جدید به قدیم
…در طول فصل سرما تا پایان زمستان می شود واکسن آنفلوآنزا زد و محدودیت در این خصوص نداریم.کارشناس بیماری های عفونی اضافه کرد: از آبان تا اسفند هر سال، بیماری آنفلوآنزای انسانی باعث ابتلا افراد می شود و گاهی ۲ یا ۳ موج کوچک و بزرگ پشت سر هم دارد. اصل بر این است که بعد از ورود واکسن به بازار، افراد با سیستم ایمنی ضعیف تر هرچه سریعتر واکسن خود را دریافت کنند.رضایی بیان کرد: واکسن پس از تزریق، دو هفته زمان لازم دارد تا سیستم ایمنی بدن را آموزش دهد و به اندازه کافی قوی تر کند. قوی شدن سیستم ایمنی بعد از گرفتن واکسن هر ساله از صدها هزار مرگ در جهان جلوگیری می کند و اغلب کسانی که سالانه از آنفلوآنزا فوت می شوند افرادی هستند که واکسیناسیون نداشته اند.وی افزود: امسال که ویروس یکی دو ماه زودتر در برخی کشورها شروع شد و به سرعت گسترش یافت فرصت واکسیناسیون را از بسیاری از افراد گرفت و این برای آن کشور ها دردسر ساز شد و مجبور شدند مدارس خود را تعطیل نمایند تا از گسترش بیماری و مرگ کودکان تا حدی پیشگیری شود.این متخصص عفونی ادامه داد: در کنار واکسیناسیون رعایت…
امروز که دکتر احمد بازماندگان خمیری میان ما نیست، جامعه علمی هرمزگان و ایران، سوگوار خاموشی چراغی است که سالها بیادعا اما پرشکوه روشن ماند. او تنها استاد تاریخ نبود؛ تاریخساز بود. با ارادهای استوار و ذهنی ژرفاندیش، مسیری را گشود که الهامبخش نسلهای آینده شد. برگزیده شدن کتاب ارزشمندش، «سیاست و تجارت در فارس: از برافتادن صفویان تا برآمدن زندیان»، به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران سندی بود بر اینکه هیچ محدودیتی نمیتواند قامت یک روح بزرگ را خم کند. روز تقدیر آن کتاب، لبخند او لبخند تمام کسانی بود که برای رسیدن به رؤیاهایشان جنگیدهاند. میگویند معلولیت محدودیت است؛ اما دکتر بازماندگان با زندگیاش ثابت کرد محدودیت واقعی، نخواستن و ندرخشیدن است. او نه فقط برای جامعه افراد دارای معلولیت، بلکه برای همه ما الگویی از استقامت، پشتکار و شرافت علمی بود. حضورش امید میبخشید و فقدانش زخمی است که بهسادگی التیام نخواهد یافت. قلبهایی که با او زیستند و ذهنهایی که با دانشش روشن شد، امروز در سوگ مردیاند که زندگیاش ورقی زرین در کتاب انسانیت بود؛ مردی که میتوانست و توانست. رفتنش خاموشی نیست؛ تولدی دوباره است در حافظه این سرزمین. روحش آرام، یادش گرامی و نامش جاودان.روزنامه صبح ساحل
…روشنایی در مسیرهای پرتردد است. در کنار آن، برنامهریزی بلندمدت برای توسعه جادههای جدید و تعریض مسیرها، فشار روی مسیرهای موجود را کاهش میدهد و امکان حرکت روانتر و ایمنتر کامیونها را فراهم میکند.تأمین ایمنی جادهها نه تنها از نظر انسانی اهمیت دارد، بلکه هزینههای ناشی از توقف ناخواسته، آسیب به وسایل نقلیه و تأخیر در تحویل بار را نیز کاهش میدهد.بندرعباس دو پایانه بار اصلی دارد که هرکدام نقش مهمی در مدیریت حملونقل کالا ایفا میکنند: پایانه قدیم باربری در مسیر جاده حاجیآباد، سالهاست میزبان کامیونها و بارهای سنتی است. این پایانه ظرفیت محدودی دارد و امکانات رفاهی برای رانندگان کم است، به همین دلیل روند بارگیری و تخلیه به کندی انجام میشود و صفهای طولانی ایجاد میکند.