جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل، نوجوانان نسبت به دوران کودکی دمدمی مزاجتر هستند و شما چیزهای جدیدی برای فکر کردن دارید، مانند ساعات منع رفت و آمد، قرار ملاقات ها و دوستانشان.شکی نیست نوجوان یا جوان شما، محدودیتها و صبر شما را آزمایش خواهد کرد. آنها هنوز فرزند شما هستند و اگرچه اعتراف نمیکنند، اما هنوز به شما نیاز دارند.نکته کلیدی این است که بدانید چه تلاشهایی ارزشش را دارند و کدام یک نتیجه معکوس میدهند.۱. تمرکز روی بدترینها«ریچارد لرنر»، دکترا و مدیر موسسه تحقیقات کاربردی در توسعه جوانان در دانشگاه تافتس میگوید: بسیاری از والدین به بزرگ کردن نوجوانان به عنوان یک روند دشوار نگاه میکنند. این شرایط، شما و نوجوانتان را برای چندین سال پرتنش در کنار هم قرار میدهد.لرنر میگوید: پیامی که ما به نوجوانان میدهیم این است که آنها فقط در صورتی «خوب» هستند که کارهای «بدی» مانند مصرف مواد مخدر، معاشرت با افراد نامناسب یا ... انجام ندهند.متمرکز شدن روی انتظارات منفی در واقع میتوانند رفتاری را که از آن بیشتر میترسید، تقویت کنند. یک مطالعه در دانشگاه ویک فارست نشان داد نوجوانانی که والدینشان میترسیدند فرزندانشان درگیر رفتارهای پرخطر شوند، یک سال بعد سطوح بالاتری از این رفتارها را گزارش…
حضور خبرنگاران خارجی در میناب و بازدید آنان از محل شهادت دانشآموزان و معلمان مدرسه «شجره طیبه»، اقدامی مهم و اثرگذار در روایت حقیقت یکی از تلخترین فجایع انسانی سالهای اخیر بود. در روزهایی که محدودیتهای اینترنتی و جنگ رسانهای تلاش داشت ابعاد این حادثه را در هالهای از ابهام قرار دهد، حضور رسانههای بینالمللی در صحنه توسط سازمان بسیج رسانه کشور و با همکاری استانداری و اداره فرهنگ و ارشاد هرمزگان فرصتی فراهم کرد تا صدای خانوادههای داغدار و مظلومیت کودکان بیگناه میناب به گوش افکار عمومی جهان برسد. گزارشها و تصاویر منتشرشده از سوی خبرنگاران خارجی، عمق فاجعهای را نشان داد که در آن دهها دانشآموز و معلم در حمله به مدرسهای غیرنظامی، جان خود را از دست دادند. برخی رسانهها و نهادهای بینالمللی نیز خواستار تحقیقات مستقل درباره این حادثه شدند و آن را نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی دانستند. بیتردید، حضور خبرنگاران خارجی در میناب صرفاً یک بازدید خبری نبود، بلکه تلاشی برای ثبت حقیقت تاریخی و جلوگیری از فراموششدن رنج کودکانی بود که قربانی خشونت و جنگ شدند. در شرایطی که انتشار آزاد اطلاعات با دشواریهایی همراه بود، این اقدام توانست بخشی از واقعیتهای میدانی را به جهانیان منتقل کند و مانع از…
…صمیمانه، بارها از ایشان درباره نام بومی وسایلی که یاد گرفتنشان برایم سخت بود، پرسیدم.هر مدیری که به جزیره میآمد، باید می نشستم و برایش روزهای طولانی از فرهنگ بومی جزیره و اهمیت آن توضیح میدادم. در گذر این سالها، دهانم کف کرده از بس حرف زدهام. البته الان دیگر انرژی چندانی هم برای این کار ندارم.خلاصه، بعد از سالها گفتوگو با مدیران و صاحبمنصبان رنگارنگ، فرصتی پیش آمد که موزه حاج محمد زبیری را راهاندازی کنیم. دهیار و شورا زحمت کشیدند و فضایی در اختیار موزه قرار دادند.سال ۱۳۹۸ در دوره مدیریت خانم شهرکی [مدیریت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی منطقه آزاد قشم]، ساختمان این موزه محلی را تعمیر و بازسازی کردیم. تابلو و ویترین نمایش وسایل را هم فرستادیم.