جدید به قدیم
مردانگی و تابوی ضعفمفهوم مردانگی یک برساخته اجتماعی ثابت و جهانی نیست و بیشتر محصول فرآیندهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی است که همواره در حال بازتولید و گاه بازتعریف است. نظریهپردازانی چون راجر کانل با طرح مفهوم نرینگی هژمونیک، به الگویی ایدهآل و غالب از مردانگی اشاره میکنند که در یک زمان و مکان خاص، هنجار محسوب میشود. این الگو بر ویژگیهایی چون سلطهجویی، عقلانیت در مقابل احساسمحوری، استقلال، شجاعت فیزیکی و به ویژه خوداتکایی مطلق تاکید دارد. در این چهارچوب، اعتراف به نیاز و درخواست کمک، خواه برای تعمیر یک وسیله، خواه برای التیام یک زخم روانی، عملی "زنانه" یا "کودکانه" تلقی میشود و مرد را از ایدهآل مردانگی دور میسازد. این فرآیند از طریق نهادهای مختلفی مانند خانواده، مدرسه، گروه همسالان و رسانهها نهادینه میشود. پسران میآموزند که برای حفظ احترام و موقعیت خود در سلسله مراتب مردانه باید دردها و ترسهای خود را درونی کنند. بنابراین، تابوی درخواست کمک، صرفا یک ترس شخصی نیست بلکه یک مکانیسم نظارتی اجتماعی است که انطباق با هنجارهای جنسیتی را تضمین میکند. مردی که این تابو را میشکند، نه تنها با انگ ضعف فردی، بلکه با تهدید به حاشیه نشینی اجتماعی مواجه میشود، چرا که هویت جنسیتی او…
به گزارش صبح ساحل، دیدارهای هفته هفدهم لیگ برتر پنجشنبه و جمعه برگزار میشود. سازمان لیگ اسامی محرومان این هفته را اعلام کرد که طبق آن خسرو حیدری، مربی استقلال و مازیار زارع، سرمربی ملوان محروم هستند.آلومینیوم اراک: رضا نظیری (فیزیوتراپ) کارت قرمز، روحالله اصغری (مدیر تیم) ۲ اخطاره، مجید محافظت کار (مربی) ۲ اخطاره، محمود کیشانی (تدارکات) کارت قرمزاستقلال: خسرو حیدری (مربی) ۲ اخطارهچادرملو اردکان: پیمان شیرزادی (تدارکات) ۲ اخطارهگل گهرسیرجان: حیدر افسری (مدیر تیم) ۲ اخطاره، علیرضا علیزاده ۴ اخطارهملوان بندر انزلی: غلامرضا ثابت ایمانی کارت قرمز، مازیار زارع ۲ اخطاره
… کل تصویر خود فرو میریزد. مکانیسم بقایکی از پاسخهای رایج روان به فشارهای شهری، بیحسی هیجانی است. وقتی محرکها بیش از حد میشوند، ذهن برای بقا، شدت احساسات را کاهش میدهد. این بی حسی، اغلب به اشتباه آرامش تلقی میشود، اما در واقع نوعی کرختی دفاعی است. فرد کمتر ناراحت میشود، اما کمتر هم خوشحال میشود. همدلی کاهش مییابد، زیرا همدلی انرژی میخواهد و انرژی کمیاب است. بیحسی هیجانی در شهر، یک انتخاب آگاهانه نیست واکنشی ناخودآگاه به فرسودگی است. این وضعیت اگر طولانی شود، میتواند به افسردگی پنهان منجر شود؛ افسردگیای که نه با غم شدید، بلکه با بی معنایی و بیتفاوتی شناخته میشود. شهر به ما یاد میدهد چگونه احساس نکنیم تا بتوانیم ادامه دهیم. امکان ترمیم با وجود همهی این فشارها، شهر فقط منبع آسیب نیس میتواند بستر ترمیم هم باشد. فضاهای سبز، تعاملهای معنادار کوچک، هنر شهری و بازپسگیری آگاهانهی زمان، میتوانند اثرات فرساینده را تعدیل کنند. روانشناسی نشان میدهد حتی تماس کوتاه با طبیعت، استرس را کاهش میدهد. پیوندهای انسانی هرچند محدود اما واقعی، نقش حفاظتی دارند. مسئله، حذف شهر نیست بلکه بازطراحی رابطهی ما با آن است. وقتی فرد آگاهانه سرعتش را تنظیم میکند مرزهای روانی میسازد و برای تجربهی هیجانی فضا ایجاد میکند…
