جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل، علی پناهی در این آیین ضمن تقدیر از عملکرد احسان دشتیانه در دوران مسئولیت، وی را از مدیران جوان، توانمند و موفق صنعت فولاد کشور دانست.او با اشاره به سوابق حرفهای مدیرعامل جدید افزود: عبدالوحید افسری از مدیران خوشنام این صنعت است و از نظر علمی و اجرایی، دارای تحصیلات و تجربیات ارزشمند داخلی و بینالمللی است.مدیرعامل گروه سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری در ادامه تأکید کرد: اولویت اصلی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، شفافیت است و از آغاز دوره جدید مدیریت، وزیر محترم بر شفافیت همراه با کارایی تأکید داشتهاند.پناهی افزود: مدیران باید از اختیارات کامل در اداره امور برخوردار باشند؛ اما در کنار آن، پاسخگویی و حفظ و ارتقای سرمایههای بازنشستگان بر اساس اصول حاکمیت شرکتی، وظیفهای جدی و بنیادین است.وی در پایان با اشاره به اقدامات انجامشده و برنامههای پیشرو خاطرنشان کرد: بر این باورم که هر خدمت صادقانهای که در جایی انجام شود، اثری ماندگار خواهد داشت.عبدالوحید افسری، سوابقی همچون سرپرستی شرکت صنایع معدنی عصر نوین بهاباد، مدیرعاملی شرکت های بین المللی خدمات بازرگانی سی. پی. جی. چادرملو و گروه تأمین مالی دویچه فورفیت ایران، قائممقامی شرکتهای فولاد غدیر ایرانیان و فولاد خزر و نیز ریاست…
…در سطحی عمیقتر، امید نوعی سازوکار شناختی-روانی است که به انسان امکان میدهد میان وضعیت فعلی و آیندهای مطلوب پل بزند. این سازوکار بر دو پایه استوار است: باور به امکان تغییر و احساس توانایی برای مشارکت در این تغییر. هنگامی که یکی از این دو پایه تضعیف شود، امید نیز بهتدریج فرومیریزد. در شرایطی که افراد بارها با تجربه ناکامی، بیثباتی یا بیاثر بودن تلاشهایشان مواجه میشوند، ذهن بهصورت دفاعی این پل را کوتاهتر میکند یا حتی از ساختن آن صرفنظر می کند. در این حالت، فرد ممکن است همچنان به زندگی ادامه دهد، اما بدون افقی روشن که بتواند به آن تکیه کند. این وضعیت، بیش از آنکه به افسردگی کلاسیک شباهت داشته باشد، به نوعی کاهش ظرفیت امیدورزی نزدیک است. فرسایش افقهای فردییکی از مهمترین عوامل فرسایش امید، بیثباتی اقتصادی است. در شرایطی که مسیرهای سنتی پیشرفت-مانند تحصیل، اشتغال پایدار و ارتقای تدریجی-کارایی پیشین خود را از دست میدهند، افراد با نوعی گسست میان تلاش و نتیجه مواجه میشوند. این گسست، بهمرور اعتماد به آینده را کاهش میدهد. وقتی فرد نمیتواند رابطهای قابل پیشبینی میان کوششهایش و پیامدهای آن برقرار کند، برنامهریزی بلندمدت بیمعنا میشود. در چنین بستری، امید جای خود را به نوعی…