یادم میآید هفته گردشگری بود. هیچوقت از این هفته خوشم نمیآید، چون احساس میکنم بسیاری از برنامهها تبلیغاتیاند؛ انگار میخواهیم اثبات کنیم این هفته برای سازمان منطقه آزاد خیلی مهم است.همیشه بعد از پایان این هفته جنجالی و تبلیغاتی، یکی از همکاران مورد هجمه قرار میگرفت و او را از اداره بیرون میکردند. آن سال هم، اول هفته، خبر فوت ناگهانی پسرعموی جوانم را به من دادند؛ اما چون هفته گردشگری بود، ماندم…
…است که خواننده در آن با تاریخ،آیین، سرگرمی ها و کلمات جزیره آشنا می شود.درباره این بزرگ مرد نوشتن برای من یک افتخار است به عنوان یک کنجکاو که در سراسر روستاهای هرمزگان قدم می زنم بی تعارف محمد زبیری یکی از تاثیرگذارترین افراد در استان هرمزگان است.من و همکارانم بعد از آشنایی با ایشان مجموعه مستندی را آغاز کردیم با نام " روستازادگان دانشمند" که نام مجوعه را از جناب سعدی بزرگ قرض گرفتیم.این مستند های کوتاه نگاهی دارند به زندگی افرادی که روستاهای خود تحول ایجاد کردند.محمد زبیری عزیز همان پدر حکیمی است که با عمل خود به ما پند می دهد و سعدی درباره این دست انسان های بزرگ حکایتی دارد که می گوید:حکیمی پسران را پند داد که جانان پدر هنر آموزید....او به تنهایی و سختی موزه مردم شناسی دیرستان را راه اندازی کرد که هر ساله هزاران نفر از آنجا بازدید می کنند.جناب زبیری از معتمدین جزیره است که هر جا که رود قدر ببیند و در صدر نشیند چون که هنر و اندیشه ژرف او چشمه زاینده و دولت پاینده است!درب خانه او به روی عاشقان به فرهنگ و تاریخ، عارفانه باز است و سفرهی صمیمی…
در روزگاری که جهان مدام از حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی سخن میگوید، توقیف ناوگان امدادی صمود بار دیگر پرده از واقعیتی تلخ برداشت؛ واقعیتی که نشان میدهد معیارهای غرب، نه بر اساس انسانیت، بلکه بر اساس منافع سیاسی تنظیم میشود. کشتیهایی که تنها حامل دارو، غذا و فریاد همبستگی با مردم محاصرهشده غزه بودند توسط رژیم صهیونیستی در آبهای بین المللی متوقف شده و دهها فعال حقوق بشر بازداشت شدند. گویی رساندن نان و دارو، بزرگترین جرم قرن است. ناوگان همبستگی صمود نماد وجدان بیدار مردمی بود که نمیخواستند در برابر گرسنگی کودکان غزه سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد…
جایی امنتر از اکنوننوستالژی اغلب زمانی شدت میگیرد که اکنون برای انسان قابل تحمل نباشد. ذهن انسان در شرایط نااطمینانی، به تجربههایی رجوع میکند که قبلا از آنها احساس امنیت دریافت کرده است. کودکی، خانه قدیمی، صداهای آشنا و حتی برنامههای تلویزیونی گذشته، همگی برای ذهن کارکردی آرامبخش دارند، زیرا به فرد یادآوری میکنند زمانی جهان قابل پیشبینیتر بوده است. روانشناسان این فرایند را نوعی بازسازی عاطفی امنیت میدانند تلاشی ذهنی برای حفظ تعادل روان در دورههای فشار. در دهه اخیر افزایش اضطرابهای جمعی این گرایش را تشدید کرده است. بحرانهای اقتصادی، همهگیری بیماریها، جنگها، مهاجرتهای اجباری و فرسودگی ناشی از رقابت دائمی، احساس ثبات را در زندگی بسیاری از مردم کاهش داده است. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، اختلالات اضطرابی پس از همهگیری کرونا بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت. در چنین فضایی، گذشته به مکانی ذهنی تبدیل میشود که فرد میتواند موقتا از آشفتگی حال فاصله بگیرد. اما نکته مهم این است که گذشتهای که انسان به آن بازمیگردد، الزاما واقعیت تاریخی نیست نسخهای بازسازی شده و نرمتر از گذشته است. ذهن انسان خاطرات دردناک را کمرنگ و لحظات خوشایند را پررنگتر میکند. بنابراین نوستالژی بیشتر از آنکه بازگشت به تاریخ باشد، بازگشت به احساس امنیت از…
