رایزنی تهران و مسقط درباره مدیریت تردد کشتیها و انتشار خبرهایی از مذاکرات و تحولات داخلی، مهمترین محورهای خبری امروز را شکل دادهاند.
در روزگاری که جهان مدام از حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی سخن میگوید، توقیف ناوگان امدادی صمود بار دیگر پرده از واقعیتی تلخ برداشت؛ واقعیتی که نشان میدهد معیارهای غرب، نه بر اساس انسانیت، بلکه بر اساس منافع سیاسی تنظیم میشود. کشتیهایی که تنها حامل دارو، غذا و فریاد همبستگی با مردم محاصرهشده غزه بودند توسط رژیم صهیونیستی در آبهای بین المللی متوقف شده و دهها فعال حقوق بشر بازداشت شدند. گویی رساندن نان و دارو، بزرگترین جرم قرن است. ناوگان همبستگی صمود نماد وجدان بیدار مردمی بود که نمیخواستند در برابر گرسنگی کودکان غزه سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد…
…بر این زخم میپاشد، حضور بیمحابای دلالانی است که گویی صاحباختیار جایگاهها شدهاند. در حالی که مردم عادی باید ساعتها در صف منتظر بمانند، برخی افراد با پلاکهای غیربومی و در دست داشتن چندین کارت سوخت، آزادانه به خرید و فروش و سوختگیری مشغولند. این در حالی است که در استانهای همجوار مانند کرمان، طرح «کدینگ» بهخوبی اجرا شده و دست متخلفان کوتاه گشته است؛ اما در بندرعباس، گویی ارادهای برای ساماندهی این وضعیت وجود ندارد.پرسش اصلی مردم از مسئولان استان هرمزگان و شرکت پخش فرآوردههای نفتی این است: تا کی قرار است مردم نجیب این خطه، تاوان بیبرنامگی و ضعف مدیریتی را با جان و مال خود بپردازند؟ چرا سیستمهای نظارتی، برخلاف استانهای همجوار، در برابر جولان دلالان فلج شدهاند؟ادامه این روند نه تنها باعث فرسودگی خودروها و اتلاف عمر مردم میشود، بلکه فشار روانی طاقتفرسایی را به شهروندان تحمیل کرده است. صفهای بنزین در بندرعباس اکنون بیش از آنکه محلی برای تأمین سوخت باشند، نمادی از ناکارآمدی در مدیریت منابع و بیتوجهی به حقوق شهروندی هستند. مردم هرمزگان خواستار پایان این «صفنشینیهای تحقیرآمیز» و اجرای طرحهای بازدارنده علیه سودجویان هستند؛ پیش از آنکه گرمای طاقتفرسای تابستان، همراه با خشم فروخفته مردم، پیامدهای ناگوارتری را رقم بزند.
به گزارش صبح ساحل، سحر تاجبخش مسلمان ظهر امروز در این نشست که در سالن همایشهای فدراسیون صنعت آب کشور در تهران برگزار شد، اظهار داشت: باید موضوع بارورسازی ابرها را از صحبتهایی که در صفحات فضای مجازی زده میشود جدا کرد. وی افزود: موضوع بارورسازی ابرها یک بحث علمی است که در بسیاری از مجلات و مجامع علمی به آن پرداخته شده است؛ بهطوری که نظرات علمی در مورد آن متفاوت بوده و برخی آن را تأیید و برخی رد کردهاند. این امر نشان میدهد که بارورسازی ابرها یک موضوع فعال و پویا در فضای علمی جهان است معاون وزیر راه و شهرسازی و رئیس سازمان هواشناسی کشور ادامه داد: اما ادعای فردی که خود را پژوهشگر آمریکایی معرفی میکند؛ ولی نه نامی از او مشخص است و نه منبعی ارائه میدهد، مبنی بر اینکه رادارها فعالیتهای خاصی انجام دادهاند، باید از مباحث علمی جدا شود. تاجبخش مسلمان در ادامه به سابقه همکاری سازمان هواشناسی کشور با وزارت نیرو در حوزه بارورسازی ابرها اشاره و تصریح کرد: از سالهای قبل و حتی قبل از تأسیس سازمان فن آوریهای نوین آبهای جوی در پژوهشگاه هواشناسی کارهای مشترکی با وزارت نیرو در حوزه بارورسازی ابرها انجام شده و ادامه همکاریها با…
فرمانداری که باید صدای مطالبات عمومی باشد، امروز به چهرهای کمرنگ و ناملموس تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از شهروندان حتی یک حضور میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم…
اما علاوه براین، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد این تورم و صعود نجومی قیمتها دخیل باشند. از جمله اقدام ناشایست برخی سودجویان که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت…