جدید به قدیم
نشست شرمالشیخ در اکتبر ۲۰۲۵ با شعار «آغاز بازسازی و صلح برای غزه» برگزار شد؛ اجلاسی که به میزبانی مصر و با حضور سرانی از آمریکا، ترکیه، قطر و اتحادیه اروپا شکل گرفت و هدف آن تثبیت آتشبس میان اسرائیل و حماس، آغاز روند بازسازی و تعیین چارچوبی برای آینده سیاسی غزه بود. اما در حالیکه رسانههای غربی آن را گامی در جهت صلح پایدار توصیف کردند، کارشناسان منطقهای معتقدند که این نشست نیز همچون نمونههای پیشین در شرمالشیخ و سایر پایتختهای عربی، درگیر همان مشکلات ساختاری و سیاسی است که طی سه دهه گذشته مانع از تحقق یک صلح واقعی میان فلسطینیان و اسرائیل شده است.شهر ساحلی شرمالشیخ در مصر، از دهه ۱۹۹۰ به یکی از مراکز اصلی دیپلماسی خاورمیانه تبدیل شده است. نخستین نشست مهم این شهر در سال ۱۹۹۶ با حضور رهبران عرب و غربی برای مقابله با خشونتها پس از توافق اسلو برگزار شد. در سال ۲۰۰۵ نیز نشست دیگری در همین شهر با محوریت آتشبس میان محمود عباس و آریل شارون تشکیل شد که آن زمان نیز وعده پایان درگیریها را داد. اما هیچکدام از این نشستها نتوانستند عملاً مسیر صلح را تثبیت کنند؛ زیرا همواره میان تعهدات سیاسی در میز مذاکره و واقعیتهای…
اینکه آموزش پیشدبستانی برای همه کودکان رایگان شود و شکاف طبقاتی در دسترسی به این فرصت مهم از میان برود، بیتردید هدفی ارزشمند است. اما پرسش جدی اینجاست: آیا چنین تصمیم بزرگی بدون پشتوانه کارشناسی کافی، بدون آمادهسازی زیرساختها و بدون توجه به ملاحظات فرهنگی و روانشناختی، واقعاً میتواند آینده آموزش در ایران را روشنتر کند؟نخست، باید به بُعد روانشناختی ماجرا نگاه کرد. بر اساس آموزههای تربیتی در فرهنگ اسلامی و نیز یافتههای جدید روانشناسی رشد، کودکان تا حدود هفتسالگی نیازمند آزادی، بازی و تجربههای غیررسمی برای رشد خلاقیت و شخصیتاند. ورود به آموزش رسمی از پنجسالگی، اگر با تکالیف ساختارمند و کلاسمحور همراه شود، ممکن است بیش از آنکه به شکوفایی کمک کند، بار اضافی روانی بر کودک تحمیل کند و حتی میل به یادگیری را در سالهای بعد کاهش دهد. به بیان دیگر، خطر تبدیل پیشدبستانی به «کلاس اول زودرس» بسیار جدی است.دوم، موضوع زیرساختهاست. امروز مدارس ما با کمبود معلم متخصص، کلاسهای پرجمعیت، و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه…
براساس پیشبینیها، سه ماه آخر سال بارشها در استان گسترده خواهد بود. سال زراعی 1403-1404 برای استان هرمزگان یکی از بدترین دورههای بارشی نیمقرن اخیر بود. پنج ایستگاه هواشناسی استان کمترین میزان بارش تاریخ خود را ثبت کردند؛ ابوموسی تنها 3 میلیمتر باران در 12 ماه دریافت کرد و بندرعباس نیز با 9.5 میلیمتر در وضعیتی بسیار بحرانی قرار گرفت. این اعداد تنها بخشی از واقعیت اقلیمی است که جنوب کشور را بهشدت تحت فشار قرار داده. در گفتوگوی مفصل با «مرضیه سیسیپور»، کارشناس ادارهکل هواشناسی هرمزگان، از چرایی این تغییرات، نقش بادها و دریا، امید به بارشهای زمستانی و خطرهای تغییر اقلیم سخن گفتیم؛ روایتی که نشان میدهد پیشبینی آبوهوا در هرمزگان نه یک محاسبه ساده، بلکه علمی پیچیده و سرشار از ناشناختههاست.
