جدید به قدیم
…ابزارهای اصلی قدرت ملی در برابر تهدیدات احتمالی عمل خواهد کرد. ابزارهای فشار فراتر از میز گفتگوایران و افغانستان در حوزههای مختلفی به هم وابستگی دارند که این پیوندها میتوانند در خدمت حل مسئله آب قرار بگیرند. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و برای دسترسی به بازارهای جهانی و تجارت، به مسیرهای ترانزیتی ایران و بهویژه بندر چابهار نیاز جدی دارد. همچنین، بخش بزرگی از نیازهای اساسی این کشور در زمینهی سوخت، انرژی و کالاهای مصرفی از طریق بازارهای ایران تأمین میشود. از طرف دیگر، مدیریت حضور میلیونی مهاجران افغانستانی در ایران یک موضوع مهم است که بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی کابل تأثیر مستقیم میگذارد. این ظرفیتها ابزارهای متعددی هستند که میتوانند در مذاکرات دیپلماتیک به کار گرفته شوند. بهرهگیری هوشمندانه از این پیوندهای اقتصادی، موازنه قدرت را در مذاکرات حقآبه تغییر میدهد. استفاده از «دیپلماسی هزینه-فایده» به جای گفتوگوهای صرفاً سیاسی، طرف مقابل را به این درک میرساند که همکاری در موضوع آب، زمینهساز ثبات در سایر همکاریهای تجاری و ترانزیتی خواهد بود. در واقع، پیوند زدن پرونده هیرمند به امتیازات اقتصادی در چابهار یا مبادلات انرژی، انگیزه کابل را برای پایبندی به تعهداتش افزایش میدهد. این رویکرد کمک میکند تا مذاکرات از حالت یکطرفه خارج…
…کرد.کاوشها و بررسیهای باستانشناسی در سواحل شمالی خلیج فارس، بهویژه در محدوده استان هرمزگان، طی دهههای اخیر چشماندازهای تازهای از تاریخ دریانوردی، تجارت و سکونتهای انسانی در این منطقه گشوده است. کشف محوطههای بندری، استقرارگاههای ساحلی، بقایای معماری مرتبط با فعالیتهای تجاری، و نیز مجموعهای از سفالینهها، اشیای فلزی، مهرها، سکهها و آثار مرتبط با مبادلات دریایی، نشان میدهد که این منطقه از هزارههای پیش از میلاد بخشی فعال از شبکههای گسترده دادوستد بوده است. شواهد باستانشناسی حاکی از آن است که خلیج فارس نه تنها مسیر عبور کالا، بلکه بستر انتقال اندیشهها، فناوریها و الگوهای فرهنگی میان تمدنهای مختلف بوده است.از منظر باستانشناسی دریایی، خلیج فارس یکی از حوزههای مهم مطالعه در زمینه تعامل انسان و دریا به شمار میآید. آثار به دست آمده از محوطههای ساحلی و جزیرهای، از جمله ابزارهای مرتبط با دریانوردی، بقایای کشتیها، لنگرهای سنگی و فلزی، و نیز دادههای مرتبط با صنایع وابسته به دریا، نشاندهنده شکلگیری نظامهای پیچیده دریانوردی و تجارت دریایی در این منطقه است. این دادهها گواه آناند که ساکنان سواحل خلیج فارس از دیرباز دانش و مهارتهای قابل توجهی در زمینه ناوبری، کشتیسازی و مدیریت مسیرهای دریایی داشتهاند؛ مهارتهایی که زمینهساز شکلگیری شبکههای ارتباطی گسترده در گستره…
خروج دو نفتکش غولپیکر چینی از تنگه هرمز پس از دو ماه انتظار، در کنار مواضع تازه آمریکا، روسیه و چین درباره تحولات منطقه، فضای دیپلماسی را در کانون توجه قرار داد؛ همزمان در داخل کشور نیز اخبار قضایی و ورزشی و در عرصه بینالملل قهرمانی تاریخی آرسنال، تیترهای مهم امروز را رقم زدند.
