جدید به قدیم
بین عکسهای پرتعدادی که از دوران کودکی ام به جا مانده عکسی هست که در آن منی که 4 یا 5 ساله بود با دست زیر چانه زده، به امواج دریا خیره شده و مبهوت نگاهش میکند، آن عکس تا مدت ها برایم یک عکس معمولی از یک سفر معمولی به شمال کشور بود حتی وقتی پدرم در نیروی دریایی ارتش مشغول به کار شد، آن عکس برایم همان عکس معمولی باقی ماند تا اینکه چند سال بعد از شروع به کار پدر مهاجرت من و خانواده ام از تهران به جنوب اتفاق افتاد و ارتباط عاطفی شگفت انگیزم با دریا عکس را برایم دوباره تعریف کرد، مدت هاست آن عکس را براعت استهلالی می بینم بر گره خوردن زندگی ام با دریا، دریایی که سخاوتمندانه در کنارم بود و هست و سالهاست صمیمی ترین آغوش را برایم گشوده است. دوستی صمیمی که بودنش و امکان نفس کشیدن در کنارش را مدیون پدرم و همرزمانش در نیروی دریایی ارتش هستم. در سالهایی که به عنوان فرزند کارمند نیروی دریایی ارتش گذراندم بیشتر کارکنان این سازمان را شریف،صبور،زحمتکش و کم توقع دیدم، آنقدر کم توقع که حتی حقوق طبیعیشان را از یاد برده اند. خالصانه زحمت میکشند و بیریا…
…کشور و بروز حوادث تلخ در اماکن تجاری و اقامتی هرمزگان ما مقوله ی مدیریت نگهداری و تعمیرات ساختمان اهمیت حیاتی می یابد. همچنین در کشور ما به دلیل اهمیت ناچیز به این مسئله شاهد کاهش عمر مفید ساختمان ها به عنوان سرمایه ی ملی و کاهش بهره وری به عنوان الزامات فرآیند توسعه هستیم. در حالی که در دنیا شاهد افزایش تعداد ساختمان های با عمر مفید بیش از 100 سال هستیم این رقم در کشور ما به 25 سال می رسد و در صورت تداوم رویه ی کنونی یعنی استفاده از افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت پیش بینی می شود به حتی 20 سال هم کاهش یابد. متأسفانه نگاه سیاست گذران در این مقوله عمدتا واکنشی بوده و پس از حوادث ناگوار به این مقوله توجه شده است. به طور مثال در مبحث 22 مقررات ملی ساختمان که توسط وزارت راه وشهرسازی تدوین شده است، ذیل عنوان مراقبت و نگهداری از ساختمان به این مقوله اشاره شده است اما در رویه های کنونی نظام ساخت و ساز شهری از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نیست. به نظر کارشناسان حتی انتخاب عنوان آن هم با توجه به ضرورت ها و نیازها بهتر است به مدیریت نگهداری و تعمیرات…
…اصلی، جز ترافیک و جنگ اعصاب چیزی عاید مردم این شهر نمیشود. کارشناسان اهلفن و خبره!!! وضعیت خیابانهای منتهی به مرکز شهر را چنان تغییر دادهاند که در هیچ شهری جز بندرعباس چنین کار کارشناسی دیده نمیشود. سهراه دلگشا و خیابان پدران آسمانی را چنان به چراغقرمز مجهز کردهاند که یک شاهکاراست. شاهکاری بینظیر. برخی از طرحهای ترافیکی شهر بندرعباس، همچون نظام آموزشی کشور، بازگشت به عقب است. یکعمر چهارراه فاطمیه، چهارراه بود که چند سال پیش در اجرای یکطرفه کردن خیابانهای هسته مرکزی شهر، چراغقرمز حذف شد. طولی نکشید دوباره چراغقرمز روشن شد. چهارراه مرادی هم همین وضعیت را دارد. بسیاری از چهارراههای شهر بندرعباس، عنوان چهارراه را یدک میکشند اما در ظاهر چیز دیگری است.