جدید به قدیم
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
…تعامل و همگرایی را برگزینند. ساختار نهادی این سازمان نیز به گونهای طراحی شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی در تحکیم اصل حاکمیت قانون در سطح بینالمللی بر عهده دارد. این دیوان با رسیدگی به…
…حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.هر مراجعه با سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد، یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی…
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
…اسفندماه، در همان نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب، به آغوش خاک سپرد. امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند…
…کشتی تجارت و اقتصاد جزیره را به گل نشاند. اکنون، با وجود ناآشنایی مدیرعامل فعلی با تجارت و صنعت در این اوضاع اقتصادی و تجاری کشور، بیم آن میرود که این کشتی به گل نشسته، دیر یا زود غرق شود.آنچه پیداست حكایت از این دارد كه برخی مدیران ارشد برای رزومهسازی به قشم میآیند و شناختی از جایگاه خطیر مدیرعاملی ندارند، از این رو انگیزهای برای خدمت به مردم در خود نمیبینند.در چنین اوضاع و احوالی که جامعه محلی اعم از بازرگانان، فعالان اقتصادی، تجاری و گردشگری قشم بیش از هر زمان دیگر به حمایتهای دولت «حداقل همدلی و همراهی مسئولین» نیاز دارند، عالیجناب شهردار اسبق مشهد بر این کرسی پرطمطراق در منطقه آزاد نشسته و درِ دفترش را به روی مردم بسته است. رویهای که در سالیان دراز در این منطقه آزاد از بدیهیترین اصول مدیریتی در جزیره بوده، حال با گذشت نزدیک به چهارماه از انتساب(!) این مدیرعامل، هنوز ساز و کاری برای برقراری ارتباط با فعالان طیفهای مختلف اقتصادی تجاری و گردشگری و معتمدین جزیره اندیشیده نشده که حتی گفته میشود دفتر حوزه مدیرعامل از دسترس خارج است.در همه ادوار گذشته، مدیران عامل بلافاصله پس از انتصاب، در نشستهای متعدد با فعالان و نقشآفرینان…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
صبح امروز، 8 اردیبهشت ماه 1405 به مناسبت گرامیداشت هفته کار و کارگر و یادمان شهدای شجره طیبه میناب و شهدای لامرد با حضور مدیرکل اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، معاون سیاسی استاندار هرمزگان و جمعی از مسئولان استانی در سالن ورزشی کارگران بندرعباس برگزار شد.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همزمان با روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت) در جریان سفر به استان هرمزگان و حضور در جزیره هرمز، با اهدای گل به مقام شامخ شهدای این پهنه آبی ادای احترام کرد.به گزارش صبح ساحل، وزیر ارشاد که برای شرکت در اختتامیه شانزدهمین جشنواره بینالمللی روز ملی خلیج فارس به جنوب کشور سفر کرده است، پیش از آغاز برنامههای اصلی، در گلزار شهدای جزیره هرمز حضور یافت و با نثار گل، یاد و خاطره شهدای این منطقه را گرامی داشت.مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره، عصر امروز (۱۰ اردیبهشت) در شهرستان میناب برگزار خواهد شد. افطاری ساده، رزمایش فرهنگی هنرمندان، تجلیل از چهرههای تأثیرگذار حوزه خلیج فارس، اجرای زنده ۱۶۸ اثر نقاشی و خوشنویسی و همچنین رژه قایقهای صیادی با پرچمهای سهرنگ، از جمله رویدادهای جانبی این جشنواره است.وزیر ارشاد همچنین در برنامههای جداگانهای از گلزار شهدای میناب بازدید و با چند خانواده شهید مدرسه «شجره طیبه» دیدار خواهد کرد. همزمان با این مراسم، نمایشگاه پوستر، تئاتر خیابانی و هنرهای محیطی در سواحل خلیج فارس برپا میشود.
برای فهم جایگاه امروز خلیج فارس، بازگشت به تاریخ ضروری است. در سال ۱۶۲۲ میلادی، با فرمان شاه عباس اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیج فارس باید بر پایه اراده نیروهای بومی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیج فارس تجلی یافته است.در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد