جدید به قدیم
کودکآزاری یکی از مشکلاتاجتماعی است که به دلایلی از جمله فوت پدر و مادر، ازدواج مجدد والدین، فقر، بیماریهای لاعلاج والدین و مشکلاتی از این دست گریبانگیر کودکان شدهاست.
اگر یک فوتبالیست، اخلاق ورزشی نداشتهباشد، هرچقدر هم که خوب بازی کند،طرفداران چندانی نخواهدداشت و مورد تحسین و تمجید بزرگان فوتبال قرار نخواهدگرفت.
چه میشود که در فراز و نشیب تاریخ و بیانصافی و اغراقنویسی مورخان سفارشی برخی از رخدادهای پر هیمنه تاریخی از گزند تحریف و نابودی کامل در امان میمانند و گذر زمان نمیتواند بر واقعیت خلق شده گرد و غبار فراموشی بنشاند؟
معاون وزیر بهداشت در تازهترین اظهارنظر خود درباره ویروس کرونا از مردم میخواهد که اینقدر بیخیال نباشند.
زمستان گذشته خبر عالمگیری ویروس کرونا در صدر اخبار دنیا قرار گرفت. هنوز کسی نمیدانست چینیها دقیقا با چه ویروسی درگیر هستند که نگرانیها جهانی شد. دانشمندان دست به کار کشف دارو و واکسن کرونا شدند. اگرچه تلاشها برای مهار و غلبه به ویروس هنوز ادامه دارد اما در شرایط فعلی فقط یک کار از دستمان برمیآید. اینکه در خانه بمانیم، دستهایمان را مرتب به مدت 20 ثانیه با آب و صابون بشوییم و همهچیز را ضدعفونی کنیم.
وقتى پس از خريد روزانه، با پاى پياده قصد خانه میکنید، در مسیر با خود میاندیشی که هرگاه خسته شدی، جایی روی نیمکتی استراحت خواهی کرد. در طول مسير به دنبال نشيمنگاهى هستيد كه براى دقايقى كوتاه هم كه شده روى آن نشسته و تجدیدقوا كنيد و دوباره به مسير خود ادامه دهيد.
جمعه ای که گذشت 12 اردیبهشت ماه بود وروز معلم ،روز پاسداشت آموزگارانی از جنس بلور.آموزگارانی که تصویری از آینده پیش روی چشمان دانش آموزان شان ترسیم می کنند و نقشه راه آینده را پیاده .
«بت گوران» نزدیک دریاست، روبهروی بازار روز بندرعباس. گنبد سنگی عظیمی دارد با لایههای ذوزنقهای و دیوارهایی پر از تزیینات آیین هندو. معبد هندوها را که متفاوت از همه بناهای تاریخی ایران است، زمانی که خلیجفارس از رفتوآمد هندوها متلاطم بود، ساختند؛ اواخر دوره ناصرالدینشاه ساختندش و زمان حکومت مظفرالدینشاه به بهرهبرداری رسید.
صورتها همه ماسکپوش و دستها پلاستیکی بود. تفاوت آدمها را فقط از نوع ماسک و دستکشهایشان میشد فهمید. دستکشهای پلاستیکی شفاف که برای هر دستی گشاد بود. دستکشهای صدفیرنگ که باپوست دست یکی میشد. دستکشهای لاتکس آبی و کرمرنگ. ماسکهای پارچهای، فیلتردار، معمولی. بوی الکل و مواد ضدعفونیکننده فضا را پرکرده بود. زنی با یک پلاستیک پر از ماسک، جلوی دو کودک ایستاده بود و ضمن یادآوری نکات بهداشتی، صورتهایشان را با ماسک میپوشاند. همه با چیزی میجنگیدند که هرجایی بود اما هیچجا نمیشد دیدش. اشیا، سطوح و حتی عزیزترین کسان آدم هم دشمنی بالقوه به شمار میآمدند. آدمها به هم نزدیک نمیشدند، حتی به عزیزترینهایشان. همبستگی و محبتشان را با دوری کردن از هم نشان میدادند.
وقتی نام بندر را میشنویم ناخودآگاه امواج خروشان دریا، نغمه مرغان دریایی، نوای ناخدا و جاشوان و هر آنچه به دریا وابستگی دارد، در ذهن تداعی میشود. دریایی که خیلی از مردم آرزوی پابرهنه بر روی شن و ماسههای آن قدم بزنند و از دوستی با دریا لذت ببرند.