به گزارش صبح ساحل از یورونیوز، چهرههای سرشناس سال گذشته با بیش از ۷۰۰ پرواز خصوصی برای شرکت در این رویداد به فرانسه سفر کردند. سفرهایی که منجر به سوزاندن دو میلیون لیتر سوخت شد. این در حالی است که امسال از آنها خواسته شده است با پروازهای اقتصادی یا قطار سفر کنند، چرا که بسته شدن تنگه هرمز در پی تجاوز آمریکایی-صهیونیستی به تمامیت ارضی ایران، منجر به بحران سوخت در جهان شده است.در همین حال نیز این حجم از مصرف سوخت در یک بازه زمانی کوتاه اثرات مخرب شدیدی بر محیط زیست خواهد داشت.کیتی تامپسون خلبان سابق جتهای شخصی در این ارتباط میگوید: «با شتاب گرفتن تغییرات اقلیمی، این زیادهروی بیملاحظه، بهخصوص اکنون که سوخت محدود موجود به شدت در جاهای دیگر برای تولید مواد غذایی اولیه، تلاشهای امدادرسانی در برابر بلایای طبیعی و سایر موارد اضطراری بشردوستانه مورد نیاز است، بسیار شرمآور است.»وی تاکید کرد: «مطلقاً هیچ بهانهای برای پرواز با جت شخصی وجود ندارد در حالی که بحرانهای متعددی در مقابل چشمان ما در حال وقوع است.»تامپسون از افراد مشهور درخواست که از پدرو پاسکال بازیگری که سال گذشته با هواپیمای اقتصادی به کن پرواز کرد، پیروی کنند.آنتونی ویوکس خلبان…
اما علاوه براین، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد این تورم و صعود نجومی قیمتها دخیل باشند. از جمله اقدام ناشایست برخی سودجویان که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت…
حتی این مورد که دولتهای مختلف آمده و رفتهاند اما آقای مدیرکل همچنان بر صندلی سازمان دولتی چسبیده و تکان نمیخورد را نیز پای تجربهاش گذشتیم تا ارتباطات. مدیران پروازی هم بخش جداییناپذیر و حذف نشدنی استان هرمزگان هستند که با توجه به عدم برقراری پروازها در شرایط کنونی جزء چند درصد افراد دورکار قرار دارند. حضور پرتعداد چهرههای سیاسی و اقتصادی استان در هیئتهای ورزشی نیز عادی شده اما هدف این نوشته طرح مسئله «حضور یک شخص در حداقل دو پست مدیریتی» است که ممکن است همچون ویروس در ساختار مدیریتی استان گسترش یابد و قبه این عمل ناصواب ریخته شود. هدف این نوشته نقد شخص نیست بلکه مسئله نگرانی از گسترش این رویکرد است.نمونه این فقره، همزمانی مسئولیت «معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری هرمزگان» و «مدیرکل/سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هرمزگان» است؛ به بیان دیگر یک نفر عهدهدار این دو تصدی مهم و از دیدگاه ما اثرگذار است که هر کدام بهتنهایی نیازمند تمرکز، تخصص و زمان قابلتوجهی هستند. سوال بزرگ این است که چرا «مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان هرمزگان» همچون گوشت قربانی میان افرادی که هیچ قرابتی با این سمت ندارند، جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان…
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
…زمینه گفتوگوی تمدنها، ائتلاف تمدنها، سالها و دهههای موضوعی برای ترویج فرهنگ صلح، مدارای دینی و فرهنگی، تلاش کرده است مفهوم صلح را از سطح صرفاً امنیتی فراتر برده و به حوزه روابط میان ملتها و جوامع وارد کند. به رسمیت شناختن تنوع به عنوان عاملی غنیکننده، نه مانعی برای همزیستی، نقطه عزیمت این رویکرد به شمار میآید. از منظر حقوقی و هنجاری نیز سازمان ملل متحد نقشی اساسی در تدوین و گسترش استانداردهای مربوط به حقوق بشر داشته است. اسناد بنیادینی چون منشور، اعلامیهها و میثاقهای حقوق بشری، چارچوبی مشترک برای جامعه بینالمللی فراهم آوردهاند تا کرامت ذاتی انسان به عنوان مبنای نظم حقوقی جهانی مورد تأکید قرار گیرد. پیوند میان صلح و حقوق بشر در این اسناد به روشنی دیده میشود، نقض گسترده و نظاممند حقوق بنیادین، نه فقط مسئلهای داخلی، بلکه عاملی تهدیدکننده برای صلح و امنیت بینالمللی تلقی میشود. ایجاد سازوکارهای گزارشدهی، نظارت و گفتوگو با دولتها در حوزه حقوق بشر، هرچند با محدودیتهایی روبهرو است، اما به تدریج معیارهایی را شکل داده که دولتها ناگزیر به پاسخگویی در برابر آنها هستند.با وجود همه این دستاوردها، سازمان ملل متحد از نقدها و چالشها نیز برکنار نمانده است. ساختار قدرت در برخی ارکان آن، تضاد میان…
…کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی دیگر، بسیاری از کارکنان دولت با وجود تعطیلیهای کمسابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمهتعطیلی ـ حقوق خود را بهموقع و بدون وقفه دریافت کردهاند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد میکند:مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند.سؤال مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار…
…طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از…