همین خیابان شریعتی شمالی، حدفاصل چهارراه فاطمیه تا میدان اتوتاج (ابوذر) که دیگر میدان نیست و اخیراً به چراغقرمز مجهز شده، هردو باند را به یک مسیر اختصاص دادهاند یعنی از چهارراه فاطمیه تا چهارراه ابوذر. درگذشته اینگونه نبود و شما بهراحتی از میدان شهربانی و سپس اتوتاج وارد خیابان شریعتی شمالی و نهایتاً وارد بلوار سید جمالالدین اسدآبادی میشدید، اما حالا باید یک دور قمری بزنید، کلی بنزین بسوزانید در ترافیک بمانید تا بتوانید وارد خیابان سید جمالالدین شوید. آقایان کارشناس خبره…
بی شک استحکام،ایمنی ،بهره دهی ، آسایش و صرفه ی اقتصادی مسکن به عنوان ارزشمند ترین کالا ی متعلق به خانوار در زندگی بشر نقشی حیاتی دارد. با مقایسه ای اجمالی به حادثه خیز بودن کشورمان اهمیت گزاره ی اخیر را مضاعف خواهد کرد همچنان که بیشتر هزینه ی خانوار خصوصا در شهر های بزرگ هم متعلق به مسکن است. از این رو نقش مهندسی ساختمان به عنوان مقوله ای که بر مبنای اصولی علمی و آکادمیک از الزامی ترین ابزارها برای دست یابی به مسکن مناسب است اهمیت اساسی پیدا می کند. این یعنی عدم توجه به مهندسی ساختمان بزرگترین خسارتها را متوجه کشور خواهد کرد.به بیان ساده تر امضای مهندسان در تأیید فرآیند طراحی، نظارت و اجرا نقشی حیاتی و به قیمت حتی جان انسانها بر عهده دارد. درکشور های توسعه یافته باتوجه به این مسئله در حدود ده درصد هزینه های تمام شده ی ساختمان به درستی در زمینه های مهندسی ساختمان مصرف می شود. حال آنکه در کشور ما این رقم به زحمت به دو درصد می رسد. در صورت بروز هر گونه حادثه و ضرر اما ، مسئولیت مهندسان بسیار بالا و در مواردی همهی مسئولیت بر عهده ی آنهاست. یعنی اینکه در قبال…
دیروزهشت آبان بود روزی تلخ که برای من از یاد رفتنی نیست تلخی این روز برمیگردد به سال های نه چندان دور دانشجویی . صبح سه شنبه بود و طبق روال آن روزها خودم را به دانشگاه و کلاس رساندم . فهمیدن تفاوت این سه شنبه با سه شنبه های دیگر زمان زیادی لازم نداشت شعری که هم کلاسی ام روی تخته سفید نوشته بود، استادی که کلاس را نیامده ترک کرده بود و هم کلاسی هایی که از رفتار استاد متعجب بودند خبر از یک اتفاق می دادند . قبل از این که استادم با چشم های سرخ ناشی از اندوه از دست دادن دوستش به کلاس برگردد ، از آن اتفاق پرسیدم و فهمیدم یک روز تلخ برای ادبیات فارسی را تجربه می کنم . سه شنبه هشتم آبان 1386روزی که قیصر شعر انقلاب و سراینده شعرهای خاطره انگیز کودکی من و هم نسلانم دفتر شعرش را برای همیشه بست . ازآن روز شعرهای خاطره انگیزش در ذهنم مرور شد و غمگین از این که به قدر کفایت نمی شناختمش، شروع به خواندن شعرهایش کردم . کتاب های مختلفش را خواندم و نتیجه این شد که فهمیدم او بیشتر از هر چیز اهل پویایی و حرکت است. اگر در"شعری برای جنگ" روزهای مبارزه را…