جدید به قدیم
وقتى پس از خريد روزانه، با پاى پياده قصد خانه میکنید، در مسیر با خود میاندیشی که هرگاه خسته شدی، جایی روی نیمکتی استراحت خواهی کرد. در طول مسير به دنبال نشيمنگاهى هستيد كه براى دقايقى كوتاه هم كه شده روى آن نشسته و تجدیدقوا كنيد و دوباره به مسير خود ادامه دهيد.
جمعه ای که گذشت 12 اردیبهشت ماه بود وروز معلم ،روز پاسداشت آموزگارانی از جنس بلور.آموزگارانی که تصویری از آینده پیش روی چشمان دانش آموزان شان ترسیم می کنند و نقشه راه آینده را پیاده .
«بت گوران» نزدیک دریاست، روبهروی بازار روز بندرعباس. گنبد سنگی عظیمی دارد با لایههای ذوزنقهای و دیوارهایی پر از تزیینات آیین هندو. معبد هندوها را که متفاوت از همه بناهای تاریخی ایران است، زمانی که خلیجفارس از رفتوآمد هندوها متلاطم بود، ساختند؛ اواخر دوره ناصرالدینشاه ساختندش و زمان حکومت مظفرالدینشاه به بهرهبرداری رسید.
صورتها همه ماسکپوش و دستها پلاستیکی بود. تفاوت آدمها را فقط از نوع ماسک و دستکشهایشان میشد فهمید. دستکشهای پلاستیکی شفاف که برای هر دستی گشاد بود. دستکشهای صدفیرنگ که باپوست دست یکی میشد. دستکشهای لاتکس آبی و کرمرنگ. ماسکهای پارچهای، فیلتردار، معمولی. بوی الکل و مواد ضدعفونیکننده فضا را پرکرده بود. زنی با یک پلاستیک پر از ماسک، جلوی دو کودک ایستاده بود و ضمن یادآوری نکات بهداشتی، صورتهایشان را با ماسک میپوشاند. همه با چیزی میجنگیدند که هرجایی بود اما هیچجا نمیشد دیدش. اشیا، سطوح و حتی عزیزترین کسان آدم هم دشمنی بالقوه به شمار میآمدند. آدمها به هم نزدیک نمیشدند، حتی به عزیزترینهایشان. همبستگی و محبتشان را با دوری کردن از هم نشان میدادند.
وقتی نام بندر را میشنویم ناخودآگاه امواج خروشان دریا، نغمه مرغان دریایی، نوای ناخدا و جاشوان و هر آنچه به دریا وابستگی دارد، در ذهن تداعی میشود. دریایی که خیلی از مردم آرزوی پابرهنه بر روی شن و ماسههای آن قدم بزنند و از دوستی با دریا لذت ببرند.
نزاع آدمها بر سر چیزی که به آن طمع کرده اند می تواند قصهای پرکشش باشد که قابلیت تبدیل شدن به سریال را دارد، اما قطعا سریالی که بر اساس چنین داستانی ساخته شده است برای قرارگرفتن در جایگاه سریال مطلوب و قابل قبول چیزهای دیگری هم لازم دارد.
بین عکسهای پرتعدادی که از دوران کودکی ام به جا مانده عکسی هست که در آن منی که 4 یا 5 ساله بود با دست زیر چانه زده، به امواج دریا خیره شده و مبهوت نگاهش میکند، آن عکس تا مدت ها برایم یک عکس معمولی از یک سفر معمولی به شمال کشور بود
، یدالله شهرجو شاعرسپید سرای مینابی در چنین روزی دیده به جهان گشود امروز سالگرد اولین تولد اوست
دیروزهشت آبان بود روزی تلخ که برای من از یاد رفتنی نیست تلخی این روز برمیگردد به سال های نه چندان دور دانشجویی . صبح سه شنبه بود و طبق روال آن روزها خودم را به دانشگاه و کلاس رساندم .
رئیس ستاد دهه امامت و ولایت هرمزگان از برگزاری جشن ازدواج آسان یک هزار و ۵۰۰ زوج جوان به نیت یک هزار و ۵۰۰ شهید استان، در دهه امامت و ولایت خبر داد.
شنیده شدن صدای مهیبی در بندرعباس