…شهروندانی را که برای قطرهای بنزین، دقایق و ساعتها جانکاه را تاب میآورند، به بازی گرفته است.به گزارش صبح ساحل، وضعیت توزیع سوخت در بندرعباس دیگر از مرحله «بحران» عبور کرده و به یک «فاجعه اجتماعی» تبدیل شده است. کافی است ساعتی را در یکی از جایگاههای سوخت سپری کنید تا عمق این فاجعه را دریابید؛ خودروهایی که در میانه صف، زیر فشار گرما و ترافیک خاموش میشوند و در کنار آنها، خانوادههایی که در کابینهای داغ، به جای خنکای کولر، طعم تلخ بیتدبیری را میچشند. تصویر مادری که در گرمای کشنده ۴۰ درجه، در حالی که کودکش از بیتابی میگرید و خودرویشان در میانه صفِ طولانی از کار افتاده، اشک میریزد، تنها یک صحنه نیست؛ این تابلوی تمامنمای «نظارت ضعیف» در هرمزگان است.آنچه نمک بر این زخم میپاشد، حضور بیمحابای دلالانی است که گویی صاحباختیار جایگاهها شدهاند. در حالی که مردم عادی باید ساعتها در صف منتظر بمانند، برخی افراد با پلاکهای غیربومی و در دست داشتن چندین کارت سوخت، آزادانه به خرید و فروش و سوختگیری مشغولند. این در حالی است که در استانهای همجوار مانند کرمان، طرح «کدینگ» بهخوبی اجرا شده و دست متخلفان کوتاه گشته است؛ اما در بندرعباس، گویی ارادهای برای ساماندهی این…
…ماند و فریادهای استمدادش در غرش امواج گم شد. عملیات جستجوی نفسگیر با حضور نیروهای امدادیپس از وقوع حادثه و در ساعت ۱۸:۳۰، بلافاصله خبر به دهیاری بندر مقام اعلام شد. «مهدی اشکنانی»، دهیار منطقه، با تأیید این خبر گفت: «بهمحض اطلاع، تیمهای اورژانس، دریابانی، نیروهای محلی و ناجیان غریق بهسرعت در محل حادثه حاضر شدند». ایلیا پس از انجام اقدامات درمانی اولیه به بیمارستان رستمانی پارسیان اعزام شد.عملیات جستجو برای یافتن بردیا ادامه داشت، شرایط مواج دریا، کار را برای تیمهای امدادی دشوار کرده بود. پس از حدود 3ساعت جستجوی طاقتفرسا در نقاط مختلف و در فاصلهای تقریبی یک کیلومتری از محل غرق شدن، سرانجام پیکر این پسربچه کشف شد که فاقد علائم حیاتی بود. احتیاط در روزهای مواج دریا«مهدی اشکنانی»، در ادامه بر ضرورت رعایت نکات ایمنی تأکید کرد و افزود: «دریا در آن ساعت کاملاً مواج بود و شرایط بههیچوجه برای حضور خانوادهها، بهخصوص کودکان، در نزدیکی آب مناسب نبود.متأسفانه پدر و مادر به همراه دو فرزندشان در آن منطقه حضور داشتند که این حادثه تلخ رخ داد». وی از همه خواست تا در روزهایی که دریا مواج و خطرناک است، نهایت احتیاط را بهکارگیرند و فاصله خود را با آب حفظ کنند.
…میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم مسائل مردم است. فرمانداری که در میدان دیده نشود، بخش مهمی از مأموریت خود را انجام نداده است ماهیت این جایگاه، مدیریت در صحنه است…
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
تغییر ساعت مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد