جدید به قدیم
…ورود به آموزش رسمی از پنجسالگی، اگر با تکالیف ساختارمند و کلاسمحور همراه شود، ممکن است بیش از آنکه به شکوفایی کمک کند، بار اضافی روانی بر کودک تحمیل کند و حتی میل به یادگیری را در سالهای بعد کاهش دهد. به بیان دیگر، خطر تبدیل پیشدبستانی به «کلاس اول زودرس» بسیار جدی است.دوم، موضوع زیرساختهاست. امروز مدارس ما با کمبود معلم متخصص، کلاسهای پرجمعیت، و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه تنها محقق نمیشود، بلکه کیفیت یادگیری پایینتر خواهد آمد.سومین نکته، بازتولید شکاف طبقاتی است. نمایندگان مجلس بر دولتیسازی و رایگان بودن این دوره تأکید کردهاند، اما تجربه نشان میدهد که مدارس غیردولتی و مرفه، همچنان امکاناتی فراتر ارائه خواهند داد و کودکان طبقات پایین حتی در پیشدبستانی هم فرصت برابر نخواهند داشت. در واقع، این سیاست میتواند نابرابری آموزشی را به سنین پایینتر نیز تعمیم دهد.با همه این نگرانیها، اصل گسترش آموزش پیشدبستانی اقدامی مثبت است، اما نباید به سادهسازی مسئله بسنده کرد. اگر واقعاً قصد سرمایهگذاری بر آینده کودکان…
…هرچند در ابتدای مسیر حامل پیامهایی بودند، اما به مرور زمان درگیر سهمخواهیهای جناحی، تکرار شعارهای بیاثر و جدلهای بیپایان شدند و نتیجهاش چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و تشدید مشکلات ساختاری کشور نبود.امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به گذر از این دوگانه پوسیده و ورود به عصر متخصصین عملگرا احساس میشود. کشور ما درگیر بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است و برای عبور از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار توجیه وضع موجود…
…تفاوتهای زبانی، مذهبی و سبک زندگی میان گروههای مهاجر و اجتماع محلی، گاه باعث ایجاد سوءتفاهمها، کاهش اعتماد اجتماعی و حتی شکلگیری جداییهای فضایی و فرهنگی در شهرها میشود. این روند، اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماع منجر شود.از سوی دیگر، مهاجران اغلب بهعنوان یک سرمایه بالقوه نادیده گرفته میشوند. بخش بزرگی از نیروی کار فعال در صنایع، خدمات و حتی بخشهای نوآورانه هرمزگان را مهاجران تشکیل میدهند.بهرهگیری درست از مهارتها، تجربهها و شبکههای ارتباطی این گروه میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی استان کمک شایانی کند. برای رسیدن به این هدف، سیاستهای شهری باید از نگاه محدودکننده به مهاجران فاصله بگیرد و بسترهایی فراهم کند تا آنها بهعنوان شهروندان مشارکتکننده و مؤثر در توسعه استان شناخته شوند.نقش شهرسازی در مدیریت چالشهای ناشی از مهاجرت بسیار کلیدی است. طراحی شهری هوشمندانه میتواند با ایجاد فضاهای عمومی فراگیر، فرصت تعامل میان گروههای مختلف را فراهم کند و از گسترش شکافهای اجتماعی جلوگیری نماید. پروژههای طراحی شهری باید به گونهای برنامهریزی شوند که محلات مختلط با دسترسی برابر به خدمات عمومی ایجاد شود. همچنین استفاده از سیاستهای مالیاتی و عوارض شهری برای تشویق سرمایهگذاری در مناطق کمتر توسعهیافته میتواند به توزیع متوازن جمعیت کمک…
…بنابراین در حالی که ترک مخاصمه در غزه نه از روی حس صلحطلبی که بنابر ضرورت، امکان بالقوه برای عملی شدنش جدیتر شده اما در صورت وقوع این اتفاق به هیچ وجه شاهد کاهش پویاییها و تحولات در خاورمیانه نخواهیم بود. چه آنکه همانگونه که قواعد فیزیک منطق خودش را دارد، قدرت هم از روابط و فرمولهای مبتنی بر منطق خود پیروی میکند. از این رو این تغییرات اگر هم روی دهد نوعی بازتعریف جدید از کنش و واکنشها خواهد بود و منطق اصلی قدرت با سردمداری سرمایهداری جهانی با محوریت منافعش به راه خود ادامه میدهد.در مورد رویدادهای مربوط به ایران هم اگرچه بعد از جنگ 12 روزه و پس از آن یعنی فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای فصل هفتمی ضد کشورمان، شاهد نوعی سکون ظاهری در پیوند با کنشهای آمریکا و نیروی نیابتیاش در منطقه یعنی اسرائیل هستیم اما با مداقهای عمیقتر شاهد پویاییهای زیاد اما زیرپوستی در این حیطهایم؛ مثلا در حالی که خبرها حکایت از گسیل ادوات نظامی آمریکا به منطقه دارد، خط سیر رویدادها نشان میدهد آمریکا در حال ایجاد ائتلافسازی منطقهای بر علیه ماست. این خط سیر در چارچوب نگاه بلند مدت آن به جمهوری اسلامی بوده است که میخواهد مواضعش…
…عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی ایمن یا وجود پله برقی در پل های عابر پیاده، دسترسی آسان به معابر ، وسایل حمل و نقل و عبور ایمن و مناسب از خیابان را تضمین میکند.تدارک تسهیلات و نیمکت: یک نیمکت ساده در هر چند متر از پیادهروها، میتواند تفاوت بین یک روز اجتماعی و یک روز انزوا باشد. این نیمکتها فقط یک وسیله برای استراحت نیستند؛ آنها امکان حضور در اجتماع و حفظ استقلال سالمند را فراهم میکنند.ارتقاء روحیه و مقابله با فراموشی: وظیفه ما تنها به تأمین نیازهای فیزیکی محدود نمیشود؛ باید تلاش کنیم تا سالمندان از وضعیت فراموش شدگان اجتماع به جایگاه گنجینه فعال بازگردند.سلامت روان و ارتباط: ایجاد بسترهای ارتباطی بین نسلی، مراکز روزانه با فعالیتهای گروهی، و بازدیدهای منظم خانوادگی، بهترین راهکار برای ارتقاء روحیه است. ما باید بهجای دیدن آنها، به عنوان یک بار آنها را منبعی از عشق و حکمت بدانیم.جایگاه اجتماعی: اگر جامعهای برای سالمندانش ارزش قائل باشد، نه تنها زندگی امروز آنها را با عزتتر میسازد، بلکه تصویری روشنتر از آینده را پیش روی نسل جوان قرار میدهد و به آنها میآموزد که پیری، مرحلهای ارزشمند و محترم از زندگی است…
دلایل طرح موضوع۱. تمرکززدایی از تهران: بار جمعیتی و مدیریتی تهران نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه امنیت ملی را نیز آسیبپذیر کرده است.۲. ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی: تهران در نزدیکی گسلهای فعال قرار دارد و خطر زلزله همواره تهدیدی جدی محسوب میشود.3. توزیع عادلانه توسعه: تمرکز بیش از حد امکانات در تهران، موجب عقبماندگی بخشهای وسیعی از کشور، بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت…
جناب پزشکیان، در اظهارات اخیرش در استان، که به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش…
…را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند، اما واقعیت این است که نبود نظارت، کمبود راننده و شرایط خاص این شهر باعث شده بار گرانی بر دوش مردم سنگینی کند. این شهر بیش از هر زمانی دیگر نیازمند مدیریتی است که صدای مردم را بشنود و مرهمی بر زخم معیشت آنان بگذارد. نظارت دقیق بر کرایهها، تصویب نرخنامههای شفاف و همسانسازی هزینهها با قدرت خرید واقعی مردم، کمترین حقی است که شهروندان بندرعیاسی دارند. مردمان خونگرم جنوب خصوصا بندرعباس سزاوارعدالت بیشتری هستند عدالتی که نه در شعار، بلکه…
تصمیمات شهری کوتاهمدت و بدون پشتوانه کارشناسی، علاوه بر فشار بر زیرساختها و منابع طبیعی، هزینههای سنگینی برای نسلهای آینده به همراه دارند. گام نخست، شناسایی ظرفیتها و محدودیتهاست؛ هرمزگان با بندرهای فعال، جزایر متعدد و تاریخ فرهنگی غنی، ظرفیتهای متنوعی دارد که باید با تحلیل علمی و نگاه یکپارچه مورد بهرهبرداری قرار گیرد.یکی از اصول کلیدی آیندهنگری، طراحی شهری مانا است؛ طراحیای که منابع طبیعی و فرهنگی را حفظ کند، اثرات منفی توسعه را بکاهد و امکانات موجود را بهینه به کار گیرد. در اقلیم گرم و مرطوب هرمزگان، این به معنای شهری سازگار با شرایط اقلیمی، بهرهمند از فناوریهای صرفهجویانه و پاسدار هویت فرهنگی است.نقش متخصصان شهرسازی در این مسیر حیاتی است. تجربه نشان داده که دخالت افراد غیرمتخصص با نیت خیر میتواند به طرحهای ناکارآمد و پرهزینه بینجامد. تصمیمات کلان باید بر اساس تحلیل داده و نظر تخصصی اتخاذ شوند؛ وظیفه دولت هم فراهمسازی بستر قانونی و نظارتی است، نه ورود مستقیم به طراحی.محدودیت زمین و آب در هرمزگان چالش جدی است. آیندهنگری ایجاب میکند که از اراضی بایر و مستعد توسعه بهره گرفته شود، کاربری زمینها ارتقا یابد، و فناوریهای نوین در ساختوساز به کار گرفته شوند. طراحی محلات با تراکم مناسب، توسعه…
ایران مستثنا از مکانیسم ماشه نیست بلکه همه کشورهای منطقه هم تهدید به این امر هستند؛ حتی کشورهای متحد آمریکا. چرا اروپا این سیاست را در پیش گرفته؟ شاید جوابش ساده باشد؛ ترامپ به شدت جنگ تجاری را آغاز کرده است و اعمال تعرفه های سنگین علیه متحدان اروپایی خود را نیز در نظر دارد و اروپایی ها با این اقدام علیه ایران بهدنبال خوش خدمتی به آمریکا و رژیم صهیونیستی در مواجهه با ایران هستند. ترامپ حتی حاضر شده و اعلام کرده است که به چین سفر خواهد کرد، بنابراین هیچ تفکری مانع بر آن نیست که حتی چین با آمریکا وارد توافقات و مبادلات بلند و بزرگ اقتصادی و تجاری گردد. ترامپ کارت بازی خود را در حوزه تجارت بین الملل میخواهد بازی دهد. اینکه ترامپ و اروپا با هر ابزاری در حال مقابله با ایران هستند نیز برگشت به همان سند راهبرد امنیت ملی آمریکا است که در زمان بایدن ترسیم شده بود؛ که چین، روسیه و ایران را خطر بالقوه برای امنیت ملی خود میداند. بنابراین هر راهکاری را بهکار خواهد گرفت تا با پدیده نظم جهانی مقابله کند. همین برگشت آمریکا و تغییر تفکر ترامپ مبنی بر تحویل گرفتن پایگاه بگرام در افغانستان هم…