یالوم و سنت رواندرمانی اگزیستانسیال«خیره به خورشید نگریستن» را نمیتوان جدا از سنت رواندرمانی اگزیستانسیال فهمید سنتی که یالوم یکی از مهمترین نمایندگان معاصر آن به شمار می رود. روان درمانی اگزیستانسیال برخلاف رویکردهایی که صرفا بر نشانهها تمرکز میکنند، به پرسشهای بنیادین هستی انسان میپردازد: مرگ، آزادی، تنهایی و معنا. یالوم در این کتاب نشان میدهد که اضطراب مرگ نه یک اختلال، بلکه بخشی اجتنابناپذیر از خودآگاهی انسانی است. آنچه آسیبزا میشود، نه وجود این اضطراب، بلکه سرکوب و انکار آن است. یالوم تحت تاثیر فیلسوفانی چون هایدگر، کییرکگور و نیچه، مرگ را «افق نهایی معنا» میداند افقی که بدون آن، زندگی به تعویق دائمی تبدیل میشود. در نگاه او، انسان زمانی میتواند آزادانه انتخاب کند که محدودیتهای وجودی خود را بپذیرد. این کتاب تلاشی است برای پیوند دادن فلسفهی اگزیستانسیال با تجربهی بالینی. جایی که مفاهیم انتزاعی مانند فناپذیری، در اتاق درمان و در روایت زندگی بیماران معنا مییابند. یالوم از موضع یک درمانگر سخن میگوید، نه یک واعظ یا فیلسوف برج عاجنشین. او نشان میدهد که چگونه ترس از مرگ میتواند در قالبهای متفاوتی بروز کند: نگرانی افراطی درباره سلامت، وابستگیهای عاطفی افراطی، یا حتی میل وسواسگونه به موفقیت. اهمیت این رویکرد در آن است که…
مقاومت ناپیدادر رواندرمانی، یکی از شایعترین پدیدهها «مقاومت» است نه به عنوان لجاجت آگاهانه، بلکه به مثابه واکنش ناخودآگاه به تهدید تغییر. فرد ممکن است از بهبود حرف بزند، اما همزمان قرارهای درمانی را لغو کند، تمرینها را انجام ندهد یا درست در آستانهی پیشرفت، بحرانی تازه بیافریند. این مقاومت اغلب از ترسِ از دست دادن هویت قبلی میآید. برای کسی که سالها خود را قربانی، افسرده، ناموفق یا تنها تعریف کرده، بهتر شدن یعنی از دست دادن داستانی که با آن شناخته شده است. جامعه نیز این هویتها را بازتولید میکند ما اغلب با درد دیده میشویم، نه با سلامت. در شبکههای اجتماعی، رنج روایتپذیرتر از بهبود است. شکست همدلی میآورد، اما رشد گاه حسادت یا فاصله ایجاد میکند. از منظر جامعه شناسی، تغییر فردی همیشه در خلا رخ نمیدهد. بهتر شدن میتواند تعادل روابط را بر هم بزند: خانوادهای که به نقش بیمار عادت کرده، ممکن است ناخودآگاه در برابر بهبود مقاومت کند چرا که با سلامت فرد، نقشهای دیگران نیز باید تغییر کند. بنابراین مقاومت، فقط درون فرد نیست در شبکهای از روابط، انتظارات و مناسبات قدرت تنیده شده است. بهتر شدن، به معنای خروج از جایگاهی است که هرچند دردناک، اما تثبیتشده بوده است.ترس از…