ایسنا نوشت: یک مطالعه جدید، قهوه کافئیندار و بدون کافئین را مقایسه کرده و دریافته است که هر دو مزایای بالقوهای برای روده، خلق و خو و رفتار انسان دارند.محققان کالج دانشگاهی کورک(Cork) در ایرلند، مطالعهای را انجام دادند که برخی از نشانگرهای سلامتی و رفاه درک شده ۳۱ نفر از مصرفکنندگان قهوه که روزانه سه تا پنج فنجان مینوشیدند را با ۳۱ شرکتکننده که قهوه نمینوشیدند، مقایسه کرد.در شروع مطالعه، هیچ تفاوتی بین دو گروه از نظر شاخص توده بدنی، فشار خون، استرس، اضطراب، افسردگی، علائم گوارشی، کیفیت خواب یا فعالیت بدنی وجود نداشت. با این حال، مصرفکنندگان قهوه تغییرات مشخصی در برخی از نشانگرهای ایمنی در خون خود و همچنین برخی از گونههای میکروبی در روده خود نشان دادند.برای فهمیدن اینکه آیا کافئین بخش ضروری این معادله است، محققان از هر ۳۱ نفر از مصرفکنندگان قهوه خواستند که به مدت دو هفته از مصرف روزانه قهوه خودداری کنند.پس از دوره ترک، مرحله مداخله آغاز شد. شرکتکنندگان قهوه را دوباره به رژیم غذایی خود اضافه کردند، به طوری که ۱۶ نفر به مدت سه هفته قهوه کافئیندار و ۱۵ نفر قهوه بدون کافئین نوشیدند. ضمن اینکه شرکتکنندگان نمیدانستند کدام نوع قهوه را مینوشند.بعد…
…زمانی به عنوان یک اختلال مطرح میشود که فرد در به خواب رفتن، تداوم خواب یا بیدار شدن زودهنگام دچار مشکل باشد و این وضعیت حداقل سه شب در هفته و به مدت دستکم سه ماه ادامه پیدا کند و در عین حال باعث اختلال در عملکرد روزانه فرد شود.وی افزود: افراد مبتلا به بیخوابی مزمن معمولاً علائمی مانند خستگی مداوم، کاهش انرژی، خوابآلودگی در طول روز، کاهش تمرکز و توجه، اختلال در حافظه و کاهش کارایی در فعالیتهای روزمره را تجربه میکنند.این متخصص روانپزشکی با بیان اینکه بیخوابی مزمن معمولاً به صورت مستقل یا همراه با سایر اختلالات بروز میکند، گفت: شایعترین عامل همراه با بیخوابی مزمن، اختلالات روانپزشکی بهویژه افسردگی و اضطراب است. از سوی دیگر، حدود نیمی از مبتلایان به بیخوابی مزمن به بیماریهای جسمی مزمن مانند بیماریهای قلبیعروقی، مشکلات تنفسی، بیماریهای گوارشی یا دردهای مزمن نیز مبتلا هستند که میتواند در بروز یا تشدید اختلال خواب نقش داشته باشد.بنیاسدیپور ادامه داد: بیخوابی مزمن اغلب حاصل تعامل پیچیده عوامل روانشناختی و فیزیولوژیک است. یکی از مهمترین مکانیسمها در این زمینه فعال شدن محور هیپوتالاموس_هیپوفیز_آدرنال در شرایط استرس است. در این وضعیت، هورمون کورتیزول که به هورمون استرس شناخته میشود افزایش مییابد و…
سرمایه به مثابه زرهدر لحظه نخست انفجار، دو خانواده در دو سوی یک شهر ممکن است از نظر فیزیولوژیک واکنشی مشابه مانند ترشح کورتیزول، افزایش ضربان قلب را تجربه کنند، اما مسیر پسارویدادی آنها از همان ثانیههای بعد واگرا میشود. در جامعهشناسی ترومای لورن برولت، تاکید بر این نکته است که شدت آسیب روانی نه صرفا تابع شدت محرک، بلکه تابع قابلیت جذب شوک توسط ساختارهای پیرامون فرد است. خانوادهای که از سرمایه اقتصادی برخوردار است، بلافاصله پس از بمباران گزینههایی چون جابهجایی به هتلی در منطقه امنتر، اعزام فرزندان به خارج از کشور یا حتی تهیه داروهای کنترل اضطراب از داروخانههای خصوصی را در اختیار دارد. اما برای خانوادهای که در حاشیه شهر و در مجاورت مراکز نظامی اسکان