جدید به قدیم
ساخت اصولی و استاندارد، تنها زمانی ممکن است که مجریان ذیصلاح مسئولیت اجرای پروژه را بر عهده داشته باشند. این افراد با دانش فنی تخصصی، تجربه عملی و آشنایی کامل با مقررات ملی ساختمان، تضمین میکنند که تمامی مراحل ساخت مطابق با استانداردهای ایمنی و کیفیت پیش رود. به عبارت دیگر، ساختوساز اصولی صرفاً یک شعار نیست؛ بلکه تعهدی حرفهای است که فقط از عهده کسانی برمیآید که صلاحیت و مجوز لازم را دارند. بدون حضور این متخصصان، هرگونه ادعای کیفیت و ایمنی، بیپایه و اساس خواهد بود و شهر و ساکنان آن را در معرض خطرات جدی قرار میدهد.در این میان، مجریان ذیصلاح نقش بسیار مهمی دارند. آنها تنها پیمانکار نیستند، بلکه متخصصانی هستند که با دانش فنی، مجوز قانونی و تجربه عملی، اجرای دقیق نقشهها و رعایت مقررات ایمنی را تضمین میکنند. متأسفانه در بسیاری از پروژهها این جایگاه نادیده گرفته شده و مسئولیت ساختوساز به افراد فاقد صلاحیت واگذار میشود. این موضوع میتواند منجر به ضعف کیفیت، افزایش خطر حوادث و کاهش عمر مفید ساختمانها شود.اجرای ساختمان بدون حضور مجری ذیصلاح مانند رانندگی بدون گواهینامه است؛ شاید در ابتدا مشکلی پیش نیاید، اما در نهایت فاجعهای رخ خواهد داد. به عنوان مثال، عدم اجرای اسکوپ…
کشف بیش از یکهزار تُن برنج در بندر شهید رجاییانباری حاوی یکهزار و 113 تن برنج هندی در بندر شهید رجایی شناسایی شد. ارزش این محموله بیش از 630 میلیارد ریال برآورد شده و متعلق به یکی از فروشگاههای زنجیرهای کشور است.به گفته سردار علیاکبر جاویدان، فرمانده انتظامی استان هرمزگان،این برنج ماهها در انبار نگهداری شده بود در حالی که باید در اختیار مردم قرار میگرفت.کیومرث حسن پور مدیرکل تعزیرات هرمزگان، نیز اعلام کرد که حداکثر جریمه محتکر میتواند تا 2 هزار و 200 میلیارد ریال برسد و پرونده برای پیگیری قضایی در حال بررسی است.این کشف در شرایطی رخ داده که بازار با کاهش عرضه برنج مواجه بوده و اهمیت برخورد قاطع با محتکران بیش از پیش نمایان شد.
… اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماع منجر شود.از سوی دیگر، مهاجران اغلب بهعنوان یک سرمایه بالقوه نادیده گرفته میشوند. بخش بزرگی از نیروی کار فعال در صنایع، خدمات و حتی بخشهای نوآورانه هرمزگان را مهاجران تشکیل میدهند.بهرهگیری درست از مهارتها، تجربهها و شبکههای ارتباطی این گروه میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی استان کمک شایانی کند. برای رسیدن به این هدف، سیاستهای شهری باید از نگاه محدودکننده به مهاجران فاصله بگیرد و بسترهایی فراهم کند تا آنها بهعنوان شهروندان مشارکتکننده و مؤثر در توسعه استان شناخته شوند.نقش شهرسازی در مدیریت چالشهای ناشی از مهاجرت بسیار کلیدی است. طراحی شهری هوشمندانه میتواند با ایجاد فضاهای عمومی فراگیر، فرصت تعامل میان گروههای مختلف را فراهم کند و از گسترش شکافهای اجتماعی جلوگیری نماید. پروژههای طراحی شهری باید به گونهای برنامهریزی شوند که محلات مختلط با دسترسی برابر به خدمات عمومی ایجاد شود. همچنین استفاده از سیاستهای مالیاتی و عوارض شهری برای تشویق سرمایهگذاری در مناطق کمتر توسعهیافته میتواند به توزیع متوازن جمعیت کمک کند.مسئله اشتغال نیز از مهمترین عوامل مهاجرت به هرمزگان است. این استان به دلیل وجود مناطق آزاد، بنادر مهمی همچون بندرعباس و صنایع نفتی و معدنی، مقصد جذابی برای جویندگان…
…بر منطق خود پیروی میکند. از این رو این تغییرات اگر هم روی دهد نوعی بازتعریف جدید از کنش و واکنشها خواهد بود و منطق اصلی قدرت با سردمداری سرمایهداری جهانی با محوریت منافعش به راه خود ادامه میدهد.در مورد رویدادهای مربوط به ایران هم اگرچه بعد از جنگ 12 روزه و پس از آن یعنی فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای فصل هفتمی ضد کشورمان، شاهد نوعی سکون ظاهری در پیوند با کنشهای آمریکا و نیروی نیابتیاش در منطقه یعنی اسرائیل هستیم اما با مداقهای عمیقتر شاهد پویاییهای زیاد اما زیرپوستی در این حیطهایم؛ مثلا در حالی که خبرها حکایت از گسیل ادوات نظامی آمریکا به منطقه دارد، خط سیر رویدادها نشان میدهد آمریکا در حال ایجاد ائتلافسازی منطقهای بر علیه ماست. این خط سیر در چارچوب نگاه بلند مدت آن به جمهوری اسلامی بوده است که میخواهد مواضعش نسبت به جمهوری اسلامی، با خصوصیات و مشخصههای کنونی را مرحله به مرحله سختتر کند. در این پیوند در حالی که شاهد گسترش فشارهای اقتصادی و سیاسی فزایندهاش هستیم، آمریکا با قطر پیمان امنیتی امضا کرده که هر گونه حمله به آن را حمله به خاک آمریکا نشان داده. در اتفاق قابل تامل دیگری، ترکیه هم که از…
…شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی ایمن یا وجود پله برقی در پل های عابر پیاده، دسترسی آسان به معابر ، وسایل حمل و نقل و عبور ایمن و مناسب از خیابان را تضمین میکند.تدارک تسهیلات و نیمکت: یک نیمکت ساده در هر چند متر از پیادهروها، میتواند تفاوت بین یک روز اجتماعی و یک روز انزوا باشد. این نیمکتها فقط یک وسیله برای استراحت نیستند؛ آنها امکان حضور در اجتماع و حفظ استقلال سالمند را فراهم میکنند.ارتقاء روحیه و مقابله با فراموشی: وظیفه ما تنها به تأمین نیازهای فیزیکی محدود نمیشود؛ باید تلاش کنیم تا سالمندان از وضعیت فراموش شدگان اجتماع به جایگاه گنجینه فعال بازگردند.سلامت روان و ارتباط: ایجاد بسترهای ارتباطی بین نسلی، مراکز روزانه با فعالیتهای گروهی، و بازدیدهای منظم خانوادگی، بهترین راهکار برای ارتقاء روحیه است. ما باید بهجای دیدن آنها، به عنوان یک بار آنها را منبعی از عشق و حکمت بدانیم.جایگاه اجتماعی: اگر جامعهای برای سالمندانش ارزش قائل باشد، نه تنها زندگی…
…کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت سیاسی یا اداری باشد، اما مشکلات اقلیمی چون گرمای شدید و کمآبی، چالش بزرگی خواهد بود.همانطور که استانبول در ترکیه یا سائوپائولو در برزیل همچنان مراکز اصلی اقتصادی باقی ماندند، تهران نیز حتی با انتقال پایتخت، نقش اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ خواهد کرد. راهحل واقعبینانه برای ایرانانتقال کامل به سبکی شبیه برازیلیا، در کوتاهمدت نه عملی و نه اقتصادی است.ایجاد پایتخت دوگانه (مانند ترکیه یا آفریقای جنوبی) واقعبینانهتر است؛ تهران همچنان مرکز اقتصادی و فرهنگی بماند و یکی از شهرهای جنوب کشور به مرکز سیاسی و اداری بدل شود. شهر اداری مستقل میتواند در حاشیه استانهای فارس یا کرمان طراحی شود…
جناب پزشکیان، در اظهارات اخیرش در استان، که به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش…
این طرح اگر چه با استقبال برخی از کشورهای اسلامی و عربی مواجه شد اما نگاه دقیقتر به مفاد و شرایط آن نشان میدهد که این طرح نه تنها راهی به سوی صلح پایدار نمیگشاید، بلکه میتواند به تشدید بحران و تحمیل شرایط ناعادلانه بر مردم غزه منجر شود. یکی از نخستین ضعفهای طرح، نبود نمایندگی واقعی برای مردم فلسطین است. این طرح بدون مشارکت مستقیم نیروهای غزه یا حتی گروههایی که در صحنه سیاسی و اجتماعی این منطقه نقشی محوری دارند تدوین شده است. چنین روندی ماهیتی تحمیلی دارد و مشروعیت آن را به شدت زیر سؤال میبرد. وقتی قرار است آینده یک سرزمین تعیین شود، اما مردم آن در فرآیند تصمیمگیری حضور ندارند، طرح بیش از آنکه راهحل باشد، ابزار فشار سیاسی جلوه میکند. نکته دوم، یکسویه بودن شروط است. در حالی که فلسطینیان ملزم به خلع سلاح حماس و واگذاری اداره غزه به کمیتهای بینالمللی هستند، تعهدات اسرائیل مبهم و فاقد ضمانت اجرایی باقی مانده است. حتی در مواردی، اسرائیل صراحتاً اعلام کرده قصد دارد در بخشهای مختلف غزه حضور امنیتی خود را حفظ کند. چنین وضعیتی تنها به معنای تداوم اشغال غیرمستقیم خواهد بود و امید به آزادی واقعی را از مردم غزه میگیرد. ابهام در…
شهروندان این دیار، وقتی میبینند در شهرهای مجاور مانند شیراز، کرمان، یزد، بوشهر، اهواز و... با کرایهای بهمراتب کمتر مسیرهای مشابه را طی میکنند، با خود میپرسند: چرا باید هزینه حملونقل در شهری که سفرههای کوچک شهروندانش هر روز کوچکتر و کمرنگتر میشود، از شهرهای برخوردار بیشتر باشد؟ این نابرابری در یک تجربه ساده نگارنده هم خود را نشان داد؛ در سفری با اسنپ به فرودگاه، از راننده درباره محل زندگیاش پرسیدم. گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند…
دومین همایش مدیران کنترل کیفیت استان هرمزگان با حضور ۲۱۰ مدیر واحدهای تولیدی و خدماتی برگزار شد. در این همایش، مجید زارعزاده، مدیرکل اداره استاندارد هرمزگان، با اشاره به اهمیت نقش مدیران کنترل کیفیت در چرخه تولید، آنان را بازوی اجرایی سازمان ملی استاندارد و نمایندگان این سازمان در صنایع معرفی کرد. وی تأکید کرد: «مسئول کنترل کیفیت باید کاری کند که مشتری بازگردد، نه محصول؛ این رسالت خطیر نشاندهنده جایگاه بیبدیل این مدیران در توسعه کیفیت و جلب اعتماد عمومی است.»
اصابت پرتابههای دشمن آمریکایی در حوالی قشم