جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان اعلام کرد: مادر ۲۰ ساله و ساکن یکی از روستاهای جزیره قشم، در هفته سیپنجم بارداری دوم خود به علت خونریزی و اختلال در ضربان قلب جنین، ساعت ۲ بامداد سه شنبه به بیمارستان پیامبر اعظم(ص) جزیره قشم منتقل شد و متخصص زنان و زایمان، به همراه تیم درمانی با تشخیص شرایط اورژانسی، عمل سزارین را انجام داد.اگرچه نوزاد در لحظه تولد فاقد هرگونه علائم حیاتی بود، سید محمود احمدی، متخصص اطفال و نوزادان، بلافاصله عملیات احیای قلبی-تنفسی را آغاز کرد. پس از حدود ۵ دقیقه، ضربان قلب نوزاد بازگشت و نشانههای حیاتی بهتدریج برقرار شد.به گفته پزشک معالج، روند پایدارسازی وضعیت نوزاد حدود یک ساعت و نیم طول کشید و نوزاد دختر با وزن ۲۴۷۰ گرم، بدون نیاز به دستگاه اکسیژن، با ضربان قلب ۱۱۰، رنگ پوست صورتی و سطح اکسیژن خون ۹۸ درصد به وضعیت پایدار رسید و سپس برای دریافت خدمات تخصصیتر به مرکز استان هرمزگان منتقل شد.
…میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم مسائل مردم است. فرمانداری که در میدان دیده نشود، بخش مهمی از مأموریت خود را انجام نداده است ماهیت این جایگاه، مدیریت در صحنه است…
ایجاد گودال ناشی از نشست آسفالت در بلوار عامریان، به یکی از دغدغههای ساکنان و کسبه این محدوده تبدیل شده است. به گفته اهالی، نشت آب از زیر سطح خیابان باعث خالی شدن بستر زیر آسفالت و فرونشست تدریجی مسیر شده؛ اتفاقی که هر روز ابعاد آن بیشتر میشود.این محدوده به دلیل قرار گرفتن داروخانه، نانوایی، میوهفروشی و چند واحد صنفی دیگر، از جمله نقاط پرتردد محله به شمار میرود و همین مسئله نگرانی شهروندان را دوچندان کرده است. ساکنان منطقه میگویند در ساعات مختلف روز، خودروها و عابران زیادی از این مسیر عبور میکنند و ادامهدار بودن این وضعیت میتواند خطرآفرین باشد.یکی از شهروندان در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار کرد: «آسفالت این قسمت مدام در حال نشست است و گودال هر روز عمیقتر میشود. اگر رسیدگی نشود، ممکن است برای خودروها یا حتی عابران حادثه ایجاد کند.»به گفته ساکنان، این مشکل حدود سه ماه است که ادامه دارد و با وجود اطلاعرسانی به دستگاههای مربوطه، هنوز اقدام مؤثری برای رفع نشت آب و ترمیم مسیر انجام نشده است.اهالی خواستار رسیدگی فوری مسئولان برای بررسی علت نشت، ایمنسازی محل و جلوگیری از گسترش فرونشست در این مسیر پرتردد شدند.
…جنگی محسوب میشود. قطعنامههای مجمع عمومی و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز بارها بر حمایت از غیرنظامیان تأکید کردهاند، اما با تداوم این حملات همچنان با بیکیفرمانی عاملان آن مواجهایم.دولتهای مرتکب، حملات خود را تحت عنوان «دفاع مشروع» یا «مبارزه با تروریسم» توجیه میکنند، در حالی که حقوق بینالملل برای دفاع مشروع شرایط دقیقی (ضرورت فوری، تناسب و گزارش فوری به شورای امنیت) تعیین کرده است. در موارد متعدد حملات گسترده به زیرساختهای غیرنظامی، نه مجوز شورای امنیت وجود داشته و نه شرایط دفاع مشروع احراز شده است. نتیجه، کشتار کودکان، معلمان و کادر درمان و ویرانی خانهها و مدارس است. تلاش دولتهای مهاجم برای پوشاندن حقیقت از طریق تبلیغات رسانهای و جنگ روانی، نقض قوانین جنگ را عمیقتر میکند.در این میان، پرسش اصلی نقش و کارآمدی نهادهای بینالمللی است. شورای حقوق بشر سازمان ملل با مکانیسمهایی مانند گزارشگران ویژه، و کمیساریای عالی حقوق بشر با مستندسازی نقضها، وظیفه نظارت را بر عهده دارند. دیوان بینالمللی کیفری نیز برای تعقیب جنایات جنگی تأسیس شده است. اما واقعیت نشان میدهد هیچ یک از این نهادها به تنهایی قادر به جلوگیری از تکرار حملات یا مجازات عاملان نبودهاند.چالش اصلی، نبود قدرت اجرایی الزامآور است. شورای امنیت که…
حتی این مورد که دولتهای مختلف آمده و رفتهاند اما آقای مدیرکل همچنان بر صندلی سازمان دولتی چسبیده و تکان نمیخورد را نیز پای تجربهاش گذشتیم تا ارتباطات. مدیران پروازی هم بخش جداییناپذیر و حذف نشدنی استان هرمزگان هستند که با توجه به عدم برقراری پروازها در شرایط کنونی جزء چند درصد افراد دورکار قرار دارند. حضور پرتعداد چهرههای سیاسی و اقتصادی استان در هیئتهای ورزشی نیز عادی شده اما هدف این نوشته طرح مسئله «حضور یک شخص در حداقل دو پست مدیریتی» است که ممکن است همچون ویروس در ساختار مدیریتی استان گسترش یابد و قبه این عمل ناصواب ریخته شود. هدف این نوشته نقد شخص نیست بلکه مسئله نگرانی از گسترش این رویکرد است.نمونه این فقره، همزمانی مسئولیت «معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری هرمزگان» و «مدیرکل/سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هرمزگان» است؛ به بیان دیگر یک نفر عهدهدار این دو تصدی مهم و از دیدگاه ما اثرگذار است که هر کدام بهتنهایی نیازمند تمرکز، تخصص و زمان قابلتوجهی هستند. سوال بزرگ این است که چرا «مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان هرمزگان» همچون گوشت قربانی میان افرادی که هیچ قرابتی با این سمت ندارند، جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان…
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
سازمان ملل متحد در عرصه روابط بینالملل نمادی برجسته از تلاش مشترک ملتها برای ایجاد نظمی مبتنی بر همکاری، گفتوگو و احترام متقابل به شمار میآید. این سازمان که در پی تجربههای تلخ منازعات جهانی و ویرانیهای گسترده شکل گرفت، تنها یک نهاد بینالدولی نیست، بلکه بازتابی از آرمان جمعی بشریت برای دستیابی به صلحی پایدار و عادلانه است. در واقع، سازمان ملل متحد بستری فراهم کرده است تا دولتها بتوانند اختلافات خود را در چارچوب قواعد حقوق بینالملل و از طریق سازوکارهای مسالمتآمیز حلوفصل کنند و به جای تقابل، مسیر تعامل و همگرایی را برگزینند. ساختار نهادی این سازمان نیز به گونهای طراحی شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از…
…بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی دیگر، بسیاری از کارکنان دولت با وجود تعطیلیهای کمسابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمهتعطیلی ـ حقوق خود را بهموقع و بدون وقفه دریافت کردهاند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد میکند:مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند.سؤال مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران…
…سایر اقشار جامعه و ظرفیت طرح محله محوری رئیس جمهوری.راهبری طرح در ستادهای استانی و شهرستانیدهقانی در خصوص نحوه راهبری طرح افزود: هدایت و راهبری طرح شهید عجمیان در استانها بر عهده تیم بینبخشی استان به ریاست استاندار و در شهرستانها به ریاست فرماندار خواهد بود. این طرح به عنوان یکی از برنامههای موفق نهضت توسعه عدالت، نیازمند استفاده از تمامی ظرفیتهای استانی و شهرستانی با محوریت مردم و نهادهای حمایتی و خیریهای و گروههای جهادی است. قرارگاه عدالت تربیتی استان به ریاست مدیر کل آموزش و پرورش و در مناطق به ریاست رئیس اداره آموزش و پرورش، مسئولیت تقسیم کار و عملیاتی کردن طرح را بر عهده دارد.ارزیابی طرح در دو سطح منطقه و استاندبیر قرارگاه در پایان به موضوع ارزیابی طرح اشاره و اظهار کرد: ارزیابی و سنجش میزان موفقیت طرح شهید عجمیان در دو سطح استان و منطقه صورت خواهد پذیرفت.وی در پایان ابراز امیدواری کرد که با مشارکت گسترده مردم و همت مدیران آموزش و پرورش در تمامی سطوح، شاهد موفقیت چشمگیر در اجرای این طرح باشیم و با ایجاد فضایی پرنشاط و سرزنده، روحیه شادی و نشاط را به مدارس بازگردانیم.براساس گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش…
…تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد. سرمایه اجتماعی و تابآوری ملیمفهوم «سرمایه اجتماعی» در علوم اجتماعی به شبکهای از اعتماد، هنجارهای مشترک و پیوندهای همبستگی اشاره دارد که امکان کنش جمعی را فراهم میکند. جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، در بحرانها انسجام بیشتری نشان میدهند.رفتار بخشی از ایرانیان مقیم خارج که در روزهای تهدید به کشور بازگشتهاند، میتواند به عنوان نشانهای از نوعی «سرمایه عاطفی و هویتی» تحلیل شود؛ سرمایهای که فراتر از محاسبات صرف اقتصادی عمل میکند. بازگشت در شرایط عدم قطعیت، انتخابی صرفاً مادی نیست؛ بلکه ریشه در احساس تعلق دارد.در نظریههای «تابآوری ملی»، سه عامل اصلی برای پایداری یک جامعه در بحران ذکر میشود: ۱. اعتماد نسبی به ساختارهای دفاعی و نهادی ۲. پیوندهای خانوادگی و اجتماعی مستحکم ۳. هویت تاریخی مشترک ایران در هر سه حوزه، واجد مؤلفههایی است که میتواند رفتار جمعی متفاوتی ایجاد کند. ریشههای تاریخی…