… اغلب برای حفظ آرامش رابطه، خشم خود را سرکوب میکند. او به خود میگوید "ارزش دعوا ندارد"، "خودم انجامش میدهم"، یا "طرف مقابلم متوجه نمیشود". اما خشمِ بیان نشده ناپدید نمیشود به شکل کنایه، سردی عاطفی، کاهش میل جنسی یا فاصلهگیری هیجانی بازمیگردد. این خشم مزمن، رابطه را از درون میخورد، بیآنکه الزاما به تعارضهای آشکار منجر شود. در چنین فضایی، عشق جای خود را به حساب و کتاب میدهد: چه کسی بیشتر داده و چه کسی کمتر. وقتی رابطه به دفتر بدهکار بستانکار تبدیل میشود، صمیمیت آسیب میبیند. خشم فروخورده همچنین خطر افسردگی را افزایش میدهد، زیرا فرد احساس میکند گرفتار چرخهای است که کنترلی بر آن ندارد. نابرابری در اینجا نه یک بیعدالتی بیرونی، بلکه تجربهای درونی از بیقدرتی است. چرا کمک کردن مسئله را حل نمیکندیکی از رایجترین سوءتفاهمها در روابط، مفهوم کمک کردن است. وقتی یکی از زوجین میگوید من کمک میکنم، ناخواسته فرض میگیرد که مسئولیت اصلی بر عهدهی دیگری است. کمک، موقتی و وابسته به درخواست است، نه مبتنی بر مسئولیت مشترک. این نگاه، نابرابری را در سطح زندگی مشترک بازتولید میکند، حتی اگر نیت خیرخواهانه باشد. فردی که بار ذهنی را حمل میکند، باید نه تنها کارها را انجام دهد بلکه آنها…
اولین چیزی که باید بعد از امتحانات به آن توجه کنید، استراحت است. زمانی که شما چند هفته یا حتی ماهها برای آماده شدن و موفقیت در امتحانات تلاش کردهاید، بدن و ذهن شما به شدت خسته شده است. خواب کافی، یکی از بهترین راهها برای ریکاوری جسمی و ذهنی است. شبها به اندازه کافی بخوابید و در طول روز اگر احساس خستگی کردید، کمی استراحت کنید. بدن شما نیاز به زمانی برای تجدید قوا دارد.عدهای از دانشآموزان کلاسهای ورزشی خود را به خاطر فصل امتحانات رها میکنند. لازم است با به پایان رسیدن فصل امتحانات به تحرک بدنی و تجدیدقوا بپردازند؛ زیرا ورزش، یکی دیگر از راههای مؤثر برای بازگشت به آرامش است. فعالیتهای بدنی میتواند به شما کمک کند تا انرژی تازهای به دست آورید.لازم نیست حتما به باشگاه بروید یا تمرینات سنگین انجام دهید؛ گاهی اوقات یک پیادهروی ساده در پارک یا دوچرخهسواری در طبیعت میتواند روحیه شما را به طور چشمگیری بالا ببرد. ورزش نه تنها استرس را کاهش میدهد، بلکه به بهبود خواب و تقویت ذهن کمک میکند.زمانی که از فشارهای امتحان فارغ شدهاید، حالا وقت آن رسیده که به کارهایی بپردازید که از آنها لذت میبرید. شاید مدتها بود که فرصت…
…برای بازی، تجربهکردن و خطا کردن است. کودکانی که از سالهای ابتدایی مدرسه با برنامههای سنگین، کلاسهای متعدد و انتظار دائمی برای بهترینبودن مواجه بودهاند، اغلب در سالهای حساس دبیرستان یا دانشگاه به نقطهای میرسند که دیگر «سوخت روانی» کافی برای ادامه ندارند. این وضعیت بهصورت بیعلاقگی، احساس بیمعنایی، افت شدید انرژی و کاهش انگیزهی تحصیلی خود را نشان میدهد. جامعه معمولا این وضعیت را نوعی افت ناگهانی میبیند، اما از منظر روانشناختی، این افراد سالها با سرعتی بیش از ظرفیت پیش رفتهاند. فرسودگی تحصیلی فقط به کاهش عملکرد ختم نمیشود؛ گاهی موجب کاهش اعتماد به نفس، کاهش احساس کارآمدی و حتی افسردگی میشود. نوجوانی که سالها بهعنوان ستارهی کلاس شناخته شده، در مواجهه با ناتوانیهای طبیعی دوران گذار، احساس شکست عمیقی میکند. همین ضربهی هویتی، مسیر او را در