پایانه جدید باربری در نزدیکی بندر شهید رجایی، مدرنتر و با ظرفیت بالاتر طراحی شده است. این پایانه امکان مدیریت هوشمند بار و تسریع در بارگیری و تخلیه را فراهم میکند، اما هنوز نیازمند توسعه و تجهیز بیشتر است.توجه ویژه به پایانه جدید، توسعه امکانات رفاهی، افزایش ظرفیت بارگیری و استفاده از سیستمهای مدیریت دیجیتال و نوبتدهی هوشمند میتواند فشار موجود بر پایانه قدیم را کاهش دهد و روند حملونقل را روانتر کند. این اقدامات نه تنها بهرهوری…
…بخشهایی از نظام درمان کشور را نشان میدهد. یکی از آشنایان مدتی پیش برای عمل کلیه فرزندش مجبور شد ۱۰ میلیون تومان پرداخت کند تا نوبت جراحی صادر شود. پزشک به او گفته بود اگر پول واریز نشود، نوبتشان چند ماه بعد خواهد بود. در نمونه دیگری، برای جراحی پدر یک بیمار، پزشک ابتدا یک سکه کامل بهار آزادی درخواست کرد، اما به دلیل ناتوانی خانواده، سرانجام به ربعسکه قانع شدند. این مثالها نشان میدهد که زیرمیزی محدود به چند مورد نیست و در اشکال مختلف، از پول نقد تا طلا، بیماران را تحتفشار میگذارد.وضعیت تنها به یک بیمارستان یا یک استان محدود نمیشود،شکایتهای مشابه از سراسر کشور شنیده میشود و این رویه غیرقانونی به یک رفتار پنهان اما رایج در بخشی از ساختار درمانی کشور تبدیلشده است. افشای یک مورد تازه در سطح معاون وزیر، زنگ خطر را بلندتر از همیشه به صدا درآورده است و به جامعه یادآوری میکند که این پدیده دیگر نمیتواند نادیده گرفته شود. اما این پرونده چه پیامی برای نظام درمان کشور دارد؟ اگر زیرمیزی از سطح یک پزشک به سطح معاون وزیر رسیده، ریشههای آن عمیقتر از آن چیزی است که سالها تصور میشد. این افشاگری نشان میدهد که مردم هنوز…
به گزارش صبح ساحل، در سالهای اخیر، افزایش حوادث مربوط به آسانسورها در برخی ساختمانهای مسکونی و تجاری بندرعباس، توجه کارشناسان و نهادهای ناظر را به خود جلب کرده است. بررسیها نشان میدهد که بیش از نیمی از این حوادث ناشی از بیتوجهی به سرویسهای دورهای و عدم رعایت الزامات ایمنی بوده است.آمار سازمان آتشنشانی و رسانههای محلی بندرعباس نشان میدهد مشکل ایمنی آسانسورها در شهر بندرعباس جدی است، موارد زیادی از محبوس شدن در آسانسورها ثبت شده که منجر به مصدومیت و بعضا فوت گردیده است و طی سالهای گذشته ، شهروندان زیادی از حوادث مربوط به آسانسور بهدلیل نقص فنی نجات یافتهاند. این ارقام حاکی از آن است که عدم انجام سرویسهای دورهای، ضعف نظارت و عدم اجرای کامل مبحث ۱۵ مقررات ملی ساختمان نقش مهمی در وقوع این حوادث دارد. مطابق با مبحث پانزدهم مقررات ملی ساختمان و دستورالعملهای سازمان ملی استاندارد، تمامی ساختمانها موظفاند پس از نصب و بهرهبرداری از آسانسور، قرارداد سرویس و نگهداری سالیانه با شرکتهای دارای مجوز رسمی منعقد کرده و بازرسیهای دورهای را تحت نظر مهندسان ناظر ذیصلاح انجام دهند. با این حال ، در بسیاری از ساختمانها پس از اتمام دوره گارانتی، این سرویسها متوقف شده و تجهیزات حیاتی مانند ترمز…