…کنش و واکنشها خواهد بود و منطق اصلی قدرت با سردمداری سرمایهداری جهانی با محوریت منافعش به راه خود ادامه میدهد.در مورد رویدادهای مربوط به ایران هم اگرچه بعد از جنگ 12 روزه و پس از آن یعنی فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای فصل هفتمی ضد کشورمان، شاهد نوعی سکون ظاهری در پیوند با کنشهای آمریکا و نیروی نیابتیاش در منطقه یعنی اسرائیل هستیم اما با مداقهای عمیقتر شاهد پویاییهای زیاد اما زیرپوستی در این حیطهایم؛ مثلا در حالی که خبرها حکایت از گسیل ادوات نظامی آمریکا به منطقه دارد، خط سیر رویدادها نشان میدهد آمریکا در حال ایجاد ائتلافسازی منطقهای بر علیه ماست. این خط سیر در چارچوب نگاه بلند مدت آن به جمهوری اسلامی بوده است که میخواهد مواضعش نسبت به جمهوری اسلامی، با خصوصیات و مشخصههای کنونی را مرحله به مرحله سختتر کند. در این پیوند در حالی که شاهد گسترش فشارهای اقتصادی و سیاسی فزایندهاش هستیم، آمریکا با قطر پیمان امنیتی امضا کرده که هر گونه حمله به آن را حمله به خاک آمریکا نشان داده. در اتفاق قابل تامل دیگری، ترکیه هم که از قضا روابط بسیار نزدیکی با قطر دارد، به جمع پیرویکنندگان از تحریمهای فصل هفتمی ضد ایران پیوسته است…
اهمیت توجه به سالمندان را نمیتوان تنها به وظایف اخلاقی محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی…
…از تهران: بار جمعیتی و مدیریتی تهران نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه امنیت ملی را نیز آسیبپذیر کرده است.۲. ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی: تهران در نزدیکی گسلهای فعال قرار دارد و خطر زلزله همواره تهدیدی جدی محسوب میشود.3. توزیع عادلانه توسعه: تمرکز بیش از حد امکانات در تهران، موجب عقبماندگی بخشهای وسیعی از کشور، بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت سیاسی یا اداری باشد…
در این نشست، اعضای شورای استان با اشاره به چالشهای موجود در حوزه سلامت در شهرستانها، بر ضرورت گسترش زیرساختهای بهداشتی در مناطق محروم، تأمین پزشک و نیروی متخصص در شهرستانها، و تجهیز مراکز درمانی تأکید کردند. همچنین رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان گزارشی از عملکرد دانشگاه، پروژههای در دست اجرا و برنامههای آینده برای توسعه خدمات بهداشتی و درمانی ارائه داد.
…به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش تبدیل رابطه دولت و ملت به رابطهای یکسویه…
شهروندان این دیار، وقتی میبینند در شهرهای مجاور مانند شیراز، کرمان، یزد، بوشهر، اهواز و... با کرایهای بهمراتب کمتر مسیرهای مشابه را طی میکنند، با خود میپرسند: چرا باید هزینه حملونقل در شهری که سفرههای کوچک شهروندانش هر روز کوچکتر و کمرنگتر میشود، از شهرهای برخوردار بیشتر باشد؟ این نابرابری در یک تجربه ساده نگارنده هم خود را نشان داد؛ در سفری با اسنپ به فرودگاه، از راننده درباره محل زندگیاش پرسیدم. گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند…
…تحریمهای اخیر اگرچه کشور آسیبهای زیادی خواهد دید اما شاهد رویدادهای آخرالزمانی چون مرگ اقتصاد کشور نخواهیم بود و باید بدانیم اتهامزنی در رسانهها به این و آن هم دردی را دوا نمیکند. همینطور حاکمیت برای هر چه تقلیل دادن تبعات این اتفاق ابتدا باید ضمن تزریق بیشتر آرامش به جامعه با دادن اطلاعات صحیح به جامعه، به ویژه آگاهیبخشی تبعات و محدودیتهای ناشی از این فشارها و همینطور داشتهها و توانمندیهای کشور، همراهی مضاعفی را از سوی مردم پشت سر خود داشته باشد؛ همچنین از تجارب تحریمها در دورههای قبل به ویژه در حیطه فسادزدایی استفاده کند. کشور ما با داشتن منابع طبیعی عظیم، جمعیت قابل توجه، همسایگان نسبتا زیاد و اقتصاد بزرگ، پتانسیل زیادی برای تقلیل پیامدهای مضر این تحریمها دارد. دیگر آنکه ما تنها کشور در جهان نیستیم که تحت تحریمهای ذیل فصل هفت قرار گرفتهایم؛ چه در گذشته و چه حال کشورهای متعدد دیگری تحت همین تحریمها قرار گرفته اند. تجارب این کشورها برای ما ارزشمند است. در پایان باید بدانیم مهمترین و بزرگترین حامی ما خود ما هستیم؛ پس با تمام تلاش ضمن احترام به تفاوت سلایق و نظرات مختلفمان، مجدانه بکوشیم از شرایط دشوار کنونی با کمترین هزینه ممکن عبور کنیم.روزنامه صبح ساحل