دارد، این شوک نه یک رویداد منفرد، که آغازی برای زنجیرهای از محرومیتهای چندگانه است: از دست دادن مسکن، قطع درآمد روزمره، جابهجایی اجباری به مدارس تبدیلشده به پناهگاه و سپس اقامت در اردوگاههای حاشیهای. روانپزشکی اجتماعی این تفاوت را با مفهوم آسیبپذیری انباشتی تبیین میکند بدان معنا که برای طبقات فرودست، هر ضربه جنگی به لایهای از آسیبهای پیشین مثل فقر مزمن، تبعیض در توزیع منابع، بیثباتی شغلی فرود میآید و شبکه معنایی رویداد را از یک فاجعه قابل…
به گزارش صبح ساحل؛ عواملی مانند آسیب به مراکز درمانی و مددکاری، کمبود کادر مراقبت، خطر جابهجایی و بسته شدن جادهها و در نهایت استرس و اضطراب ناشی از جنگ از جمله تهدیدهایی هستند که ممکن است باعث شود یک معلول یا بیمار از خدمات توانبخشی محروم شود.معلولان و بیماران بیش از آنچه که تصور میشود تحت تاثیر پیامدهای جنگ قرار دارند و این مساله موجب میشود به مرور زمان معلولیت یا بیماری آنها تشدید و منجر به ضعف عضلانی، ناتوانی بیشتر، ابتلا به اختلالات روان مانند افسردگی، وابستگی کامل به دیگران، کاهش استقلال، افزایش هزینههای مالی و حتی منجر به تهدید جان آنها شود.خدمات مجازی توانبخشی چگونه به معلولان ارائه میشود؟با توجه به اینکه ارائه خدمات توانبخشی در کشور تحت الشعاع شرایط جنگی قرار گرفته است، ارائه خدمات توانبخشی مجازی به عنوان یکی از راهبردهای عملی بهزیستی برای تداوم مراقبت از معلولان اجرایی شده است و اکنون ۱۵۲۰ مرکز بهزیستی خدمات مجازی را از طریق تماس تصویری و تماس تلفنی ارائه میدهند. اهمیت این خدمات در حفظ تداوم مراقبت، کاهش هزینهها و دسترسی همه معلولان در سراسر کشور به ویژه نقاط صعب العبور است.
…عزت نفس را کاهش دهد و فرد را در چرخهای از اضطراب و تلاش برای جلب توجه دیگران قرار دهد. علاوه بر این، مقایسۀ مداوم خود با دیگران در شبکههای اجتماعی، که معمولاً جنبههای ایدئال زندگی به نمایش گذاشته میشود، احساس ناکافی بودن و نارضایتی از زندگی شخصی را تقویت میکند.این رفتارها باعث میشوند افراد زمان و انرژی خود را صرف روابط مجازی کنند و از روابط خود در دنیای واقعی غافل شوند.احساس تنهایی و انزوایکی از پارادوکسهای دنیای مجازی این است که با وجود افزایش تعاملات، احساس تنهایی را در افراد بیشتر کرده است. ارتباطات مجازی نمیتوانند جایگزین حمایت عاطفی واقعی شوند که در روابط حضوری به دست میآید. بسیاری از افراد به ویژه جوانان، احساس میکنند که در حلقهای از ارتباطات سطحی گرفتار شدهاند و از ایجاد روابط معنادار عاجز هستند. این تنهایی میتواند به انزوا، افسردگی و کاهش سلامت روان منجر شود.مواجهه با محتوای ناخواستهیکی از مشکلات جدی دنیای مجازی، مواجهه نوجوانان با محتوای ناخواسته است. این محتوا میتواند شامل اطلاعات خشونتآمیز، تبلیغات اغواگرانه یا حتی محتوای جنسی باشد. چنین مواجهاتی میتواند اضطراب شرم یا حتی آسیب روانی ایجاد کند. مشاهده چنین محتواهایی در دنیای مجازی بر ذهن و رفتار نوجوانان تأثیر منفی میگذارد.
…نتیجه، ادامهی زندگی عادی نه تنها ممکن، بلکه در برخی موارد، آسانتر از مواجههی عمیق با بحران به نظر میرسد. این وضعیت، اگرچه در کوتاهمدت میتواند از فرسودگی روانی جلوگیری کند، اما در بلند مدت، خطر نوعی بیتفاوتی ساختاری را به همراه دارد؛ بیتفاوتیای که نه از نبود احساس، بلکه از اشباع و پراکندگی آن ناشی میشود. پیامدهای عادیسازیپیامدهای نرمالسازی افراطی را میتوان در دو سطح فردی و جمعی بررسی کرد. در سطح فردی، تداوم اجتناب از مواجهه با واقعیتهای دردناک، میتواند به شکلگیری نشانههایی چون بیحسی هیجانی، فرسودگی، و حتی بروز ناگهانی اضطراب یا افسردگی در آینده منجر شود. تجربههایی که سرکوب شدهاند، از بین نمیروند؛ بلکه بهصورتهای دیگر بازمیگردند. در این معنا، عادیزیستی افراطی میتواند نوعی تعویقِ رنج باشد، نه حذف آن. فردی که در اوج بحران، بدون وقفه به زندگی عادی ادامه میدهد، ممکن است در زمانی دیگر و در موقعیتی ظاهراً کماهمیت، با سیلی از احساسات مواجه شود که پیشتر امکان بروز نیافته بودند. در سطح جمعی، این پدیده میتواند به تضعیف حساسیت اجتماعی و کاهش ظرفیت برای واکنشهای همدلانه و تغییرآفرین بینجامد. وقتی بحرانها به بخشی عادی از زندگی بدل میشوند، خطر آن وجود دارد که دیگر بهعنوان اموری که نیازمند مداخله و تغییر هستند…
به گزارش صبح ساحل، اما یوگا، شکل متفاوتی از فعالیت بدنی است و میتواند راه دیگری برای گنجاندن تحرک در برنامه روزانه و داشتن احساس بهتر باشد.البته به خاطر داشته باشید که یوگا جایگزین سایر انواع درمان افسردگی یا اضطراب نمیشود اما پزشک شما ممکن است یوگا و سایر انواع ورزش را همراه با برنامه درمانیتان که میتواند شامل رواندرمانی و/یا دارو باشد، پیشنهاد کند.از این رو توصیه میشود بدون مشورت با پزشک، روانپزشک یا درمانگر خود، سایر درمانها را متوقف نکنید.آنچه تحقیقات نشان میدهدمطالعات نشان میدهد که یوگا همچنین ممکن است به افرادی که افسردگی دارند کمک کند، با این حال تأثیر آن بر اختلالات اضطرابی مشخص نیست.مروری بر مطالعات نشان داده است افرادی که انواع اختلالات سلامت روان را دارند و به طور متوسط ۶۰ دقیقه، یک یا دو بار در هفته به مدت حدود ۲.۵ ماه یوگای «فعال از نظر جسمی» انجام دادند، علائم افسردگی کمتری داشتند. سبکهای یوگا در صورتی از نظر جسمی فعال در نظر گرفته میشوند که افراد حداقل نیمی از زمان کلاس را در تحرک هستند و در ادامه بر حرکات خاص بدن (آسانا)، تنفس (پرانایاما) و/یا ذهن آگاهی (از جمله مدیتیشن) تمرکز میکنند.متخصصان…
…گسترش مشاغل چندگانه، اقتصادهای خرد، شبکههای حمایتی خانوادگی و کمکهای غیررسمی، نشاندهنده توان جامعه برای بقاست. این سازگاری، از یکسو خلاقانه و نشانه تابآوری است اما از سوی دیگر میتواند نشانه عقبنشینی نهادهای رسمی از مسئولیتهای اجتماعی باشد. وقتی بار اصلی تامین امنیت اقتصادی و عاطفی بر دوش خانواده میافتد،نابرابریهای جنسیتی و نسلی نیز تشدید میشود. در سطح روانی،این وضعیت به تقویت "خودِ مسئولِ همه چیز" می انجامد. فردی که شکستهای ساختاری را ناکامی شخصی تفسیر میکند. این درونیسازی میتواند به افزایش احساس شرم و افسردگی بینجامد. جامعهای که رنجهای ساختاری را فردی میکند، کمتر به تحلیل انتقادی شرایط میپردازد و بیشتر در چرخه خودسرزنشی گرفتار میشود. زبان عادتبحران مزمن بر زبان روزمره نیز اثر میگذارد. عباراتی چون تحمل کن و عادت میکنی به بخشی از فرهنگ گفتاری بدل میشوند. این زبان، کارکردی آرامبخش دارد و در عین حال سطح توقع را کاهش میدهد. جامعهای که خود را به حداقلها قانع میکند، ممکن است در بلندمدت به نابرابریهای عمیقتر تن دهد و پذیرش وضعیت موجود نه از سر رضایت که از سر نبود چشمانداز بدیل رخ میدهد. در روانشناسی، عادت به فشار مزمن میتواند آستانه واکنش را جابهجا کند. افراد ممکن است تنها در شرایط بسیار حاد واکنش…