…اما رویدادهای بعدی نشان داد تبعیض نژادی همچنان پابرجاست. رفتارهای خشن برخی نیروهای پلیس با سیاهپوستان و رشد گروههای افراطی سفیدپوست، بیانگر تداوم این چالش است. نگاه برتریجویانه برخی از سفیدپوستان سبب میشود مهاجران غیراروپایی بهخصوص لاتینتبارها و آسیاییها با بیاعتمادی و حتی خشونت مواجه شوند.عامل دوم سوءاستفاده سیاسی از احساسات عمومی است. سیاستمدارانی مانند ترامپ با شعارهایی نظیر «اول آمریکا» تلاش کردند حمایت کسانی را جلب کنند که نگران امنیت و معیشت خود هستند. طرح ساخت دیوار مرزی با مکزیک، محدودیتهای ورود مسلمانان و تشدید سختگیریهای مهاجرتی نمونههایی از سیاستهایی بود که احساسات ضد مهاجرت را تقویت کرد. رسانههای حامی این جریان نیز با برجستهکردن جرائم برخی مهاجران، ترس عمومی نسبت به حضور آنان را افزایش دادند.سومین عامل، نگرانیهای اقتصادی است. افزایش فاصله طبقاتی و چالشهای اشتغال باعث شده بخشی از طبقات پایین جامعه مهاجران را رقیب خود بدانند. بسیاری از کارگران سفیدپوست معتقدند مهاجران دستمزدها را کاهش داده و فرصتهای شغلی را محدود کردهاند. با اینکه آمارهای اقتصادی نشان میدهد مهاجران در بخشهایی مانند خدمات، کشاورزی و فناوری نقش کلیدی دارند، احساس ناامنی اقتصادی موجب میشود برخی از شهروندان آنان را مقصر مشکلات خود بدانند.ترکیب عوامل نژادی، سیاسی و اقتصادی موجب قطبیشدن فضای اجتماعی آمریکا…
در این تبلیغات، آیفون ۱۷ پرو مکس با کاهش قیمت از حدود ۲۱۹ میلیون تومان به ۲۱ میلیون تومان و کنسول پلیاستیشن ۵ با تخفیف مشابه معرفی شده بود؛ اعدادی که هر مخاطبی را به وجد میآورد.اما با آغاز کمپین، بخش زیادی از کاربران با چالشی جدی روبهرو شدند؛ محدودیت شدید موجودی، عدم دسترسی واقعی، نبود شفافیت درباره تعداد کالاها، و اطلاعرسانی مبهم درباره شرایط خرید. بسیاری از کاربران گزارش دادهاند که علیرغم آمادگی کامل و حتی فروختن گوشیهای خود برای بهرهمندی از این تخفیفها، عملاً هیچ فرصتی برای خرید به دست نیاوردهاند.نکته مهمتر، نبود اطلاعات روشن درباره میزان واقعی بودن این تخفیفهاست. تا امروز مشخص نیست این کالاها با چه تعداد و در چه حجمی عرضه شدهاند، چه کسانی موفق به خرید شدهاند و آیا تخفیف ۹۰ درصدی واقعاً برای عموم قابل دسترس بوده یا تنها در حد یک تیتر تبلیغاتی پرهیجان باقی مانده است.این ابهامها، سؤالات جدی درباره نحوه طراحی کمپینها و میزان شفافیت پلتفرمهای مالی مطرح میکند؛ پلتفرمهایی که یکی از مهمترین وظایف آنها حفظ اعتماد کاربران و ارائه اطلاعات دقیق و قابل اتکا است.در شرایط اقتصادی کنونی، مردم بیش از هر زمان دیگری نسبت به قیمتها حساساند و هر وعده تخفیف قابلتوجه…
…حتی حضور در فضای عمومی جهان بدون اینترنت آزاد ممکن نیست. دقیقاً همان مشکلاتی که میلیونها شهروند هر روز با آن دستبهگریباناند، برای آنان نیز غیرقابل تحمل است. به همین دلیل، «سیمکارت سفید» به ضرورتی تبدیل شده است که بدون آن نمیتوان در دنیای امروز حضور مؤثر داشت. اما سوال اینجاست: اگر اینترنت آزاد برای کار آنها ضروری است، چرا برای مردم ضروری نباشد؟ ماجرای اصلی، سیمکارت سفید نیست؛ مسئله ریشهایتر است. فیلترینگی که سالهاست بدون نتیجه، بدون کارآمدی و بدون رضایت عمومی ادامه یافته، خود به منبع بحران تبدیل شده است. محدودیتی که نه امنیت آورده و نه اعتماد، اما تبعیضی آشکار ایجاد کرده: اینترنت آزاد برای تصمیمسازان، فیلتر برای تصمیمگیرندگان اصلی یعنی مردم. وقتی شهروندان میبینند که طراحان سیاستهای محدودکننده به اینترنت بدون فیلتر دسترسی دارند، بیاعتمادی طبیعی است. هیچ سیاستی بر پایه تبعیض دوام نمیآورد. واقعیت این است که اگر خطوط ویژه قطع شود، صف مخالفان رفع فیلتر بسیار کوتاهتر خواهد شد. راهحل روشن و ساده است: یا همه را فیلتر کنید (که امکانپذیر نیست)، یا فیلترینگ را برای همه بردارید (که تنها راه منطقی است). پایان دادن به اینترنت طبقاتی، نخستین قدم برای بازسازی اعتماد و باز کردن مسیر توسعه دیجیتال کشور است.روزنامه صبح ساحل
نماینده مردم میناب، رودان، جاسک، سیریک و بشاگرد در مجلس شورای اسلامی درباره اجرای کدینگ کارت سوخت در شرق استان و محدودیتهای ایجادشده برای مردم گفت: درخصوص کنترل کارتهای سوخت به نظر من از اساس روش درستی نیست. من صراحتاً با کدینگ مخالفم؛ چون نتیجهاش این میشود که ما در مبارزه با قاچاق سوخت، مردم خودمان را تنبیه میکنیم. واقعیت این است که در مناطق ساحلی قاچاق سوخت وجود داشته، اما نوع برخوردها طوری شده که فشارش فقط بر دوش مردم ساحل و استانهای ساحلی افتاده، نه قاچاقچیان واقعی. «سید عبدالکریم هاشمی نخل ابراهیمی» ادامه داد:«مشکل این است که روشهای کنترل، نظارت و مبارزه درست اجرا نمیشود یا نمیشود انجام داد، بعد برای جبران این ضعفها، محدودیت بر مردم اعمال میکنیم. امروز در پمپبنزینهای شهرهای هرمزگان صفهای طولانی داریم؛ چرا نمیتوانیم کنترل کنیم؟ تمام افرادی که در این صفها هستند قاچاقچی نیستند؛ بسیاری از آنها معلم، کارمند، کارگر و مردم عادیاند که فقط برای سوختگیری آمدهاند. تعداد کارتهای سوخت آزاد را در جایگاهها محدود کردیم و زمان استفاده از کارتهای آزاد هم کاهش دادهایم، طبیعیست که صف ایجاد شود؛ چون عرضه و تقاضا با هم نمیخواند».هاشمی نخل ابراهیمی تأکید کرد:«قاچاق بنزین در استانهای مجاور ما اتفاق میافتد…
در حالی که جهان در «هفته دیابت» بر پیشگیری و مدیریت این بیماری تأکید میکند، بیماران دیابتی در بندرعباس با چالشی جدی روبهرو هستند: کمبود انسولین؛ دارویی حیاتی برای بسیاری از مبتلایان. دیابت دیگر محدود به بزرگسالان نیست و آمارها نشان میدهد کودکان نیز بیشتر درگیر این بیماری میشوند. تنها در نهماهه نخست امسال، مرکز آموزشی و درمانی کودکان بندرعباس از ۱۷۱ مورد بستری کودکان مبتلا به دیابت نوع یک خبر داده است؛ آماری که اهمیت دسترسی پایدار به انسولین را یادآوری میکند. با وجود تلاشهای انجامشده، برخی بیماران همچنان در تهیه انسولین با مشکلاتی مواجهاند که این وضعیت نگرانیهایی در میان خانوادهها ایجاد کرده است. کمبود دارو، علاوه بر تأثیر مستقیم بر سلامت بیماران، به کاهش اعتماد عمومی نسبت به نظام تأمین دارو نیز میانجامد.انتظار بیماران دیابتی و خانوادههایشان از مسئولان دانشگاه علومپزشکی و بخش دارو و درمان، ایجاد سازوکاری شفاف و پایدار برای تأمین انسولین است؛ بهگونهای که روند دریافت دارو بدون پیچیدگی و تأخیر انجام شود. مدیریت مؤثر دیابت تنها با آموزش و آگاهیرسانی محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند برنامهریزی دقیق برای دسترسی مطمئن به داروهای ضروری است.اکنون زمان آن است که با هماهنگی بیشتر و رویکردی عملی، شرایطی فراهم شود تا بیماران بدون نگرانی بتوانند…