بزرگسالی دشوارتر میسازد. در مقابل، کودکانی که فرصت بیشتری برای تجربهی بازی، اشتباه و مسیرهای غیرخطی داشتهاند، معمولا با انرژی پایدارتر و انعطافپذیری بیشتری وارد بزرگسالی میشوند. خانواده و آموزشروابط خانوادگی نقشی مرکزی در شکلگیری الگوی عملکرد کودکان دارد. در بسیاری از خانوادهها، موفقیت تحصیلی معیار اصلی ارزشگذاری کودک است و همین امر سبب میشود کودک یاد بگیرد که دوستداشتنی بودن به نتیجه گره خورده است. این الگوی…
…کنار هم بخوانیم، تصویری کاملتر از مسئلهی تنظیم هیجان در نوجوانی بهدست میآید. کتاب اتریش بر توانمندسازی درونی نوجوان تمرکز دارد و کتاب پیتمن بر مسئولیت و نقش محیط خانواده. این دو نگاه، نه متضاد، بلکه مکمل یکدیگرند. در جامعهای که نوجوانان با فشارهای متعدد آموزشی، اجتماعی و رسانهای مواجهاند، آموزش تنظیم هیجان دیگر یک موضوع لوکس یا صرفا فردی نیست مسئلهای اجتماعی است که با سلامت روان نسل آینده گره خورده است. نبود این مهارت میتواند به افزایش پرخاشگری، اضطراب مزمن، افسردگی و حتی گرایش به رفتارهای پر خطر منجر شود. در چنین شرایطی، کتابهایی از این دست میتوانند نقش واسطهای میان دانش تخصصی روانشناسی و زندگی روزمره خانوادهها ایفا کنند. آنها نه جای درمان تخصصی را میگیرند و نه ادعای معجزه دارند، اما میتوانند آگاهی ایجاد کنند و مسیر گفتگو را باز کنند. نکتهی مهم این است که هر دو کتاب، هیجان را امری طبیعی و انسانی میدانند و از برچسب زنی به نوجوان پرهیز میکنند. این رویکرد به ویژه در فرهنگی که هنوز ابراز هیجانهای منفی گاه با شرم یا سرزنش همراه است، اهمیتی دو چندان دارد. آموزش تنظیم هیجان، در نهایت آموزش زیستن مسئولانه با احساسات است مهارتی که اگر در نوجوانی آموخته شود، آثار آن…
…با ثباتتری دارد، میتواند نبود تایید را تاب بیاورد، بدون آنکه فروبپاشد یا خود را بیارزش تلقی کند.خود کاذب و نمایش برای دیگریوینیکات مفهوم خود کاذب را برای توصیف وضعیتی بهکار میبرد که در آن فرد برای حفظ رابطه با دیگری، بخشهایی از خود اصیل را پنهان میکند. کودکانی که مجبور بودهاند زودتر از توان روانی شان با نیازهای والد سازگار شوند، اغلب یاد میگیرند آنچه مطلوب است را نمایش دهند. این الگو در بزرگسالی میتواند به زندگیای تبدیل شود که بیش از آن که زیسته شود، اجرا میشود. در چنین وضعیتی، تایید دیگران حیاتی میشود زیرا بدون آن، خود کاذب فرو میریزد و فرد با خلایی عمیق روبهرو میشود. اضطراب، افسردگی و احساس پوچی، اغلب پیامد همین گسست میان خودِ زیسته و خودِ نمایشی است.بعد اجتماعی نیاز به تاییداگرچه ریشههای نیاز به تایید در تجربههای اولیهی روانی است، اما نمیتوان از بستر اجتماعی آن غافل شد. جامعهی معاصر، به ویژه در قالب شبکههای اجتماعی، میل به دیدهشدن را تشدید کرده است. ارزشگذاری عددیِ توجه (لایک، فالوور، بازدید) تایید را به کالایی قابل اندازهگیری تبدیل کرده است. در چنین فضایی، خود به پروژهای دائمی برای عرضه و به روزرسانی بدل میشود. از منظر روانکاوی اجتماعی، میتوان گفت…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد